شرايط كسانى كه مستحقّ زكاتند
حديث شريف:
1- پيامبر اسلام مىفرمايد:
«المتصدِّق لأعدائنا كالسارق في حرم اللَّه»[1]
. «كسى كه براى دشمنان ما صدقه دهد مانند كسى است كه در حرم خدا دزدى كند.»
2- در تفسير امام عسكرى عليه السلام درباره سخن خداوند كه مىفرمايد:(وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ)، فرمود:
«أقيموا الصلاة بإتمام وضوئها وتكبيراتها وقيامها وقراءتها وركوعها وسجودها وحدودها
، وآتوا الزكاة مستحقّها
، لا تؤتوها كافراً ولا منافقاً ولا ناصباً»[2].
«نماز را با كامل انجام دادن وضو، تكبيرات، قرائت، ركوع، سجده و حدود آن، برپا داريد و زكات را به مستحقّ آن بپردازيد، زكات را به كافر، منافق و ناصبى ندهيد.»
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 5، ابواب المستحقّين للزكاة، ص 155، حديث 14.
[2]- همان، باب 5، ص 154، حديث 13.
3- امام صادق عليه السلام فرمود:
«ذرّيّة الرجل المسلم إذا مات يُعطون من الزكاة والفطرة كما كان يُعطى أبوهم حتّى يبلغوا
، فإذا بلغوا وعرفوا ما كان أبوهم يعرف اعطوا
، وإن نصبوا لم يُعطوا»[1]
. «به فرزندان مرد مسلمان، در صورتيكه او بميرد، از زكات و فطريّه داده مىشود، چنانكه به پدر آنان داده مىشد، تا زمانى كه آنان به سنّ بلوغ برسند و موقعى كه به بلوغ رسيدند و شناختند آنچه را پدرشان مىشناخت (معرفت به مقام ايمان و ولايت پيدا كردند) باز هم زكات داده مىشوند، امّا اگر ناصبى شدند، زكات به آنان پرداخت نمىگردد.»
4- در حديث ديگرى نيز از امام صادق عليه السلام آمده است:
«مَنْ زعم أنّ اللَّه يجبر عباده على المعاصي أو يكلّفهم ما لا يطيقون فلا تعطوه من الزكاة شيئاً»[2]
. «كسى كه ادّعا كند خداوند بندگانش را به گناهان مجبور مىكند يا آنان را به غير مقدور و مافوق طاقتشان مكلّف مىگرداند، چيزى از زكات به او ندهيد.»
5- امام عليه السلام فرمود:
«خمسة لا يُعطون من الزكاة شيئاً: الأب
، والامّ
، والولد
، والمملك
، والمرأة
، وذلك إنّهم عياله لازمون له»[3]
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 6، ابوابالمستحقّين للزكاة، ص 155، حديث 2.
[2]- همان، باب 7، حديث 1.
[3]- همان، باب 13، ص 165، حديث 1.
«به پنج كس زكات داده نمىشود: پدر، مادر، فرزند، برده و همسر زيرا همه آنان عيال و واجبالنّفقه او هستند.»
6- اسحاق بن عمّار مىگويد: به امام موسى بن جعفر عليه السلام گفتم:
بستگان و نزديكانى دارم كه به برخى از آنها انفاق مىكنم و برخى را هم بر برخى ديگر ترجيح مىدهم. پس وقت زكات مىرسد آيا از زكات به آنان بدهم؟ فرمود: آيا مستحقّ زكات هستند؟ گفتم: بلى.
فرمود: آنان بهتر از ديگران هستند و به آنان بده.[1]گفتم: پس، چه كسى از نزديكانم براى من واجبالنّفقه است تا براى آنان زكات حساب نكنم؟ فرمود: پدرت و مادرت. گفتم: پدرم و مادرم؟
فرمود: پدر و مادر و فرزند.»[2]
7- پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«إنّ الصدقة أوساخ أيدي الناس
، وأنّ اللَّه قد حرَّم عليَّ منها ومن غيرها ما قد حرّمه
، وإنّ الصدقة لا تحلّ لبني عبدالمطّلب...»[3]
. «صدقه چركهاى دستان مردم است و خداوند آن را و غير آن را از چيزهايى كه حرام كرده است، بر من تحريم كرده است. صدقه براى فرزندان عبدالمطّلب حلال نيست.»
8- از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه آيا صدقه براى بنىهاشم حلال
[1]- وسائل الشيعه، كتابالزكاة، باب 15، ابوابالمستحقّين للزكاة، ص 169، حديث 2.
[2]- همان، باب 13، ص 165، حديث 2.
[3]- همان، باب 29، حديث 2.
است؟ فرمود:
«إنّما الصدقة الواجبة على الناس لا تحلّ لنا
، فأمّا غير ذلك فليس به بأس
، ولو كان كذلك ما استطاعوا أن يخرجوا إلى مكّة
، هذه المياه عامّتها صدقة»[1]
. «صدقه واجب مردم براى ما حلال نيست، امّا غير آن اشكال ندارد و اگر چنين مىبود (يعنى همه صدقات حرام مىبود) آنان نمىتوانستند به مكّه بروند زيرا اين آبها (ى بين مكّه و مدينه) همگى صدقه است.»
9- اسماعيل بن فضل هاشمى مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم آن صدقهاى كه براى بنىهاشم حرام است كدام است؟ امام فرمود:
«هي الزكاة. قلت: فتحلّ صدقة بعضهم على بعض
؟ قال: نعم»[2]
. «آن صدقه زكات است». گفتم: آيا صدقه برخى از آنها به برخى ديگر از خود آنان جايز است؟ فرمود: بلى.»
احكام
در مستحقين زكات چهار چيز شرط است:
اوّل- ايمان:
1- به كافر زكات داده نمىشود، چنانكه به مسلمان غير مؤمن به عقايد حقّه نيز داده نمىشود مگر از سهم «المؤلّفة قلوبهم» يا سهم «سبيل اللَّه» در هر دو مورد.
2- دادن زكات به كودكان مؤمنين و ديوانگان آنان كه فقير هستند
[1]- وسائل الشيعه، كتابالزكاة، باب 31، ابوابالمستحقّين للزكاة، ص 189، حديث 3.
[2]- همان، باب 32، ص 190، حديث 5.
جايز است يعنى زكات بهاولياى آنان داده شود تا براى آنان مصرف شود.
البتّه نيّت زكات در موقع پرداختن آن است نه موقع مصرف. امّا اگر آنان ولىّ نداشته باشند جايز است مستقيماً براى آنان مصرف شود يا بواسطه امين يا امناء (مانند مؤسّسه خيريه) كه عهدهدار مصرف آنان شود و دراين صورت در هنگام مصرف بايد نيّت زكات شود.
دوّم- كمك نشدن بر گناه:
1- واجب است كه پرداختن زكات به مستحقّ، كمك بر گناه نباشد. پس جايز نيست زكات به كسى داده شود كه آن را در گناه مصرف مىكند، مخصوصاً در جايى كه ندادن زكات باعث بازداشتن او از گناه شود.
2- دادن زكات به فقير مؤمن، هر چند فاسق و مرتكب گناهان كبيره باشد جايز است، به شرطى كه مال زكات را در معصيت مصرف نكند، اگرچه احوط اين است كه بهاينان داده نشود ودر برخىاز روايات از دادن زكات بهشرابخوار منعشدهاست. عمل به اين روايات احوط است مخصوصاً درباره كسى كه متجاهر به فسق باشد.
سوم- واجب النفقه زكات دهنده نباشد
واجب است كسى كه زكات مىگيرد، واجب النفقه زكات دهنده نباشد و لذا:
1- جايز نيست زكات اموال خود را به پدر و مادرش هر چند بالا
روند (يعنى پدربزرگها و مادربزرگها) و به فرزندان پسر و دخترش هر چند پائين روند (يعنى نوهها و...) و به همسر واجبالنفقهاش بدهد. البتّه از سهم فقرا جايز نيست امّا اگر از سهمهاى ديگر مانند بدهكاران، المؤلّفة قلوبهم يا سبيل اللَّه بدهد در صورتيكه اين عنوانها بر آنان انطباق داشته باشد، اشكال ندارد. البتّه به ابن السبيل هم تنها مصرف بازگشت او به شهرش را مىتواند بدهد نه نفقه واجبش را.
2- اگر سرپرست خانواده تنها به صورت خيلى محدود و سختگيرانه مىتواند مخارج خانوادهاش را پرداخت كند و در آن حدّ كه براى آنان گشايش و آسايش حاصل شود نداشته باشد، ظاهر اين است كه مىتوان به آنان زكات داد در آن حد كه سطح زندگى آنها متناسب با وضعيّت اجتماعىشان بالا برود زيرا كسانى كه سرپرست آنها به خاطر دست تنگى، نمىتواند آنان را به سطح ساير مردم برساند، در عرف فقير گفته مىشوند. پس گرفتن زكات براى آنان جايز است چه زكات از كسى باشد كه مخارج آنها به عهده اوست يا از ديگران.
3- اگر شخص فقير، پدر بىنياز داشته باشد كه از دادن مصرف و خرجى او هم امتناع نمىورزد، دادن زكات به او جايز نيست.
4- به زنى كه شوهر ثروتمندش، خرج او را مىدهد، نمىتوان زكات داد بلكه حتّى اگر شوهرش خرجى او را ندهد ولى مجبور كردن او به دادن خرجى امكان داشته باشد، باز هم دادن زكات به اين زن جايز نيست.
5- جايز است به زن متعهاى خود اگر فقير باشد زكات بدهد زيرا
نفقه او بر شوهر واجب نيست امّا اگر به جهت شرط كردن در ضمن عقد، نفقه او بر شوهر واجب باشد، دادن زكات به او جايز نيست.
6- زن مىتواند زكات اموالش را به شوهرش بدهد اگرچه شوهر، بخشى از آن زكات را براى خود اين زن، چون واجب النفقه اوست، مصرف كند.
7- اگر شخصى مخارج فقيرى را كه واجب النفقه او نيست (چه از نزديكان او باشد مانند برادر و عمو و دائى يا بيگانه باشد) به عهده گرفته باشد، جايز است زكات اموال خود يا زكاتهاى ديگران را به او بدهد.
8- پدر مىتواند زكات خود را به پسرش بدهد تا براى ازدواج خود هزينه كند، چنانكه پسر هم مىتواند اين كار را نسبت به پدرش انجام دهد.
9- همچنين جايز است پدر زكات خود را به پسر فقيرش بدهد تا براى همسر و نوكر خود خرج كند چون نفقه آنان بر پدر واجب نيست و همچنين مىتواند از سهم سبيل اللَّه به پسرش بدهد تا بتواند براى خود كتاب بخرد يا ساير نيازهاى تحصيلات دينى خود را بر آورده سازد.
10- مستحبّ است در دادن زكات، خويشاوندانِ فقير خود را ترجيح دهد، در صورتيكه واجب النفقه زكات دهنده نباشند.
چهارم- هاشمى نباشد:
1- سيّد هاشمى نمىتواند از غير سيّد زكات بگيرد ولى جايز
است از خيريّههايى مانند مدارس، بيمارستانها، پلها و مانند آنها كه از زكات ساخته شدهاند، استفاده كند.
2- براى سيّد فقيرى كه خمس و ساير وجوهات، كفايت مخارج او را نمىكند، جايز است زكات بگيرد ولى بنابر احتياط بايد به مقدار ضرورت اكتفا نمايد.
3- آنچه براى سيّد حرام است گرفتن زكات واجب و زكات فطره از غير سيّد است امّا غير اين دو مورد مانند زكات مستحبّى (مثل زكات مالالتّجاره) و ساير صدقات مستحبّى و بلكه صدقات واجب ديگر مثل صدقات نذر شده و وصيّت شده براى فقير و كفّارات، همگى آنها براى سيّد جايز است اگرچه احوط اين است كه در غير حالت اضطرار از اين موارد هم نگيرد.