بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 84

است از خيريّه‌هايى مانند مدارس، بيمارستانها، پلها و مانند آنها كه از زكات ساخته شده‌اند، استفاده كند.

2- براى سيّد فقيرى كه خمس و ساير وجوهات، كفايت مخارج او را نمى‌كند، جايز است زكات بگيرد ولى بنابر احتياط بايد به مقدار ضرورت اكتفا نمايد.

3- آنچه براى سيّد حرام است گرفتن زكات واجب و زكات فطره از غير سيّد است امّا غير اين دو مورد مانند زكات مستحبّى (مثل زكات مال‌التّجاره) و ساير صدقات مستحبّى و بلكه صدقات واجب ديگر مثل صدقات نذر شده و وصيّت شده براى فقير و كفّارات، همگى آنها براى سيّد جايز است اگرچه احوط اين است كه در غير حالت اضطرار از اين موارد هم نگيرد.


صفحه 85

مسائل گوناگون زكات‌

حديث شريف:

1- امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند كه مى‌فرمايد:

(إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ)فرمود:

«وكلّما فرض اللَّه عليك فإعلانه أفضل من إسراره‌

، وكلّما كان تطوّعاً فإسراره أفضل من إعلانه‌

، ولو أنّ رجلًا يحمل زكاة ماله على عاتقه فقسّمها علانية كان ذلك حسناً جميلًا»[1]

. «هرچه از خداوند بر تو واجب كرده است، آشكار انجام دادن آن بهتر از پنهان كردن آن است امّا آنچه مستحبّ است، مخفى نگهداشتن آن بهتر از آشكار كردن آن است، و اگر مردى زكات مالش را بر دوش بر كشد و به طور آشكار تقسيم كند، بسيار كار نيكو و زيبا خواهد بود.»

2- در تفسير عيّاشى در ذيل قول خداوند:(إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ)آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود:

«إن جعلتها فيهم جميعاً

، وإن جعلتها لواحد أجزء عنك»[2]

[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 54، ابواب المستحقّين للزكاة، حديث 1.

[2]- همان، باب 28، حديث 5.


صفحه 86

«اگر زكات را براى همه اصناف مستحقّين بدهى يا براى يكى از آنها، كفايت مى‌كند و تكليف از تو ساقط است.»

3- ابو ولّاد حنّاط مى‌گويد: از ا مام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«لا يُعطى أحد من الزكاة أقلّ من خمسة دراهم‌

، وهو أقلّ ما فرض اللَّه عزّ وجلّ من الزكاة في أموال المسلمين‌

، فلا تعطوا أحداً من الزكاة أقلّ من خمسة دراهم فصاعداً»[1]

. «به هيچ كس نبايد كمتر از پنج درهم زكات داده شود و آن كمترين چيزى است كه خداوند در اموال مسلمين واجب كرده است. پس به هيچ‌كس كمتر از پنج درهم ندهيد.»

4- از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه آيا صروره (يعنى كسى كه براى اوّلين بار به حجّ مشرّف مى‌شود) مى‌تواند از زكات به حجّ برود؟

فرمود: «آرى.»[2]

5- از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه على عليه السلام وقتى كه مأمور تحصيل صدقاتش را مى‌فرستاد به او مى‌گفت:

«إِذا أتيتَ على ربِّ المال فقل: تصدَّق رحمك اللَّه ممّا أعطاك اللَّه‌

، فإنّ ولّى عنك فلا تراجعه»[3]

. «وقتى نزد صاحب مال رفتى، بگو: خداوند تو را رحمت كند، از آنچه‌

[1]- وسائل الشيعه، كتاب‌الزكاة، باب 23، ابواب‌المستحقّين للزكاة، ص 177، حديث 2.

[2]- همان، باب 42، ص 202، حديث 2.

[3]- همان، باب 66، ص 217، حديث 1.


صفحه 87

خدا به تو داده است، زكاتش را بده پس اگر از تو رو برگرداند، نزد او باز نگرد.»

6- ابو حمزه مى‌گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم كه زكات در چند محل بر من واجب مى‌شود ولى برايم ممكن نيست پرداخت كنم.

فرمود:

«اعزلها

، فإن اتّجرت بها فأنت لها ضامن ولها الربح‌

، وإن نويت في حال ما عزلتها من غير أن تشغلها في تجارة فليس عليك شي‌ء

، فإنّ لم تعزلها فاتّجرت بها في جملة مالك‌

، فلها تقسيطها من الربح‌

، ولا وضيعة عليها»[1]

. «زكات را جدا كن و بگذار. پس اگر با آن تجارت كردى، ضامن هستى و همه سود هم از مال زكات است، و اگر هنگاميكه جدا كردى نيّت زكات نمودى بدون اينكه آن را به تجارت بيندازى، چيزى بر تو نيست، و اگر اصلًا جدا نكردى و در ضمن بقيّه اموالت با آن تجارت كردى، به نسبت مال زكات، سود به آن تعلّق مى‌گيرد امّا خسارت و زيان بر آن نيست.»

7- امام صادق عليه السلام فرمود:

«كان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يقسِّم صدقة أهل البوادى في أهل البوادي‌

، وصدقة أهل الحضر في أهل الحضر»[2]

. «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زكات اهل باديه و صحرانشين را در ميان خود آنها و زكات اهالى شهر را هم در ميان خود آنها تقسيم مى‌كرد.»

8- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره شخصى كه به او زكات داده‌

[1]- وسائل الشيعه، كتاب‌الزكاة، باب 52، ابواب‌المستحقّين للزكاة، ص 214، حديث 3.

[2]- همان، باب 38، ص 197، حديث 2.


صفحه 88

مى‌شود تا آن را تقسيم كند، آيا مى‌تواند آن را از شهرى كه در آن است به شهر ديگر ببرد و تقسيم كند؟ امام فرمود:

«اشكال ندارد.»[1]

9- محمّد بن مسلم مى‌گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:

مردى زكاتش را فرستاده تا تقسيم شود پس مال ضايع و تلف شده آيا او تا تقسيم نكرده ضامن است؟ فرمود:

«إذا وجد لها موضعاً فلم يدفعها إليه فهو لها ضامن حتّى يدفعها

، وإن لم يجد لها من يدفعها إليه فبعث بها إلى أهلها فليس عيله ضمان لأنّها قد خرجت من يده...»[2]

. «اگر مستحقّى يافته و نداده ضامن است تا پرداخت كند، امّا اگر مستحقّ نيافته و آن را فرستاده تا به مستحقّش برسد، ضامن نيست زيرا مال زكات از دستش خارج شده است.»

10- در حديث آمده است: عثمان بن عمران به امام صادق عليه السلام عرض كرد: من مرد پولدار و متمكّن هستم، كسى مى‌آيد از من چيزى مى‌خواهد ولى وقت پرداخت زكات فرا نرسيده است؟ امام فرمود:

«القرض عندنا بثمانية عشر

، والصدقة بعشرة

، وماذا عليك إذا كنت كما تقول موسراً أعطيته‌

، فإذا كان إبّان زكاته احتسبت بها من الزكاة. يا عثمان‌

، لا تردّه فإنّ ردّه عند اللَّه عظيم»[3]

[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 37، ابواب‌المستحقّين للزكاة، ص 195، حديث 1.

[2]- همان، باب 39، حديث 1.

[3]- همان، باب 49، ص 208، حديث 2.


صفحه 89

«قرض دادن نزد ما هجده برابر ثواب دارد، و صدقه دادن ده برابر، و تو را چه مى‌شود وقتى كه به قول خودت پولدار هستى، چيزى به سائل بدهى و بعد زمانى كه وقت زكات رسيد، آن را بابت زكات حساب كنى.

سائل را رد نكن كه رد كردن آن در نزد خداوند خيلى سنگين است.»

11- عبدالرحمن بن حجّاج مى‌گويد: از امام ابوالحسن عليه السلام سؤال كردم درباره كسى كه اموال زكات را به مردى تحويل مى‌دهد كه به مستحقين برساند و تقسيم كند و او خود از كسانى است كه مستحقّ زكات است؟ فرمود:

«لا بأس أن يأخذ لنفسه كما يعطي غيره‌

، وقال: ولا يجوز له أن يأخذ إذا أمره أن يضعها في مواضع مسمّاة إلّابإذنه»[1]

. «اشكال ندارد چنانكه به غير خود مى‌دهد، براى خود هم چيزى بگيرد.» و فرمود:

«اگر به او امر كرده باشد كه در موارد مشخّص و مستحقّين خاصّى و نام برده برساند، نمى‌تواند بدون اجازه زكات دهنده براى خود بگيرد.»

احكام‌

نيّت زكات:

1- زكات از عبادات است، لذا در هنگام پرداخت آن بايد تقرّب به خداوند را نيّت كند و امتثال امر خداوند را قصد نمايد و اگر به قصد ريا و شهرت زكات بدهد، باطل مى‌باشد امّا اگر به منظور تشويق‌

[1]- وسائل الشيعه، كتاب‌الزكاة، باب 40، ابواب المستحقّين للزكاة، ص 200، حديث 3.


صفحه 90

ديگران، زكات را به طور علنى پرداخت كند، در روايات آمده است كه اشكال ندارد بلكه در برخى از روايات آمده است كه در صدقه واجب (زكات‌)

علنى پرداخت كردن بهتر از پنهان نمودن است امّا در صدقه مستحبّى بر عكس، پنهان كردن مستحب است.

2- اگر بر عهده او دو نوع زكات باشد مانند زكات مال و زكات فطره، احوط اين است كه در هنگام پرداخت، نوع آن را مشخّص نمايد امّا نيّت وجوب يا استحباب لازم نيست.

3- اگر شخصى زكاتش را به وكيلش بسپارد كه به مستحقّ برساند، واجب است در هنگام دادن به وكيل، نيّت كند.

4- اگر شخصى يا وكيلش بدون قصد قربت زكات را، به فقير بدهد ولى قبل‌از تلف شدن مال زكات، مالك نيّت قربت كند، كفايت مى‌كند و زكات محسوب مى‌گردد.

چگونه و چه مقدار و به چه كسى زكات پرداخت شود

؟ 5- بنابر اقوى واجب نيست زكات به مجتهد داده شود بلكه جايز است مالك به طور مستقيم زكات را در مواردش مصرف كند مگر اينكه مجتهد از او بخواهد و بر او واجب گرداند كه دراين صورت اگر مالك، مقلّد همان مجتهد باشد، واجب است كه به مجتهد پرداخت كند بلكه بنابر احوط هر چند مقلّد او هم نباشد، اگر به عنوان يك حكم نه فتوا، زكات را از او خواسته باشد، بايد زكات را به او بدهد.

6- واجب نيست زكات بر همه هشت مورد مصرف، توزيع‌


صفحه 91

و تقسيم شود بلكه جايز است آن را براى يك يا چند مورد از آنها تخصيص بدهد و حتّى جايز است كه همه آن را به يك شخص بدهد ولى مستحبّ است كه زكات بر همه موارد شود اگر مقدار آن زياد و همه اصناف مستحقّين موجود باشند.

7- بنابر احوط آن مقدار زكاتى را كه به فقير مى‌دهد، نبايد كمتر از مقدار زكات در نصاب اوّل هر يك از اموال زكاتى باشد. پس نبايد در نقره كمتر از پنج درهم و در طلا كمتر از نصف دينار ودر گوسفند و شتر كمتر از يك گوسفند و در گاو كمتر از يك گوساله داخل در سال دوّم باشد.

8- اقرب اين است كه دادن زكات به فقير از سهم فقرا به منظور زيارت يا حجّ جايز است در صورتيكه زيارت و حجّ از شؤون او وجزء مخارج او محسوب شود و همچنين است ساير مخارج فقير مانند سياحت و تفريح اگر از شؤون همه افراد جامعه در شهر او شمرده شود.

9- جايز است زكات از سهم (سبيل اللَّه) در هر آنچه كه به وسيله آن به خدا تقرّب جسته مى‌شود مصرف شود حتّى مثل اينكه به ظالم داده شود تا مؤمنين از شرّ او نجات داده شوند، در صورتيكه نجات دادن منحصر به همين كار باشد.

10- جايز است زكات به طلاب و دانشجويان فقير داده شود هر چند كه آنها اگر ترك تحصيل كنند، مى‌توانند با كار و كسب خود را بى‌نياز سازند.

البتّه اين در صورتى است كه آن علمى كه او تحصيل مى‌كند،