گفتم: چگونه اسب زكات دارد امّا قاطر ندارد؟ فرمود: قاطر، زاد وولد ندارد امّا اسبان ماده، توليد مثل مىكنند و اسبان نر زكات ندارد.
گفتم: در الاغ چطور؟ فرمود: در الاغ هم چيزى نيست.
گفتم: آيا اسب و شترى كه شخص آنها را سوار مىشود زكات دارد؟ فرمود: نه، حيوانى كه (از بودجه شخصى) علف مىخورد چيزى ندارد، و صدقه (زكات) در چارپايانى است كه در چراگاهها و بيابانها رها شدهاند، در طول سالى كه مالك آنها را تملّك كرده است، امّا در غير آنها چيزى نيست.»[1]
احكام
اوّل- زكات در نه چيز واجب مىشود:
1- شتر.
2- گاو.
3- گوسفند. (اين سه انعام ثلاثه ناميده مىشوند)
4- طلا.
5- نقره. (به اين دو نقدين گفته مىشود)
6- گندم.
7- جو.
8- خرما.
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 16، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 51، حديث 3.
9- كشمش (به اين چهار چيز غلات چهارگانه گفته مىشود)
بنابر قول صحيحتر در غير اين نه مورد، زكات واجب نيست[1]امّا نسبت به سُلت[2]و عَلَسْ[3]كه شبيه گندم و جو هستند تا اطمينان نيافتهايم كه آنها از اموال زكاتى هستند، زكات در آنها واجب نيست هر چند احتياط مستحبّ اين است كه زكات آنها داده شود.
دوّم- دادن زكات چهار چيز ديگر نيز مستحبّ است:
الف- حبوبات چه با پيمانه فروخته شود يا با وزن، مانند: برنج، عدس، نخود و مانند آن وهمچنين ميوههايى مانند: سيب، پرتقال، ليمو، زردآلو و غيره امّا در سبزيجات مانند بادنجان وخيار و خربُزه مستحبّ نيست.
ب- هر مالى كه انسان با آن تجارت مىكند و بهره مىبرد.
ج- ماده اسپان (نه اسپان نر و استران و الاغان).
د- املاك و مستغلات سرمايهاى مانند زمين كشاورزى، پاساژ، مراكز تجارى وساختمانهاى استيجارى.
[1]- برخىاز فقها در انواع ديگرى از حبوبات نيز قايل به وجوب زكات شدهاند و برخىهم در روغن و زيتون وعسل زكات را واجب دانستهاند و عدّهاى مالالتّجاره را نيز افزودهاند و برخى گفتهاند زكات در هر چيزى كه از زمين مىرويد و با پيمانه يا وزن معامله مىشود، واجب است.
[2]- سُلت نوعى از جو بدون پوست است يا گياهى است شبيه گندم ولى بلندتر از آن استكه از آرد آن نانى با رنگ زرد به عمل مىآيد.
[3]- عَلَسْ نوعى از گندم است كه دو دانه در يك پوسته دارد و خوراك اهل صنعاء مىباشد.
زكات انعام ثلاثه (شتر، گاو و گوسفند)
حديث شريف:
1- زراره مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: مردى چهار شتر، و سى و نه گوسفند، و بيست و نه گاو دارد آيا بايد زكات آنها را بدهد؟ فرمود:
«لا يزكّي شيئاً منهنّ لأنّهُ ليس شيء منهنّ تامّاً
، فليس تجب فيه الزكاة»[1]
. «هيچ كدام آنها زكات ندارد چون (نصاب) هيچكدام كامل نيست، لذا زكات واجب نمىشود.»
2- امام باقر عليه السلام فرمود:
«شتر در كمتر از پنج نفر زكات ندارد، وقتى كه به پنج نفر رسيد، يك گوسفند زكات دارد، تا اين كه به ده نفر برسد، پس اگر به ده نفر رسيد، دو گوسفند، و در پانزده، سه گوسفند و در بيست شتر، چهار گوسفند و در بيست و پنج شتر، پنج گوسفند زكات دارد، پس اگر يكى زياد شد يعنى در بيست و شش شتر تا سى و پنج شتر، زكات آن
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب زكاة الانعام، ص 71، حديث 2.
يك شتر ماده است كه داخل سال دوّم شده باشد، و اگر ندارد يك شتر نر كه داخل سال سوم شده باشد، پس اگر يكى زياد شد يعنى سى و شش شتر تا چهل و پنج شتر، زكات آن يك شتر ماده است كه داخل سال سوم شده باشد، پس اگر يكى زياد شد يعنى چهل و شش شتر تا شصت شتر، زكات آن يك «حقّه» يعنى يك شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد (و حقّه ناميده شده بدين جهت كه در سنّى رسيده كه استحقاق و آمادگى براى سوار شدن يافته است) پس اگر يكى زياد شد يعنى شصت و يك شتر تا هفتاد و پنج شتر، زكات آن يك شتر است كه داخل سال پنجم شده باشد، پس اگر هفتاد و شش شتر شد تا نود، زكات آن دو شتر است كه داخل سال سوم شده باشد، و اگر نود و يك تا يكصد و بيست شتر بود زكات آن دو شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد، و اگر يكصد و بيست و يك شتر و بالاتر شد در هر پنجاه شترى كه داخل سال چهارم شده باشد، يا در هر چهل شتر يك شترى كه داخل سال سوم شده باشد، زكات بدهد.»[1]
3- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره مقدار زكات شتر غير عربى كه در بيابان مىچرد؟ امام فرمود:
«مثل ما في الإبل العربية»[2]
. «مانند شتر عربى است.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، كتاب الزكاة، باب 2، ابواب زكاة الانعام، ص 72، حديث 1.
[2]- همان، باب 3، ص 76، حديث 1.
4- امام باقر و امام صادق عليهما السلام فرمودند:
«در گاو، هر سى رأس گاو، يك گوساله داخل سال دوّم زكات دارد، امّا كمتر از سى رأس زكات ندارد. و چهل گاو، يك گوساله ماده داخل سالم سوم زكات دارد. بين سى و چهل زكات ندارد، و اگر تعداد گاوها به شصت تا هفتاد رسيد بايد دو گوساله داخل سال دوّم زكات بدهد و اگر به هفتاد رسيد تا هشتاد، يك گوساله داخل سال دوّم و يك گوساله داخل سالم سوم زكات بدهد، و اگر به هشتاد رسيد پس، از هر چهل گاو يك گوساله ماده داخل سال سوم زكات بدهد و اگر به نود رسيد، سه گوساله داخل سال دوّم و اگر به يكصد و بيست رسيد در هر چهل گاو، يك گوساله ماده داخل سال سوم زكات بدهد امّا چند گاو اضافه بر نصاب يا كسرهايى كه بين نصابها باشد زكات ندارد.»[1]
5- از امام باقر عليه السلام درباره زكات گاوميش سؤال شد. فرمود:
«در گاوميش هم مثل آن چيزى است كه در گاو است.»[2]
6- از امام باقر و امام صادق عليهما السلام درباره گوسفند روايت شده است:
«هر چهل گوسفند يك گوسفند زكات دارد و كمتر از چهل چيزى ندارد، و بعد از چهل رأس زكات ندارد تا به يكصد و بيست برسد بازهم فقط يك گوسفند زكات دارد، پس اگر از يكصد و بيست بيشتر
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، كتاب الزكاة، باب 4، ابواب زكاة الانعام، ص 77، حديث 1.
[2]- همان، باب 5، حديث 1.
شد دو گوسفند زكات دارد تا به دويست رأس برسد، و اگر دويست و يك گوسفند شد، سه گوسفند زكات دارد تا به سيصد برسد، و اگر سيصد و يك گوسفند شد چهار گوسفند زكات دارد، و اگر چهارصد شد يا بيشتر، از هر يكصد گوسفند، يك گوسفند زكات دارد و براى كمتر از صد، چيزى نيست و براى تعداد بين نصابها هم چيزى نيست.»
سپس امام باقر و امام صادق عليهما السلام فرمودند:
«هر آنچه كه يكسال نزد مالكش بر او نگذرد، چيزى بر او واجب نيست و اگر يكسال گذشت (زكات) واجب مىشود.»[1]
7- بازهم از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند:
«شتر و گاوى كه با آنها كار مىشود چيزى ندارد و زكات تنها در چهارپايانى است كه در صحرا بچرند[2]و اگر سال بر آن نزد مالكش نگذرد هم زكات ندارد و زمانى كه يكسال گذشت، زكات واجب مىشود.»[3]
احكام
در وجوب زكات در شتر و گاو و گوسفند چهار شرط ذيل معتبر است:
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، كتاب الزكاة، باب 6، ابواب زكاة الانعام، ص 78، حديث 1.
[2]- همان، باب 7، ص 81، حديث 5.
[3]- همان، باب 8، ص 82، حديث 1.
1- حدّ نصاب. 3- چريدن در بيابان.
2- گذشتن سال. 4- كارنكردن.
احكام هريك از شرايط يادشده به تفصيل بيان مىشود:
شرط اوّل- حدّ نصاب:
الف- شتر دوازده نصاب دارد:
1- پنج شتر و زكات آن يك گوسفند است، و كمتر از پنج شتر، زكات ندارد.
2- ده شتر و زكات آن دو گوسفند است.
3- پانزده شتر و زكات آن سه گوسفند است.
4- بيست شتر و زكات آن چهار گوسفند است.
5- بيست و پنج شتر و زكات آن پنج گوسفند است.
6- بيست و شش شتر زكات آن يك شتر است كه داخل سال دوّم شده باشد (و اگر ندارد يك شترى كه داخل سال سوم شده باشد و اگر هر دو را ندارد بنابر احتياط يك شتر داخل در سال دوّم را بخرد و به عنوان زكات بدهد).
7- سى و شش شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال سوم شده باشد.
8- چهل و شش شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد.
9- شصت و يك شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال پنجم شده باشد.
10- هفتاد و شش شتر و زكات آن دو شتر است كه داخل سال سوم شده باشد.
11- نود و يك شتر و زكات آن دو شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد.
12- صد و بيست و يك شتر و بالاتر از آن است كه بايد يا چهل تا چهل تا حساب كند و براى هر چهل تا يك شترى بدهد كه داخل سال سوم شده باشد، يا پنجاه تا پنجاه تا حساب كند و براى هر پنجاه تا يك شترى بدهد كه داخل سال چهارم شده باشد و يا با چهل و پنجاه حساب كند ولى در هر صورت بايد طورى حساب كند كه چيزى باقى نماند يا اگر چيزى باقى مىماند از نه تا بيشتر نباشد[1]واگر تعداد شتران، هم بر چهل و هم بر پنجاه بخشپذير باشد، مانند دويست، يا چهارصد، در محاسبه كردن طبق هريك از دو نصاب مخيّر است.
[1]- براى توضيح بايد بگوئيم: اگر- مثلًا- تعداد شتران 147 باشد چنين محاسبه مىشود: 50+ 50+ 40+ 7 (باقيمانده)/ 147 كه زكاتش دو شتر داخل در سال چهارم و يك شتر داخل در سال سوم است و فقط هفت شتر باقى مىماند كه زكات ندارد و در همين مثال درست نيست كه همه را چهلتايى حساب كند و سه شتر داخل در سال سوم بدهد و 27 را باقيمانده قرار دهد و اگر تعداد شتران 205 باشد كه بر چهل و پنجاه بخشپذير است، مخيّر است كه پنجاه پنجاه حساب كند و چهار شتر داخل در سال چهارم بدهد، يا چهل چهل حساب كند و پنج شتر داخل در سال سوم بدهد و در هر دو صورت 5 شتر باقى مانده است و اگر 260 شتر باشد، يكصدتاى آنها بر پنجاه حساب مىشود و 160 هم بر چهل كه زكاتش دو شتر داخل در سال چهارم و چهار شتر داخل در سال سوم مىباشد و باقيمانده ندارد و جايز نيست كه بر پنجاه حساب شود وده شتر باقى بماند يا بر چهل حساب شود و بيست شتر باقى بماند.