بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 131

«صبح خود را با صدقه آغاز كنيد زيرا كسى كه چنين كند، بلا به او نرسد.»

كمال ايمان:

7- مفضّل بن عمر مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«لا يكمل إيمان العبد حتّى يكون فيه أربع خصال: يُحسّن خلقه، وتسخو نفسه، ويمسك الفضل من قوله، ويخرج الفضل من ماله»[1].

«ايمان بنده كامل نمى‌شود مگر اينكه چهار خصلت و صفت در او باشد: اخلاقش را نيكو گرداند، نفسش سخاوتمند شود، از پرحرفى بپرهيزد و زيادى مالش را (صدقه) بدهد.»

دست خدا:

8- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«الأيدي ثلاثة فيد اللَّه العليا، ويد المُعطي التي تليها، ويد السائل السفلى، فأعط الفضل ولا تعجز نفسك»[2].

«دستها سه دست است: دست خدا كه بالاترين دستهاست، دست دهنده كه بعداز دست خداست و دست طلب كننده كه پائين‌ترين دستهاست. پس زيادى مالت را بده و خويشتن را عاجز نگردان.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب الصدقه، ص 259، حديث 21.

[2]- همان، باب 5، ص 263، حديث 4.


صفحه 132

هر چند اندك:

9- امام صادق عليه السلام فرمود: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«تصدّقوا ولو بصاع من تمر، ولو ببعض صاع، ولو بقبضة، ولو بتمرة، ولو بشقّ تمرة، فمن لم يجد فبكلمة طيّبة، فإنّ أحدكم لاقي اللَّه فقائل له:

ألم أفعل بك؟ ألم أجعلك سميعاً بصيراً؟ ألم أجعل لك مالًا وولداً؟ فيقول:

بلى، فيقول اللَّه تبارك وتعالى: فانظر ما قدّمت لنفسك. فينظر قدّامه وخلفه وعن يمينه وعن شماله فلا يجد شيئاً يقي به وجهه من النار»[1].

«صدقه بدهيد هر چند با يك صاع (سه كيلو) از خرما يا قسمتى از صاع يا با يك مشت و حتّى با يك خرما وبا نصف خرما و اگر كسى هيچ چيزى نداشت با گفتن سخن نيكو صدقه بدهد زيرا موقعى كه در قيامت يكى از شما خدا را ملاقات كند، خداوند به او مى‌گويد: آيا من درباره تو چنين نكردم؟ اّيا تو را شنوا و بينا قرار ندادم؟ آيا براى تو مال و فرزند ندادم؟ در جواب مى‌گويد: بلى. خداوند مى‌فرمايد: پس ببين تو براى خود چه فرستاده‌اى؟ پس جلو و عقب و راست و چپش را نگاه مى‌كند، هيچ چيزى نمى‌يابد كه به وسيله آن صورت خود را از آتش نگهدارد.»

لقمه‌اى در مقابل لقمه:

10- امام رضا عليه السلام فرمود:

«ظهر في بني إسرائيل قحط شديد سنين متواترة، وكان عند امرأة لقمة

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 7، ابواب الصدقه، ص 264، حديث 1.


صفحه 133

من خبز، فوضعته في فمها لتأكله، فنادى السائل: يا أمة اللَّه، الجوع. فقالت المرأة: أتصدّق في مثل هذا الزمان، فأخرجتها من فيها ودفعته إلى السائل، وكان لها ولد صغير يحتطب في الصحراء فجاء الذئب فحمله، فوقعت الصيحة، فعَدَت الامّ في أثر الذئب، فبعث اللَّه عزّ وجلّ جبرئيل فأخرج الغلام من فم الذئب فدفعه إلى امّه، ثمّ قال لها: يا أمة اللَّه، أرضيت؟ لقمة بلقمة»[1].

«در ميان بنى اسرائيل، براى چند سال متمادى، قحطى شديدى پديد آمد و زنى لقمه نانى داشت كه به دهن گذاشت تا تناول كند و در آن هنگام سائلى فرياد زد: اى كنيز خدا! گرسنه‌ام. زن گفت: در چنين زمانى بايد صدقه بدهم. پس آن لقمه را از دهن خارج كرده و به سائل داد. اين زن پسر كوچكى داشت كه در همان هنگام در صحرا مشغول جمع‌آورى هيزم بود امّا گرگ آمد و او را با خود برد. فرياد بلند شد و مادر بدنبال گرگ دويد. خداوند جبرئيل را فرستاد. جبرئيل پسر را از دهن گرگ بيرون آورد و به مادرش داد. پس به مادر گفت: اى كنيز خدا! آيا راضى شدى؟

اين لقمه در مقابل آن لقمه.»

خداوند به دست خود صدقه را دريافت مى‌كند:

11- امام صادق عليه السلام فرمود:

«إنّ اللَّه يقول: ما من شي‌ء إلّاوقد وكّلت به من يقبضه غيري إلّاالصدقة فإنّي أتلقّفها بيدي تلقّفاً، حتّى أنّ الرجل يتصدّق بالتمرة، أو بشقّ تمرة فاربيها له كما يربي الرجل فلوه وفصيله، فيأتي يوم القيامة وهو مثل‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 7، ابواب الصدقه، ص 264، حديث 4.


صفحه 134

احُد وأعظم من احُد»[1].

«خداوند مى‌فرمايد: هيچ چيزى نيست مگر اينكه كسى غير از خود را مسؤول گرفتن و دريافت كردن آن قرار داده‌ام مگر صدقه كه من آن را به دست خود دريافت مى‌كنم حتّى اگر مردى با خرما يا با نصف خرما صدقه بدهد من آن را براى او پرورش مى‌دهم چنانكه او فرزند خود را پرورش مى‌دهد وهنگاميكه او در روز قيامت حاضر مى‌شود، آن صدقه‌اش را مثل كوه احد يا بزرگتر و عظيم‌تر از آن مى‌يابد.»

صبح خود را با صدقه آغاز كنيد:

12- ابو ولّاد مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«بكّروا بالصدقة، وارغبوا فيها، فما من مؤمن يتصدّق بصدقة يريد بها ما عند اللَّه ليدفع اللَّه بها عنه شرّ ما ينزل من السماء إلى الأرض في ذلك اليوم، إلّا وقاه اللَّه شرّ ما ينزل من السماء إلى الأرض في ذلك اليوم»[2].

«صبح خودرا با صدقه آغاز كنيد ودر دادن صدقه رغبت نشان دهيد زيرا هيچ مؤمنى نيست كه صدقه بدهد و به وسيله آن صدقه از خدا بخواهد كه شرّ آنچه را در آن روز از آسمان به زمين فرومى‌آيد، از او دفع كند، مگر اينكه خداوند او را از شرّ آنچه از آسمان به‌زمين درآن روز فرود مى‌آيد حفظ خواهد كرد.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 7، ابواب الصدقه، ص 265، حديث 7.

[2]- همان، باب 8، ص 267، حديث 3.


صفحه 135

صدقه از مرگ بد پيش‌گيرى مى‌كند:

13- امام صادق عليه السلام فرمود:

«مرّ يهودي بالنبيّ صلى الله عليه و آله فقال: السام عليك. فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: عليك.

فقال أصحابه: إنّما سلّم عليك بالموت؟ قال: الموت عليك. قال النبيّ صلى الله عليه و آله:

وكذلك رددت، ثمّ قال النبيّ صلى الله عليه و آله: إنّ هذا اليهودي يعضّه أسود في قفاه فيقتله.

فذهب اليهودي فاحتطب حطباً كثيراً فاحتمله، ثمّ لم يلبث أن انصرف، فقال له رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: ضعه، فوضع الحطب فإذا أسود في جوف الحطب عاض على عود. فقال: يا يهودي، أي‌شي‌ء عملت اليوم؟ فقال: ما عملتُ عملًا إلّاحطبي هذا احتمله فجئت به وكان معي كعكتان فأكلتُ واحدة وتصدّقت بواحدة على مسكين، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: بها دفع اللَّه عنه، وقال: الصدقة تدفع ميتة السوء عن الإنسان»[1].

«مرد يهودى‌اى از كنار پيامبر صلى الله عليه و آله گذشت و گفت: السام عليك (مرگ بر تو). پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در جواب فرمود: بر تو باد. اصحاب گفتند: او با مرگ، بر تو سلام كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من هم چنين جواب دادم.

سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اين يهودى را از پشت، مارى مى‌گزد ومى كُشد. سپس آن يهودى رفت هيزم فراوانى جمع و حمل كرد و بى‌درنگ به راه افتاد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بارت را به زمين بگذار. پس به زمين گذاشت و ناگهان ديده شد كه مارى در ميان هيزم، بر چوبى نيش گذاشته است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى يهودى! امروز چه كارى انجام دادى؟

گفت: هيچ كارى نكرده‌ام جز همين بار هيزم كه آورده‌ام و دو عدد نان‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 9، ابواب الصدقه، ص 268، حديث 3.


صفحه 136

شيرينى كه با خود داشتم يكى را خوردم و ديگرى را به مسكينى صدقه دادم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به وسيله همان صدقه خداوند اين را از تو دفع كرده است. سپس فرمود: صدقه مرگ بد را از انسان دفع مى‌كند.»

14- محمّد بن مسلم مى‌گويد: با امام باقر عليه السلام در مسجد پيامبر نشسته بوديم كه يكى از بالكن‌هاى مسجد فروريخت و مردى زير آوار شدا مّا به او آسيبى نرسيد و تنها پايش مصدوم شد. امام باقر عليه السلام فرمود:

از او سؤال كنيد امروز چه عملى انجام داده است؟ از او پرسيدند پس گفت:

از خانه خارج شدم و در آستينم مقدارى خرما بود و بر سائلى گذشتم و خرما را به او صدقه دادم.

امام عليه السلام فرمود:

«بها دفع اللَّه عنك»[1].

«به وسيله همان صدقه خداوند مرگ را از تو دفع كرده است.»

قضا را تغيير مى‌دهد:

15- در وصيّت پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام آمده است:

«يا عليُّ، الصدقة تردّ القضاء الذي قد ابرِم إبراماً.

يا عليُّ، صلة الرحم تزيد في العمر.

يا عليُّ، لا صدقة وذو رحم محتاج.

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 9، ابواب الصدقه، ص 269، حديث 6.


صفحه 137

يا عليُّ، لا خير في القول إلّامع الفعل، ولا في الصدقة إلّامع النيّة»[1].

«اى على! صدقه دادن قضاى مبرم و محكم الهى را تغيير مى‌دهد.

اى على! صله رحم عمر را زياد مى‌كند.

اى على! صدقه به ديگران معنى ندارد در صورتيكه خويشاوند نيازمندى داشته باشى.

اى على! در سخن بدون عمل خيرى نيست و در صدقه بدون نيّت نيز خيرى نيست.»

نحوست را دفع مى‌كند:

16- امام صادق عليه السلام فرمود:

كان بيني وبين رجل قسمة أرض، وكان الرجل صاحب نجوم، وكان يتوخّى ساعة السعود فيخرج فيها، وأخرج أنا في ساعة النحوس، فاقتسمنا، فخرج لي خير القسمين، فضرب الرجل يده اليمنى على اليسرى، ثمّ قال:

ما رأيتُ كاليوم قطّ. قلت:

«ويل الآخر وما ذاك؟».

قال: إنّي صاحب نجوم أخرجتك في ساعة النحوس وخرجت أنا في ساعة السعود ثمّ قسّمنا فخرج لك خير القسمين، فقلت:

«ألا احدِّثك بحديث حدّثني به أبي؟ قال: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: من سرّه أن يدفع اللَّه عنه نحس يومه فليفتتح يومه بصدقة يذهب اللَّه بها عنه نحس يومه، ومن أحبّ أن يذهب اللَّه عنه نحس ليلته فليفتتح ليلته بصدقة يدفع عنه نحس‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 8، ابواب الصدقه، ص 267، حديث 4.


صفحه 138

ليلته». ثمّ قلت:

«وإنّي افتتحت خروجي بصدقة؛ فهذا خير لك من علم النجوم»[1].

بين من و مردى، زمين مشتركى بود كه بايد تقسيم مى‌كرديم. آن مرد ستاره‌شناس بود و ساعت سعد و نيك را انتظار مى‌كشيد تا در آن ساعت خارج شود و من در ساعت نحس و شوم خارج شوم. زمين را تقسيم كرديم و بهترين قسمت به من رسيد. آن مرد دست راستش را به دست چپش زد و گفت: هرگز مثل امروز را نديده بوديم. گفتم:

«واى بر تو چه شده؟» گفت:

من ستاره‌شناسم. تو را در ساعت نحس بيرون كردم و من در ساعت سعد و نيك خارج شدم سپس تقسيم كرديم و بهترين قسمت از آن تو شد.

گفتم:

«آيا براى تو حديثى نقل كنم كه آن را پدرم برايم روايت كرد. فرمود:

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه دوست دارد خداوند شومى روزش را از او دفع كند، بايد آن روزش را با صدقه آغاز كند. خدا به وسيله صدقه شومى آن را از بين مى‌برد و كسى كه دوست دارد خدا شومى شبش را از بين ببرد بايد شبش را با صدقه آغاز كند.»

سپس به او گفتم:

«من خارج شدنم را با صدقه آغاز كردم و اين براى تو از علم ستاره‌شناسى بهتر است.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 12، ابواب الصدقه،، ص 273، حديث 1.