شما. پس خواهر نسبت به شير خوار، بدو نسبت مى يابد به سبب مادر واين خود دليل آن است كه انتساب وخويشاوندى با كودك شير خوار مى تواند از طريق انتساب به مادر باشد.
حديث شريف:
1- در حديثى منقول از امام باقر عليه السلام آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «به سبب رضاع همان حرام شود كه به سبب نسب.»[1]
2- از زياد بن سوقه روايت است كه گفت: به امام باقر عليه السلام عرض كردم: آيا رضاع حد خاصى دارد كه آن را معتبر بشماريم؟
حضرت عليه السلام فرمود: «شيرخوارگى در كمتراز يكشبانهروز يا پانزده بار شير دادن متوالى از يك زن واز شير يك مرد، بدون آنكه شير دادن زنى ديگر ميان آن فاصله بيندازد، موجب محرميت نمىشود.»[2]
3- امام صادق عليه السلام در پى پرسش از چگونگى محرم شدن به سبب رضاع فرمود: «آن رضاعى كه گوشت را بروياند، واستخوان را محكم سازد.»
راوى مىگويد: عرض كردم آيا كودك با ده بار شير خوارگى محرم مىشود؟
حضرت عليه السلام فرمود: «نه، زيرا با ده بار شير خوارگى نه گوشتى مىرويد ونه استخوانى محكم مى شود.»[3]
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 80، ابواب ما يحرم بالرضاع، باب 1، حديث 1.
[2]- همان، ص 282، باب 2، حديث 1.
[3]- همان، ص 283، حديث 2.
شرايط رضاع
1- در حديثى منقول از امام صادق عليه السلام آمده كه از ايشان پرسيده شد از زنى كه بدون زايش شير دارد ودختر وپسرى را از اين شير تغذيه مى كند آيا همين شير، همچون رضاع، آن دو را با هم محرم مىسازد؟ حضرت عليه السلام فرمود: «خير.»[1]
2- در خبرى به نقل از امام على عليه السلام آمده است كه فرمود: «شير حرام، حلال را حرام نمى كند، مانند زنى كه با شير همسرش كودكى را شير دهد، سپس با شيرى كه از زنا به وجود آمده است ديگرى راشير دهد.»[2]
تفصيل احكام:
فقها براى رضاعى كه محرميت به دنبال دارد شروطى را به شرح زير نهادهاند:
شرط اول- اين كه شير، پس از ازدواج باشد
اين شرط فروعى دارد كه آنها را بيان مى كنيم:
الف- اين كه شير زن در پى ازدواج پديد آمده باشد، پس اگر دوشيزهاى شير در سينه او روان شود وكودكى را با آن شير تغذيه كند،
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 302، ابواب آنچه با رضاع حرام مى شود، باب 9، حديث 1.
[2]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 574، كتاب النكاح، ابواب مايحرم بالرضاع، باب 11، حديث 1.
اين شير موجب محرميت او نمىشود وبر پايه احاديث رسيده پيوندى را به وجود نمىآورد، ولى احتياط آن است كه از ازدواج با آن كه اصطلاحاً مادر رضاعى يا خواهر رضاعى ناميده مىشود پرهيز گردد.
ب- اگر زنى- والعياذ باللَّه- زنا داد وحامله شد ووضع حمل كرد وسپس كودكى را با شير خود تغذيه كرد، اين شير موجب محرميت او نمىگردد وبر حسب نظر مشهور فقهاء، واحتياط آن است كه مانند مسأله پيشين پرهيز شود.
ج- اگر مردى با زنى به گمان اين كه همسر اوست نزديكى كند- كه در اصطلاح فقهى شبهه ناميده مىشود- وآن زن حامله شود وطفلى به دنيا آورد، فراگيرى محرميت با اين شير، موافق احتياط است.
د- اگر زن حاملهاى طلاق داده شود وسپس وضع حمل كند وكودكى را شير دهد موجب محرميت مىشود، زيرا اين شير به واسطه ازدواج صحيح پديد آمده است.
ه- اگر زن حاملهاى طلاق داده شود وسپس وضع حمل كند ودوباره به عقد مرد ديگرى در آيد وكودكى را شير دهد، محرميت پديد مىآيد، ولى صاحب شير همسر اول اوست، بنابراين همسر اول پدر رضاعى آن كودك به شمار مىآيد نه همسر دوم زن، مگر آن كه از نو حامله شود وشير اول قطع گردد ودوباره شير در سينه او پديد آيد كه فقها گفتهاند: اين شير از آن شوهر دوم است واو پدر رضاعى كودك است نه شوهر اول.
اگر ما از نظر علمى امكان يافتيم منشأ شير را شناسايى كنيم ودريابيم كه آيا اين شير از حاملگى اول است يا دوم بايد به علم عمل
كنيم وصاحب شير (همسر اول يا دوم) را پدر رضاعى طفل بشماريم.
شرط دوم- مقدار شير خوارگى
قرآن كريم مى فرمايد: (وَأُمَّهَاتُكُمُ الَّلاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِنَ الرَّضَاعَةِ...)[1].
«... ومادران رضاعى شما، وخواهران رضاعى شما...»
از اين آيه استفاده مىكنيم آن شير خوارگى كه محرميت را موجب مىشود همان است كه زن شيرده را مادر ودختر او را خواهر مى گرداند. ومادر، اصل وجود انسان است وشيرى كه نه گوشتى بروياند ونه خونى پديد آورد كافى نخواهد بود.
حديث شريف:
1- از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود: «رضاع محرميتى را موجب نمىشود مگر آن كه خون وگوشتى را پديد آورد.»[2]
2- ونيز مىفرمايد: «رضاع محرميتى را موجب نمىشود مگر آن كه گوشتى بروياند واستخوانى را محكم گرداند.»[3]
3- حضرت باقر عليه السلام به هنگام پرسش از حد رضاع فرمود: «رضاع در كمتر از يك شبانه روز يا پانزده بار شير دادن پى در پى، از يك زن
[1]- سوره نساء، آيه 23.
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 289، ابواب آنچه با رضاع حرام مىشود، باب 3، حديث 1.
[3]- همان، حديث 2.
كه آن شير حاصل يك مرد باشد بدون آنكه شير زن ديگرى ميان آن فاصله شده باشد، موجب محرميت نمىشود.»[1]
4- از ابن ابى يعفور روايت شده كه گفت: از حضرت عليه السلام پرسيدم چگونه رضاع موجب محرميت مى شود؟
حضرت عليه السلام فرمود: «اگر به قدرى شير دهد كه شكم كودك پر گردد واين موجب مى شود كه گوشت او برويد وخون در او پديد آيد وچنين است كه محرميت به وجود مى آيد.»[2]
تفصيل احكام:
روييدن گوشت، معيار محرميت
براى آن كه رضاع موجب محرميت شود وخويشى پديد آورد بايد به قدرى باشد كه گوشتى بروياند وخونى بسازد واستخوانى استوار گرداند، واين امر به وسيله افزايش وزن ورشد پيوسته استخوان وجريان خون در گونهها وطراوت چهره كودك ونظاير آن از علاماتى كه مادران شير دهنده مى شناسند، فهميده مىشود.
واقوى آن است كه روييدن گوشت وپديد آمدن خون كفايت مىكند حتى اگر استخوان كه- ظاهراً- در مرحله بعد قرار دارد استوار نگردد.
بايد روييدن به گونهاى اساسى به تعداد شير دادنها از همان زن بستگى داشته باشد، اما در صورتيكه كودك با شير ديگرى تغذيه كند
[1]- همان، ص 282، ابواب آنچه با رضاع حرام مى شود، باب 2، حديث 1.
[2]- همان، ص 290، باب 4، حديث 1.
شرط تحقق نمىيابد.
شارع مقدس به هدف آسانگيرى ووسعت بر مردم براى تحقق اين شرط دو حد عرفى قائل شده كه عبارتند از:
شير خوردن يك شبانه روز يا پانزده بار پى در پى شير بخورد.
الف- شير خوارگى يك شبانه روز:
اگر كودكى از نيمروز جمعه تا ظهر روز شنبه از پستان يك زن شير بخورد آن زن مادر رضاعى او مى گردد به شرط آن كه غذاى طفل در اين مدت تنها شير او باشد، اما اگر از شير يا خوراك ديگرى تغذيه كرد به گونه اى كه- به واسطه آن- استخوانش استوار گشت يا گوشت بر او روييد وخون در او پديد آمد كفايت نمى كند.
آرى، غذاى اندك زيانى نمىرساند.
واگر كودك در طول اين مدت مريض باشد يا زن شيرده آنقدر كم شير باشد كه شير او نه گوشتى را بروياند ونه خونى را پديد آورد ايجاد محرميت دور به نظر مى رسد وپيمودن راه احتياط در چنين موردى بهتر است.
ب- شير خوارگى پانزده باره:
هرگاه شمار شير دادن به پانزده رسيد اين شير گوشت مىروياند وخون پديد مى آورد، اما اگر ده بار شير دادن توانست استخوانى را استوار گرداند يا گوشتى را بروياند يا خونى را پديد آورد ظاهراً كفايت مى كند ودر غير اينصورت خير.
وبراى هر يك بار شير دادن شروطى وجود دارد بدين شرح:
1- اينكه يك نوبت شير دادن، عرفاً كامل باشد، وعلامت آن اين است كه كودك سيرآب مى شود ودهان از پستان برمىگيرد وچه بسا خواب او را بربايد، اما اگر از پستان ناراحت شد يا به كسى توجه كرد كه با او بازى مى كند وپستان را رها كرد وسپس به خوردن شير روى آورد نوبت جديدى در شير خوارگى شمرده نمىشود ودر واقع تكميل نوبت اول است.
2- اينكه دفعات شيرخوارگى پى در پى باشد پس اگر دو زن شيرده به تناوب (يكى در ميان) به كودك شير دهند كفايت نخواهد كرد حتى اگر اين دو زن همسر ان يك مرد باشند.
آرى، اگر به كودك مقدار اندكى شير يا قندآب در اثناى شير خوارگى داده شود به گونهاى كه شير زن شيرده غذاى اصلى او شمرده شود كه گوشت وخون از آن پديد مى آيد، به توالى زيان نمىرسد. اما اگر پديد آمدن گوشت وخون بواسطه غذا يا آشاميدنى، يا بواسطه هر دو آن به علاوه شير شيرده پديد آيد، ايجاد محرميت بعيد مى نمايد.
3- اينكه شير خوارگى مستقيماً از طريق پستان صورت پذيرد، اما أگر شير را از پستان بدوشند وسپس به كودك بدهند، به نظر غالب فقها موجب محرميت نمى شود، زيرا ديگر رضاع ناميده نمى شود واحتياط بهتر است بويژه اگر با اين شير گوشت وخون پديد آيد.
اما در صورتيكه مكيدن پستان بوسيله لولهاى انجام شود كه به پستان متصل است زيانى نمى رساند، زيرا فقها اين مورد را رضاع مىشمرند واين قيد در شير خوارگى يك شبانه روز نيز آمده است.
4- برخى از فقها شرط كردهاند كه شير خوارگى بايد در حيات زن
شيرده صورت پذيرد، پس اگر طفل شيرخوار آخرين نوبت شيرش را پس از مرك زن شيرده بخورد كفايت نمى كند، زيرا رضاع ناميده نمىشود ودر چنين موردى نبايد احتياط ترك گردد.
شرط سوم- شيرخوارگى پيش از گرفتن كودك از شير
قرآن كريم مىفرمايد:
(وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ)[1]
«ومادران بايست دوسال كامل فرزندان خود را شير دهند، آن كسى كه خواهد فرزند را شير تمام دهد...»
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام نقل كرده كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «پس از گرفتن كودك از شير، ديگر شير خوارگى ورضاع نخواهد بود.»[2]
2- از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود: «شير خوارگى پيش از دوسال وپيش از آن است كه كودك از شير ستانده شود.»[3]
3- حماد بن عثمان از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه فرمود: «بعد از گرفتن از شير، شير خوراگى در ميان نيست. عرض كردم از شير گرفتن چيست؟ فرمود: «دو سالى كه پروردگار فرموده است.»[4]
[1]- سوره بقره، آيه 233.
[2]- قطعهايست از يك روايت طويل در: وسائل الشيعه، ج 14، ص 290، باب 5، حديث 1.
[3]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 291، باب 5، حديث 4.
[4]- همان، حديث 5.