بالذت ويا ريبه نباشد- گوش كند اگر چه احتياط استحبابى در ترك آن است در غير موارد نياز وضرورت عرفى.
2- حرام است زنى صداى هيجان برانگيز خود را به گوش مردى بيگانه رساند.
3- مصافحه كردن با زنى بيگانه جز از روى پوشش جايز نيست، آنهم بى آنكه دست او را فشار دهد.
4- باكى نيست اگر شخص بدون شهوت يا ترس از افتادن در عمل حرام محارم خود را لمس كند.
5- مكروه است مردى در سلام بر زنان (نا محرم) پيشى گيرد وآنها را به طعام فرا خواند واين كراهت در زن جوان شديدتر است.
6- نشستن در جايگاه زن كه تازه از آن بلند شده است كراهت دارد، مگر پس از آنكه گرماى آن مكان به سردى مبدل شود.
7- احتياط در نگاه نكردن به عضو جداشدهاى از بيگانه مثل دست، بينى، زبان ونظاير آن است. ولى دندان، ناخن وموى استثنا شده است، اگرچه اقوى جواز مىباشد.
8- زن مىتواند موى ديگرى را به موى خود پيوند زند وهمسرش مىتواند به اين موى بنگرد ولى ديگرى نمىتواند بدان نظر كند، زيرا اين موى، موى او به شمار مى آيد.
4- حكم نگاه كردن به منظور ازدواج
حديث شريف:
1- از محمد بن مسلم آمده است كه گفت از امام محمد باقر عليه السلام پيرامون مردى پرسيدم كه مى خواهد ازدواج كند آيا چنين مردى مىتواند به زن مورد نظر نگاه كند؟
حضرت عليه السلام فرمود: «آرى، او آن زن را به گرانترين بهاء مىخرد.»[1]
2- از حسن بن السرى آمده است كه به ابى عبد اللَّه عليه السلام عرض كردم: آيا مردى مى تواند به زنى كه قصد ازدواج با او را دارد نيك بنگرد وبه پشت وچهره او نگاه كند؟
حضرت عليه السلام فرمود: «آرى باكى نيست كه مرد به چهره وپشت زنى بنگرد كه مى خواهد با او ازدواج كند.»[2]
3- در حديثى از يونس به نقل از امام صادق عليه السلام آمده كه به ابى عبد اللَّه عليه السلام عرض كردم آيا جايز است مرد به زنى بنگرد كه
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 59، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 36، حديث 1.
[2]- همان، حديث 3.
مىخواهد با او ازدواج كند؟
حضرت عليه السلام فرمود: «آرى. وجامهاى نازك براى او بپوشد، زيرا او مى خواهد اين زن را به گرانترين قيمت بخرد.»[1]
4- در حديثى از عبد اللَّه بن الفضل به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه آيا جايز است مرد به موى وزيبائىهاى زنى بنگرد كه مىخواهد با او ازدواج كند؟
حضرت عليه السلام فرمود: «اگر همراه با لذت جويى نباشد اشكالى ندارد.»[2]
تفصيل احكام:
مرد مىتواند به زنى كه از او خواستگارى مىكند بنگرد، زيرا مىخواهد او را شريك زندگى خويش قرار دهد وبا عقد ازدواج دائم با او پيوند بر قرار سازد ونيز اين حكم نسبت به زن جارى است، چه بعيد نيست كه او نيز بتواند در صورت نياز براى شناخت بيشتر به مردى بنگرد كه به خواستگارى او آمده است، چون علتى كه در روايات ذكر شده در هر دو طرف وجود دارد.
در اين زمينه تفصيلاتى است كه ذيلًا به آنهااشاره مىكنيم:
1- مرد مىتواند به چهره، دست، موى وزيبائيهاى زنى كه مىخواهد با او ازدواج كند، بنگرد، البته مشروط بر آن كه اين احتمال وجود داشته باشد كه او را به همسرى بر گزيند، ولى احتياط در اين
[1]- همان، ص 61، ابواب مقدمات نكاح وآداب آن، باب 36، حديث 11.
[2]- همان، ص 59، حديث 5.
است كه تنها به زنى بنگرد كه نيّت ازدواج با او را دارد، اما نگاه كردن به زنان به منظور گزيدن يكى از آنها براى ازدواج بنا به احتياط جايز نيست، كما اينكه جواز نگاه كردن مشروط به اين است كه مرد قبلًا او را نشناسد، واز اوصاف او- بطورى كه او را از نگاه كردن كاملًا بى نياز كند- شناختى نداشته باشد.
2- جواز نگاه كردن به ديگر اعضاى زن، جز زيبائىهاى او و جز نگاه كردن از پس جامهاى نازك براى شناخت ابعاد اندام او، بعيد به نظر مىرسد، و احتياط آن است كه از زن اجازه گرفته شود، ومرد نبايد بدون آگاهى واجازه زن به اعضاى دلرباى او بنگرد، بويژه اگر نگاه كردن موجب هتك زن يا دزدانه نگريستن به او مى شود، زيرا زيبائىهاى وى از حقوق اوست وتصرّف در حقوق ديگرى بدون اجازه او جايز نيست.
3- نگاه كردن به چنين زنى بايد به دور از قصد لذت جوئى باشد.
4- اگر با نگاه اول به زن آگاهى لازم به دست نيامد مىتواند نگاه را تكرار كرد.
5- ازدواج، سنّتى الهى
قرآن كريم:
1- (وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[1]
«بايد مردان بى زن وزنان بى شوهر وبندگان وكنيزان صالح وشايسته خود را همسر دهيد، اگر بينوا باشند خدا به كرم ولطف خود توانگرشان خواهد ساخت كه خدا رحمتش وسيع (ونامتناهى، وبه احوال بندگان) آگاه است.»
2- (وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ)[2]
«و از نشانههاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش بيابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين، نشانههايى است براى گروهى كه تفكّر مىكنند.»
[1]- سوره نور، آيه 32.
[2]- سوره روم، آيه 21.
3- (يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيراً وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبَاً)[1]
«اى مردم بترسيد از پروردگارتان، آن كه شما را از يك تن بيافريد وهم از آن جفت او را خلق كرد واز آن دو تن مردان وزنان بسيار پديد آورد وبترسيد از آن خدايى كه با سوگند به نام او از يكديگر چيزى مىخواهيد وزنهار از خويشاوندان نبريد، كه همانا خدا مراقب اعمال شماست.»
حديث شريف:
از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است كه فرمود:
1- «ازدواج سنت من است، پس هر كه از اين سنت روى برتابد از من نيست.»[2]
2- «هيچ بنيانى در اسلام بنا نهاده نشد كه نزد خدا از ازدواج محبوبتر باشد.»[3]
3- «كسى كه ازدواج كند نصف دينش را بدست آورده پس بايد خدا را در نيمه ديگر بپرهيزد.»[4]
[1]- سوره نساء، آيه 1.
[2]- مستدرك الوسائل، ابواب مقدّمات نكاح، باب 1، حديث 15.
[3]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 3، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 1، حديث 4.
[4]- همان، ص 5، حديث 12.
تفصيل احكام:
اسلام از آن جهت مردم را به ازدواج فراخوانده كه آن را ركنى حياتى مىشمرد ولذا آن را مستحب مؤكد مىداند كه گاهى به وجوب نيز مىرسد، وخداوند تبارك وتعالى در آيات عديده قرآن كريم بر آن تشويق كرده واز حكمت وپارهاى احكام آن سخن به ميان آورده است چنانكه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله وامامان معصوم عليهم السلام نيز در روايات بسيارى بر آن تشويق كردهاند كه ما در آغاز بخشى از آنها را آورديم وبه خواست خدا در هر فصل از اين موجز به اندازه لازم باز هم ديگر احاديث وروايات را خواهيم آورد.
قرآن كريم اشاره كرده است كه ازدواج از سنتهاى الهى زندگانى به شمار مى رود وانسان بايد با اين سنت همسويى داشته باشد ونيز اين سنت پاسخى است به مقتضيات فطرت آدمى كه با آن سرشته شدهاست. خداوند در بيان چيرگى سنت «دوئيت» و «زوجيت» بر هر چيز مى فرمايد: (وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ)[1]؛ «واز هر چيزى دو نوع (نر وماده) بيافريديم، تا مگر متذكر حكمت خدا شويد.»
پروردگار در جارى شدن اين حكم بر انسان به اعتبار آن كه او نيز بخشى از آفرينش است مىفرمايد: (وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً)[2]؛ «خدا شما را از خاك خلق كرد وسپس از نطفه بيافريد، وبعد از آن شما را جفت.. جفت (مرد وزن) قرار داد.»
[1]- سوره ذاريات، آيه 49.
[2]- سوره فاطر، آيه 11.
آثار ازدواج
ازدواج موجب جلب خير وبركت در روزىاست، چنانكه خداوند مىفرمايد: (إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[1]
«اگر بينوا باشند خدا به كرم ولطف خود توانگرشان خواهد ساخت كه خدا رحمتش وسيع (ونامتناهى وبه احوال بندگان) آگاه است.»
ونيز اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السلام در حديثى نقل مىكند كه به حضرت عرض كردم آيا درست است كه مردم مىگويند فردى نزد پيامبر آمد ونزد ايشان از تنگدستى وفقر شكايت كرد، وحضرت سه بار به او دستور ازدواج داد؟
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: «آرى.. درست است» سپس امام فرمود: «روزى به همراه زن وخانواده است.»[2]
آرى! آيا روزى از نزد خدا نيست، وآيا زن وفرزندان نزد خدايى كه براى هر چيز روزى قرار داده روزى ندارند؟ مرد با يافتن احساس مسؤوليت نسبت به خانواده فعاليتش را فزونى مىدهد، وبدين ترتيب انرژى ونيروى كار او صد چندان مى شود ودر پرتو آن امكانات اقتصادى را در محيط زندگى خود متحول مىكند.
بدينسان متون اسلامى ازدواج را مورد تشويق قرار مىدهند ومردم را از عاقبت روى برتافتن از ازدواج بر اساس ترس از تهيدستى باز مىدارند. آيا خداوند در صورتى كه آدميان اين گام را بردارند گشودن در رزق وروزى را براى ايشان تضمين نكرده است؛ گامى كه
[1]- سوره نور، آيه 32.
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 25، باب 11، حديث 4.