(394)رنگ كردن مو و ابرو چنانچه با استفاده از رنگهايي كه جرم ندارند باشد اشكال ندارد و وضو و غسل با آنها جايز است ; ولي اگر رنگ مورد استفاده داراي جرم باشد وضو و غسل با آن صحيح نيست .
نماز بيماران
(395)در سه صورت اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد نماز او صحيح است :اول :اگر بدن يا لباس نمازگزار به وسيله زخم، جراحت و يا دملي كه در بدن اوست خون آلود شده، به شرط آنكه آب كشيدن زخم و تعويض پانسمان آن به طور معمول سخت و مشكل باشد.دوم :اگر لباس نمازگزار به خون كمتر از يك درهم،[1]يا بدن او - بنابر احتياط - به خون كمتر از يك نخود آلوده شود; به شرط آنكه رطوبتي به آن نرسد، مگر اينكه رطوبت خشك شود و عين آن برطرف گردد.سوم :اگر نمازگزار در تمام وقت نماز غير از نمازخواندن با لباس نجس راه ديگري نداشته باشد.(396)در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد نماز او صحيح است :اول :اگر لباس كوچك يا هر چيز كوچك ديگري كه همراه نمازگزار است - مانند جوراب، دستمال، چاقو و انگشتر - نجس باشد; به شرط آنكه از مردار و حيوان حرام گوشت براي زن و مرد، و از ابريشم و طلا براي مرد ساخته نشده باشد; و ملاك در كوچكي لباس آن است كه نتوان عورت (جلو و عقب) را با آن پوشاند; بنابراين همراه داشتن دستمال بزرگ و نجس كه ميتوان عورت را با آن پوشاند در نماز محل اشكال است .دوم :اگر لباس مادري كه پرستار كودك است با ادرار پسربچه نجس شده باشد; به شرط آنكه لباس ديگري نداشته و بنابر احتياط توان به دست آوردن آن را نيز نداشته باشد، ولي در هر شبانه روز بايد يك مرتبه آن را بشويد، و بنابر احتياط واجب آن را
[1]مقدار درهم تقريبا به اندازه گودي كف دست ميباشد.نام کتاب :احكام پزشكينویسنده :منتظري، حسينعليجلد :1صفحه :179
««صفحهاول«صفحهقبلیجلد :1صفحهبعدی»صفحهآخر»»««اول«قبلیجلد :1بعدی»آخر»»
فرمت PDF
شناسنامهفهرست
براي اولين نماز بعد از نجس شدن آب بكشد; و نيز اگر بيشتر از يك لباس دارد ولي ناچار است كه همه آنها را بپوشد، چنانچه شبانه روزي يك مرتبه به دستوري كه گفته شد همه آنها را آب بكشد كافي است .(397)اگر به اندازه سر سوزني از خون حيض يا خون حرام گوشت يا خون مردار، بلكه بنابر احتياط واجب از خون نفاس يا استحاضه و يا خون انساني ديگر در بدن يا لباس باشد، نماز باطل است .(398)تا هنگامي كه بيمار نمازگزار بتواند ايستاده و بدون تكيه زدن نماز بخواند نماز در حال تكيه باطل است ; و تا زماني كه بتواند با ايستادن و تكيه زدن نماز بخواند نماز در حال نشسته باطل است ; و تا هنگامي كه بتواند نشسته و بدون تكيه نماز بخواند نماز نشسته در حال تكيه باطل است ; و اگر بتواند نشسته و با تكيه بخواند نماز در حال خوابيده باطل است .(399)اگر نمازگزار به هيچ صورت نمي تواند بنشيند، به طوري كه در احكام قبلي گفته شد، بايد به پهلوي راست رو به قبله بخوابد; و اگر نمي تواند، به پهلوي چپ و اگر آن هم ممكن نيست به پشت بخوابد، به طوري كه كف پاهاي او رو به قبله باشد.(400)كسي كه نشسته نماز ميخواند اگر ميتواند براي ركوع بايستد و از حال قيام به ركوع برود بايد بايستد و اگر نمي تواند بايد براي ركوع به اندازه اي خم شود كه اگر ايستاده ركوع ميكرد كمرش را خم مينمود; و بهتر است به قدري خم شود كه صورتش نزديك جاي سجده برسد; و كسي كه خوابيده نماز ميخواند بايد براي ركوع و سجده اشاره كند.(401)هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود بايد به چيزي تكيه دهد و ركوع كند; و اگر موقعي هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند بايد به هراندازه ميتواند خم شود و اشاره هم بنمايد; و اگر هيچ نتواند خم شود بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند، و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگري هم بخواند و براي ركوع آن در حال قيام با سر اشاره كند.(402)اگر به واسطه بيماري و مانند آن نتواند در ركوع آرام بگيرد نمازش صحيح است ; ولي بايد پيش از آنكه از حالت ركوع خارج شود ذكر واجب را بگويد.
(403)كسي كه براي سجده نمي تواند پيشاني را بر زمين برساند، بايد به قدري كه ميتواند خم شود و مهر يا چيز ديگري را كه سجده بر آن صحيح است روي جاي بلندي گذاشته و طوري پيشاني را بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است ; ولي بايد در صورت امكان كف دستها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول بر زمين بگذارد; و اگر هيچ نمي تواند خم شود بايد براي سجده بنشيند و با سر اشاره كند; و اگر نتواند بايد با چشمها اشاره نمايد; و در هر دو صورت احتياط واجب آن است كه اگر ميتواند به قدري مهر را بلند كند كه پيشاني را بر آن گذاشته و تا ممكن است كف دستها و زانوها و انگشتان پا را بر زمين بگذارد; و اگر با سر يا چشمها هم نمي تواند اشاره كند، بايد در قلب خود نيت سجده نمايد و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن براي سجده اشاره كند.(404)كسي كه بر اثر بيماري ادرار يا مدفوع و يا باد به گونه اي از او خارج ميشود كه نمي تواند هيچ مقدار از نماز را با وضو بخواند، بنابر احتياط براي هر نماز يك وضو بگيرد; هرچند جواز خواندن چند نماز با يك وضو خالي از وجه نيست، مگر اينكه به اختيار خود ادرار يا مدفوع كند كه در اين صورت بايد براي هر نماز يك وضو بگيرد.(405)كسي كه بي اختيار ادرار يا مدفوع از او خارج ميشود بايد در صورت امكان براي نماز به وسيله كيسه يا مانند آن از سرايت ادرار و مدفوع به جاهاي ديگر جلوگيري كند و بنابر احتياط واجب پيش از هر نماز مخرج ادرار و - در صورتي كه مشقت ندارد - مخرج مدفوع را آب بكشد.(406)كسي كه نمي تواند از بيرون آمدن ادرار يا مدفوع و يا باد جلوگيري كند و نمازهاي خود را برابر وظيفه انجام ميدهد، لازم نيست پس از بهبود نمازهاي خود را قضا كند; ولي اگر در بين وقت نماز بيماري او برطرف شود بنابر احتياط واجب بايد نمازي را كه در آن وقت خوانده دوباره بجا آورد.(407) سؤال :آيا كودكان كر و لال كه از قدرت شنوايي و گويايي محرومند و با توجه به اينكه در حال يادگيري هستند، نماز بر آنها واجب است ؟
جواب :اگر به حد بلوغ رسيده اند نماز بر آنان واجب است، و قبل از بلوغ بايد به آنان ياد بدهند.(408) سؤال :شخصي كه مدتي در بيمارستان بيهوش بوده، آيا بايد قضاي نمازهايي را كه در آن مدت نخوانده بجا آورد؟جواب :اگر تمام وقت بيهوش بوده و به اختيار خودش بيهوش نشده، قضا ندارد.
روزه بيماران
(409)احتياط واجب آن است كه روزه دار از تزريق آمپولهاي تقويتي، درماني و انواع سرمها خودداري كند; ولي تزريق آمپولي كه براي بي حس كردن عضوي از بدن به كارمي رود اشكال ندارد; و اگر روزه دار مريضي باشد كه روزه براي او ضرر ندارد ولي به آمپول درماني نياز دارد و ناچار است در روز آمپول بزند، پس از زدن آمپول روزه آن روز را بگيرد و بنابر احتياط واجب قضاي آن را هم بجا آورد.(410)اماله كردن با چيز روان - گرچه از روي ناچاري و براي درمان باشد - روزه را باطل ميكند; ولي استعمال شيافهايي كه براي درمان موضعي به كارمي رود اشكال ندارد; و بنابر احتياط واجب بايد از استعمال شيافهايي نظير شياف ترياك و شيافهايي كه اثر غذايي يا درماني دارد خودداري شود.(411)كساني كه مبتلا به بيماري آسم هستند و ناچارند در طول روز از اسپري مخصوص استفاده نمايند، روزه آنها صحيح است و قضا و كفاره ندارد.(412)انسان نمي تواند به خاطر ضعف و ناتواني جسمي روزه خود را بخورد; ولي اگر ضعف او به قدري زياد است كه به طور عادي قابل تحمل نيست خوردن روزه اشكال ندارد; و بنابر احتياط تنها به مقدار ضرورت غذا يا آب مصرف نمايد و بعد قضاي آن را بگيرد.(413)اگر روزه براي انسان ضرر داشته باشد نبايد روزه بگيرد; و اگر با وجود ضرر روزه گرفت روزه اش باطل است و بايد قضاي آن را بجا آورد. همچنين است اگر احتمال بدهد كه روزه براي او ضرر دارد و احتمال او در نظر مردم عقلايي و بجا باشد.
(414)كساني كه روزه بر آنها واجب نيست عبارتند از:الف :كسي كه به علت پيري توانايي روزه گرفتن ندارد و يا روزه گرفتن براي او مشقت داشته باشد; ولي در صورت دوم و نيز بنابر احتياط واجب در صورت اول بايد براي هر روز يك مد طعام (حدود 750 گرم مواد خوراكي) به فقير بدهد; هرچند بهتر پرداخت دو مد طعام ميباشد; و چنين شخصي اگر بتواند پس از ماه رمضان بدون مشقت روزه هاي خود را قضا كند بنابر احتياط مستحب قضاي آن را بجا آورد.ب :كسي كه مرضي دارد كه زياد تشنه ميشود و توان و تحمل تشنگي را ندارد يا براي او مشقت دارد; و در صورت دوم و بنابر احتياط واجب در صورت اول بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد; و بهتر آن است كه بيشتر از مقدار ضرورت آب نياشامد; و چنانچه بعد بتواند روزه بگيرد بنابر احتياط روزه هايي را كه نگرفته قضا نمايد.ج :زني كه وضع حمل او نزديك است و روزه براي بچه او زيان دارد يا موجب ضرر براي خود او ميشود; و در صورت اول و نيز بنابر احتياط واجب در صورت دوم بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، و در هر دو صورت بايد روزه هايي را كه نگرفته قضا نمايد.د:زني كه بچه شير ميدهد و شير او كم است - چه مادر بچه باشد يا دايه او، و چه با اجرت شير دهد يا بي اجرت - و روزه براي بچه اي كه شير ميخورد يا براي خود او ضرر دارد; و در صورت اول و نيز بنابر احتياط واجب در صورت دوم بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد; و در هر دو صورت بايد روزه هايي را كه نگرفته قضا نمايد; و اگر كسي پيدا شود كه بدون اجرت يا با گرفتن اجرت از پدر يا مادر بچه يا فرد ديگر بچه را شير دهد بنابر احتياط بچه را به او بدهد و روزه بگيرد.(415)كسي كه عقيده دارد روزه براي او ضرر ندارد، چنانچه روزه بگيرد و پس از مغرب معلوم شود روزه براي او ضرر داشته بايد قضاي آن را بجا آورد.
تجويز پزشك
(416)كسي كه ميداند روزه براي او ضرر ندارد - گرچه پزشك بگويد ضرر
دارد - بايد روزه واجب را بگيرد; به شرط آنكه در واقع هم ضرر نداشته باشد; و كسي كه يقين ياگمان و يا احتمال موجهي كه موجب ترس باشد دارد كه روزه براي او ضرر دارد - گرچه پزشك بگويد ضرر ندارد - نبايد روزه بگيرد; و اگر روزه بگيرد صحيح نيست، مگر اينكه قصد قربت از او محقق شود و معلوم شود ضرر نداشته است .(417)اگر انسان مردد باشد كه روزه براي او ضرر دارد يا نه و پزشك حاذق كه گفته او وثوق آور باشد نظر دهد، نظر پزشك براي او حجت ميباشد.(418)در مورد ضررداشتن روزه يا استعمال آب اگر بيمار خود اهل تشخيص باشد، تشخيص او بر نظر پزشك مقدم است ; ولي چنانچه خود بيمار نتوانست تشخيص دهد بايد طبق نظر پزشك مورد اعتماد عمل نمايد.(419) سؤال :آيا توصيه پزشك به پرستار مبني بر ضررداشتن روزه و يا حركت اعضا و استعمال آب براي وضو و نماز براي بيمار از نظر شرعي مجوز محسوب ميشود؟جواب :اگر مورد اطمينان باشند و توصيه آنان ايجاد خوف ضرر در بيمار ميكند بايد ترتيب اثر دهند.(420) سؤال :در برخي بيماريها - مثل نارسايي كليه - با اطمينان ميتوان به بيمار توصيه نمود كه روزه نگيرد، اما در بسياري از موارد پزشك به علتهاي مختلف واقعا نمي داند روزه را به بيمار توصيه كند يا خير; در اين صورت وظيفه پزشك چيست ؟جواب :پزشك در فرض سؤال حق ندارد براي بيمار تعيين وظيفه كند; بلكه فقط ميتواند چند درصد احتمال ضرري كه ميدهد به بيمار بگويد و خود بيمار به ضميمه تجربه سابق و قراين ديگر اگر احتمال عقلايي بدهد كه موجب خوف ضرر روزه باشد، روزه نگيرد.
حالات بيماري
(421)اگر در ماه رمضان پيش از اذان صبح نيت كند و بيهوش شود و در بين روز به هوش آيد، بنابر احتياط واجب روزه آن روز را تمام كند; و اگر تمام نكرد قضاي آن را بجا آورد; و اگر نيت نكرده باشد، چنانچه بعد از ظهر به هوش آيد، روزه بر او
واجب نيست ; و چنانچه پيش از ظهر به هوش آيد بنابر احتياط واجب نيت روزه كند و روزه را بگيرد; و اگر نگرفت قضاي آن را بجا آورد.(422)اگر مريض پيش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت كاري كه روزه را باطل ميكند انجام نداده باشد، بنابر احتياط واجب نيت روزه كند و آن روز را روزه بگيرد و قضاي آن را نيز بجا آورد; و چنانچه بعد از ظهر خوب شود روزه آن روز بر او واجب نيست و ميتواند افطار نمايد و بايد قضاي آن را بگيرد.(423)اگر روزه دار عمدا قي كند - گرچه از روي بيماري و ناچاري باشد - روزه اش باطل ميشود; ولي اگر از روي اشتباه و يا بي اختيار قي كند اشكال ندارد.(424) سؤال :در بعضي از بيماريهاي دندان، در محيط دهان عارضه اي به نام "آبسه" ايجاد ميشود كه بعضا توسط مجرايي به داخل محيط دهان باز شده و از آن موادي (چرك) ترشح ميگردد. با توجه به اين توضيح :الف :در ايام روزه داري آيا خروج خودبه خود اين مواد از مجاري آبسه (فيستول) كه طبيعتا با بزاق دهان فرو برده ميشود، مبطل روزه ميباشد؟ب :آيا خروج عمدي اين مواد توسط عملي ارادي كه دندانپزشك يا خود بيمار انجام ميدهند، و فرو برده شدن آن همراه با بزاق مبطل روزه ميباشد؟جواب :در مفروض سؤال عمدا آب دهان را فرو نبرد ولي آنچه بي اختيار فرو ميرود مانعي ندارد.(425) سؤال :به دنبال بعضي از اعمال و معالجات دندانپزشكي مانند كشيدن دندان و...، تا مدتي خون و ترشحات ديگر از محل مورد نظر به محيط دهان وارد ميگردد; لطفا بفرماييد:الف :آيا فروبردن اين ترشحات مبطل روزه ميباشد؟ب :فروبردن سهوي اين ترشحات چه حكمي دارد؟ج :به طور كلي فروبردن خون كه از محل كشيده شدن دندان تا مدتي جريان دارد و با بزاق مخلوط ميگردد، چه حكمي دارد؟جواب :در مفروض سؤال اگر آب دهان را عمدا فرو برد هم حرام است و هم به روزه ضرر ميزند، ولي از روي سهو يا بي اختيار مانعي ندارد.
قضا و كفاره
(426)اگر به واسطه بيماري يا عذر ديگري در ماه رمضان روزه نگيرد و پس از ماه رمضان عذر او برطرف شود، بنابر احتياط واجب تا رمضان سال بعد قضاي آن را بجا آورد; و چنانچه تا آن زمان از روي عمد قضاي روزه را نگيرد بايد علاوه بر قضاي روزه براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.(427)اگر بيماري انسان چند سال ادامه پيدا كند و پس از بهبودي تا ماه رمضان آينده به اندازه قضا وقت داشته باشد، بايد قضاي رمضان آخر را بگيرد و براي هر روز از سالهاي پيش يك مد طعام به فقير بدهد و قضاي آنها واجب نيست .(428)اگر به علت بيماري يا حيض و يا نفاس روزه ماه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن ماه رمضان بميرد، لازم نيست روزه هاي او را قضا كنند; ولي اگر به علت مسافرت روزه نگرفته باشد و پيش از تمام شدن ماه رمضان بميرد بايد براي او قضا كنند.(429)اگر ميت به خاطر بيماري روزه ها را نگرفته باشد، قضاي آنها در صورتي بر ولي او واجب ميشود كه بر خود او قضاي آنها واجب بوده و بجا نياورده است .(430) سؤال :بيماري در اثر تجويز پزشك روزه هاي خود را نگرفته است، ولي پس از چند سال فهميده كه پزشك در تجويز خود اشتباه كرده است ; آيا قضا و كفاره بر بيمار واجب است ؟جواب :قضا واجب است، ولي اگر به گفته پزشك وثوق پيدا كرده كفاره واجب نيست ليكن كفاره تأخير قضا را كه براي هر روزه يك مد طعام است بدهد.
حج
(431) سؤال :در هنگام حج بيت الله الحرام از جمله مواردي كه در هنگام احرام بر فرد محرم رعايتش لازم است، يكي عدم خارج نمودن خون از بدن، و ديگري بنابر قول بعضي علما نكشيدن دندان ميباشد; با توجه به موارد فوق الذكر، افرادي كه