شيرينى كه با خود داشتم يكى را خوردم و ديگرى را به مسكينى صدقه دادم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به وسيله همان صدقه خداوند اين را از تو دفع كرده است. سپس فرمود: صدقه مرگ بد را از انسان دفع مىكند.»
14- محمّد بن مسلم مىگويد: با امام باقر عليه السلام در مسجد پيامبر نشسته بوديم كه يكى از بالكنهاى مسجد فروريخت و مردى زير آوار شدا مّا به او آسيبى نرسيد و تنها پايش مصدوم شد. امام باقر عليه السلام فرمود:
از او سؤال كنيد امروز چه عملى انجام داده است؟ از او پرسيدند پس گفت:
از خانه خارج شدم و در آستينم مقدارى خرما بود و بر سائلى گذشتم و خرما را به او صدقه دادم.
امام عليه السلام فرمود:
«بها دفع اللَّه عنك»[1].
«به وسيله همان صدقه خداوند مرگ را از تو دفع كرده است.»
قضا را تغيير مىدهد:
15- در وصيّت پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام آمده است:
«يا عليُّ، الصدقة تردّ القضاء الذي قد ابرِم إبراماً.
يا عليُّ، صلة الرحم تزيد في العمر.
يا عليُّ، لا صدقة وذو رحم محتاج.
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 9، ابواب الصدقه، ص 269، حديث 6.
يا عليُّ، لا خير في القول إلّامع الفعل، ولا في الصدقة إلّامع النيّة»[1].
«اى على! صدقه دادن قضاى مبرم و محكم الهى را تغيير مىدهد.
اى على! صله رحم عمر را زياد مىكند.
اى على! صدقه به ديگران معنى ندارد در صورتيكه خويشاوند نيازمندى داشته باشى.
اى على! در سخن بدون عمل خيرى نيست و در صدقه بدون نيّت نيز خيرى نيست.»
نحوست را دفع مىكند:
16- امام صادق عليه السلام فرمود:
كان بيني وبين رجل قسمة أرض، وكان الرجل صاحب نجوم، وكان يتوخّى ساعة السعود فيخرج فيها، وأخرج أنا في ساعة النحوس، فاقتسمنا، فخرج لي خير القسمين، فضرب الرجل يده اليمنى على اليسرى، ثمّ قال:
ما رأيتُ كاليوم قطّ. قلت:
«ويل الآخر وما ذاك؟».
قال: إنّي صاحب نجوم أخرجتك في ساعة النحوس وخرجت أنا في ساعة السعود ثمّ قسّمنا فخرج لك خير القسمين، فقلت:
«ألا احدِّثك بحديث حدّثني به أبي؟ قال: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: من سرّه أن يدفع اللَّه عنه نحس يومه فليفتتح يومه بصدقة يذهب اللَّه بها عنه نحس يومه، ومن أحبّ أن يذهب اللَّه عنه نحس ليلته فليفتتح ليلته بصدقة يدفع عنه نحس
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 8، ابواب الصدقه، ص 267، حديث 4.
ليلته». ثمّ قلت:
«وإنّي افتتحت خروجي بصدقة؛ فهذا خير لك من علم النجوم»[1].
بين من و مردى، زمين مشتركى بود كه بايد تقسيم مىكرديم. آن مرد ستارهشناس بود و ساعت سعد و نيك را انتظار مىكشيد تا در آن ساعت خارج شود و من در ساعت نحس و شوم خارج شوم. زمين را تقسيم كرديم و بهترين قسمت به من رسيد. آن مرد دست راستش را به دست چپش زد و گفت: هرگز مثل امروز را نديده بوديم. گفتم:
«واى بر تو چه شده؟» گفت:
من ستارهشناسم. تو را در ساعت نحس بيرون كردم و من در ساعت سعد و نيك خارج شدم سپس تقسيم كرديم و بهترين قسمت از آن تو شد.
گفتم:
«آيا براى تو حديثى نقل كنم كه آن را پدرم برايم روايت كرد. فرمود:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه دوست دارد خداوند شومى روزش را از او دفع كند، بايد آن روزش را با صدقه آغاز كند. خدا به وسيله صدقه شومى آن را از بين مىبرد و كسى كه دوست دارد خدا شومى شبش را از بين ببرد بايد شبش را با صدقه آغاز كند.»
سپس به او گفتم:
«من خارج شدنم را با صدقه آغاز كردم و اين براى تو از علم ستارهشناسى بهتر است.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 12، ابواب الصدقه،، ص 273، حديث 1.
صدقه شب و روز:
17- امام صادق عليه السلام فرمود:
«إنّ صدقة الليل تطفي غضب الربّ، وتمحو الذنب العظيم، وتهوّن الحساب، وصدقة النهار تثمر المال، وتزيد في العمر»[1].
«صدقه شب، خشم خدا را خاموش مىگرداند و گناه بزرگ را محو مىسازد و حساب روز قيامت را آسان مىگرداند. صدقه روز، مال را به سود مىرساند و عمر را زياد مىكند.»
صدقه پنهانى:
18- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«صدقة السرّ تطفي غضب الربّ تبارك وتعالى»[2].
«صدقه پنهانى، خشم خداوند متعال را خاموش مىگرداند.»
19- امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود:
«إنّ أفضل ما يتوسّل به المتوسّلون الإيمان باللَّه... وصلة الرحم؛ فإنّها مثراة للمال، منساة في الأجل، وصدقة السرّ؛ فإنّها تطفي الخطيئة وتطفي غضب اللَّه عزّ وجلّ، وصنايع المعروف فإنّها تدفع ميتة السوء، وتقي مصارع الهوان...»[3].
«بهترين چيزى كه توسّل جويان بدان توسّل مىجويند ايمان به
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب الصدقه، ص 273، حديث 2.
[2]- همان، باب 13، ص 275، حديث 1.
[3]- همان، حديث 4.
خداست... وصله رحم زيرا با صله رحم، ثروت افزون و اجل به تأخير مىافتد، و همچنين صدقه پنهانى زيرا صدقه پنهانى گناه را از بين مىبرد و خشم خدا را خاموش مىگرداند، و نيز كارهاى نيك، زيرا آنها از مرگ بد و كشته شدن ذليلانه پيشگيرى مىنمايند.»
پيشواى صدقه دهندگان:
20- امام باقر عليه السلام فرمود:
«امام زين العابدين عليه السلام در شب تاريك خارج مىشد و انبانى پر از دينار و درهم با خود برمىداشت يا غذا و هيزم با خود حمل مىكرد و هر دربى را مىكوبيد و به هركه خارج مىشد از آن مىداد و موقعى كه چيزى به فقير مىداد، صورتش را مىپوشانيد تا شناخته نشود و چون حضرت وفات كرد، مردم متوجّه شدند كه آن شخص على بن الحسين عليه السلام بوده است و چون پيكر حضرت در محلّ غسل گذاشته شد، به پشتش نگاه كردند ديدند كه از اثر حمل بار براى فقرا و مساكين، مانند زانوى شتر شده است. و در يكى از روزها در حاليكه ردايى ابريشمين به تن داشت از منزل خارج شد، سائلى از ردايش گرفت، پس ردا را براى او گذشت و خود رفت و هميشه در زمستان رداى ابريشمين مىخريد وموقعى كه تابستان فرا مىرسيد، آن را مىفروخت و قيمتش را صدقه مىداد...
(تا آنجا كه فرمود:) يكصد خانواده از فقراى مدينه را سرپرستى مىكرد و بسيار خوشش مىآمد كه در هنگام تناول غذا، يتيمان، نابينايان، زمينگيران و مساكين بيچاره وبىپناه نيز در سفره او شركت كنند. او با دست خود به آنان غذا مىداد و براى خانوادهداران آنان هم غذا
مىداد كه براى خانواده خود ببرند و هيچگاه غذايى ميل نمىكرد مگر اينكه به اندازه آن صدقه مىداد.»[1]
21- سفيان بن عيينه مىگويد:
زهرى، در يك شب سرد بارانى، امام على بن الحسين عليه السلام را ديد كه در پشت خود آرد و هيزم دارد و راه مىرود. زهرى گفت: اى پسر رسول خدا! اين چيست؟ فرمود:
«مىخواهم به سفرى بروم، و توشه سفر را آماده كرده و به مكان امنى مىبرم.»
زهرى گفت: بگذار غلامم براى شما ببرد. حضرت امتناع ورزيد.
زهرى گفت: من بجاى شما مىبرم، مقام شما بالاتر از اين است.
على بن الحسين عليه السلام فرمود:
«ولى من خود را بالاتر نمىدانم از چيزى كه مرا در سفرم نجات مىدهد و وارد شدنم را به آنجا كه مىخواهم، نيكو و آسان مىگرداند. ترا به خدا كه به دنبال كارت برو ومرا بحالم بگذار.»
زهرى رفت، امّا بعداز چند روز به امام گفت: اى پسر رسول خدا! از آن سفرى كه ياد مىكردى اثرى نمىبينم؟ فرمود:
«بلى زهرى! آنچه تو گمان كردى نيست. اين سفر مرگ است كه براى آن آماده مىشدم. آماده شدن براى مرگ با اجتناب از حرام و بخشش و كار خير است.»[2]
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب الصدقه، ص 275، حديث 8.
[2]- همان، باب 14، ص 279، حديث 5.
در دست خدا:
22- امام صادق عليه السلام فرمود:
«ليس شيء أثقل على الشيطان من الصدقة على المؤمن، وهي تقع في يد الربّ تبارك وتعالى قبل أن تقع في يد العبد»[1].
«هيچ چيزى براى شيطان سنگينتر از صدقه دادن به مؤمن نيست.
صدقه قبلاز آنكه به دست بنده برسد در دست پروردگار قرار مىگيرد.»
23- روايت شده است كه امام زين العابدين عليه السلام در هنگام صدقه دادن، دستش را مىبوسيد. از حضرت سؤال شد كه چرا چنين مىكند؟ فرمود:
«إنّها تقع في يد اللَّه قبل أن تقع في يد السائل»[2].
«صدقه قبلاز آنكه در دست سائل قرار بگيرد، در دست خداوند قرار مىگيرد.»
24- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«ما تقع صدقة المؤمن في يد السائل حتّى تقع في يد اللَّه، ثمّ تلا هذه الآية:
« (أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الْصَّدَقَاتِ)[3]»[4].
«صدقه مؤمن در دست سائل قرار نمىگيرد مگر اينكه قبلاز آن در دست خداوندقرارگيرد». سپساينآيه را تلاوتفرمود: «(آيانمىدانستنيد
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 18، ابواب الصدقه، ص 283، حديث 1.
[2]- همان، باب 29، ص 303، حديث 2.
[3]- سوره توبه، آيه 104.
[4]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 29، ابواب الصدقه، ص 303، حديث 3.
كه تنها خداوند توبه بندگانش را مىپذيرد وصدقات را مىگيرد).»
25- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«الصدقة بعشرة، والقرض بثمانية عشر، وصلة الإخوان بعشرين، وصلة الرحم بأربعة وعشرين»[1].
«صدقه ده برابر، قرض هيجده برابر، صله برادران و دوستان بيست برابر و صله رحم بيست وچهار برابر ثواب دارد.»
سائل نبايد رد شود:
26- امام باقر عليه السلام فرمود:
«أعط السائل ولو كان على ظهر فرس»[2].
«به سائل بده هر چند بر پشت اسب باشد.»
27- امام باقر در حديث ديگر فرمود:
«لو يعلم المُعطي ما في العطيّة ما ردّ أحدٌ أحداً»[3].
«اگر دهنده بداند آنچه را كه در بخشش و صدقه است، هيچگاه كسى، كسى را ردّ نخواهد كرد.»
هميارى برادر:
28- امام صادق عليه السلام فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 20، ابواب الصدقه، ص 286، حديث 2.
[2]- همان، باب 22، ص 290، حديث 1.
[3]- همان، حديث 2.