(237)معمولا در پايان ماه چهارم و آغاز ماه پنجم روح در جنين دميده ميشود; ولي اختلاف زمان و مكان و جهات ديگر در استعداد جنين براي دميدن روح تأثير دارد. بنابراين تعيين زمان آن به طور دقيق و به نحو كامل ممكن نيست ; و در هر موردي كه تشخيص آن ممكن نباشد و در دميده شدن روح ترديد حاصل شود، حكم به عدم دميدن ميشود.(238)اگر سقط جنين بعد از دميده شدن روح باشد، سقطكننده علاوه بر ديه بنابراحتياط واجب بايد كفاره قتل را نيز بپردازد.(239)اگر جنين به صورت "نطفه" باشد ديه آن بيست مثقال شرعي طلاي سكه دار است، كه هر مثقال شرعي هجده نخود ميباشد; و اگر به صورت "علقه" (خون بسته شده) باشد ديه آن چهل مثقال شرعي طلاي سكه دار است ; و اگر به صورت "مضغه" (يك پاره گوشت) باشد شصت مثقال شرعي، و اگر به صورت استخوان باشد هشتاد مثقال شرعي، و اگر روي استخوان گوشت روييده و صورت بندي شده ولي هنوز روح نداشته باشد ديه آن يكصد مثقال شرعي طلاي سكه دار است ; و اگر روح در آن دميده شده، چنانچه جنين پسر باشد ديه او يكهزار مثقال شرعي طلاي سكه دار، و اگر دختر باشد پانصد مثقال شرعي طلاي سكه دار است ; و در اين صورت بنابراحتياط كفاره قتل نيز بر عهده ساقطكننده ميباشد.(240)ديه صدمات وارده بر اعضاي جنين و يا جراحات وارده بر سر و بدن او به نسبت ديه خود جنين در آن حال است ; يعني اگر روح دميده مثل ديه انسان كامل، و اگر روح در آن ندميده به نسبت صد مثقال شرعي طلاي سكه دار حساب ميگردد.(241) سؤال :اگر مادري براي سقط بچه اش كاري انجام ندهد، لكن با رعايت نكردن موارد لازم و تهيه نكردن شرايط حفظ جنين باعث سقط بچه شود، آيا كار حرامي انجام داده است ؟جواب :حفظ جنين واجب است، و در فرض سؤال مادر مسئوليت دارد و ضامن ديه است .(242) سؤال :در صورتي كه پزشك متخصص با رضايت زن و شوهر، بچه ناقص الخلقه اي را كه نواقص جسمي او با دستگاه تشخيص داده شده است از روي
ندانستن مسأله سقط كند، آيا ديه اي بايد پرداخت شود؟ و در صورت وجوب ديه، پرداخت آن متوجه چه كسي است ؟ و اگر مباشر سقط، پدر و مادر را نمي شناسد ديه را بايد به چه كسي بپردازد؟جواب :كسي كه مستقيما عامل سقط است ضامن ديه است، پزشك باشد يا خود مادر با خوردن دارو; و در صورتي كه نتواند ديه را به صاحب ديه يا وارث او برساند بايد از طرف او به فقير صدقه دهد.(243) سؤال :ماده 91 قانون تعزيرات كه به تأييد فقهاي شوراي نگهبان رسيده است مقرر ميدارد: "اگر زن حامله براي سقط جنين به طبيب يا قابله مراجعه كند و طبيب هم عالما و عامدا مباشرت به اسقاط جنين كند، ديه جنين به عهده اوست ; و اگر روح در جنين دميده باشد بايد قصاص شود، و اگر او را به وسايل اسقاط جنين راهنمايي كند، به شش ماه تا سه سال حبس محكوم ميشود." نظر به اينكه فقهاي شيعه در مورد جنين بين حلول روح و غير آن فرقي قائل نيستند و در هرحال سقط جنين موجب ثبوت قصاص نمي شود، آيا ماده قانوني مذكور منطبق با شرع ميباشد يا خير؟ در صورت منفي بودن، با توجه به عدم مخالفت شوراي نگهبان با آن، تكليف قاضي در صدور حكم چيست ؟جواب :هرچند جنين پس از دميدن روح نسبت به ديه حكم انسان كامل را دارد ولي قصاص در اسقاط جنين بلكه در قتل غير بالغ به نظر اين جانب محل اشكال است، و قاضي مجتهد بايد برحسب اجتهاد خويش عمل نمايد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهاردهم : ازدواج و تغيير جنسيت
بكارت
(244)معاينه عروس براي بررسي بكارت يا موارد ديگر كه مربوط به زناشويي است (مثل عيوبي كه موجب فسخ عقد ميشود) در صورتي كه ضرورت داشته باشد توسط پزشك زن و در صورت نبودن، توسط پزشك مرد جايز است .(245) سؤال :آيا ترميم پرده بكارت كه در اثر وطي به شبهه يا به حرام يا به حلال و يا در اثر پريدن زايل شده، براي كسي كه پرده اش زايل شده و نيز براي پزشك ترميم كننده جايز است يا نه ؟ و در صورتي كه آبرو و حيثيت خانوادگي و اجتماعي زن منوط به ترميم باشد چطور؟جواب :ترميم بكارت اگر مستلزم حرامي از قبيل لمس و نظر اجنبي نباشد مانعي ندارد; و در صورت ضرورت و توقف حفظ آبرو و حيثيت بر آن، مطلقا مانعي ندارد; به شرط اينكه رعايت احتياط از هر جهت را بنمايند; ولي به هر حال نبايد در امر ازدواج تدليس كنند.
بيماريهاي ازدواج
(246) سؤال :آيا بيماري برص يا خوره مجوز فسخ عقد ميباشند؟جواب :بيماري برص يا خوره در زن مجوز فسخ عقد است ; ولي بيماريهاي ديگر كه شبيه برص باشد مثل بيماريهاي پوستي و عفوني حكم برص را ندارند و مجوز فسخ عقد نيستند.(247) سؤال :بيماري سيفليس نوعي بيماري مسري است كه در اثر مقاربت به طرف مقابل منتقل ميشود و از ماه پنجم بارداري به جنين منتقل ميشود و در نتيجه سيفليس مادرزادي ايجاد ميكند. آيا عقد ازدواج براي مبتلايان به سيفليس صحيح است ؟
جواب :اگر عقد با رعايت شرايط كامل اجرا شود صحيح است، و اين بيماري موجب بطلان آن يا مجوز فسخ آن نمي شود، ولي فرد مبتلا بايد خود را معالجه نمايد و عملي را كه موجب سرايت است انجام ندهد.(248) سؤال :اگر پس از ازدواج يكي از طرفين و بخصوص مرد دچار سيفليس شود آيا ميتوانند عقد را فسخ نمايند؟جواب :عقد را نمي توانند فسخ كنند، ولي ميتوانند به قاضي شرع مراجعه كنند تا قاضي، مبتلا به سيفليس را وادار به معالجه كند.(249) سؤال :اگر مادري سيفليس داشته باشد و در اثر نزديكي با شوهر آبستن شود و به علت ترس يا غيره به پزشك مراجعه نكند و معالجه ننمايد و جنين او مبتلا شود، مسئوليت ابتلاي جنين با كيست و شوهر چه ميتواند بكند؟جواب :اگر مادر طفل با توجه به مسري بودن مرض اقدام به معالجه نكرده باشد گناهكار است و پدر طفل بايد اقدام به معالجه طفل نمايد و حق دارد هزينه معالجه را از مادر طفل طلب كند.(250) سؤال :آيا مردي كه دچار سيفليس شده است نزديكي و مقاربت براي او جايز است ؟جواب :اگر به نحوي انجام شود كه به زوجه يا جنين ضرري وارد شود يا بيماري منتقل شود جايز نيست .(251) سؤال :نزديكي و مقاربت براي كسي كه مبتلا به ايدز است چه حكمي دارد؟ وظيفه شرعي و قانوني پزشك چيست ؟جواب :مبتلايان به اين بيماري و وظيفه پزشك در قبال آنها شرعا حكم بيماري سيفليس را دارد - كه حكم آن در پاسخ به سؤال قبل بيان شد - و از حيث قانون بايد به مسئولين مربوطه مراجعه شود.(252) سؤال :اين افراد كه ماهيتا مرد هستند (xy) مانند سندروم سوئير ولي اندام تناسلي زنانه و رحم دارند، آيا ميتوانند به عنوان زن به همسري مرد ديگري درآيند؟جواب :با فرض اينكه در ظاهر زن هستند ازدواج آنها با مرد مادامي كه تغيير جنسيت نداده اند مانع ندارد.
(253) سؤال :هم جنس گرايان دو نوع هستند يكي آگوديستانيك و ديگري اگوسينتانيك ; هم جنس گرايي و يا ازدواج دو هم جنس گرا (از هر نوعي كه باشند) با هم چه حكمي دارد؟جواب :به هيچ وجه جايز نيست و تجويز پزشك و يا توصيه روانپزشك، مجوز اين عمل خلاف شرع نمي باشد.
تغيير جنسيت
(254)تغيير جنسيت گاهي ضرورت پيدا ميكند، مثلا گاهي افراد دوجنسي دچار بيماريها و اختلالات رواني و خانوادگي شديدي ميشوند به طوري كه پزشك متخصص تنها راه معالجه را در تغيير جنسيت ميداند; و علاوه بر اين براي دو جنسي هاي حقيقي ضرورت ديگري نيز وجود دارد و آن اينكه دوجنسي هاي حقيقي نسبت به احكام و انجام وظايف شرعيه مشكلات بسياري دارند مثل احكام محرميت، ازدواج، ارث، نماز، ديات و... و تنها راه خروج از اين تنگناها تغييردادن جنسيت آنهاست تا اينكه يا به مردان ملحق شوند يا به زنان .(255)تغيير جنسيت به خودي خود منع شرعي ندارد، بنابراين كساني كه زن هستند و تمايلات شديد مردانه دارند يا بر عكس، ميتوانند تغيير جنسيت دهند; ولي اگر عمل جراحي براي تغيير جنسيت يا هر گونه اعمال ديگر مستلزم حرام (از قبيل لمس و نگاه به عورت و...) باشد تغيير جايز نيست، مگر در موارد ضرورت .(256) سؤال :دوجنسي ها به طور كلي به دو دسته تقسيم ميشوند: دوجنسي هاي كاذب (خنثاي غير مشكل) دوجنسي هاي حقيقي (خنثاي مشكل) دوجنسي هاي كاذب خود دو دسته هستند:1- دوجنسي هاي كاذب مؤنث :كساني هستند كه وضعيت كروموزومي آنها مؤنث است (طبيعت زنانه دارند) ولي ظاهري كاملا مردانه دارند.2- دوجنسي هاي كاذب مذكر:كساني هستند كه وضعيت كروموزومي آنها مذكر است (طبيعت مردانه دارند) ولي ظاهري كاملا زنانه دارند.
الف :ازدواج دوجنسي هاي كاذب (چه مذكر و چه مؤنث) و مسايل محرميت و غيره نسبت به آنها چگونه است ؟جواب :ازدواج آنها و تمام احكام ديگري كه مربوط به آنها ميشود بر طبق ظاهر آنهاست ; بنابراين اگر ظاهري مردانه دارند ميتوانند با زن ازدواج كنند و بقيه احكام نيز همين طور است ; يا اگر ظاهري زنانه دارند ميتوانند با يك مرد ازدواج كنند و بايد خود را از مردان نامحرم بپوشانند (گرچه طبيعت و ماهيت او مردانه باشد); و همچنين است نسبت به بقيه احكام .ب :دوجنسي هاي كاذب مؤنث كه داراي وضعيت كروموزومي مؤنث ميباشند ولي ظاهري كاملا مردانه دارند; اقدام پزشكي و جراحي براي تغيير ظاهر مردانه در صورت تمايل فرد چه حكمي دارد؟ مسايل محرميت و ازدواج او چگونه است ؟ همچنين دوجنسي هاي كاذب مذكر كه داراي وضعيت كروموزومي مردانه هستند ولي ظاهري كاملا زنانه دارند آيا عمل جراحي براي تغيير ظاهر زنانه آنها جايز است ؟ مسايل محرميت و ازدواج آنها و... چگونه است ؟جواب :در صورت ضرورت معالجه، اقدام به عمل جراحي مانع ندارد; و در صورت تغيير جنسيت تمام احكام بعد از تغيير از حيث محرميت و ازدواج و غير آنها جاري ميشود.ج :دوجنسي هاي حقيقي (خنثاي مشكل) از نظر كروموزوم هردو گوناد را دارا ميباشند (تخمدان و بيضه). تبديل وضعيت فرد چه حكمي دارد؟ آيا شرعا پزشك يا جامعه مسئول مشخص نمودن ماهيت جنس بيمار ميباشند؟ آيا خواست بيماران صرفا ميتواند ملاك تبديل وضعيت توسط پزشك معالج باشد؟جواب :دوجنسي حقيقي كه آن را خنثاي مشكل مينامند اگر امكان داشته باشد با عمل جراحي از دوجنسي بودن خارج شود اقدام به عمل جراحي اشكال ندارد; زيرا ضرورت معالجه درباره او محقق و ثابت است .(257) سؤال :اگر كسي در خود تمايلات يا برخي از آثار جنس مخالف را مشاهده كند، آيا تغيير جنسيت براي او واجب ميشود؟جواب :واجب نيست ; مگر اينكه عدم تغيير جنسيت او باعث ارتكاب حرام