1- اخلاص در انفاق:
خدايى كه به ما زندگى و نعمتهاى آن را بخشيده است، به ما دستور مىدهد كه بخشى از آنچه را به ما داده است، به پيشگاه او تقديم كنيم تا چند برابر به ما عوض دهد. آنچه را ما براى خدا مىدهيم، از بين نمىرود بلكه بسان دانهاى است كه آن را در دل زمين مىكاريم. دانه با كاشته شدن از بين نمىرود بلكه آن دانهاى كه آن را مىخوريم، از بين مىرود و نابود مىشود امّا آن دانهاى كه آن را در دل زمين دفن كردهايم، رشد مىكند و رشد مىكند تا اينكه تبديل به صدها دانه ديگر مىشود. اين كار خدا و سنّت اوست كه مقدار اندكى از مالى را كه در راه او انفاق كردهاى و به بندگان او صدقه دادهاى، از تو مىگيرد و چند برابر به تو باز مىگرداند.
خداوند مىفرمايد:(مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِاْئَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[1].
«كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مىكنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه يكصد دانه باشد وخداوند آن را براى هر كس بخواهد، دو يا چند برابر مىكند و خدا (از نظر قدرت و رحمت)، وسيع و (به همه چيز) داناست.»
انفاق در راه خدا نوعى سرمايهگذارى و بهره بردارى در زندگى دنيا و آخرت است ولى اين سرمايهگذارى و بهرهبردارى در معرض زيان
[1]- سوره بقره، آيه 261.
و نابودى است اگر از آن درست نگهدارى و پاسدارى نشود و در برابر شهوت شهرتطلبى و مقام خواهى، مقاومت به عمل نيايد.
شخص مؤمن درپى انفاق خود، منّت نمىگذارد و آزار نمىرساند و از راه انفاق به اشباع شهوت شهرتخواهى و قدرتطلبى خود نمىپردازد بگونهاى كه بر فقير فخر بفروشد و خود را بالاتر از او بداند و به ناحقّ تكبّر و خودخواهى پيشه كند و براى خود طبقه متمايزى در مقابل فقرا بسازد.
خداوندمتعال مىفرمايد:(الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنّاً وَلَا أَذىً لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ)[1].
«كسانى كه اموال خود را در راه خود انفاق مىكنند، سپس به دنبال انفاقى كه كردهاند، منّت نمىگذارند و آزارى نمىرسانند. پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه ترسى دارند ونه غمگين مىشوند.»
سپس قرآن مجيد بر دشوار بودن اين شرط در انفاق، تأكيد مىكند زيرا تحقّق اين شرط نياز به اين دارد كه انسان خود را در مقابل نفس امّاره كاملًا تمرين دهد و آماده كند و از شهوتهاى شيطانى به طور هميشگى جلوگيرى و پيشگيرى بعمل آورد.
خداوند مىفرمايد:(قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذىً وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ)[2].
«گفتار پسنديده (در برابر نيازمندان) و عفو (و گذشت از خشونتهاى
[1]- سورة بقره، آيه 262.
[2]- سوره بقره، آيه 263.
آنها)، از بخششى كه آزارى به دنبال داشته باشد بهتر است و خداوند، بىنياز و بردبار است.»
اگر شخصى بىنياز و ثروتمند، از مال خود به فقيران ندهد ولى با آنان نشست و برخاست كند و خود را يكى از آنها بداند و ا نان را برادر خود بشمارد و سلطهجويى نداشته باشد بلكه اگر اشتباه و خطايى از آنان سر بزند، مورد عفو و گذشت قرار دهد، در نزد خداوند به مراتب بهتر از اين است كه به انگيزه قدرتطلبى و تكبّر و ذليل ساختن و مخدوش كردن كرامت انسانى آنان، به آنان صدقه بدهد و در ميان مردم حالت طبقاتى ايجاد كند.
قرآن كريم با تبيين اين انديشه، به مؤمنان هشدار مىدهد كه صدقاتشان ممكن است به طور كلّى نابود شود و بسوزد اگر آنان دراين صدد باشند كه از صدقه به عنوان يك وسيله براى سلطه بر فقرا و محرومان استفاده كنند و دراين صورت صدقات نه باعث رشد و شكوفايى مال و ثروت مىشود و نه موجب جلب رحمت الهى در آخرت.
خداونديكمثل بسيار روشن ارائه مىدهد كه چگونه انسان، عمل خير خودراباطل مىگرداند؟ خداوند مىفرمايد: چنين شخصى مانند زمين سخت و كوهستانى و سنگزارى است كه دهقان تنها چند مشت خاك روى آن بريزد تا در آن كِشت كند و بكارد ولى سيل باران بيايد آن چند مشت خاك را ببرد وزمين دوباره به حالت اوّل خود برگردد و غير قابل زراعت شود. شخصى كه انفاق مىكندامّااز آن به منظور شهرت و مقام و قدرت استفاده مىكند مانند همين زمين خشك و سختى است كه
شايسته روييدن هيچ گياهى نيست.
خداوند مىفرمايد:
(يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكم بِالْمنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَ ابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! بخششهاى خود را با منّت و آزار باطل نسازيد، همانند كسىكه مال خودرا براى نشان دادن بهمردمانفاق مىكند و به خدا و رستاخيز ايمان نمىآورد. (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهايى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاكها و بذرها را بشويد) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند. آنها از كارى كه انجام دادهاند چيزى به دست نمىآورند و خداوند جمعيت كافران را هدايت نمىكند.»
در قرآن مثل ديگرى كاملًا برعكس مثل قبلى نيز بيان شده است، مثل مؤمنانى كه با اخلاص تمام در راه خدا انفاق مىكنند. چنين افرادى از سه فايده بهرهمند مىشوند: كسب رضاى خداوند، تزكيه نفس و تربيت آن براساس تقوا و بخشش و سود دهى و سوّم هم چيدن ميوههاى بخشش خود در قالب ثواب عظيم در دنيا و آخرت.
خداوند مىفرمايد:
(وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتاً مِن أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا
[1]- سوره بقره، آيه 264.
وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)[1].
«و (كار) كسانى كه اموال خود را براى خوشنودى خدا و تثبيت (ملكات انسانى در) روح خود انفاق مىكنند، همچون باغى است كه در نقطه بلندى باشد و بارانهاى درشت به آن برسد (و از هواى آزاد و نور آفتاب به حدّ كافى بهره گيرد) و ميوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشت به آن نرسد، بارانى نرم به آن مىرسد و خداوند به آنچه انجام مىدهيد بيناست.»
خداوند مثل بسيار جالبى مىزند براى كسى كه در روز قيامت با اينكه احتياج به پاداش دارد، به جهت باطل شدن اعمالش، اميدش بر باد مىرود و متوجّه مىشود كه آن شهرتطلبى و قدرت خواهى او كه با منّت گذاشتن و آزار رساندن به فقرا از طريق انفاق و صدقه دادن ظهور پيدا مىكرد، همه كارهاى نيكش را از بين برده و زحماتش را به باد داده است.
پروردگار ما مىفرمايد:
(أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الَّثمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَ لِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ)[2].
«آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زير درختان آن، نهرها بگذرد و براى او در آن (باغ)،
[1]- سوره بقره، آيه 265.
[2]- همان، آيه 266.
از هرگونه ميوهاى وجود داشته باشد، در حالى كه به سنّ پيرى رسيده و فرزندانى (كوچك و) ضعيف دارد (دراين هنگام) گردبادى (كوبنده) كه در آن آتش (سوزانى) است به آن برخورد كند و شعلهور گردد و بسوزد (طمين طور است حال كسانى كه انفاقهاى خود را با ريا و منّت و آزار باطل مىكنند) اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشكار مىكند شايد بينديشيد.»
2- انفاق از مال پاك نه پليد
خداوند مىفرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از قسمتهاى پاكيزه اموالى (كه از طريق تجارت) به دست آوردهايد و از آنچه از زمين براى شما خارج ساختهايم، انفاق كنيد و براى انفاق به سراغ قسمتهاى ناپاك نرويد در حاليكه خود شما حاضر نيستيد آنها را بپذيريد مگر از روى اغماض و كراهت و بدانيد خداوند بىنياز و شايسته ستايش است.»
شما براى انفاق از بهترين چيزى كه داريد برگزينيد چه از آن اموالى كه با كوشش و زحمت بدست آوردهايد مانند پول و ساختمان و چيزهايى كه با دست خود ساختهايد و چه اموالى كه خود در آن
[1]- سوره بقره، آيه 267.
زحمتى نكشيدهايد مانند زراعت و شير حيوانات و زاد و ولد آنها، از هر كدام باشد اشكال ندارد، مهم اين است كه براى خداوند، بهترين مال موجود خود را برگزينيد و به سراغ اموال ناپاك خود براى انفاق نرويد و بينديشيد كه اگر كار بر عكس شود يعنى شما خودتان اگر فقير باشيد آيا اين اموال ناپاك و پليد را مىپذيريد؟
3- آثار انفاق
قرآن به ما هشدار مىدهد كه به وسوسههاى شيطان توجّه نكنيد؛ وسوسههايى كه از درون خود ما برمىخيزد و مىگويد انفاق نكنيد زيرا اگر مال خود را به ديگران بدهيد، فقير مىشويد.
(الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ* يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الْأَلْبَابِ)[1].
«شيطان شما را (به هنگام انفاق) وعده فقر و تهيدستى مىدهد و به فحشا (و زشتىها) امر مىكند ولى خداوند وعده آمرزش و فزونى به شما مىدهد و خداوند قدرتش وسيع و (به هر چيز) داناست* (خدا) دانش و حكمت را به هر كس بخواهد مىدهد و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است و جز خردمندان متذكّر نمىگردند.»
انفاق، ثروت را در بين مردم به چرخش درمىآورد و باعث شكوفائى اقتصاد مىشود كه نتيجه آن بهرهمند شدن همگان است.
[1]- سوره بقره، آيات 268 و 269.
از سوى ديگر شيطان شما را از فقير شدن مىترساند و شما هم دست نگهميداريد و مردم از شما نفرت پيدا مىكنند و در ميان مردم دشمنى پديد مىآيد و بر اثر آن فحشا و زشتىها رواج مىيابد. آيا واقعاً انفاق بهتر نيست تا بجاى كينه و نفرت و خصومت، محبّت وهمدلى حاكم شود؟
تأثير بخشش و انفاق در رفاه و آسايش اقتصادى، يك تأثير فطرى است كه سنّت خدا در زندگى آن را خواسته است چه مردم از بخشش و انفاق آگاهى داشته باشند يا نه زيرا آگاهى يا ناآگاهى مردم در تأثير انفاق در رشد اقتصاد، هيچ اثرى ندارد.
4- كتمان و پنهان داشتن انفاق:
امّا اين كافى است كه خداوند اثر انفاق را بداند زيرا اوست كه با انفاق، ثروت را دو چندان مىگرداند نه مردم.
اوند مىفرمايد:
(وَمَا أَنفَقْتُم مِن نَّفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِن نَّذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ)[1].
«و هر چيز را كه انفاق مىكنيد يا (اموالى كه) نذر كردهايد (در راه خدا انفاق كنيد)، خداوند آنها را مىداند و ستمگران ياورى ندارند.»
بدين ترتيب اين آيه زمينه سخن گفتن درباره كتمان و پنهان داشتن انفاق را فراهم مىسازد زيرا تا زمانى كه انفاق در راه خدا باشد
[1]- سوره بقره، آيه 270.