3- (يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيراً وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبَاً)[1]
«اى مردم بترسيد از پروردگارتان، آن كه شما را از يك تن بيافريد وهم از آن جفت او را خلق كرد واز آن دو تن مردان وزنان بسيار پديد آورد وبترسيد از آن خدايى كه با سوگند به نام او از يكديگر چيزى مىخواهيد وزنهار از خويشاوندان نبريد، كه همانا خدا مراقب اعمال شماست.»
حديث شريف:
از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است كه فرمود:
1- «ازدواج سنت من است، پس هر كه از اين سنت روى برتابد از من نيست.»[2]
2- «هيچ بنيانى در اسلام بنا نهاده نشد كه نزد خدا از ازدواج محبوبتر باشد.»[3]
3- «كسى كه ازدواج كند نصف دينش را بدست آورده پس بايد خدا را در نيمه ديگر بپرهيزد.»[4]
[1]- سوره نساء، آيه 1.
[2]- مستدرك الوسائل، ابواب مقدّمات نكاح، باب 1، حديث 15.
[3]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 3، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 1، حديث 4.
[4]- همان، ص 5، حديث 12.
تفصيل احكام:
اسلام از آن جهت مردم را به ازدواج فراخوانده كه آن را ركنى حياتى مىشمرد ولذا آن را مستحب مؤكد مىداند كه گاهى به وجوب نيز مىرسد، وخداوند تبارك وتعالى در آيات عديده قرآن كريم بر آن تشويق كرده واز حكمت وپارهاى احكام آن سخن به ميان آورده است چنانكه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله وامامان معصوم عليهم السلام نيز در روايات بسيارى بر آن تشويق كردهاند كه ما در آغاز بخشى از آنها را آورديم وبه خواست خدا در هر فصل از اين موجز به اندازه لازم باز هم ديگر احاديث وروايات را خواهيم آورد.
قرآن كريم اشاره كرده است كه ازدواج از سنتهاى الهى زندگانى به شمار مى رود وانسان بايد با اين سنت همسويى داشته باشد ونيز اين سنت پاسخى است به مقتضيات فطرت آدمى كه با آن سرشته شدهاست. خداوند در بيان چيرگى سنت «دوئيت» و «زوجيت» بر هر چيز مى فرمايد: (وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ)[1]؛ «واز هر چيزى دو نوع (نر وماده) بيافريديم، تا مگر متذكر حكمت خدا شويد.»
پروردگار در جارى شدن اين حكم بر انسان به اعتبار آن كه او نيز بخشى از آفرينش است مىفرمايد: (وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً)[2]؛ «خدا شما را از خاك خلق كرد وسپس از نطفه بيافريد، وبعد از آن شما را جفت.. جفت (مرد وزن) قرار داد.»
[1]- سوره ذاريات، آيه 49.
[2]- سوره فاطر، آيه 11.
آثار ازدواج
ازدواج موجب جلب خير وبركت در روزىاست، چنانكه خداوند مىفرمايد: (إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[1]
«اگر بينوا باشند خدا به كرم ولطف خود توانگرشان خواهد ساخت كه خدا رحمتش وسيع (ونامتناهى وبه احوال بندگان) آگاه است.»
ونيز اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السلام در حديثى نقل مىكند كه به حضرت عرض كردم آيا درست است كه مردم مىگويند فردى نزد پيامبر آمد ونزد ايشان از تنگدستى وفقر شكايت كرد، وحضرت سه بار به او دستور ازدواج داد؟
حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: «آرى.. درست است» سپس امام فرمود: «روزى به همراه زن وخانواده است.»[2]
آرى! آيا روزى از نزد خدا نيست، وآيا زن وفرزندان نزد خدايى كه براى هر چيز روزى قرار داده روزى ندارند؟ مرد با يافتن احساس مسؤوليت نسبت به خانواده فعاليتش را فزونى مىدهد، وبدين ترتيب انرژى ونيروى كار او صد چندان مى شود ودر پرتو آن امكانات اقتصادى را در محيط زندگى خود متحول مىكند.
بدينسان متون اسلامى ازدواج را مورد تشويق قرار مىدهند ومردم را از عاقبت روى برتافتن از ازدواج بر اساس ترس از تهيدستى باز مىدارند. آيا خداوند در صورتى كه آدميان اين گام را بردارند گشودن در رزق وروزى را براى ايشان تضمين نكرده است؛ گامى كه
[1]- سوره نور، آيه 32.
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 25، باب 11، حديث 4.
خير را نصيب ايشان وجامعه مىسازد؟
ازدواج در خدمت امت
از آثار اجتماعى ازدواج افزايش جمعيت يكتا پرست مسلمان در جاى جاى زمين است بدين ترتيب انسان متأهل در فزونى بار يكتاپرستى در زمين سهيم است.
امام باقر عليه السلام به نقل از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «چه چيز مانع از آن مىشود مؤمن خانواده بر گزيند شايد كه خداوند نسلى نصيب او سازد كه با كلمه (لا اله الا اللَّه) زمين را سنگينى وثبات بخشد.»[1]
از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل است كه فرمود: «.. در طلب فرزند باشيد كه من مايلم شما را در روز قيامت- در مقايسه با امتهاى ديگر- فزونتر يابم.»[2]
از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود: «اگر مىتوانى نسلى تحويل جامعه دهى كه بار تسبيح وتنزيه خداوند را در زمين افزايش دهند چنين كن.»[3]
ازدواج، يارى دين
متون اسلامى تأكيد دارند كه ازدواج ابزارى است براى بالا بردن سطح ايمان انسان مسلمان.
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 3، باب 1، حديث 3.
[2]- همان، حديث 6.
[3]- همان، ص 5، باب 1، حديث 9.
يك جوان داراى حجم قابل توجهى از انگيزههاى جنسى است كه پيوسته بر او فشار مى آورند تا آنها را اشباع كند، اين انگيزههاى فعال- اگر بر آورده نشوند- در زندگى انسان نقش ويرانگر ايفا مىكنند ونيروها وتوانائيهاى بشر را مىفرسايند واو را به تباهى وعقدههاى جنسى مهلك مىكشاند، ولى ازدواج مانع از آن مىشود كه جوان در پليدى فرو رود، واو را وا مى دارد كه انرژى خود را در زمينههاى مطلوب به كار بندد.
علاوه بر آن كه ازدواج نياز جنسى فرد را فرو مى نشاند، نياز روانى او را نيز كه قرآن بدان اشاره دارد بر مى آورد:
(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً)[1]
«واز آيات الهى آن است كه از جنس خودتان جفتى آفريد تا در كنار او آرامش يابيد وميانتان دوستى ومحبت قرار داد.»
انسان در پرتو ازدواج نياز عاطفى وروانى خود را از راه محبت ودوستى والفت به همسر خود تأمين مىكند.
واين بيان قرآنى داراى عمق بلاغت وزيبائى است كه همسر بخشى جدا از «خود» است كه اين «خود» جز بدو كمال نمىيابد وپيوستگى با آن در پرتو دوستى صورت مىپذيرد؛ عاطفهاى برخاسته از نياز مادى ودر پرتو رحمت ومهربانى عاطفهاى جان گرفته از نياز معنوى وروانى. در پرتو اين دوستى ومهربانى است كه ساختار بنيان خانواده كه جايگاه آرامش والفت است فراهم مىآيد، بويژه اگر
[1]- سوره روم، آيه 21.
حاصل اين ازدواج فرزندان صالح وبابركتى باشد كه خانه را از گرمى وشادى بپا كند وموجب شود كه هر يك از زن ومرد در برابر موجوديت خانواده، كه در ساختار آن وبالا بردن بناى آن شريك بودهاند، احساس مسؤوليت مشترك كنند.
اينك بيائيد تا در كنار هم بر سر خوان روايات شريفه بنشينيم ومعارف مهمى را پيرامون حكمت ازدواج از آن بر گيريم:
1- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: «هيچ چيز نزد خدا محبوبتر از آن نيست كه در عرصه اسلام خانهاى به ازدواج آباد گردد.»[1]
2- ونيز از پيامبر اسلام روايت شده است كه: «كسى كه مىخواهد در حالى خدا را ديدار كند كه پاك وپاكيزه است همسر برگزيند.»[2]
3- وايضاً از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است: «دو ركعت نماز يك متأهل برتر است از مجردى كه شب را به عبادت گذرانده وروز را به روزه.»[3]
نكوهش پديده بى همسرى
روايات انسان عزبى را كه مىتواند ازدواج كند واز آن سر بر مىتابد سرزنش كرده است وآن را از عوامل مساعد ناقص بودن دين انسان وسستى ايمان او شمردهاند، به سبب اينكه در همه سطوح
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 5، باب 1، حديث 10.
[2]- همان، ص 6، حديث 15.
[3]- همان، ص 7، باب 2، حديث 2.
خطرات وآثارى منفى در پى دارد.
از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل است كه فرمود:
«بيشتر اهل دوزخ عزبها هستند.»[1]
«پستترين مردگان شما عزبها هستند.»[2]
آرى، اقتضاى بى زنى وعزب بودن گسستن ومحو نسل انسان وياد اوست وتوشه او را از دنيا بر مىچيند. آيا هر انسانى نيازمند فرزندان صالحى نيست كه پس از مرگ او ونوميديش از زندگى، با انجام كارهاى نيكو وطلب رحمت ومغفرت به آن توشه رسانند؟
[1]- همان، ص 8، باب 2، حديث 7.
[2]- همان، ص 7، حديث 3.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة