آمده است كه از حضرت درباره اين پرسيدم كه آيا دخترم با جوانى ازدواج بكند كه انسان نرمى است وپدرش هم اشكالى ندارد؟
حضرت عليه السلام فرمود: (اگر بد كردار (مخنث) نيست به ازدواج او در آور.»[1]
5- در بُعد اخلاق، شرع نهى مىكند از اين كه دختر را به ازدواج اقوامى در آورد كه از وفادارى دورند. در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود: «دختران خود را به اقوام زنجى وخزرى ندهيد كه بى وفا هستند.»[2]
ظاهر حديث دلالت بر آن دارد كه حكمت اين نهى، كاستى در وفادارى است واين حكمت همه موارد مشابه را در بر مىگيرد چنان كه با از ميان رفتن سبب، حكم نيز از ميان مىرود، پس اگر اهالى خزر به وفادارى شناخته شدند مىتوان با آنان خويشاوندى بر قرار كرد.
6- از ديانت است خردمندى، پس شرعاً مكروه است زن نادان واحمقى را به همسرى گرفت. امير المؤمنين مىفرمايد: «بپرهيزيد از ازدواج با زن احمق كه همراهى با او بلا وفرزندش موجب تباهى است.»[3]
بيشتر از زن احمق، ازدواج با زن ديوانه كراهت دارد، زيرا جنون او در كودكان اثر مىنهد.
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 54، باب 30، حديث 2.
[2]- همان، ص 55، باب 31، حديث 2.
[3]- همان، ص 56، باب 33، حديث 1.
6- آداب ازدواج
1- خواندن خطبه، پيش از عقد مستحب است، وبهتر است شامل حمد وثناى خداوند وتوصيه به تقوا باشد، وشايسته است هر آنچه را زن وشوهر وحضّار نياز دارند در خطبه يادآورى شود، مانند اصول ايمان ومحاسن اخلاق وآداب وآنچه را دانشمند خواننده خطبه مناسب ببيند.
خطبه امامان معصوم براى ما نمونه خوبى است. در خطبه امير المؤمنين آمده است كه ايشان پس از حمد خدا چنين خطبه كردند:
«اوصيكم بتقوى اللَّه العظيم، فإنّ اللَّه عزّ وجلّ قد جعل للمتّقين المخرج ممّا يكرهون، والرزق من حيث لا يحتسبون، فتنجّزوا من اللَّه موعوده، واطلبوا ما عنده بطاعته، والعمل بمحابه، فإنّه لا يدرك الخير إلّا به، ولا ينال ما عنده إلّابطاعته، ولا تكلان فيما هو كائن إلّاعليه، ولا حول ولا قوة إلّاباللَّه.
أمّا بعد، فإن اللَّه أبرم الامور وأمضاها على مقاديرها، فهي غير متناهية عن مجاريها دون بلوغ غاياتها، فيما قدر وقضى من ذلك، وقد
كان فيما قدر وقضى من أمره المحتوم وقضاياه المبرمة، ما قد تشعبت به الأخلاف، وجرت به الأسباب، وقضى من تناهي القضايا بنا وبكم إلى حضور هذا المجلس الذي خصنا اللَّه وإيّاكم للذي كان من تذكرنا آلائه، وحسن بلائه، وتظاهر نعمائه، فنسأل اللَّه لنا ولكم بركة ما جمعنا وإيّاكم عليه، وساقنا وإيّاكم إليه، ثمّ انّ فلان بن فلان ذكر فلانة بنت فلان وهو في الحسب من قد عرفتموه، وفي النسب من لا تجهلونه، وقد بذل لها من الصداق ما قد عرفتموه، فردوا خيراً تحمدوا عليه وتنسبوا إليه وصلّى اللَّه على محمّد وآله وسلم.»[1]
2- مستحب است گواهانى را بر ازدواج گرفت تا نسب و ارث اثبات گردد. وچه بسا حكمت اين مسأله شامل همه مواردى گردد كه نسب وارث را حفظ مىكند واختلافها را از ميان مىبرد؛ مثل ثبت در محضر ونظاير آن. در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «بيّنهها براى اثبات نسب وارث مقرّر شده است.»[2]
3- مستحب است در ازدواج، آن هم بدور از زياده روى وريا، وليمه داده شود، وبايد از اين طعام به فقرا نيز داده شود وتنها به توانگران وشخصيتها محدود نشود. ونبايد جشن ازدواج را بهانهاى قرار داد براى برترى جويى به مردم، وآنچه قشرهاى آسيب پذير وميانى را به سبب عدم توانايى در همراهى با توانگران به دشوارى افكند. از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمود: «اطعام هنگام ازدواج از سنتهاى پيامبران است.»[3]
[1]- الفروع من الكافى، ج 5، ص 370.
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 67، باب 43، حديث 1.
[3]- همان، ج 14، ص 64، باب 40، حديث 1.
ونيز پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «وليمه روز نخست، حق است، ودر روز دوم نيكى، وافزون برآن ريا وشهرتطلبى.»[1]
4- از آداب ازدواج است گزينش وقت مناسب براى زفاف. پس دخول در شب بهتر از روز است، وروز براى وليمه بهتر از شب. در روايتى از امام صادق عليه السلام رسيده است كه: «عروسهايتان را شب زفاف كنيد، ووليمه را در روز دهيد.»[2]
اسلام شب زنده دارى را جز در سه مورد نهى كرده كه از آن جمله است زفاف. از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است كه فرمود: «شب زنده دارى نيست جز در سه مورد: تهجّد با قرآن، يا در طلب دانش، يا عروسى كه به خانه بخت مىرود.»[3]
5- اسلام خوش نمىدارد ساعت گرمى براى زفاف برگزيده شود.
به امام باقر عليه السلام خبر رسيد كه مردى در ساعت گرم نيمروز ازدواج كرده، پس حضرت عليه السلام فرمود: «آنها را نمىبينم كه به توافق برسند» پس از هم جدا شدند.[4]
6- نيز اسلام خوش نمىدارد عروسى در روزى صورت پذيرد كه قمر در برج عقرب است. امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «هركه به هنگامى كه قمر در برج عقرب است ازدواج كند روى خوبى را نخواهد ديد.»[5]
[1]- همان، ص 65، باب 40، حديث 4.
[2]- همان، ص 62، باب 37، حديث 2.
[3]- همان، ص 63، باب 37، حديث 5.
[4]- همان، ج 14، ص 63، باب 38، حديث 1.
[5]- همان، ج 14، ص 80، باب 54، حديث 1.
7- همچنين است هنگام محاق ماه (روزهاى پايانى ماههاى قمرى) امام حسن عسكرى مىفرمايد: «كسى كه به هنگام محاق ماه ازدواج كند بايد تسليم سقط جنين شود.»[1]
8- مستحب است هنگام دخول، مرد وضو داشته باشد ودعاى مأثورى را بخواند كه از امام صادق عليه السلام روايت شده است: «هرگاه بر همسرت وارد شدى دست بر پيشانى او بگذار وروى به قبله آور وبگو:
«اللّهمّ بأمانتك أخذتها، وبكلماتك استحللتها؛ فإن قضيت منها ولداً فاجعله مباركاً تقيّاً من شيعة آل محمّد، ولا تجعل للشيطان فيه شركاً ولا نصيباً.»[2]
وهرگاه آهنگ نزديكى كند دعايى را بخواند كه از امام باقر عليه السلام رسيده است:
«اللّهمّ ارزقني ولداً واجعله تقيّاً زكيّاً ليس في خلقه زيادة ولا نقصان، واجعل عاقبته إلى خير.»[3]
9- وهنگام نزديكى شايسته نيست زن را به شتاب اندازد، ونبايد تا وقتى كه نياز زن بر آورده نشده او را رها سازد. اسلام از زبان حضرت على عليه السلام اين چنين به ما تعليم مىدهد: «هرگاه فردى از شما آهنگ همسر خود كرد نبايد او را به شتاب افكند، زيرا زنان نيز نيازهايى دارند.»[4]حكمت اين كار آن است كه اگر زنى كامياب نشود
[1]- همان، ص 80، باب 54، حديث 3.
[2]- همان، ص 81، باب 55، حديث 2.
[3]- همان، ص 82، باب 55، حديث 5.
[4]- همان، ص 83، باب 56، حديث 4.
چه بسا در انديشه مرد ديگرى افتد. امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «چه بسا كسى از شما با همسرش همبستر شود وزنش از او چنان جدا شود كه اگر حتى مرد زنگى را هم ببيند به او در آويزد. پس هر كسى آهنگ همسر خود كرد بايد ميان آن دو ملاعبهاى صورت پذيرد كه اين بهتر است.»[1]
10- مستحب است اگر مردى با ديدن زنى ديگر غريزهاش به هيجان آيد سراغ همسر خويش آيد واز او كام بگيرد. على عليه السلام به ما تعليم مىدهد كه: «هرگاه كسى از شما زنى را ديد كه از او خوشش آمد، كام از زن خود گيرد، زيرا زن او همان دارد كه آن زن، پس نبايد در قلبش براى شيطان راهى قرار دهد كه نگاه او را از زنش متوجه آن ديگرى كند.»[2]
ولى شايسته نيست آدمى با شهوت زن ديگرى خود را تحريك كند وسپس به شهوت آن زن با همسر خويش در آميزد، اين عمل بر حسب روايت رسيده از پيامبر صلى الله عليه و آله مكروه است. چه، پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «اى على! با شهوت زن ديگرى با همسرت نزديكى مكن، زيرا در اين صورت من از آن بيم دارم كه اگر نطفه فرزندى منعقد گردد، كودك شما نامرد وبى عقل باشد.»[3]
11- برخى از فقها، هنگام ميل و رغبت زن، آميزش با او را مستحب مىدانند، وحديث پيامبر صلى الله عليه و آله را مىآورند كه به مردى
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 82، باب 56، حديث 3.
[2]- همان، ص 73، باب 47، حديث 3.
[3]- همان، ص 188، باب 150، حديث 1.
فرمود: «آيا با روزه وارد صبح شدى؟ عرض كرد: خير.»
فرمود: «پس تهيدستى را اطعام كردى؟ عرض كرد: خير.»
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس نزد همسرت برو وبا او آميزش كن، كه او براى تو به منزله صدقه است.»[1]
12- شرعاً اشكالى ندارد كه مرد با هر وسيله ممكنى همسرش را از نظر جنسى كامياب نمايد، ولى نبايد در كاميابى همسرش از چيزى جز اعضاى خودش (اعضاى مرد) بهره گيرد. امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «اشكالى ندارد كه مرد در كاميابى با همسرش از همه قسمتهاى بدن خود كمك بگيرد، ولى نبايد با ابزارى غير از پيكر خود به كامگيرى بپردازد.»[2]
13- اگر چه نگاه كردن به شرمگاه همسر جايز است، ولى هنگام آميزش كراهت دارد، چنان كه سخن گفتن در آن حال نيز مكروه است.
در احاديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است كه نگاه كردن به فرج زنان مكروه است زيرا كورى به بار مىآورد، ونيز مكروه است سخن گفتن به هنگام جماع كه لالى در پى دارد، ونيز آميزش جنسى زير آسمان مكروه است.[3]
14- مستحب است هر يك از زن وشوهر پس از جماع براى پاك كردن موضع، از دستمالى جداگانه استفاده كنند ويك دستمال به كار
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 75، باب 49، حديث 1.
[2]- همان، ص 77، باب 51، حديث 2.
[3]- همان، ص 85، باب 59، حديث 6.
نبندند. پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام مىفرمايد: «با همسرت نزديكى مكن مگر آن كه تو دستمالى داشته باشى واو دستمالى، وخود را با يك دستمال تميز نكنيد تا مبادا شهوت بر شهوت قرار گيرد، كه اين كار دشمنى ميان شما دو را در پى دارد.»[1]
15- از حديثى چنين پيداست كه به هنگام حصر- يعنى نيازى كه آدمى را به شتاب اندازد- جماع كراهت دارد. امام صادق عليه السلام فرمود:
«انسانى كه خضاب كرده جماع نمىكند» راوى عرض كرد: فدايت گردم چرا انسانِ خضاب كرده جماع نمىكند؟ فرمود: «زيرا در حصر است.»[2]
16- نيز بلافاصله پس از خوردن غذا با شكم پر نبايد همبستر شد.
از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «سه چيز بدن را ويران مىكند وچه بسا آدمى را بكشد: با شكم پر به حمام رفتن، با شكم پر با همسر آميزش كردن وازدواج با پير زنان.»[3]
17- شايستهاست در اين اوقات كه در حديث امام باقر ذكر شده از مباشرت خوددارى كرد. ظاهراً آنچه همه اينها را گرد مىآورد حالت اضطراب وخوف است كه بر كودك حتى زن وشوهر اثر مىنهد. از امام عليه السلام پرسيدند: آيا وقتى هست كه جماع حلال در آن مكروه باشد؟ حضرت عليه السلام فرمود: «آرى، بين طلوع فجر وطلوع آفتاب، واز غروب آفتاب تا غروب شفق (يعنى سرخى آسمان)، ودر شب وروز
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 188، باب 150، حديث 1.
[2]- همان، ص 87، باب 61، حديث 1.
[3]- همان، ص 191، باب 152، حديث 1.