و خرما و كشمش، قبلاز وقت تعلّق زكات، بلوغ شرط است. چنانكه تفصيل مسأله در آينده بيان خواهد شد.
2- در غلّات نابالغ، يعنى: گندم، جو، خرما و كشمش مستحب است كه ولىّ شرعى او زكات را بدهد و اگر ولىّ ندارد، حاكم شرع متصدّى آن مىباشد. امّا در اموالى از قبيل: طلا و نقره، براى ولىّ دادن زكات آنها جايز نيست و در شتر، گاو و گوسفند نيز احوط نپرداختن زكات است.
3- اگر ولىّ كودك نابالغ با اموال او تجارت كند، بازهم مستحب است كه زكات آن را پرداخت نمايد.
دوّم- عقل:
1- در مال كسى كه در طول سال ديوانه است، زكات واجب نيست و همچنين براى كسى كه در دورههاى معيّنى ديوانه مىشود، بشرطى كه در عرف صدق كند كه او ديوانه است. امّا كسى كه تنها براى مدّتهاى كوتاهى ديوانگى بر او عارض مىشود ولى در عرف به او ديوانه گفته نمىشود، زكات واجب است.
2- اگر ولىّ ديوانه با مال او تجارت كند، مستحب است زكات آن را پرداخت نمايد امّا در غير مال تجارت، دادن زكات آن جايز نيست.
3- بيهوشى اگر عادى باشد براى يك روز يا چند روز، مشمول احكام ديوانگى يا احكام قدرت نداشتن بر تصرّف نمىشود و لذا اگر كسى براى مدّت كوتاهى در بين سال (در اموالى كه سال در آنها شرط است) يا در هنگام تعلّق زكات (در غلّات چهارگانه) بيهوش يا مست
باشد، زكات از او ساقط نمىشود ولى اگر بيهوشى براى چند ماه دوام پيدا كند، ممكن است او به كسانى ملحق شود كه در مال خود ممنوعالتصرّف هستند يعنى زكات بر او واجب نمىشود.
سوم- آزادى:
1- زكات بر برده واجب نمىشود هر چند بگوئيم كه او مالك مىشود.
2- بر مولاى برده هم واجب نيست كه زكات مال بردهاش را پرداخت كند هر چند قايل به مالك شدن برده هم باشيم امّا بنابر قول مالك نشدن برده، برخى قايل به وجوب زكات بر مولاى او هستند ولى واجب نبودن زكات به قواعد فقهى نزديكتر است.
چهارم- مالكيّت:
1- تا مالكيّت كامل مالك بر مال تحقّق نيافته باشد، زكات واجب نمىشود به عنوان مثال مالى كه به شخصى هبه شده امّا او هنوز آن مال را قبض نكرده و تحويل نگرفته است، يا مالى براى كسى وصيّت شده امّا او هنوز قبول يا قبض نكرده است، يا مالى كه به كسى قرض داده شده و هنوز به صاحب آن يعنى قرض دهنده داده نشده است، همه اين موارد زكات ندارد.
2- زكات مال قرض بر قرض گيرنده است نه بر قرض دهنده مگر اينكه قرض دهنده، داوطلبانه، زكات مال را داده باشد كه دراين صورت از قرض گيرنده ساقط مىشود.
3- اگر طلبكار بتواند طلبش را از بدهكار بگيرد ولى اين كار را نكند، زكات بر او واجب نمىشود حتّى اگر نگرفتن طلب به خاطر فرار از زكات باشد زيرا شرط مالكيّت مال تنها بعداز تحويل گرفتن آن حاصل مىشود.
پنجم- قدرت بر تصرّف:
1- اگر شخصى مالك مال زكاتى باشد ولى عملًا به هر دليلى نتواند در آن تصرّف كند، زكات بر او واجب نمىشود. نمونههاى چنين مالى عبارت است از:
- مالى كه از انسان غائب باشد و در دسترس او يا وكيلش نباشد تا بتواند در آن تصرّف كند.
- مال غصب شده و به سرقت رفته.
- مال انكار شده (يعنى مالى كه در نزد شخص ديگر است و او منكر مالكيّت مالك حقيقى ومانع از تصرّف او باشد.)
- مالى كه در محلّى دفن شده و اكنون مالك، آن محل را فراموش كرده است.
- مال توقيف شده يا مسدود شده توسط دولت.
- شماره حسابهاى بانكى مسدود شده (در مورد طلا و نقره).
- مال رهن، موقوفه، نذر شده و مانند آن.
2- ملاك و معيار در صدق قدرت بر تصرّف يا عدم آن، عرف است.
3- در سقوط زكات از مال موقوفه، فرقى بين وقف عام و وقف
خاص نيست و همچنين محصول و بازده وقف عام، زكات ندارد مگر اينكه موقوف عليه يعنى كسى كه مال براى او وقف شده، آن محصول را قبض كند و تحويل بگيرد و ساير شرايط زكات هم فراهم باشد امّا در محصول وبازده وقف خاص، بر هر كسى كه سهم او به حدّ نصاب برسد، زكات واجب مىشود.
4- اگر در موقع تعلّق زكات يا در طول سال (در اموالى كه دادن زكات آنها مشروط به گذشت سال است) توان بر تصرّف داشته است ولى قبلاز خارج كردن زكات، قدرت به تصرّف را از دست بدهد مثل اينكه آن اموال به سرقت رفته يا مصادره شود، وجوب زكات استقرار يافته و بايد در هنگاميكه توان تصرّف پيدا كند پرداخت نمايد، ولى اگر اصلًا توان تصرّف در آن مال را پيدا نكند، چنانچه در خارج نكردن زكات مقصّر بوده (كوتاهى كرده) است، ضامن است و بايد عوض زكات را پرداخت كند و گرنه ضامن نيست.
5- اگر براى چند سال، توان تصرّف نداشته باشد و بعد توان پيدا كند، مستحبّ است زكات يكسال را پرداخت نمايد بلكه بنابر نظر قوى حتّى اگر براى يكسال هم ممنوع از تصرّف شده باشد وبعد آن مال به او برگردد، زكات يكسال را پرداخت كند.
ششم- نصاب:
خارج كردن زكات مال زكاتى واجب است در صورتيكه آن مال به حدّ معيّنى كه نصاب ناميده مىشود برسد. نصاب اموال زكاتى، تفصيلات وجزئياتى دارد كه در بحثهاى بعدىبيان خواهد شد.
اموالى كه زكات آنها واجب است
حديث شريف:
1- امام باقر و امام صادق عليهما السلام فرمودند:
«فرض اللَّه عزّ وجلّ الزكاة مع الصلاة في الأموال
، وسنّها رسول اللَّه صلى الله عليه و آله في تسعة أشياء
، وعفى عمّا سواهنَّ؛ في الذهب والفضّة والإبل والبقر والغنم والحنطة والشعير والتمر والزبيب
، وعفى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله عمّا سوى ذلك»[1]
. «خداوند متعال، همراه نماز، زكات را در اموال واجب گردانيد، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آن را در نه چيز مقرّر نمود، و از غير آنها عفو فرمود.
آن نه چيز عبارتنداز: طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند، جو، خرما و كشمش. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ماسواى اينها را بخشيد.»
2- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره محصولات كشاورزى كه در كدام يك از آنها زكات تعلّق مىگيرد؟ امام فرمود:
«البرّ والشعير والذرّة والأرز والسُّلت والعدس
، كلّ هذا ممّا يُزكّى.»
«گندم، جو، ذرّت، برنج، سُلت و عدس زكات دارند.»
بعد فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 8، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 34، حديث 4.
«كلّ ما كيل بالصاع فبلغ الأوساق فعليه الزكاة»[1].
«هرچه با صاع[2]پيمانه شود و به چند وسق[3]برسد زكات دارد.»
3- از امام كاظم عليه السلام درباره زكات پنبه و زعفران سؤال شد.
حضرت فرمود: «زكات ندارد.»[4]
4- زراره روايت مىكند كه امام باقر و امام صادق عليهما السلام فرمودند:
«عفى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله عن الخضر»
. «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زكات سبزيجات را عفو فرمود.»
سؤال شد سبزيجات چيست؟ فرمودند:
«كلّ شيء لا يكون له بقاء؛ البقل والبطيخ والفواكه وشبه ذلك
، ممّا يكون سريع الفساد»
. «هر چيزى كه بقا و دوام نداشته باشد مانند تره بار، خربزه و ساير ميوهجات و چيزهايى كه زود فاسد مىشود.»
زراره مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: آيا در سبزى چيزى است؟ فرمود: «نه»[5].
5- بازهم زراره روايت مىكند: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:
آيا در قاطر چيزى است (يعنى زكات واجب است)؟ فرمود: نه.
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 9، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 39، حديث 3.
[2]- صاع در حدود سه كيلوگرم است.
[3]- هر وسق معادل شصت صاع مىباشد.
[4]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 11، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 44، حديث 6.
[5]- همان، حديث 9.
گفتم: چگونه اسب زكات دارد امّا قاطر ندارد؟ فرمود: قاطر، زاد وولد ندارد امّا اسبان ماده، توليد مثل مىكنند و اسبان نر زكات ندارد.
گفتم: در الاغ چطور؟ فرمود: در الاغ هم چيزى نيست.
گفتم: آيا اسب و شترى كه شخص آنها را سوار مىشود زكات دارد؟ فرمود: نه، حيوانى كه (از بودجه شخصى) علف مىخورد چيزى ندارد، و صدقه (زكات) در چارپايانى است كه در چراگاهها و بيابانها رها شدهاند، در طول سالى كه مالك آنها را تملّك كرده است، امّا در غير آنها چيزى نيست.»[1]
احكام
اوّل- زكات در نه چيز واجب مىشود:
1- شتر.
2- گاو.
3- گوسفند. (اين سه انعام ثلاثه ناميده مىشوند)
4- طلا.
5- نقره. (به اين دو نقدين گفته مىشود)
6- گندم.
7- جو.
8- خرما.
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 16، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 51، حديث 3.
9- كشمش (به اين چهار چيز غلات چهارگانه گفته مىشود)
بنابر قول صحيحتر در غير اين نه مورد، زكات واجب نيست[1]امّا نسبت به سُلت[2]و عَلَسْ[3]كه شبيه گندم و جو هستند تا اطمينان نيافتهايم كه آنها از اموال زكاتى هستند، زكات در آنها واجب نيست هر چند احتياط مستحبّ اين است كه زكات آنها داده شود.
دوّم- دادن زكات چهار چيز ديگر نيز مستحبّ است:
الف- حبوبات چه با پيمانه فروخته شود يا با وزن، مانند: برنج، عدس، نخود و مانند آن وهمچنين ميوههايى مانند: سيب، پرتقال، ليمو، زردآلو و غيره امّا در سبزيجات مانند بادنجان وخيار و خربُزه مستحبّ نيست.
ب- هر مالى كه انسان با آن تجارت مىكند و بهره مىبرد.
ج- ماده اسپان (نه اسپان نر و استران و الاغان).
د- املاك و مستغلات سرمايهاى مانند زمين كشاورزى، پاساژ، مراكز تجارى وساختمانهاى استيجارى.
[1]- برخىاز فقها در انواع ديگرى از حبوبات نيز قايل به وجوب زكات شدهاند و برخىهم در روغن و زيتون وعسل زكات را واجب دانستهاند و عدّهاى مالالتّجاره را نيز افزودهاند و برخى گفتهاند زكات در هر چيزى كه از زمين مىرويد و با پيمانه يا وزن معامله مىشود، واجب است.
[2]- سُلت نوعى از جو بدون پوست است يا گياهى است شبيه گندم ولى بلندتر از آن استكه از آرد آن نانى با رنگ زرد به عمل مىآيد.
[3]- عَلَسْ نوعى از گندم است كه دو دانه در يك پوسته دارد و خوراك اهل صنعاء مىباشد.