يا درختان خرما وانگور داشته باشد، نصاب هر شهر جداگانه حساب نمىشود بلكه همه محصولات با همديگر جمع شده و يكجا حساب مىشود، هر چند فصلهاى آن شهرها و موقع دِرو يا چيدن، يكماه و دو ماه باهم تفاوت داشته باشد البتّه در صورتى كه همه اين محصولات، محصول يكسال حساب شود.
21- اگردرختان خرما يا انگور در يكسال دوبار ميوه دهد و ميوه هر مرتبه به تنهايى به حدّ نصاب نرسد بلكه مجموع هردو نوبت، نصاب را تشكيل دهد، بنابر احتياط زكاتواجب مىشود.
22- اگر مقدارى خرما يا انگور تازه دارد كه خشك آن به اندازه نصاب مىشود، مىتواند زكات آن را از خرما وانگور تازه بدهد ولى به قدرى كه اگر خشك شود به اندازه زكاتى باشد كه بر او واجب است.
23- اگر خرما وانگورخشك داشته باشدبعيد نيست كه دادن زكات آن از خرما و انگور تازه به مقدارى كه اگر خشك شود به اندازه زكات واجب شود، جايزباشد وهمچنين است عكس مسأله. ولى احوط اين است كه بعداز اجازه گرفتن از مجتهد يا در صورتيكه مصلحت فقرا ايجاب كند، آن را به عنوان قيمت زكات واجب پرداخت كند.
24- اگر مالك بعداز تعلّق گرفتن زكات به غلّاتش بميرد، واجب است زكات از مال او پرداخت شود.
25- امّا اگر قبلاز تعلّق گرفتن زكات بميرد و مال به ورثه منتقل شود، زكات واجب است بر هر وارثى كه سهم او به اندازه نصاب برسد و بر كسانى كه سهم آنان به نصاب نمىرسد، چيزى واجب نيست.
26- اگر شخصى بميرد و بدهكار باشد و اموالى هم داشته باشد كه زكات آن واجب شده است اوّل بايد زكات را از اموال او بپردازند و بعد بدهى او را از باقى مانده اموال ادا نمايند.
27- اگر محصولاتى كه زكات به آنها تعلّق گرفته دونوعِ خوب و بد داشته باشد، بنابر احوط به نسبت هر نوع، زكات از خود آن گرفته شود.
مصرف زكات
قرآن كريم
خداوند مىفرمايد:
(إِنَّمَاالصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)[1].
«زكاتها مخصوص فقرا و مساكين و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مىكشند، و كسانى كه براى جلب محبّتشان اقدام مىشود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دين) بدهكاران، و در راه خدا، و وامندگان در راه؛ اين، يك فريضه الهى و خداوند دانا و حكيم است.»
حديث شريف:
1- در تفسير علىّ بن ابراهيم آمده است كه امام عليه السلام هشت صنف مستحقّين زكات را چنين تفسير كردند: فقرا كسانى هستند كه چيزى از مردم نمىطلبند و مخارج خانواده هم بر دوش آنان است، و دليل بر
[1]- سوره توبه، آيه 60.
اينكه آنان چيزى از مردم نمىطلبند اين سخن خداوند است كه فرمود:
(لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَايَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَ لُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً)[1]، يعنى:
«انفاق) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا در تنگنا قرار گرفتهاند، نمىتوانند مسافرتى كنند (و سرمايهاى بدست آورند) و از شدّت خويشتن دارى، افراد ناآگاه آنها را بىنياز مىپندارند، امّا آنها را از چهرههايشان مىشناسى؛ وهرگز با اصرار چيزىاز مردم نمىخواهند...»
امّا «مساكين» افراد عاجز وزمينگير هستند كه مردان و زنان و كودكان را شامل مىشود، و «كاركنان» صدقات كسانى هستند كه در گرفتن و جمعآورى و نگهدارى و تقسيم صدقات براى مستحقّين، كوشش و تلاش مىكنند، امّا «مؤلّفة قلوبهم» گروهى هستند كه خدا را يگانه مىدانند و عبادت غير خدا را كنار نهادهاند امّا شناخت پيامبرى حضرت محمّد صلى الله عليه و آله هنوز به دل آنان وارد نشده است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله محبّت آنان را جلب مىكرد، به آنان آموزش مىداد و آنها را به ديگران معرّفى مىكرد تا شناخته شوند و براى آنان سهمى از زكاتها قرار داده بود تا (به اسلام) شناخت و رغبت پيدا نمايند.
امّا «في الرقاب» گروهى هستند كه كفّاره قتل خطأ يا ظهار يا قسم يا شكار در حرم، بر آنان واجب شده امّا چيزى ندارند كه كفّاره را
[1]- سوره بقره، آيه 273.
بدهند و مؤمن هم هستند. خداوند براى آنان سهمى از زكات قرار داده تا كفّاره خود را بدهند.
امّا «غارمين» كسانى هستند كه مديون هستند و در طاعت خدا و بدون اسراف، بدهكار شدهاند و بر امام واجب است كه بدهى آنان را ادا كند و با مال صدقات و زكات بند بدهكارى را از آنان بگسلد.
امّا «فى سبيل اللَّه» (در راه خدا) افرادى هستند كه به جهاد مىروند و چيزى ندارند كه با آن خود را تقويت كنند يا گروهى از مؤمنان كه چيزى ندارند كه به حجّ بروند يا بطور كلّى همه راههاى خير، فى سبيل اللَّه است و بايد امام از زكات به آنان بدهد تا براى حجّ و جهاد، توان پيدا كنند. امّا «ابن السّبيل» كسانى هستند كه در راه واماندهاند يعنى در سفر اطاعت از خدا هستند امّا در حين سفر مال خود را از دست مىدهند. بر امام لازم است كه با مال زكات آنان را به سرزمين و وطنشان بازگرداند.»[1]
2- امام باقر عليه السلام مىفرمايد:
«لا تحلّ الصدقة لغني
، ولا لذي مرّة سوي
، ولا لمحترف
، ولا لقوي».
فقيل: ما معنى هذاآية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام زكات و فقه صدقات - قم، چاپ: اول، 1381.
ظ( قال: «لا يحلّ له أن يأخذها وهو يقدر على أن يكفَّ نفسه عنها»[2]
. «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: گرفتن زكات نه براى بىنياز جايز است و نه براى افراد نيرومند سالم ونه كسى كه شغل وحرفه دارد وكسى كه توانايى
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب المستحقّين للزكاة، ص 145، حديث 7.
[2]- همان، باب 8، حديث 8.
كار دارد. پس گفته شد: معناى اين سخن چيست؟ فرمود: براى آنان كه مىتوانند خود را از خوردن صدقه و زكات نگهدارند، گرفتن آن براى آنان جايز نيست.»
3- يونس بن عمّار مىگويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«تحرم الزكاة على من عنده قوت السنّة
، ويجب الفطرة على من عنده قوت السنة»[1]
. «براى كسى كه مخارج سال خود را دارد زكات حرام است، و بر كسى كه مخارج سال خود را دارد، دادن زكات فطره واجب است.»
4- ابوبصير بر امام صادق عليه السلام وارد شد و گفت: ما دوستى داريم كه خانهاى دارد به ارزش چهار هزار درهم و كنيزى دارد و غلامى دارد كه با شتر آب مىكشد كه هر روز به استثناى علف شتر، بين دو تا چهار درهم درآمد دارد و زن و فرزند نيز دارد آيا مىتواند زكات بگيرد؟ امام فرمود: «بلى، ابو بصير گفت: با اين دارائى و درآمد؟ امام فرمود:
اى ابومحمّد! آيا مىگوئى كه به او امر كنم كه خانهاش را بفروشد كه عامل حفظ آبرو و زادگاه او است، يا اينكه امر كنم خدمتكارش را كه او را از گرما و سرما نگهميدارد و باعث حفظ آبروى او و خانوادهاش مىشود بفروشد، يا اينكه غلام و شترش را كه امرار معيشتش به وسيله آنها است بفروشد؟ او زكات مىگيرد و زكات براى او حلال است، نه خانهاش را بفروشد و نه غلامش را و نه شترش را.»[2]
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 8، ابواب المستحقّين للزكاة، حديث 10.
[2]- همان، باب 9، ص 162، حديث 3.
5- امام صادق عليه السلام درباره مردى كه زكاتش را به كسى به اعتقاد اينكه او فقير است مىدهد امّا بعد در مىيابد كه او فقير نبوده است، فرمود: «كفايت نمىكند.»[1]
6- سعيد بن غزوان مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: به يك مرد چه مقدار از زكات داده شود؟ فرمود:
«اعطهِ من الزكاة حتّى تغنيه»[2]
. «از زكات آنقدر به او بده كه بىنياز شود.»
7- ابو بصير مىگويد: به امام باقر عليه السلام گفتم: كسى از اصحاب ما از گرفتن زكات خجالت مىكشد آيا جايز است به او از زكات بدهم ولى به او نگويم كه زكات است؟ فرمود:
«به او بده، و نامى از زكات نبر، و مؤمن را خوار نكن.»[3]
8- عبدالرحمن بن حجّاج مىگويد از امام ابوالحسن عليه السلام پرسيدم درباره مردى كه عارف (شيعه) و فاضل بوده و فوت كرده است و دَيْنى بر ذمّه او باقى مانده است، او نه اهل فساد بوده و نه اسراف و نه به سؤال كردن از ديگران (دست نياز دراز كردن) معروف بوده است، آيامى شود با دادن هزار و دو هزار از زكات، بدهى او را ادا نمود؟ امام فرمود: آرى.»[4]
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 2، ابواب المستحقّين للزكاة، ص 148، حديث 5.
[2]- همان، باب 24، ص 179، حديث 5.
[3]- همان، باب 58، ص 219، حديث 1.
[4]- همان، باب 46، حديث 1.
9- نيزعبدالرحمان بن حجّاج روايت مىكند كه از امام كاظم عليه السلام پرسيدم درباره اينكه از گروهى طلبكارم و طلب من هم در نزد آنان طول كشيده و توانايى پرداخت آن را ندارند و مستحقّ زكات هم هستند آيا مىتوانم آن طلبم را زكات حساب كنم؟ فرمود: آرى.»[1]
10- يونس بن عمّار مىگويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«قرض المؤمن غنيمة
، وتعجيل أجر
، إن أيسَرَ قضاك
، وإن مات قبل ذلك احتسبت به من الزكاة»[2]
. «قرض دادن به مؤمن يكنوع غنيمت و تعجيل در به دست آوردن پاداش است، اگر برايش ميسّر بود، قرض تو را پرداخت مىكند و اگر قبل از پرداخت فوت كرد، آن را از زكات حساب مىكنى.»
احكام
زكات در موارد زير مصرف مىشود:
1- فقرا.
2- مساكين.
3- كارگزاران زكات.
4- آزاد كردن بردگان.
5- جذب تمايل كفّار و يا مسلمانان ضعيفالايمان.
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب المستحقّين للزكاة، حديث 2.
[2]- همان، باب 49، ص 208، حديث 1.