ب :پس از نيت كف دو دست را با هم - بنابر احتياط - به چيزي كه تيمم به آن صحيح است بزند.ج :آنگاه كف دو دست را بر تمام پيشاني و دو طرف آن از بالا به پايين از جايي كه موي سر روييده تا روي ابروها و بالاي بيني بكشد، به طوري كه تمام كف دو دست بر تمام پيشاني و بنابر احتياط واجب روي ابروها كشيده شود; و بهتر است بر تمام صورت كشيده شود.د:سپس تمام كف دست چپ را بر تمام پشت دست راست از مچ تا سر انگشتان، و بعد تمام كف دست راست را بر تمام پشت دست چپ بكشد; و بنابر احتياط دو بار كف دو دست را به زمين بزند و بر پيشاني و پشت دستها بكشد و باز يك بار كف دو دست را به زمين بزند و بر پشت دستها بكشد. قابل ذكر است كه تيمم بدل از وضو و بدل از غسل از نظر كيفيت و شكل يكي هستند; و تيمم بدل از هر غسلي حكم همان غسل را دارد.(380)اگر در يكي از اعضاي وضو يا غسل و يا تيمم بيمار، جراحت يا شكستگي وجود داشته باشد بايد وضو يا غسل و يا تيمم جبيره اي انجام دهد. پارچه و باندي كه با آن زخم را پانسمان ميكنند و دارويي كه روي زخم و مانند آن ميگذارند و پارچه يا چسب و يا پلاستيكي كه به طور موقت براي جلوگيري از رسيدن آب به زخم روي آن ميبندند، در اصطلاح "جبيره" ناميده ميشود; و وضو يا غسل و يا تيممي كه به هرعلت روي اين باند يا پارچه انجام گرفته وضو يا غسل و يا تيمم جبيره اي ميباشد.(381)اگر زخم يا دمل در صورت يا دستها باشد و روي آن باز است و آب ريختن روي آن ضرر دارد، چنانچه روي زخم باز است و كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد دست تر بر آن بكشد، و بنابر احتياط مستحب پارچه يا پلاستيك پاكي روي آن ببندد و دست تر را روي آن هم بكشد. و اگر دست تر كشيدن بر آن ضرر دارد، بايد اطراف زخم را همان طور كه در وضو گفته شد از بالا به پايين بشويد، و بنابر احتياط مستحب مؤكد پارچه يا پلاستيك پاكي روي آن ببندد و دست تر روي آن بكشد; و اگر بستن پارچه ممكن نيست، بايد اطراف
زخم را بشويد و بنابر احتياط مستحب تيمم هم بنمايد; و اگر به جاي زخم يا دمل، شكستگي در صورت يا دستها باشد، آنچه گفته شد انجام دهد و به احتياط واجب تيمم هم بنمايد. ولي چنانچه روي زخم نجس باشد و نمي تواند آن را آب بكشد، احتياط واجب آن است كه دست تر روي آن بكشد و بعد دست تر را تطهير كند و روي زخم پارچه اي ببندد و روي پارچه هم دست بكشد و تيمم هم بكند; و اگر دست كشيدن روي آن ممكن نيست يا موجب زيادشدن نجاست بدن ميشود، دست تر روي پارچه بكشد و تيمم هم بكند. و در همه فرضهاي بالا در صورت و دستها اگر شستن روي پارچه يا پلاستيك ممكن است بنابر احتياط واجب روي آن را بشويد و دست هم روي آن بكشد.(382)اگر زخم يا دمل و يا شكستگي در جلوي سر يا روي پا باشد و روي آن باز است، چنانچه به هر دليل نتوان روي آن را مسح نمود، بايد پارچه يا پلاستيك پاكي روي آن ببندد و روي آن را با رطوبت آب وضو مسح كند; و اگر گذاشتن يا بستن پارچه روي آن ممكن نباشد مسح لازم نيست ; ولي بنابر احتياط واجب بايد تيمم هم بنمايد.(383)اگر روي دمل يا زخم و يا شكستگي بسته باشد، چنانچه بازكردن ممكن است و زحمت و مشقت هم نداشته باشد و آب هم براي آن ضرر ندارد، بايد روي آن را باز كند و وضو بگيرد; چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد يا جلوي سر و روي پاها.(384)اگر جبيره تمام اعضاي وضو را گرفته باشد بايد تيمم بنمايد، و بنابر احتياط مستحب وضوي جبيره اي هم بگيرد.(385)اگر در جاي وضو زخم يا جراحت و يا شكستگي نيست ولي به جهت ديگري آب براي تمام دست و صورت ضرر دارد بايد تيمم كند، و احتياط مستحب آن است كه وضوي جبيره اي هم بگيرد; و اگر براي مقداري از دست و صورت ضرر دارد، اطراف آن را بشويد و پارچه اي روي آن ببندد و دست تر بر آن بكشد و به احتياط واجب تيمم هم بكند.
(386)اگر در جاي وضو يا غسل چيزي چسبيده كه برداشتن آن ممكن نباشد يا به اندازه اي دشوار است كه نمي توان تحمل نمود بايد به دستور جبيره عمل نمايد، و بنابر احتياط مستحب تيمم هم انجام دهد.(387)كسي كه وظيفه اش تيمم است اگر در بعضي از جاهاي تيمم او زخم يا دمل و يا شكستگي باشد، بايد مثل وضوي جبيره اي تيمم جبيره اي كند.(388)احكام غسل جبيره اي نيز همانند احكام وضوي جبيره اي است، ولي بايد آن را ترتيبي بجا آورند; و اگر ارتماسي انجام دهند صحت آن محل اشكال است .(389)كسي كه نمي داند وظيفه اش تيمم است يا وضوي جبيره اي، بنابر احتياط واجب بايد هر دو را بجا آورد.(390)كسي كه وظيفه اش وضو يا تيمم و يا غسل جبيره اي است، چنانچه بداند تا پايان وقت عذرش برطرف نمي شود، ميتواند در اول وقت نماز بخواند; ولي اگر اميد دارد تا پايان وقت عذرش برطرف شود احتياط واجب آن است كه صبر كند، و اگر عذر او برطرف نشد در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل و يا تيمم جبيره اي بجا آورد.(391) سؤال :اگر بيمار به جهت خوف از ضرر وضوي جبيره اي بگيرد و پس از نماز معلوم شود خوف او بي مورد بوده است، تكليف او چيست ؟جواب :بنابر احتياط واجب نماز را اعاده نمايد و اگر بعد از وقت باشد قضا نمايد.(392) سؤال :اگر در جاي وضو زخمي باشد كه خون بند نمي آيد ولي آب براي آن ضرري ندارد، براي وضو چه بايد كرد؟جواب :روي زخم را چسبي كه مانع نفوذ آب باشد بزند و وضوي جبيره اي بگيرد.(393) سؤال :آيا در انجام عباداتي همچون وضو يا غسل و يا تيمم ميتوان نايب گرفت ؟ و يا كسي ميتواند در انجام اين گونه امور به وي كمك نمايد؟ كيفيت آن را بيان فرماييد.جواب :نايب گرفتن يا كمك گرفتن در آنها جايز نيست مگر در موارد ضرورت به مقدار ضرورت .
(394)رنگ كردن مو و ابرو چنانچه با استفاده از رنگهايي كه جرم ندارند باشد اشكال ندارد و وضو و غسل با آنها جايز است ; ولي اگر رنگ مورد استفاده داراي جرم باشد وضو و غسل با آن صحيح نيست .
نماز بيماران
(395)در سه صورت اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد نماز او صحيح است :اول :اگر بدن يا لباس نمازگزار به وسيله زخم، جراحت و يا دملي كه در بدن اوست خون آلود شده، به شرط آنكه آب كشيدن زخم و تعويض پانسمان آن به طور معمول سخت و مشكل باشد.دوم :اگر لباس نمازگزار به خون كمتر از يك درهم،[1]يا بدن او - بنابر احتياط - به خون كمتر از يك نخود آلوده شود; به شرط آنكه رطوبتي به آن نرسد، مگر اينكه رطوبت خشك شود و عين آن برطرف گردد.سوم :اگر نمازگزار در تمام وقت نماز غير از نمازخواندن با لباس نجس راه ديگري نداشته باشد.(396)در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد نماز او صحيح است :اول :اگر لباس كوچك يا هر چيز كوچك ديگري كه همراه نمازگزار است - مانند جوراب، دستمال، چاقو و انگشتر - نجس باشد; به شرط آنكه از مردار و حيوان حرام گوشت براي زن و مرد، و از ابريشم و طلا براي مرد ساخته نشده باشد; و ملاك در كوچكي لباس آن است كه نتوان عورت (جلو و عقب) را با آن پوشاند; بنابراين همراه داشتن دستمال بزرگ و نجس كه ميتوان عورت را با آن پوشاند در نماز محل اشكال است .دوم :اگر لباس مادري كه پرستار كودك است با ادرار پسربچه نجس شده باشد; به شرط آنكه لباس ديگري نداشته و بنابر احتياط توان به دست آوردن آن را نيز نداشته باشد، ولي در هر شبانه روز بايد يك مرتبه آن را بشويد، و بنابر احتياط واجب آن را
[1]مقدار درهم تقريبا به اندازه گودي كف دست ميباشد.نام کتاب :احكام پزشكينویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :179
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
براي اولين نماز بعد از نجس شدن آب بكشد; و نيز اگر بيشتر از يك لباس دارد ولي ناچار است كه همه آنها را بپوشد، چنانچه شبانه روزي يك مرتبه به دستوري كه گفته شد همه آنها را آب بكشد كافي است .(397)اگر به اندازه سر سوزني از خون حيض يا خون حرام گوشت يا خون مردار، بلكه بنابر احتياط واجب از خون نفاس يا استحاضه و يا خون انساني ديگر در بدن يا لباس باشد، نماز باطل است .(398)تا هنگامي كه بيمار نمازگزار بتواند ايستاده و بدون تكيه زدن نماز بخواند نماز در حال تكيه باطل است ; و تا زماني كه بتواند با ايستادن و تكيه زدن نماز بخواند نماز در حال نشسته باطل است ; و تا هنگامي كه بتواند نشسته و بدون تكيه نماز بخواند نماز نشسته در حال تكيه باطل است ; و اگر بتواند نشسته و با تكيه بخواند نماز در حال خوابيده باطل است .(399)اگر نمازگزار به هيچ صورت نمي تواند بنشيند، به طوري كه در احكام قبلي گفته شد، بايد به پهلوي راست رو به قبله بخوابد; و اگر نمي تواند، به پهلوي چپ و اگر آن هم ممكن نيست به پشت بخوابد، به طوري كه كف پاهاي او رو به قبله باشد.(400)كسي كه نشسته نماز ميخواند اگر ميتواند براي ركوع بايستد و از حال قيام به ركوع برود بايد بايستد و اگر نمي تواند بايد براي ركوع به اندازه اي خم شود كه اگر ايستاده ركوع ميكرد كمرش را خم مينمود; و بهتر است به قدري خم شود كه صورتش نزديك جاي سجده برسد; و كسي كه خوابيده نماز ميخواند بايد براي ركوع و سجده اشاره كند.(401)هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود بايد به چيزي تكيه دهد و ركوع كند; و اگر موقعي هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند بايد به هراندازه ميتواند خم شود و اشاره هم بنمايد; و اگر هيچ نتواند خم شود بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند، و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگري هم بخواند و براي ركوع آن در حال قيام با سر اشاره كند.(402)اگر به واسطه بيماري و مانند آن نتواند در ركوع آرام بگيرد نمازش صحيح است ; ولي بايد پيش از آنكه از حالت ركوع خارج شود ذكر واجب را بگويد.
(403)كسي كه براي سجده نمي تواند پيشاني را بر زمين برساند، بايد به قدري كه ميتواند خم شود و مهر يا چيز ديگري را كه سجده بر آن صحيح است روي جاي بلندي گذاشته و طوري پيشاني را بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است ; ولي بايد در صورت امكان كف دستها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول بر زمين بگذارد; و اگر هيچ نمي تواند خم شود بايد براي سجده بنشيند و با سر اشاره كند; و اگر نتواند بايد با چشمها اشاره نمايد; و در هر دو صورت احتياط واجب آن است كه اگر ميتواند به قدري مهر را بلند كند كه پيشاني را بر آن گذاشته و تا ممكن است كف دستها و زانوها و انگشتان پا را بر زمين بگذارد; و اگر با سر يا چشمها هم نمي تواند اشاره كند، بايد در قلب خود نيت سجده نمايد و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن براي سجده اشاره كند.(404)كسي كه بر اثر بيماري ادرار يا مدفوع و يا باد به گونه اي از او خارج ميشود كه نمي تواند هيچ مقدار از نماز را با وضو بخواند، بنابر احتياط براي هر نماز يك وضو بگيرد; هرچند جواز خواندن چند نماز با يك وضو خالي از وجه نيست، مگر اينكه به اختيار خود ادرار يا مدفوع كند كه در اين صورت بايد براي هر نماز يك وضو بگيرد.(405)كسي كه بي اختيار ادرار يا مدفوع از او خارج ميشود بايد در صورت امكان براي نماز به وسيله كيسه يا مانند آن از سرايت ادرار و مدفوع به جاهاي ديگر جلوگيري كند و بنابر احتياط واجب پيش از هر نماز مخرج ادرار و - در صورتي كه مشقت ندارد - مخرج مدفوع را آب بكشد.(406)كسي كه نمي تواند از بيرون آمدن ادرار يا مدفوع و يا باد جلوگيري كند و نمازهاي خود را برابر وظيفه انجام ميدهد، لازم نيست پس از بهبود نمازهاي خود را قضا كند; ولي اگر در بين وقت نماز بيماري او برطرف شود بنابر احتياط واجب بايد نمازي را كه در آن وقت خوانده دوباره بجا آورد.(407) سؤال :آيا كودكان كر و لال كه از قدرت شنوايي و گويايي محرومند و با توجه به اينكه در حال يادگيري هستند، نماز بر آنها واجب است ؟
جواب :اگر به حد بلوغ رسيده اند نماز بر آنان واجب است، و قبل از بلوغ بايد به آنان ياد بدهند.(408) سؤال :شخصي كه مدتي در بيمارستان بيهوش بوده، آيا بايد قضاي نمازهايي را كه در آن مدت نخوانده بجا آورد؟جواب :اگر تمام وقت بيهوش بوده و به اختيار خودش بيهوش نشده، قضا ندارد.
روزه بيماران
(409)احتياط واجب آن است كه روزه دار از تزريق آمپولهاي تقويتي، درماني و انواع سرمها خودداري كند; ولي تزريق آمپولي كه براي بي حس كردن عضوي از بدن به كارمي رود اشكال ندارد; و اگر روزه دار مريضي باشد كه روزه براي او ضرر ندارد ولي به آمپول درماني نياز دارد و ناچار است در روز آمپول بزند، پس از زدن آمپول روزه آن روز را بگيرد و بنابر احتياط واجب قضاي آن را هم بجا آورد.(410)اماله كردن با چيز روان - گرچه از روي ناچاري و براي درمان باشد - روزه را باطل ميكند; ولي استعمال شيافهايي كه براي درمان موضعي به كارمي رود اشكال ندارد; و بنابر احتياط واجب بايد از استعمال شيافهايي نظير شياف ترياك و شيافهايي كه اثر غذايي يا درماني دارد خودداري شود.(411)كساني كه مبتلا به بيماري آسم هستند و ناچارند در طول روز از اسپري مخصوص استفاده نمايند، روزه آنها صحيح است و قضا و كفاره ندارد.(412)انسان نمي تواند به خاطر ضعف و ناتواني جسمي روزه خود را بخورد; ولي اگر ضعف او به قدري زياد است كه به طور عادي قابل تحمل نيست خوردن روزه اشكال ندارد; و بنابر احتياط تنها به مقدار ضرورت غذا يا آب مصرف نمايد و بعد قضاي آن را بگيرد.(413)اگر روزه براي انسان ضرر داشته باشد نبايد روزه بگيرد; و اگر با وجود ضرر روزه گرفت روزه اش باطل است و بايد قضاي آن را بجا آورد. همچنين است اگر احتمال بدهد كه روزه براي او ضرر دارد و احتمال او در نظر مردم عقلايي و بجا باشد.
(414)كساني كه روزه بر آنها واجب نيست عبارتند از:الف :كسي كه به علت پيري توانايي روزه گرفتن ندارد و يا روزه گرفتن براي او مشقت داشته باشد; ولي در صورت دوم و نيز بنابر احتياط واجب در صورت اول بايد براي هر روز يك مد طعام (حدود 750 گرم مواد خوراكي) به فقير بدهد; هرچند بهتر پرداخت دو مد طعام ميباشد; و چنين شخصي اگر بتواند پس از ماه رمضان بدون مشقت روزه هاي خود را قضا كند بنابر احتياط مستحب قضاي آن را بجا آورد.ب :كسي كه مرضي دارد كه زياد تشنه ميشود و توان و تحمل تشنگي را ندارد يا براي او مشقت دارد; و در صورت دوم و بنابر احتياط واجب در صورت اول بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد; و بهتر آن است كه بيشتر از مقدار ضرورت آب نياشامد; و چنانچه بعد بتواند روزه بگيرد بنابر احتياط روزه هايي را كه نگرفته قضا نمايد.ج :زني كه وضع حمل او نزديك است و روزه براي بچه او زيان دارد يا موجب ضرر براي خود او ميشود; و در صورت اول و نيز بنابر احتياط واجب در صورت دوم بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، و در هر دو صورت بايد روزه هايي را كه نگرفته قضا نمايد.د:زني كه بچه شير ميدهد و شير او كم است - چه مادر بچه باشد يا دايه او، و چه با اجرت شير دهد يا بي اجرت - و روزه براي بچه اي كه شير ميخورد يا براي خود او ضرر دارد; و در صورت اول و نيز بنابر احتياط واجب در صورت دوم بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد; و در هر دو صورت بايد روزه هايي را كه نگرفته قضا نمايد; و اگر كسي پيدا شود كه بدون اجرت يا با گرفتن اجرت از پدر يا مادر بچه يا فرد ديگر بچه را شير دهد بنابر احتياط بچه را به او بدهد و روزه بگيرد.(415)كسي كه عقيده دارد روزه براي او ضرر ندارد، چنانچه روزه بگيرد و پس از مغرب معلوم شود روزه براي او ضرر داشته بايد قضاي آن را بجا آورد.
تجويز پزشك
(416)كسي كه ميداند روزه براي او ضرر ندارد - گرچه پزشك بگويد ضرر