بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 18

مراجعه به غير هم جنس اشكالي ندارد.(16) سؤال :مقصود از "اضطرار" كه به موجب آن مي‌توان به پزشك نامحرم مراجعه نمود، چيست ؟جواب :اگر تأخير تا دسترسي به پزشك محرم موجب خطر يا تشديد بيماري يا تأخير در بهبودي مي‌شود، "اضطرار" صدق مي‌كند. همچنين اگر مراجعه به محرم موجب عسر و حرج براي او مي‌شود مي‌تواند به نامحرم مراجعه كند.(17) سؤال :همان گونه كه مي‌دانيد معاينه پزشكي تنها شامل گرفتن نبض و اندازه گيري حرارت و فشار خون نيست، بلكه طبق نظريه هاي علوم پزشكي شامل نگاه، لمس و نيز معاينات فيزيكي خاص در مورد اعضا و جوارح - كه معمولا از روي لباس امكان پذير نيست - در مورد هر بيمار و در هر شرايط مي‌شود; و براي تشخيص ساده بسياري از بيماريها، عدم تحميل هزينه هاي اضافي ناشي از آزمايشات متعدد بر بيمار، تسريع تشخيص و كاستن از خطرات تشخيص به وسيله راههاي ديگر، وظيفه پزشكي انجام هريك را ايجاب مي‌كند و در صورت عدم انجام آنها به طور كامل، تشخيص كه بايد به راحتي صورت گيرد انجام نمي شود و با عدم تشخيص، بيماري پيشرفت مي‌كند و جان بيمار در معرض خطر قرار مي‌گيرد. حال با توجه به اينكه در فتاواي مراجع بزرگوار آمده است كه اگر پزشك زن در دسترس باشد جايز نيست بيمار زن به پزشك مرد مراجعه نمايد، خواهشمند است در موارد زير بفرماييد:الف :اگر به طور مثال زن بيماري كه جانش در خطر است به تنها پزشك يك روستاي دورافتاده كه مرد است مراجعه كند، آيا اين پزشك مجاز است هر گونه معاينه ضروري را در مورد بيمار انجام دهد؟جواب :حكم داير مدار ضرورت و ناچاري براي بيمار مي‌باشد; پس در موردي كه معالجه ضرورت عرفي داشته باشد و مراجعه به هم جنس و محرم ميسور نباشد و معالجه پزشك نامحرم بر معاينه و نظر و لمس توقف داشته باشد، به مقدار لزوم جايز و در بعضي موارد لازم مي‌باشد; و اگر نظر به وسيله آينه و لمس به وسيله دستكش ممكن و كافي باشد، از نظر و لمس مستقيم اجتناب شود.ب :در فرض فوق اگر جان بيمار در خطر نباشد بلكه يك بيماري خفيف يا


صفحه 19

متوسط وجود داشته باشد، آيا بيمار زن حتما بايد به پزشك زن در شهر مراجعه كند و يا در همان روستا پزشك مرد مجاز است با انجام معاينات ضروري اقدام به تشخيص و درمان نمايد؟جواب :اگر معالجه توقف بر نظر و لمس داشته باشد و مراجعه به پزشك هم جنس مستلزم عسر و حرج باشد، مراجعه به پزشك نامحرم مانعي ندارد.ج :گرفتن نبض و فشار خون و عمل به ساير دستورات پزشك توسط پرستار جنس مخالف بيمار چه حكمي دارد؟جواب :در صورت نبودن جنس موافق و اكتفا به مقدار ضرورت اشكال ندارد.د:در صورت لزوم مشاهده و لمس موهاي خانم بيمار جهت معاينه توسط پزشك مرد چه حكمي دارد؟جواب :مو در خصوص مورد سؤال حكم بدن او را دارد، كه تفصيل آن در مسائل قبل بيان شد.(18) سؤال :اگر پزشك مرد از روي ناچاري مجبور به معاينه خانم بيمار باشد، و يا خانم بيمار ناچار به مراجعه به پزشك مرد شود، با توجه به اينكه در صورت رعايت كامل مسائل شرعي و اخلاقي در معاينه كامل خانمها شايد بيش از نود درصد معاينات كه در كتب پزشكي به انجام آنها تأكيد شده است بايد انجام نگيرد، اگر با اين گونه معاينات سطحي و غير كامل بيماري وي تشخيص داده نشود و درمان كامل صورت نگيرد، آيا پزشك مسئول است ؟ اگر مسئول است چاره چيست ؟ آيا برخلاف مسائل شرعي عمل نكرده است ؟ البته پزشكان متخصص ممكن است بدون معاينه كامل بتوانند تشخيص و درمان را انجام دهند; ولي افراد غيرمجرب بدون معاينه كامل امكان مداوا ندارند.جواب :در هر موردي كه بيمار ناچار باشد به پزشك نامحرم مراجعه كند، اقدام به معالجه براي پزشك جايز و گاهي لازم است ; و معالجه بر هر چيزي از قبيل نگاه كردن و لمس و اقدامات ديگر اگر توقف داشته باشد براي پزشك بدون تجاوز از مقدار لازم جايز است و برخلاف مسائل شرعي نيست ; و در اين موارد بايد وسواس را كنار گذاشت .


صفحه 20

(19) سؤال :معاينه افرادي كه بيمار نيستند و يا بيماري آشكاري ندارند و براي امور مختلف نظير استخدام، سربازي و كارهاي پژوهشي به پزشك معرفي مي‌گردند، چه حكمي دارد؟ تسري اين مسأله به افراد هم جنس و غير هم جنس چگونه است ؟جواب :معاينه غير همجنس نامحرم و معاينه عورت غير همسر حتي براي همجنس و محرم در غير حال ضرورت جايز نيست، ولي در صورت لزوم و ضرورت مانعي ندارد، و مقصود از "ضرورت" ضرورت عرفي است .

اولويت در درمان

(20) سؤال :انتخاب اولويت در رسيدگي به چند بيمار كه همگي به اقدامات اورژانسي نياز دارند بر چه اساسي است ؟ آيا معيار، تنها رسيدگي به حال بيمار بدحال تر است يا اين كه شخصيت حقوقي و حقيقي افراد، باعث برتري يك نفر بر ديگري مي‌شود؟ مثلا رسيدگي به يك فرد معتاد به هروئين كه تصادف كرده با يك فرد مؤثر در جامعه يكسان است ؟جواب :بايد بيماري را كه بدحال تر و خطر جاني او بيشتر است مقدم داشت .(21) سؤال :اگر دو مصدوم را براي معالجه بياورند كه هر دو در شرايط خطر جاني قرار دارند، در صورتي كه يكي از آن دو مصدوم، عضو خانواده اي باشد كه اين پزشك، طبيب خانوادگي آنان مي‌باشد و اقدام پزشك براي معالجه هر يك از آن دو مستلزم رها ساختن مصدوم ديگر است بفرماييد:الف :اگر طبيب هيچ گونه تعهد شرعي نسبت به معالجه اعضاي خانواده مصدومي كه وي پزشك آنان است نداده باشد وظيفه او چيست ؟ب :در صورتي كه تعهد شرعي نسبت به معالجه اعضاي خانواده يكي از آن دو داشته باشد چه كند؟ج :در صورتي كه مصدوم و مجروحي كه وي پزشك خانوادگي آنان مي‌باشد حالش بسيار سخت است ولي احتمال خطر مرگ براي او كمتر است تا مصدوم ديگر، در اين صورت وظيفه چيست ؟


صفحه 21

جواب :الف :اگر از جهت خطر مساوي هستند فردي كه ارزش انساني - اسلامي او بيشتر است مقدم است .ب :در صورت مساوي بودن خطر و ارزش انساني - اسلامي بايد به فردي كه نسبت به او تعهد دارد بپردازد.ج :فردي را كه احتمال خطرش بيشتر است مقدم بدارد.(22) سؤال :مبلغي پول در اختيار است كه آن را مي‌توان يا مصرف مداواي يك بيمار قلبي نمود و يا صرف چند بيمار ديگر كه به امراض ديگري مبتلا هستند. حال اگر بيمار قلبي را مداوا ننماييم خواهد مرد، و اگر مداواي بيماران ديگر را رها سازيم دچار رنجهاي شديد مي‌شوند و موجب پيشرفته شدن بيماري آنان مي‌گردد، و راهي هم براي مداواي هيچ يك از بيماران فوق جز از طريق خرج كردن اين مبلغ وجود ندارد; در اين صورت تكليف پزشك انتخاب كدام طرف مي‌باشد؟جواب :حفظ جان مسلمان مقدم بر كارهاي ديگر است، بنابراين در اين فرض بايد به معالجه بيمار قلبي بپردازد، مگر اينكه پيشرفت بيماري ديگران موجب مرگ آنان شود.


صفحه 22

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 23

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 24

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 25

فصل دوم : تزريقات و پانسمان

تزريقات توسط جنس مخالف

(23)تزريقات و پانسمان توسط جنس مخالف، در صورت دسترسي نداشتن به هم جنس و اكتفا به مقدار ضرورت اشكال ندارد.

طهارت و نجاست ماده عفونت زدا (الكل)

(24)الكلهايي كه جهت عفونت زدايي بعد از تزريقات به كار مي‌رود اگر از مايع مست كننده نباشد پاك است، وگرنه نجس مي‌باشد.

ضمانت در تزريقات

(25)هرگاه تزريق كننده بدون داشتن مهارت در اين زمينه اقدام نمايد، يا با داشتن مهارت كوتاهي نمايد و تزريق آمپول يا سرم موجب فوت يا واردآمدن صدمه بر بيمار شود، ضامن خواهد بود; چه شرط عدم ضمان كرده باشد يا نه .(26)اگر كوتاهي در بين نباشد ولي با اين حال صدمه اي به بيمار وارد آيد، چنانچه شرط عدم ضمان كرده باشد ضامن نيست .(27)اگر بيمار مي‌دانسته شخص تزريق كننده مهارت كافي در اين زمينه ندارد ولي با اين حال ابراء نمايد، در صورتي كه تسامحي در كار نبوده ضامن نيست ; ولي اگر از عدم مهارت او اطلاع نداشته و به خيال اينكه وي در اين زمينه تخصص دارد ابراء نموده باشد، موجب رفع ضمان نمي شود.(28) سؤال :شخصي بدون داشتن مهارت كافي اقدام به تزريق مي‌نمايد و اين امر منجر به فوت بيمار مي‌شود; آيا لازم است ديه بپردازد يا نه ؟ و بجز ديه آيا از جنبه