شايسته ندادند كه هر وقت او را مىبيند شاد مىشود، وهرگاه براى او سوگند مىخورد آن را بر مىآورد، ودر غياب مرد، مال وناموس او را نگه مىدارد.»[1]
تزويج جوان عزب
4- بدين سان اسلام به ازدواج تشويق مىكند، و جوانان را به ازدواج دعوت مىكند. خداوند مىفرمايد: (وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[2]
«ومردان وزنان بى همسر را همسر دهيد، وهمچنين غلامان وكنيزان صالح ودرستكاران را، اگر فقير وتنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بى نياز مىسازد، وخداوند گشايش دهنده و آگاه است.»
در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «كسى كه عزبى را به ازدواج در آورد از كسانى خواهد بود كه در روز رستاخيز خداوند به او نظر مىكند.»[3]
[1]- همان، ص 22، باب 9، حديث 4.
[2]- سوره نور، آيه 32.
[3]- همان، ص 26، باب 12، حديث 1.
4- چگونگى گزينش همسر
1- در فصلهاى گذشته اين كتاب احاديثى را پيرامون ويژگيهاى زنى خوانديم كه شايسته است به عنوان شريك زندگى بر گزيده شود، ولى مهمترين اين ويژگيها گزينش زن است به سبب ديندارى او ونه براى مال وجمالش بدون در نظر گرفتن دين او.
در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «هرگاه مردى به سبب جمال يا مالِ زنى با او ازدواج كرد به همان واگذار مىشود، وهرگاه به خاطر دينش با او ازدواج كرد خداوند مال وجمال را نيز بدو ارمغان كند.»[1]
2- اسلام، ازدواج با خويشاوندان را تشويق مىنمايد، امام زين العابدين مىفرمايد: «كسى كه براى خدا وصله رحم ازدواج كند خداوند تاج فرشتگان بر سر او نهد.»[2]
3- اسلام تشويق مىكند زنى زايا گرفته شود، نه زن نازا ولو زيبا
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 30، باب 14، حديث 1.
[2]- همان، ج 14، ص 31، باب 14، ح 6.
وخوش سيما هم باشد. امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «بدانيد كه زن سياه اگر زايا باشد نزد من محبوبتر است از زن زيباى نازا.»[1]
4- ونيز ايشان از جدش پيامبر اكرم روايت مىكند كه فرمود: «با دختر باكره زايا ازدواج كنيد، وبا زن نازاى زيبا ونيكو چهره ازدواج نكنيد كه من در روز رستاخيز به شما امت خود خواهم باليد.»[2]
البته اسلام از جنبه زيبايى نيز غافل نمانده، ودستور داده زن زيبايى انتخاب شود كه دين دارد وفرزند بسيار مىآورد. امام رضا عليه السلام از جدش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه: «پيامبر فرمود: خير را نزد زنان زيبا روى بجوئيد كه كردار آنها شايستهتر است كه نيكو باشد.»[3]
[1]- همان، ص 33، باب 15، حديث 3.
[2]- همان، ص 33، باب 16، حديث 1.
[3]- همان، ص 37، باب 21، حديث 4.
5- شتاب در شوهر دادن دختر
1- اسلام توصيه مىكند همين كه دختر به حد زنانگى رسيد شوهرش دهند، ونشانه آن قاعدگى ماهانه است. امام صادق عليه السلام فرمود: «از سعادت شخص آن است كه دخترش در خانهاش حيض نشود.»[1]
پيامبر صلى الله عليه و آله حكمت اين كار را مصونيت در برابر تباهى وفساد دختران مىداند. حضرت صلى الله عليه و آله در خطبه شريفى مىفرمايد: «اى مردم! جبرئيل از خداوند لطيف وخبير براى من خبر آورد كه:
دختران باكره همچون ميوه هستند بر روى درخت كه هرگاه اين ميوه برسد وچيده نشود آفتاب او را فاسد مىكند وباد او را مىپراكند.
دختران باكره نيز هرگاه به حد زنان برسند دارويى ندارند مگر شوهر، ودر غير اين صورت از تباهى مصون نخواهند بود، زيرا آنها نيز انسانند.»
مردى برخاست وگفت: يا رسولاللَّه دختران خود را به كه بدهيم؟
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 39، باب 23، حديث 1.
فرمود: (به همتاهايشان) مرد عرض كرد: همتاهاى ايشان كيانند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «مؤمنان، كفو وهمتاى يكديگر هستند، مؤمنان كفو وهمتاى يكديگر هستند.»[1]
پيامبر صلى الله عليه و آله در همين معنا مىفرمايد: «خداوند با اسلام، كسى را كه در جاهليت ارجمند بود پست كرد، وكسى را كه در جاهليت پست بود، با اسلام ارجمند گرداند، وكسى را كه در جاهليت ذليل بود، با اسلام گرامى داشت، وبا اسلام همه تكبرهاى جاهلى وباليدن به عشيره وقبيله ونسب والا را از بين برد، پس همه مردم امروز خواه سفيد باشند يا سياه، قريشى باشند يا عرب يا عجم همگى از آدمند وآدم را هم خداوند از گل بسرشت، ومحبوبترين مردم نزد خداوند فرمانبرترين ومتقىترين آنهاست.»[2]
پيامبر صلى الله عليه و آله عملًا به همين كار پرداخت تا پس از خود سنتى بر جاى نهاده باشد. او دختر زبير عمويش را به ازدواج مقداد بن اسود در آورد همانطور كه در حديث امام صادق عليه السلام آمده است:
«پيامبر صلى الله عليه و آله، ضباعه دختر زبير بن عبد المطلب را به ازدواج مقداد بن اسود در آورد. حضرت رسول اين كار را كرد تا ازدواج را آسان كند، وتا آن كه مردم از پيامبر صلى الله عليه و آله پيروى كنند، وبدانند كه گرامىترين آنها نزد خداوند پرهيزگارترين آنهاست.»[3]
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 39، باب 23، حديث 2.
[2]- همان، ص 44، باب 25، حديث 1.
[3]- همان، ج 14، ص 45، باب 26، حديث 1.
براساس همين روايت وروايات ديگر، فقها ازدواج دختر هاشمى با پسر غير هاشمى را روا دانستهاند.
وملاك در مرد آن است كه اخلاق ودينى پسنديده داشته باشد.
2- پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «اگر كسى به خواستگارى دختر شما آمد كه اخلاق ودين پسنديدهاى داشت دختر خويش را به او بدهيد، واگر چنين نكنيد در زمين فتنه وتباهى بسيار پديد آيد.»[1]امام صادق عليه السلام در روايتى شرط توانگرى مالى را نيز بدان مىافزايد ومىفرمايد: «كفو وهمتا آن است كه پاكدامن باشد و (از نظر مالى) توانگر».[2]
ترديدى نيست كه مرد توانگر بهتر از مرد نادار است، ولى اصل، ديانت واخلاق است، پس اگر كسى ثروتمند بود ولى ايمانى سست داشت واخلاقى ناپسند، بايد فقير مؤمن خوش اخلاق را به او برترى داد.
3- از نشانههاى ديندارى است ترك اعمال و رفتارهاى تباه كننده و مهلك، بويژه ميگسارى، وشرع نهى نموده از آن كه دخترى را به باده گسارى داد. در حديثى از امام صادق عليه السلام رسيده است كه: «كسى كه دختر خود را به باده گسارى دهد قطع رحم او كرده است.»[3]
4- ونيز اسلام مانع از آن شده كه به منحرف جنسى و (مخنَّث) دختر داد. در حديثى كه على بن جعفر از امام صادق روايت مىكند
[1]- همان، ص 51، باب 28، حديث 1.
[2]- همان، ص 52، باب 28، حديث 5.
[3]- همان، ص 53، باب 29، حديث 1.
آمده است كه از حضرت درباره اين پرسيدم كه آيا دخترم با جوانى ازدواج بكند كه انسان نرمى است وپدرش هم اشكالى ندارد؟
حضرت عليه السلام فرمود: (اگر بد كردار (مخنث) نيست به ازدواج او در آور.»[1]
5- در بُعد اخلاق، شرع نهى مىكند از اين كه دختر را به ازدواج اقوامى در آورد كه از وفادارى دورند. در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود: «دختران خود را به اقوام زنجى وخزرى ندهيد كه بى وفا هستند.»[2]
ظاهر حديث دلالت بر آن دارد كه حكمت اين نهى، كاستى در وفادارى است واين حكمت همه موارد مشابه را در بر مىگيرد چنان كه با از ميان رفتن سبب، حكم نيز از ميان مىرود، پس اگر اهالى خزر به وفادارى شناخته شدند مىتوان با آنان خويشاوندى بر قرار كرد.
6- از ديانت است خردمندى، پس شرعاً مكروه است زن نادان واحمقى را به همسرى گرفت. امير المؤمنين مىفرمايد: «بپرهيزيد از ازدواج با زن احمق كه همراهى با او بلا وفرزندش موجب تباهى است.»[3]
بيشتر از زن احمق، ازدواج با زن ديوانه كراهت دارد، زيرا جنون او در كودكان اثر مىنهد.
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 54، باب 30، حديث 2.
[2]- همان، ص 55، باب 31، حديث 2.
[3]- همان، ص 56، باب 33، حديث 1.
6- آداب ازدواج
1- خواندن خطبه، پيش از عقد مستحب است، وبهتر است شامل حمد وثناى خداوند وتوصيه به تقوا باشد، وشايسته است هر آنچه را زن وشوهر وحضّار نياز دارند در خطبه يادآورى شود، مانند اصول ايمان ومحاسن اخلاق وآداب وآنچه را دانشمند خواننده خطبه مناسب ببيند.
خطبه امامان معصوم براى ما نمونه خوبى است. در خطبه امير المؤمنين آمده است كه ايشان پس از حمد خدا چنين خطبه كردند:
«اوصيكم بتقوى اللَّه العظيم، فإنّ اللَّه عزّ وجلّ قد جعل للمتّقين المخرج ممّا يكرهون، والرزق من حيث لا يحتسبون، فتنجّزوا من اللَّه موعوده، واطلبوا ما عنده بطاعته، والعمل بمحابه، فإنّه لا يدرك الخير إلّا به، ولا ينال ما عنده إلّابطاعته، ولا تكلان فيما هو كائن إلّاعليه، ولا حول ولا قوة إلّاباللَّه.
أمّا بعد، فإن اللَّه أبرم الامور وأمضاها على مقاديرها، فهي غير متناهية عن مجاريها دون بلوغ غاياتها، فيما قدر وقضى من ذلك، وقد