پيشگفتار
الحمد للَّهرب العالمين وصلى اللَّه على محمد وآله الميامين وبعد..
برادر وخواهر با ايمان، خدايى را سپاس مىگذارم كه به من وشما توفيق داد تا آموزشهاى اين دين حنيف وفقه احكام درخشان شريعت را بكاويم، بويژه در نزديكترين مسائل زندگى شخصى خود يعنى ازدواج. آيا هدف از ازدواج ساختن خانه صلح، آرامش وتقوى نيست؟ خانه نور كه همان خانه ايدهآل اسلام است با آنچه كه در آن نهفته است از احكام الهى كه ما را از كارهاى پليد وزشت حفظ مىكند واز لغزشگاههاى هوس وشهوت باز مىدارد وما را تا آنجا بالا مى برد كه پاكى است، وبا رحمت ما را در انجام مسؤليتهايمان در زندگى يارى مىرساند.
برادر وخواهر با ايمان، از عوامل نيك بختى در دنيا ورستگارى در روز رستاخيز، ژرف انديشى در دين ماست پيش از آنكه به هر كارى بپردازيم بويژه تأمل ودقت در احكام ازدواج وشالوده ريزى خانه والاى اسلامىاست، بر اين جهت واز خداوند سبحان خواستم كه مرا در پژوهش اين بخش از فقه سرشار اسلامى كامياب گرداند، وخداوند زمانى خواست مرا بر آورد كه توانستم به همراه گروهى از دانشمندان نزديك به دو سال، مسائل مربوط به ازدواج را بر پايه ادله تفصيلى آن
بكاهم وخداوند توفيق آن را عنايت فرمود كه با يارى برخى از برادران به گونهاى فشرده اين پژوهش را بنگارم وما در اين كار امور زير را پيوسته فراچشم خويش داشتيم:
اول- بهره برى از آيات قرآن كريم كه در فهم حكمت قوانين الهى هدف احكام دينى، بينشمان را فزونى مىدهد.
دوم- پرتوگيرى از نور احاديثى كه احكام را با زبانى رسا ودريافتهاى ژرف وجدانى، آشكار مى سازد.
سوم- پرداختن به سنن وآداب در كنار واجبات ومحرمات.
چهارم- رعايت فشردگى در بيان مسائلى كه رويداد آنها در اين روزگار اندك است.
از خداوند مىخواهم تلاش ما را از ريا وشهرتطلبى حفظ كند وبرادران وخواهران را از اين مختصر بهره رساند وعمل آنها را به اين مسائل مجزى قرار دهد كه اوست شنونده دعاها.
محمّدتقى المدرسى
15/ جمادى الثانى/ 1415 ه. ق
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش اول: نكات مقدّماتى
1- بينشهاى قرآنى در ساختار كانون خانواده
اگر در آيات قرآنى و بويژه «سوره نور» بادقت نگاه كنيم به خواست خدا به اين حقيقت خواهيم رسيد كه مقصود از احكام شريعت پيرامون پيوند ميان مرد وزن ساختن خانهاى آكنده از ايمان است وخانواده براين پايهها استوار مىباشد:
1- ديواره اين خانه همان حدود شرع است در مورد زن ومرد زناكار، چه هر يك از آن دو بى هيچ ملاطفتى (بنا بر أصل حكم شرعى) به صد ضربه تازيانه محكوماند.. خداوند مىفرمايد: (الزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَايَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ)[1]
«زنان ومردان زناكار را هر يك صد ضربه تازيانه بزنيد واگر به خدا وروز قيامت ايمان داريد مبادا كه در اجراى حكم خدا نسبت به آنان دستخوش رأفت گرديد، بايد گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند.»
[1]- سوره نور، آيه 3.
2- بدينسان دين، احترام به كانون خانواده را با دژ بندى آن بوسيله نرده هايى محكم بنيان نهاده است كه مىتوان آن را در تحريم پيوند جنسى ميان مرد وزن، جز آنگاه كه پروردگار مى فرمايد جلوهگر دانست وشايد همين اصل در ساير احكام مربوط به پيوند ميان مرد وزن از جمله تحريم (قذف)- نسبت دادن تهمتهاى جنسى به ديگران- جارى دانست، البته اين موجب مىشود كانون زنا شويى از زبان بيهودهگويان در امان بماند واحترامى اجتماعى براى آن در نظر آيد.
خداوند مىفرمايد: (وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحَصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً وَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)[1]
«كسانى كه زنان پاكدامن را متهم (به عمل منافى عفت) مىكنند، سپس چهار شاهد (بر مدعاى خود) نمى آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد، واز آن پس هرگز شهادتشان را نپذيريد كه آنها همان فاسقانند.»
3- براى تجليل خاص از خانواده وحفظ حرمت آن در برابر زبانها خداوند حرام كرده است كه مردى به همسر خود نسبت زنا دهد واحكام لعان را بر او فرض گردانيده است، چنانكه جامعه را از بكارگيرى مسائل جنسى از سوى باندهاى مختلف در راه منافع سياسى باز داشته، ومسلمانان را به والاترين ادب، مؤدب ساخته است وكسانى را كه تهمت جنسى به ديگران مىزنند رسوا كرده است. خداوند مىفرمايد: (إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ
[1]- سوره نور، آيه 4.
آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ)[1]
«براى كسانى كه دوست دارند در ميان اهل ايمان كار منكرى اشاعه وشهرت يابد، در دنيا وآخرت عذابى درد آور مهياست. وخدا مىداند و شما نمىدانيد.»
4- خداوند احترام به خانه را واجب گردانيده است واز ما خواسته بدون گرفتن اجازه به خانهاى درنيائيم وحكمت آن را هم در اين دانسته كه چنين كارى براى مسلمانان پاكتر وبهتر خواهد بود.
خداوند مىفرمايد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ* فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَداً فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ)[2]
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خانهاى غير از خانه خود، بدون طلب اجازه وبر ساكنانش سلام كرده باشيد داخل آن نشويد، اين براى شما بهتر است، باشد كه پند گيريد. واگر در خانه، كسى را نيافتيد داخل نشويد تا شما را رخصت دهند واگر گويند باز گرديد، باز گرديد. اين برايتان پاكيزهتر است وخدا به هر كارى كه مىكنيد آگاه است.»
5- خداوند به زنان ومردان مؤمن دستور مىدهد از آنچه برايشان حرام گردانيده چشم فرو بندند، وروشن كرده كه اين كار براى آنها بسى بهتر است. خداوند مىفرمايد: (قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ* وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ
[1]- سوره نور، آيه 19.
[2]- سوره نور، آيات 27- 28.
يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ...)[1]
«به مردان مؤمن بگو كه چشمان خويش را (از نگاه ناروا) ببندند وشرمگاه خود را (از عمل زشت ونگاه ديگران) محفوظ دارند. اين برايشان پاكيزه تر است، زيرا خدا به كارهايى كه مى كنند آگاه است* وبه زنان مؤمن بگو كه چشمان خويش را (از نگاه ناروا) ببندند وشرمگاه خود را (از عمل زشت ونگاه ديگران) محفوظ دارند...».
از اين آيه در مىيابيم كه مقصود حفظ شرمگاه، وپاكيزگى قلب از زنا وفتنههاى بر خاسته از آن است، زيرا كه نگاه كردن زناى چشم وتيرى است از تيرهاى ابليس. پس فروبستن چشم از نگاه ناروا پرهيز از گرفتار شدن در دامى است كه بسى خطرناكتر است. وشايد از همين روست كه در آيه شريفه امر به «غض بصر» نموده ومفهوم آن ظاهراً نه اين است كه چشم خود را كاملًا ببنديم بل مراد از آيه كريمه اين است كه نگاه خود را تيز نكنيم.
6- خدا زندگى اجتماعى را با تحريم (تَبَرُّج)- آشكار كردن زينت وزيبايىهاى زن در برابر بيگانه- از انگيزشهاى جنسى پاك ساخته است، وزنان مؤمن را از اين كه زينت خويش را هويدا سازند- جز آنكه قهراً ظاهر مىشود- بازداشته است. ونمونه آن را همان حرمت آشكار سازى سينهها وگردنها قرار داده است، وبه زنان دستور داده است كه مقنعههاى خود را تا گريبان فرو گذارند واز آن گروههايى را استثنا كرده است كه عبارتند از: شمارى از خويشان، بندگان، مردان خدمتگزار وكودكان مادام كه بر شرمگاه زنان آگاهى نداشته باشند.
[1]- سوره نور، آيات 30- 31.