بخش دوّم- زكات فطره
احكام زكات فطره
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام فرمود:
«تجب الفطرة على كلّ من تجب عليه الزكاة»[1]
. «زكات فطره بر هركس واجب مىشود كه زكات براو واجب مىشود.»
2- امام على عليه السلام در خطبه عيد فطر فرمود:
«أدّوا فطرتكم
، فإنّها سنّة نبيّكم
، وفريضة واجبة من ربّكم
، فليؤدّها كلّ امرئ منكم عن عياله كلّهم
، ذكرهم وانثاهم
، وصغيرهم وكبيرهم
، وحرّهم ومملوكهم
، عن كلّ إنسان منهم صاعاً من تمر
، أو صاعاً من بُرّ
، أو صاعاً من شعير»[2]
. «زكات فطره خود را پرداخت كنيد زيرا فطره سنّت پيامبر شما و فريضه واجب از سوى پروردگار شما است. پس هركسى فطره خود و همه خانوادهاش را بدهد؛ از ذكور و اناث، كوچك و بزرگ، آزاد و برده، از هر انسانى به اندازه يك صاع از خرما يا گندم يا جو.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 4، ابواب زكاة الفطره، ص 226، حديث 1.
[2]- همان، باب 5، ص 228، حديث 7.
3- امام صادق عليه السلام درباره نوزادى كه در شب عيد فطر متولّد مىشود يا يهودى و يا مسيحىاى كه در شب عيد فطر مسلمان مىشود، فرمود:
«ليس عليهم فطرة
، وليس الفطرة إلّاعلى من أدرك الشهر»[1]
. «آنان فطره ندارند. فطره تنها بر كسى واجب است كه ماه رمضان را درك كرده باشد.»
4- از امام كاظم عليه السلام سؤال شد درباره شخصى كه خود محتاج زكات فطره است؟ فرمود:
«ليس عليه فطرة»[2]
. «فطره بر او واجب نيست.»
5- از امام رضا عليه السلام سؤال شد درباره اينكه هر نفر چند مقدار از گندم يا جو يا خرما و يا كشمش فطره بدهد؟ فرمود:
«صاع بصاع النبيّ صلى الله عليه و آله»[3]
. «يك صاع به اندازه صاع پيامبر صلى الله عليه و آله.»
6- ابراهيم بن محمّد همدانى مىگويد: روايات درباره فطره مختلف بود پس به امام ابوالحسن حضرت هادى عليه السلام نوشتم و پرسيدم. امام در جواب نوشت:
«إنّ الفطرة صاع من قوت بلدك
؛ على أهل مكّة واليمن والطائف وأطراف
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 11، ابواب زكاة الفطره، ص 245، حديث 1.
[2]- همان، باب 2، ص 223، حديث 6.
[3]- همان، باب 6، ص 231، حديث 1.
الشام واليمامة والبحرين والعراقين وفارس والأهواز و كرمان تمر
، وعلى أهل أوساط الشام زبيب
، وعلى أهل الجزيرة والموصل والجبال كلّها بُرّ أو شعير
، وعلى أهل طبرستانالارز
، وعلى أهل خراسانالبُرّ
، إلّاأهل مرو والريّ فعليهم الزبيب
، وعلى أهل مصر البُرّ
، ومن سوى ذلك فعليهم ما غلب قوتهم
، ومن سكن البوادي من الأعراب فعليهم الأقط
، والفطرة عليك وعلى الناس كلّهم»[1]
. «فطره يك صاع از خوراك شهر شماست. بر اهالى مكّه و يمن و طائف و اطراف شام و يمامه و بحرين و عراقين و فارس و اهواز و كرمان، خرما لازم است. وبر اهالى شام، كشمش. و بر اهالى جزيره و موصل و كوهها، گندم يا جو. و بر اهل طبرستان، برنج و بر اهالى خراسان، گندم جز اهل مرو و رى كه بر آنها كشمش واجب است، و بر اهل مصر، گندم. در ساير مناطق هم هر منطقه از خوراك غالب خود فطره بدهد وباديهنشينان هم از كشك بدهند. فطره بر شما و بر همه مردم واجب است.»
7- اسحاق بن عمّار مىگويد: از امام صادق عليه السلام سؤال كردم درباره فطره كه آن را جمع آورى مىكنيم و قيمت آن را به يك مرد مسلمان مىدهيم آيا درست است؟
فرمود: «اشكال ندارد.»[2]
8- عيص بن قاسم مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه چه وقت فطره داده مىشود؟ فرمود:
«قبل از نماز روز عيد فطر.» گفتم: اگر براى بعداز نماز بماند؟
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 8، ابواب زكاة الفطره، ص 238، حديث 2.
[2]- همان، باب 9، ص 240، حديث 4.
فرمود: «اشكال ندارد»، ما از آن به خويشان خود مىدهيم، سپس باقى مىماند و بعد آن را تقسيم مىكنيم.»[1]
9- از امام صادق عليه السلام درباره فطره سؤال شد، فرمود:
«إذا عزلتها فلا يضرّك متى أعطيتها قبل الصلاة أو بعد الصلاة»[2]
. «اگر فطره را از مالت جدا كرده باشى، اشكال ندارد هر وقت كه بدهى، قبلاز نماز يا بعداز آن.»
10- زراره بن اعين از امام صادق عليه السلام روايت مىكند درباره كسى كه فطرهاش را جدا كرده كنار گذاشته تا مستحقّ آن را پيدا كند فرمود:
«إذا أخرجها من ضمانه فقد برء
، وإلّا فهو ضامن لها حتّى يؤدّيها إلى أربابها»[3]
. «اگر از قيد ضمانت خود خارج ساخته، تكليف ساقط شده است و گرنه ضامن است تا به صاحبانش (مستحقّ) برساند.»
11- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إنّ زكاة الفطرة للفقراء والمساكين»[4]
. «زكات فطره براى فقرا و مساكين است.»
12- ابراهيم بن عقبه به امام معصوم نوشت و پرسيد: آيا جايز است فطره به غير مؤمن داده شود؟ در جواب نوشت:
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 12، ابواب زكاة الفطره، حديث 5.
[2]- همان، باب 13، حديث 4.
[3]- همان، ص 248، حديث 2.
[4]- همان، باب 14، حديث 1.
«لا ينبغي لك أن تعطي زكاتك إلّامؤمناً»[1]
. «براى تو سزاوار نيست كه زكات خود را جز به مؤمن بدهى.»
13- از امام باقر عليه السلام درباره زكات فطره سؤال شد، فرمود:
«تعطيها المسلمين
، فإن لم تجد مسلماً فمستضعفاً
، وأعط ذا قرابتك منها إن شئت»[2]
. «به مسلمانان مىدهى و اگر مسلمان نيافتى، به مستضعف مىدهى و اگر خواستى به خويشاوندان و نزديكانت بده.»
14- در روايت صدوق آمده است:
«لا بأس أن تدفع عن نفسك وعمّن تعول إلى واحد
، ولا يجوز أن تدفع ما يلزم واحداً إلى نفسين»[3]
. «اشكال ندارد زكات خود و خانوادهات را به يك نفر بدهى ولى جايز نيست فطره يك نفر را به دو كس بدهى.»
15- اسحاق بن عمّار مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:
كسى براى فطره چيزى ندارد مگر آن مقدار كه تنها از طرف شخص خود بدهد آيا آن را به بيگانه بدهد يا خود و خانوادهاش بخورد؟
فرمود:
«آن را به يكى از افراد خانوادهاش بدهد و او به ديگرى بدهد و همينطور به همه اعضاى خانواده بچرخاند و بدين ترتيب از همه
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 14، ابواب زكاة الفطره، ص 249، حديث 2.
[2]- همان، باب 15، ص 250، حديث 1.
[3]- همان، باب 16، حديث 4.
آنان يك فطره داده مىشود.»[1]
احكام
وجوب فطره:
1- زكات فطره در هر سال بعداز پايان ماه مبارك رمضان، به اجماع مسلمين واجب است.
2- چون زكات فطره همچون زكات مال از عبادات است، واجب است در آن نيّت قربت شود.
3- فطره بر هر كسى كه در هنگام غروب شب عيد فطر، بالغ، عاقل، آزاد (برده كسى نباشد)
بىنياز و هوشيار (بنابر نظر مشهور در دو مورد اخير) باشد واجب مىگردد و شخص بايد هم فطره خود و هم فطره كسانى را كه خرج آنان بر او واجب است بپردازد.
4- فطره در اموال كودك و ديوانه واجب نيست بلكه بر كسى كه خرج آنان را مىدهد واجب مىشود امّا اگر ولىّ كودك و ديوانه از اموال خود آن دو براىشان خرج مىكند، فطره آن دو نه بر ولىّ آن دو واجب است و نه بر خود آنها امّا كسى كه در هنگام ديده شدن هلال ماه شوّال بىهوش باشد، احتياط در دادن فطره از مالش ترك نشود.
5- فقيرى كه بر او فطره واجب نيست، كسى است كه به حسب سطح اجتماعى و نيازمنديهاى خود، توان تأمين مخارج خود و خانوادهاش را براى يك سال كامل ندارد. كسى كه چنين باشد
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب زكاة الفطره، ص 225، حديث 3.
وجوب فطره از او ساقط مىشود بلكه به عنوان فقير خود مستحقّ گرفتن فطره است. درباره فقير به تفصيل در بحث مستحقّين زكات سخن گفته شد.
6- اصل در وجوب زكات فطره اين است كه غروب شب عيد فطر را درك كند در حاليكه همه شرايط در او موجود باشد. پس اگر كسى پولدار و بىنياز بوده ولى در نزديك غروب شب عيد فقير شده، زكات از او ساقط مىشود، از طرفى ديگر اگر كودك يا ديوانه اندكى قبلاز غروب به بلوغ برسد يا هوشيار شود، فطره بر آنان واجب مىشود.
7- اگر مكلّف قبلاز غروب شب عيد بميرد، چيزى در تركه او واجب نيست امّا اگر بعداز غروب بميرد، واجب است فطره او و خانوادهاش از تركه او داده شود.
مقدار و جنس فطره:
8- بر مكلّف واجب است كه فطره خود و آن افرادى از خانوادهاش را كه خرجى آنها را مىدهد بپردازد و مقدار آن يك صاع (در حدود سه كيلوگرم) از گندم يا جو يا برنج، يا خرما يا كشمش يا ذرّت يا غير آنها از خوراكيهاى ديگر است.
بنابر احتياط واجب فطره را بايد از بين خوراك غالب اهل آن شهر انتخاب كند واحتياط مستحبّ اين است كه از ميان يكى از چهار غلّه (گندم، جو، خرما وكشمش) انتخاب كند در صورتيكه خوراك غالب شهر باشد.
9- مكلّف مىتواند خود خوراك را به فقير بدهد يا قيمت آن را و اگر قيمت را مىدهد بنابر احتياط به پولهاى رايج اكتفا كند و نبايد جنس ديگرى را به عنوان قيمت بدهد (مثلًا لباسى را به عنوان قيمت يك صاع از خوراك ندهد).
10- خوراكى را كه به عنوان فطره مىدهد بايد سالم باشد. پس معيوب و فاسد كفايت نمىكند همچنين بايد مخلوط به خاك و مانند آن نباشد مگر اينكه خالص آن به مقدار يك صاع باشد يا مقدار اندكى مخلوط باشد كه از نظر عرف قابل مسامحه و گذشت است.
11- كسى كه فطره چند نفر بر او واجب است، لازم نيست فطره همه را از يك جنس بدهد بلكه مىتواند فطره برخى را از گندم يا قيمت آن بدهد، و فطره برخى ديگر را از برنج يا قيمت آن بپردازد.
وقت وجوب فطره:
12- وقت وجوب فطره، با فراهم آمدن كلّيه شرايط ياد شده، از شب عيد است تا ظهر روز عيد براى كسى كه نماز عيد نمىخواند امّا اگر بخواهد نماز عيد بخواند احوط اين است كه قبلاز نماز فطره را بدهد و اگر تأخير بيندازد، چنانچه آن را جدا كرده باشد، آن را به نيّت فطره بدهد و گرنه بنابر احتياط باز هم بايد پرداخت كند امّا نه قصد ادا كند و نه قصد قضا.
13- فطره را نبايد قبل از ماه رمضان بدهد امّا دادن آن در بين ماه رمضان، بنابر اظهر جايز است و احتياط اين است كه در وقتش بدهد.