يك شتر ماده است كه داخل سال دوّم شده باشد، و اگر ندارد يك شتر نر كه داخل سال سوم شده باشد، پس اگر يكى زياد شد يعنى سى و شش شتر تا چهل و پنج شتر، زكات آن يك شتر ماده است كه داخل سال سوم شده باشد، پس اگر يكى زياد شد يعنى چهل و شش شتر تا شصت شتر، زكات آن يك «حقّه» يعنى يك شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد (و حقّه ناميده شده بدين جهت كه در سنّى رسيده كه استحقاق و آمادگى براى سوار شدن يافته است) پس اگر يكى زياد شد يعنى شصت و يك شتر تا هفتاد و پنج شتر، زكات آن يك شتر است كه داخل سال پنجم شده باشد، پس اگر هفتاد و شش شتر شد تا نود، زكات آن دو شتر است كه داخل سال سوم شده باشد، و اگر نود و يك تا يكصد و بيست شتر بود زكات آن دو شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد، و اگر يكصد و بيست و يك شتر و بالاتر شد در هر پنجاه شترى كه داخل سال چهارم شده باشد، يا در هر چهل شتر يك شترى كه داخل سال سوم شده باشد، زكات بدهد.»[1]
3- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره مقدار زكات شتر غير عربى كه در بيابان مىچرد؟ امام فرمود:
«مثل ما في الإبل العربية»[2]
. «مانند شتر عربى است.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، كتاب الزكاة، باب 2، ابواب زكاة الانعام، ص 72، حديث 1.
[2]- همان، باب 3، ص 76، حديث 1.
4- امام باقر و امام صادق عليهما السلام فرمودند:
«در گاو، هر سى رأس گاو، يك گوساله داخل سال دوّم زكات دارد، امّا كمتر از سى رأس زكات ندارد. و چهل گاو، يك گوساله ماده داخل سالم سوم زكات دارد. بين سى و چهل زكات ندارد، و اگر تعداد گاوها به شصت تا هفتاد رسيد بايد دو گوساله داخل سال دوّم زكات بدهد و اگر به هفتاد رسيد تا هشتاد، يك گوساله داخل سال دوّم و يك گوساله داخل سالم سوم زكات بدهد، و اگر به هشتاد رسيد پس، از هر چهل گاو يك گوساله ماده داخل سال سوم زكات بدهد و اگر به نود رسيد، سه گوساله داخل سال دوّم و اگر به يكصد و بيست رسيد در هر چهل گاو، يك گوساله ماده داخل سال سوم زكات بدهد امّا چند گاو اضافه بر نصاب يا كسرهايى كه بين نصابها باشد زكات ندارد.»[1]
5- از امام باقر عليه السلام درباره زكات گاوميش سؤال شد. فرمود:
«در گاوميش هم مثل آن چيزى است كه در گاو است.»[2]
6- از امام باقر و امام صادق عليهما السلام درباره گوسفند روايت شده است:
«هر چهل گوسفند يك گوسفند زكات دارد و كمتر از چهل چيزى ندارد، و بعد از چهل رأس زكات ندارد تا به يكصد و بيست برسد بازهم فقط يك گوسفند زكات دارد، پس اگر از يكصد و بيست بيشتر
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، كتاب الزكاة، باب 4، ابواب زكاة الانعام، ص 77، حديث 1.
[2]- همان، باب 5، حديث 1.
شد دو گوسفند زكات دارد تا به دويست رأس برسد، و اگر دويست و يك گوسفند شد، سه گوسفند زكات دارد تا به سيصد برسد، و اگر سيصد و يك گوسفند شد چهار گوسفند زكات دارد، و اگر چهارصد شد يا بيشتر، از هر يكصد گوسفند، يك گوسفند زكات دارد و براى كمتر از صد، چيزى نيست و براى تعداد بين نصابها هم چيزى نيست.»
سپس امام باقر و امام صادق عليهما السلام فرمودند:
«هر آنچه كه يكسال نزد مالكش بر او نگذرد، چيزى بر او واجب نيست و اگر يكسال گذشت (زكات) واجب مىشود.»[1]
7- بازهم از امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند:
«شتر و گاوى كه با آنها كار مىشود چيزى ندارد و زكات تنها در چهارپايانى است كه در صحرا بچرند[2]و اگر سال بر آن نزد مالكش نگذرد هم زكات ندارد و زمانى كه يكسال گذشت، زكات واجب مىشود.»[3]
احكام
در وجوب زكات در شتر و گاو و گوسفند چهار شرط ذيل معتبر است:
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، كتاب الزكاة، باب 6، ابواب زكاة الانعام، ص 78، حديث 1.
[2]- همان، باب 7، ص 81، حديث 5.
[3]- همان، باب 8، ص 82، حديث 1.
1- حدّ نصاب. 3- چريدن در بيابان.
2- گذشتن سال. 4- كارنكردن.
احكام هريك از شرايط يادشده به تفصيل بيان مىشود:
شرط اوّل- حدّ نصاب:
الف- شتر دوازده نصاب دارد:
1- پنج شتر و زكات آن يك گوسفند است، و كمتر از پنج شتر، زكات ندارد.
2- ده شتر و زكات آن دو گوسفند است.
3- پانزده شتر و زكات آن سه گوسفند است.
4- بيست شتر و زكات آن چهار گوسفند است.
5- بيست و پنج شتر و زكات آن پنج گوسفند است.
6- بيست و شش شتر زكات آن يك شتر است كه داخل سال دوّم شده باشد (و اگر ندارد يك شترى كه داخل سال سوم شده باشد و اگر هر دو را ندارد بنابر احتياط يك شتر داخل در سال دوّم را بخرد و به عنوان زكات بدهد).
7- سى و شش شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال سوم شده باشد.
8- چهل و شش شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد.
9- شصت و يك شتر و زكات آن يك شتر است كه داخل سال پنجم شده باشد.
10- هفتاد و شش شتر و زكات آن دو شتر است كه داخل سال سوم شده باشد.
11- نود و يك شتر و زكات آن دو شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد.
12- صد و بيست و يك شتر و بالاتر از آن است كه بايد يا چهل تا چهل تا حساب كند و براى هر چهل تا يك شترى بدهد كه داخل سال سوم شده باشد، يا پنجاه تا پنجاه تا حساب كند و براى هر پنجاه تا يك شترى بدهد كه داخل سال چهارم شده باشد و يا با چهل و پنجاه حساب كند ولى در هر صورت بايد طورى حساب كند كه چيزى باقى نماند يا اگر چيزى باقى مىماند از نه تا بيشتر نباشد[1]واگر تعداد شتران، هم بر چهل و هم بر پنجاه بخشپذير باشد، مانند دويست، يا چهارصد، در محاسبه كردن طبق هريك از دو نصاب مخيّر است.
[1]- براى توضيح بايد بگوئيم: اگر- مثلًا- تعداد شتران 147 باشد چنين محاسبه مىشود: 50+ 50+ 40+ 7 (باقيمانده)/ 147 كه زكاتش دو شتر داخل در سال چهارم و يك شتر داخل در سال سوم است و فقط هفت شتر باقى مىماند كه زكات ندارد و در همين مثال درست نيست كه همه را چهلتايى حساب كند و سه شتر داخل در سال سوم بدهد و 27 را باقيمانده قرار دهد و اگر تعداد شتران 205 باشد كه بر چهل و پنجاه بخشپذير است، مخيّر است كه پنجاه پنجاه حساب كند و چهار شتر داخل در سال چهارم بدهد، يا چهل چهل حساب كند و پنج شتر داخل در سال سوم بدهد و در هر دو صورت 5 شتر باقى مانده است و اگر 260 شتر باشد، يكصدتاى آنها بر پنجاه حساب مىشود و 160 هم بر چهل كه زكاتش دو شتر داخل در سال چهارم و چهار شتر داخل در سال سوم مىباشد و باقيمانده ندارد و جايز نيست كه بر پنجاه حساب شود وده شتر باقى بماند يا بر چهل حساب شود و بيست شتر باقى بماند.
ب- گاو دو نصاب دارد:
1- سى رأس گاو كه زكاتش يك گوساله داخل در سال دوّم عمر خود مىباشد.
2- چهل رأس گاو كه زكات آن يك گوساله داخل در سال سوم مىباشد.
اگر از دو نصاب بالا بيشتر شود مخيّر است كه سى تا سى تا حساب كند يا چهل تا چهل تا يا تركيبى از هر دو به گونهاى كه چيزى باقى نماند مگر كمتر از ده چنانكه در نصاب شتر گفته شد.[1]
ج- گوسفند پنج نصاب دارد:
1- چهل گوسفند و زكات آن يكگوسفند است. كمتراز اين نصاب، زكات ندارد.
2- يكصد و بيست و يك گوسفند و زكات آن دو گوسفند است.
3- دويست و يك گوسفند و زكات آن سه گوسفند است.
4- سيصد و يك گوسفند و زكات آن چهار گوسفند است.
5- چهار صد گوسفند و بالاتر كه از هر صد گوسفند، يك گوسفند زكات داده مىشود. آن تعداد كه در بين نصابها قرار مىگيرد،
[1]- به عنوان مثال اگر هفتاد رأس گاو دارد چهل و سى بايد حساب كند كه زكات آن يك گوساله داخل در سال سوم و يك گوساله داخل در سال دوّم است و نبايد سى تا سى تا حساب كند چون ده رأس گاو باقى مىماند ودر 120 رأس گاو مخيّر است كه بر چهل حساب كند و از هر چهل رأس گاو يك گوساله داخل در سال سوم بدهد و يا برسى حساب كند و از هر سى رأس گاو يك گوساله داخل در سال دوم بدهد.
زكات ندارد.
مسأله نصاب جزئياتى دارد كه ذيلًا بيان مىشود:
1- بين گاو و گاوميش فرقى نيست و هر دو از يك گونه به شمار مىروند، وهمچنين بين شتر عربى و غير عربى و بين بز و گوسفند فرقى وجود ندارد.
2- اگر چند نفر باهم شريك باشند، چنانچه سهم هر يك به حدّ نصاب برسد زكات بر همه واجب است و اگر مجموع حيوانات، در حدّ نصاب برسد ولى سهم هر يك به طور جداگانه به حدّ نصاب نرسد، زكات بر هيچ كدام واجب نيست امّا اگر تنها سهم برخى از آنان به حدّ نصاب برسد، زكات هم تنها بر او واجب است نه بر ديگران.
3- اگر در چند منطقه يا در پروژههاى مختلف تجارتى، گاو يا گوسفند يا شتر داشته باشد، چنانچه همه آنها از يك مالك باشد، همگى باهم حساب مىشود و اگر به حدّ نصاب برسد زكات واجب مىشود.
4- در همه موارد، زكات تعداد بين دو نصاب واجب نيست مثلًا اگر پنجاه و نه گاو داشته باشد زكات چهل گاو واجب است و 19 گاو باقيمانده زكات ندارد وهمچنين است نصابهاى شتر وگوسفند.
5- چنانچه بخواهد گوسفند را براى زكات بدهد بنابر احوط بايد داخل در سال دوّم شده باشد اگرچه اقوى اين است كه رسيدن به حدّ بلوغ كه در گوسفند شش يا هفت ماه است كفايت مىكند، و اگر بخواهد بز را براى زكات بدهد بنابر احوط بايد داخل در سال سوّم شده باشد اگرچه اقوى اين است كه رسيدن به حدّ بلوغ در عرف كه
در بز قبلاز تكميل كردن سال دوّم تحقّق مىيابد، كفايت مىكند.
6- واجب نيست كه زكات از خود نصاب پرداخت شود بلكه مىتواند از ميان چارپايان ديگر خود حتّى اگر در شهر ديگر و قيمت آن هم كمتر از حيوانات نصاب باشد، پرداخت نمايد اگرچه اقوى اين است كه از ميان حيوانات پست و پليد و بدهاى گله نباشد. همچنين واجب نيست زكات را از جنس خود چارپايان بدهد بلكه مىتواند قيمت آن را بپردازد.
7- اگر در ميان گله او حيوانات معيوب يا بيمار يا پير وجود داشته باشد، آنها نيز ضمن نصاب حساب مىشوند.
8- اگر گله- مثلًا- همگى حيوانات نر باشد مىتواند زكات را از ميان مادهها پرداخت كند يا بر عكس وهمچنين است نسبت به بز و گوسفند يا گاو و گاوميش يا شتر عربى و غير عربى كه مىتواند زكات هر كدام را از ديگرى بدهد، زيرا همسانى شرط نيست.
9- اگر همه حيوانات او بيمار يا معيوب يا پير باشد جايز است زكات را از ميان خود آنها بدهد امّا اگر همه آنها سالم و صحيح و جوان باشد جايز نيست زكات را از ميان بيماران يا معيوبها و پيرها بدهد و اگر مخلوطى از سالم و معيوب، بيمار وسالم، جوان و پير باشد احوط اين است كه زكات را از حيوان صحيح و سالم وجوان بدهد و به نسبت تعداد هر دو دسته، تقسيم نكند.
10- اگر قيمت زكات را پرداخت كند و نصاب همچنان بر تعداد اوّل خود تا آخر سال دوّم باقى بماند، واجب است در سال دوّم نيز زكات آن را پرداخت كند وهمينطور تا اينكه تعداد آنها از نصاب كمتر