بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 122

وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)[1].

«و (كار) كسانى كه اموال خود را براى خوشنودى خدا و تثبيت (ملكات انسانى در) روح خود انفاق مى‌كنند، همچون باغى است كه در نقطه بلندى باشد و بارانهاى درشت به آن برسد (و از هواى آزاد و نور آفتاب به حدّ كافى بهره گيرد) و ميوه خود را دو چندان دهد و اگر باران درشت به آن نرسد، بارانى نرم به آن مى‌رسد و خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد بيناست.»

خداوند مثل بسيار جالبى مى‌زند براى كسى كه در روز قيامت با اينكه احتياج به پاداش دارد، به جهت باطل شدن اعمالش، اميدش بر باد مى‌رود و متوجّه مى‌شود كه آن شهرت‌طلبى و قدرت خواهى او كه با منّت گذاشتن و آزار رساندن به فقرا از طريق انفاق و صدقه دادن ظهور پيدا مى‌كرد، همه كارهاى نيكش را از بين برده و زحماتش را به باد داده است.

پروردگار ما مى‌فرمايد:

(أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الَّثمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَ لِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ)[2].

«آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زير درختان آن، نهرها بگذرد و براى او در آن (باغ)،

[1]- سوره بقره، آيه 265.

[2]- همان، آيه 266.


صفحه 123

از هرگونه ميوه‌اى وجود داشته باشد، در حالى كه به سنّ پيرى رسيده و فرزندانى (كوچك و) ضعيف دارد (دراين هنگام) گردبادى (كوبنده) كه در آن آتش (سوزانى) است به آن برخورد كند و شعله‌ور گردد و بسوزد (طمين طور است حال كسانى كه انفاقهاى خود را با ريا و منّت و آزار باطل مى‌كنند) اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى‌كند شايد بينديشيد.»

2- انفاق از مال پاك نه پليد

خداوند مى‌فرمايد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از قسمتهاى پاكيزه اموالى (كه از طريق تجارت) به دست آورده‌ايد و از آنچه از زمين براى شما خارج ساخته‌ايم، انفاق كنيد و براى انفاق به سراغ قسمتهاى ناپاك نرويد در حاليكه خود شما حاضر نيستيد آنها را بپذيريد مگر از روى اغماض و كراهت و بدانيد خداوند بى‌نياز و شايسته ستايش است.»

شما براى انفاق از بهترين چيزى كه داريد برگزينيد چه از آن اموالى كه با كوشش و زحمت بدست آورده‌ايد مانند پول و ساختمان و چيزهايى كه با دست خود ساخته‌ايد و چه اموالى كه خود در آن‌

[1]- سوره بقره، آيه 267.


صفحه 124

زحمتى نكشيده‌ايد مانند زراعت و شير حيوانات و زاد و ولد آنها، از هر كدام باشد اشكال ندارد، مهم اين است كه براى خداوند، بهترين مال موجود خود را برگزينيد و به سراغ اموال ناپاك خود براى انفاق نرويد و بينديشيد كه اگر كار بر عكس شود يعنى شما خودتان اگر فقير باشيد آيا اين اموال ناپاك و پليد را مى‌پذيريد؟

3- آثار انفاق‌

قرآن به ما هشدار مى‌دهد كه به وسوسه‌هاى شيطان توجّه نكنيد؛ وسوسه‌هايى كه از درون خود ما برمى‌خيزد و مى‌گويد انفاق نكنيد زيرا اگر مال خود را به ديگران بدهيد، فقير مى‌شويد.

(الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ* يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الْأَلْبَابِ)[1].

«شيطان شما را (به هنگام انفاق) وعده فقر و تهيدستى مى‌دهد و به فحشا (و زشتى‌ها) امر مى‌كند ولى خداوند وعده آمرزش و فزونى به شما مى‌دهد و خداوند قدرتش وسيع و (به هر چيز) داناست* (خدا) دانش و حكمت را به هر كس بخواهد مى‌دهد و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است و جز خردمندان متذكّر نمى‌گردند.»

انفاق، ثروت را در بين مردم به چرخش درمى‌آورد و باعث شكوفائى اقتصاد مى‌شود كه نتيجه آن بهره‌مند شدن همگان است.

[1]- سوره بقره، آيات 268 و 269.


صفحه 125

از سوى ديگر شيطان شما را از فقير شدن مى‌ترساند و شما هم دست نگهميداريد و مردم از شما نفرت پيدا مى‌كنند و در ميان مردم دشمنى پديد مى‌آيد و بر اثر آن فحشا و زشتى‌ها رواج مى‌يابد. آيا واقعاً انفاق بهتر نيست تا بجاى كينه و نفرت و خصومت، محبّت وهمدلى حاكم شود؟

تأثير بخشش و انفاق در رفاه و آسايش اقتصادى، يك تأثير فطرى است كه سنّت خدا در زندگى آن را خواسته است چه مردم از بخشش و انفاق آگاهى داشته باشند يا نه زيرا آگاهى يا ناآگاهى مردم در تأثير انفاق در رشد اقتصاد، هيچ اثرى ندارد.

4- كتمان و پنهان داشتن انفاق:

امّا اين كافى است كه خداوند اثر انفاق را بداند زيرا اوست كه با انفاق، ثروت را دو چندان مى‌گرداند نه مردم.

اوند مى‌فرمايد:

(وَمَا أَنفَقْتُم مِن نَّفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِن نَّذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ)[1].

«و هر چيز را كه انفاق مى‌كنيد يا (اموالى كه) نذر كرده‌ايد (در راه خدا انفاق كنيد)، خداوند آنها را مى‌داند و ستمگران ياورى ندارند.»

بدين ترتيب اين آيه زمينه سخن گفتن درباره كتمان و پنهان داشتن انفاق را فراهم مى‌سازد زيرا تا زمانى كه انفاق در راه خدا باشد

[1]- سوره بقره، آيه 270.


صفحه 126

و نه براى برترى جوئى بر مردم، يك عمل صالح خواهد بود كه دانستن يا ندانستن مردم هيچ ضرر و زيانى به آن نمى‌رساند، ولى بهتر است مخفى و بدور از چشم وعلم مردم انجام شود زيرا دراين صورت از انگيزه‌هاى نفسانى ووسوسه‌هاى شيطانى دور خواهد بود.

خداوند مى‌فرمايد:

(إِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِن سَيِّآتِكُم وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ)[1].

«اگر انفاقها را آشكار كنيد خوب است و اگر آنها را مخفى ساخته و به نيازمندان بدهيد براى شما بهتر است و قسمتى از گناهان شما را مى‌پوشاند و خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد آگاه است.»

و چون شايسته است انفاق در راه خدا باشد، پس رهبرى اسلامى تنها، كانالى است كه مال انفاق شده را به مستحقّان آن مى‌رساند و در قبال انفاق ثروتمندان، بيش از اين مسؤوليّتى ندارد ومسؤول اوّل از اعمال شخص، خود اوست زيرا سود و زيانش هم به طور مستقيم به خود او مى‌رسد.

خداوند مى‌فرمايد:

(لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنفُسُكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إلَّاابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَمَا تُنفِقُوا مِن خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَاتُظْلَمُونَ)[2].

[1]- سوره بقره، آيه 271.

[2]- سوره بقره، آيه 272.


صفحه 127

«هدايت آنها (به طور اجبار) بر تو نيست ولى خداوند هر كه را بخواهد هدايت مى‌كند و آنچه را از خوبيها و اموال انفاق مى‌كنيد، براى خودتان است (ولى) جز براى رضاى خدا انفاق نكنيد و آنچه از خوبيها، انفاق مى‌كنيد، (پاداش آن) به طور كامل به شما داده مى‌شود و به شما ستم نخواهد شد.»

5- مصرف انفاق‌

اين سؤال باقى مى‌ماند كه در كجا و براى چه كسى انفاق كنيم؟

آيه شريفه پاسخ مى‌دهد:

(لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَايَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَ لُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ)[1].

« (انفاق شما بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا در تنگنا قرار گرفته‌اند و نمى‌توانند مسافرتى كنند (و سرمايه‌اى بدست آورند) و از شدّت خويشتن دارى، افراد ناآگاه آنها را بى‌نياز مى‌پندارند امّا آنها را از چهره‌هايشان مى‌شناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمى‌خواهند و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است.»

سخن آخر اينكه انسان نبايد براى انفاق خود در راه خدا حدّ و مرزى قايل شود بلكه بايد هر زمان و هر جا كه شكافى و خلائى در

[1]- سوره بقره، آيه 273.


صفحه 128

جامعه احساس مى‌كند دست انفاق و كمك به سوى محرومان و فقرا دراز كند و از كسانى باشد كه خداوند درباره آنها مى‌گويد:

(الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ)[1].

«آنها كه اموال خود را شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق مى‌كنند، مزدشان نزد پروردگارشان است نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‌شوند.»

[1]- سوره بقره، آيه 274.


صفحه 129

انفاق و صدقات در روايات شريف‌

پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله و ائمّه معصومين عليهم السلام بعداز او، به ترغيب و تشويق مسلمانان به انفاق و صدقه دادن پرداختند و مجموعه عظيمى از روايات دراين زمينه نقل شده است كه پاره‌اى از آنها را خوشه چين مى‌كنيم و براى تبيين خطوط كلّى انفاق و صدقات دراين‌جا نقل مى‌نمائيم:

آثار صدقه:

1- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«الصدقة تدفع ميتة السوء»[1].

«صدقه دادن، مرگ بد را دفع مى‌كند.»

2- بازهم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«تصدّقوا فإنّ الصدقة تزيد في المال كثرة، فتصدّقوا رحمكم اللَّه»[2].

«صدقه بدهيد زيرا صدقه مال را زياد مى‌كند. پس صدقه بدهيد

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب الصدقه، ص 255، حديث 2.

[2]- همان، ص 257، حديث 8.