بدهند و مؤمن هم هستند. خداوند براى آنان سهمى از زكات قرار داده تا كفّاره خود را بدهند.
امّا «غارمين» كسانى هستند كه مديون هستند و در طاعت خدا و بدون اسراف، بدهكار شدهاند و بر امام واجب است كه بدهى آنان را ادا كند و با مال صدقات و زكات بند بدهكارى را از آنان بگسلد.
امّا «فى سبيل اللَّه» (در راه خدا) افرادى هستند كه به جهاد مىروند و چيزى ندارند كه با آن خود را تقويت كنند يا گروهى از مؤمنان كه چيزى ندارند كه به حجّ بروند يا بطور كلّى همه راههاى خير، فى سبيل اللَّه است و بايد امام از زكات به آنان بدهد تا براى حجّ و جهاد، توان پيدا كنند. امّا «ابن السّبيل» كسانى هستند كه در راه واماندهاند يعنى در سفر اطاعت از خدا هستند امّا در حين سفر مال خود را از دست مىدهند. بر امام لازم است كه با مال زكات آنان را به سرزمين و وطنشان بازگرداند.»[1]
2- امام باقر عليه السلام مىفرمايد:
«لا تحلّ الصدقة لغني
، ولا لذي مرّة سوي
، ولا لمحترف
، ولا لقوي».
فقيل: ما معنى هذاآية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام زكات و فقه صدقات - قم، چاپ: اول، 1381.
ظ( قال: «لا يحلّ له أن يأخذها وهو يقدر على أن يكفَّ نفسه عنها»[2]
. «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: گرفتن زكات نه براى بىنياز جايز است و نه براى افراد نيرومند سالم ونه كسى كه شغل وحرفه دارد وكسى كه توانايى
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب المستحقّين للزكاة، ص 145، حديث 7.
[2]- همان، باب 8، حديث 8.
كار دارد. پس گفته شد: معناى اين سخن چيست؟ فرمود: براى آنان كه مىتوانند خود را از خوردن صدقه و زكات نگهدارند، گرفتن آن براى آنان جايز نيست.»
3- يونس بن عمّار مىگويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«تحرم الزكاة على من عنده قوت السنّة
، ويجب الفطرة على من عنده قوت السنة»[1]
. «براى كسى كه مخارج سال خود را دارد زكات حرام است، و بر كسى كه مخارج سال خود را دارد، دادن زكات فطره واجب است.»
4- ابوبصير بر امام صادق عليه السلام وارد شد و گفت: ما دوستى داريم كه خانهاى دارد به ارزش چهار هزار درهم و كنيزى دارد و غلامى دارد كه با شتر آب مىكشد كه هر روز به استثناى علف شتر، بين دو تا چهار درهم درآمد دارد و زن و فرزند نيز دارد آيا مىتواند زكات بگيرد؟ امام فرمود: «بلى، ابو بصير گفت: با اين دارائى و درآمد؟ امام فرمود:
اى ابومحمّد! آيا مىگوئى كه به او امر كنم كه خانهاش را بفروشد كه عامل حفظ آبرو و زادگاه او است، يا اينكه امر كنم خدمتكارش را كه او را از گرما و سرما نگهميدارد و باعث حفظ آبروى او و خانوادهاش مىشود بفروشد، يا اينكه غلام و شترش را كه امرار معيشتش به وسيله آنها است بفروشد؟ او زكات مىگيرد و زكات براى او حلال است، نه خانهاش را بفروشد و نه غلامش را و نه شترش را.»[2]
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 8، ابواب المستحقّين للزكاة، حديث 10.
[2]- همان، باب 9، ص 162، حديث 3.
5- امام صادق عليه السلام درباره مردى كه زكاتش را به كسى به اعتقاد اينكه او فقير است مىدهد امّا بعد در مىيابد كه او فقير نبوده است، فرمود: «كفايت نمىكند.»[1]
6- سعيد بن غزوان مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: به يك مرد چه مقدار از زكات داده شود؟ فرمود:
«اعطهِ من الزكاة حتّى تغنيه»[2]
. «از زكات آنقدر به او بده كه بىنياز شود.»
7- ابو بصير مىگويد: به امام باقر عليه السلام گفتم: كسى از اصحاب ما از گرفتن زكات خجالت مىكشد آيا جايز است به او از زكات بدهم ولى به او نگويم كه زكات است؟ فرمود:
«به او بده، و نامى از زكات نبر، و مؤمن را خوار نكن.»[3]
8- عبدالرحمن بن حجّاج مىگويد از امام ابوالحسن عليه السلام پرسيدم درباره مردى كه عارف (شيعه) و فاضل بوده و فوت كرده است و دَيْنى بر ذمّه او باقى مانده است، او نه اهل فساد بوده و نه اسراف و نه به سؤال كردن از ديگران (دست نياز دراز كردن) معروف بوده است، آيامى شود با دادن هزار و دو هزار از زكات، بدهى او را ادا نمود؟ امام فرمود: آرى.»[4]
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 2، ابواب المستحقّين للزكاة، ص 148، حديث 5.
[2]- همان، باب 24، ص 179، حديث 5.
[3]- همان، باب 58، ص 219، حديث 1.
[4]- همان، باب 46، حديث 1.
9- نيزعبدالرحمان بن حجّاج روايت مىكند كه از امام كاظم عليه السلام پرسيدم درباره اينكه از گروهى طلبكارم و طلب من هم در نزد آنان طول كشيده و توانايى پرداخت آن را ندارند و مستحقّ زكات هم هستند آيا مىتوانم آن طلبم را زكات حساب كنم؟ فرمود: آرى.»[1]
10- يونس بن عمّار مىگويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«قرض المؤمن غنيمة
، وتعجيل أجر
، إن أيسَرَ قضاك
، وإن مات قبل ذلك احتسبت به من الزكاة»[2]
. «قرض دادن به مؤمن يكنوع غنيمت و تعجيل در به دست آوردن پاداش است، اگر برايش ميسّر بود، قرض تو را پرداخت مىكند و اگر قبل از پرداخت فوت كرد، آن را از زكات حساب مىكنى.»
احكام
زكات در موارد زير مصرف مىشود:
1- فقرا.
2- مساكين.
3- كارگزاران زكات.
4- آزاد كردن بردگان.
5- جذب تمايل كفّار و يا مسلمانان ضعيفالايمان.
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب المستحقّين للزكاة، حديث 2.
[2]- همان، باب 49، ص 208، حديث 1.
6- بدهكاران.
7- سبيل اللَّه.
8- ابن السبيل (مسافر در راه مانده).
تفصيل احكام اين موارد به شرح ذيل بيان مىشود:
اوّل و دوّم- فقير و مسكين:
1- فقير كسى است كه به تناسب وضعيّت اجتماعى و نيازمنديهايش، نمىتواند مخارج خود وخانوادهاش را تأمين كند.
گاهى كسى كه مخارج روزانه خود را دارد امّا از داشتن منزل مسكونى يا وسيله نقليّه ضرورى براى خود، ناتوان است، فقير محسوب مىشود و همچنين است ساير نيازمنديهاى زندگى كه البتّه نسبت به اين شخص و آن شخص و اين شهر و آن شهر و اين زمان و آن زمان متفاوت است.
و چون زكات، سالانه است فقير را نيز تعريف كردهاند كه: كسى است كه از تأمين مخارج سالانه خود و خانوادهاش، ناتوان باشد.
امّا مسكين كسى است كه وضعيّتش بدتر و سختتر از فقير است.
2- كسى كه منبع درآمد دارد مانند زمين كشاورزى، يا دامدارى، يا مستغلاتى كه درآمد مستمرّ دارد، يا كارى ادارى، يا كسب و تجارت و يا سرمايهاى براى استفاده و سودآورى و مانند آن، و اين درآمدها مخارج سالانه او را كفايت كند، جايز نيست زكات بگيرد امّا اگر عوايد او كفايت نمىكند، به همان اندازهاى كه كم دارد مىتواند از زكات بگيرد.
3- كسى كه سرمايه يا وسايل و ابزار آلات صنعتى دارد كه با آنها كار مىكند وعوايد آن را براى مخارج خود مصرف مىنمايد ولى اين عوايد همه مخارج سال او را كفايت نمىكند، واجب نيست كه از سرمايهاش مصرف كند يا ابزار آلات ووسايل كارش را بفروشد بلكه مىتواند آنها را براى ادامه كار و كسب درآمد و سود، نگهدارد و بقيّه مخارج سال خود را از زكات بگيرد.
4- مىتوان به فقير و مسكين از زكات، در يك نوبت به حدّى داد كه از مخارج خود او وخانوادهاش بيشتر شود و احوط آن است كه به دادن مقدار مخارج سالانهاش اكتفا شود امّا اگر چند نوبت به او زكات داده شود تا آنجا كه مخارج يكسال كامل او تأمين گردد، ديگر دادن زكات به او جايز نيست.
5- داشتن منزل مسكونى و خدمتكار و وسيله نقليّه (اسب يا ماشين يا...)
واثاث و لوازم منزل و لباس ومانند آن كه متناسب با شخصيّت و وضعيّت اجتماعى او باشد، مانع از دادن زكات نيست در صورتيكه درآمد او مخارج سالانهاش را كفايت نكند. بلكه اگر فقير وسايل و لوازم فوق را نداشته باشد، مىتوان از زكات به اندازهاى به او داد كه هم مخارج سالانهاش را تأمين نمايد وهم به او امكان دهد كه مناسب با وضعيّت اجتماعى خود در شهر و كشورش، براى خود لوازم زندگى تهيه كند.
6- اگر كسى منزل مسكونى بالاتر از حدّ نياز وشأناجتماعىخود يا منزلهاى متعدّدى كه به آنها احتياج ندارد يا ماشينها و وسايل و لوازم بيشتر از نيازمنديهاى معمولى خود داشته باشد، واجب است زكات
نگيرد زيرا مىتواند با فروختن مقدار اضافه بر نياز، زندگى خود را تأمين كند.
7- فقيرى كه مىتواند شغل و صنعتى ياد بگيرد كه زندگىاش را تأمين كند، بنابر احتياط واجب بايد ياد بگيرد و بر زكات متّكى نباشد ولى در مدّت زمانى كه مشغول يادگرفتن است، اگر در عرف فقير محسوب شود هر چند با عدم توانايى قرض گرفتن، مىتواند زكات بگيرد.
8- اگر فقير شغل يا كار فنّى دارد كه مىتواند او را بىنياز گرداند امّا وسايل مورد نياز كار از قبيل: جا و ابزار و دستگاههاى لازم را ندارد، جايز است زكات بگيرد و بهتر اين است كه آن مقدار زكات بگيرد كه با آن بتواند وسايل كار تهيه كند بخصوص در صورتيكه مبلغ مورد نياز كمتر از مخارج سالانه او باشد بلكه دراين حالت، احوط نيز همين است.
9- كسى كه ادّعا مىكند فقير است اگر راست و دروغ او را مىدانيم، طبق آن با او رفتار مىكنيم ولى اگر نمىدانيم پس چنانچه قبلاز اين فقير بوده، جايز است اكنون نيز از زكات داده شود و اگر قبلًا بىنياز بوده يا اينكه وضعيّت قبلى او براى ما ناشناخته باشد اقوى اين است كه اگر ظاهر حالش موجب شك و اتهام مىشود، دادن زكات به او جايز نيست تا اينكه درباره او تحقيق شود و به فقير بودن او اطمينان عرفى حاصل گردد امّا اگر ظاهر حال او موجب شك و اتهام نمىشود مىتوان بنابر اقوى بدون بحث و تحقيق از حال او به او زكات داد.
10- اگر كسى از فقيرى پول طلب داشته باشد، و زكات بر او واجب شود مىتواند طلب خود را بابت زكات حساب كند.
11- اگر فقير بدهكار بميرد و تركه او براى پرداخت بدهىهايش كفايت نكند، جايز است بدهى او را بابت زكات حساب كرد، و همچنين اگر تركه داشته باشد ولى ورثه از پرداختن بدهى او از تركه مانع شوند كه بازهم ظاهر اين است كه جايز است بدهى او بابت زكات حساب گردد.
12- واجب نيست كه زكات دهنده به فقير اعلام كند كه آنچه به او مىدهد از بابت زكات است و حتّى مىتواند مال را در ظاهر به عنوان هديه به او بدهد ولى در واقع نيّت زكات كند مخصوصاً در صورتيكه براى فقير، گرفتن زكات دشوار باشد و باعث شرمندگى او شود.
سوم- كارگزاران زكات:
1- كارگزاران زكات كسانى هستند كه از سوى امام يا نايب خاصّ يا عامّ او (حاكم شرع)، به جمعآورى زكات و حفظ و ثبت حسابها و رساندن آن به امام يا به مستحقّين وظيفه دارند. كسى كه در اين رابطه كار كند، در مقابل كارش، مستحقّ سهمى از زكات است اگرچه بىنياز باشد.
2- واجب نيست با شروع كار، اجرت معيّنى براى كاركنان تعيين شود بلكه جايز است بعداز انجام عمل، امام يا نايب او آنچه را مناسب تشخيص مىدهد به او بپردازد.
3- بنابر احوط كارگزاران و متولّيان زكات بايد شرايط و صفات ذيل