بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 41

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 42

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 43

فصل پنجم : اجرت پزشكي

حق طبابت

(62)دريافت حق طبابت قبل از طبابت يا بهبودي بيمار - چنانكه مرسوم است - در صورتي كه مورد رضايت بيمار باشد اشكال ندارد.(63)اگر پزشك و بيمار بر سر مبلغي به عنوان اجرت يا حق ويزيت توافق كرده باشند، بيمار بايد مقدار توافق شده را بپردازد، مگر اينكه مغبون شده باشد; ولي اگر توافق نشده باشد بايد اجرة المثل يعني اجرت متعارف را بپردازد.(64) سؤال :اگر پزشك سعي خود را در مداواي بيمار انجام دهد ولي بيمار بهبودي نيابد، آيا نسبت به هزينه درماني كه قبلا بيمار پرداخت كرده مديون است ؟جواب :اگر پزشك با بيمار قرار گذاشته و وعده مداوا و بهبودي داده باشد، در صورت عدم حصول بهبودي بايد هرچه گرفته برگرداند; ولي اگر بنابر اين بوده كه معاينه كند و طبق تشخيص نسخه بنويسد، و حق ويزيت را در مقابل معاينه و نوشتن نسخه گرفته باشد، مديون نيست ; و ظاهرا در بين پزشكان فرض دوم بيشتر متعارف است .(65) سؤال :با توجه به اينكه حق طبابت همانند حق وكالت و مواردي از اين قبيل - برخلاف اجناس ديگر كه داراي قيمت خاص هستند - از لحاظ مادي غيرقابل تعيين مي‌باشد، به نظر حضرتعالي بهترين راه تعيين ميزان حق طبابت چيست ؟ آيا مقداري كه دولت تعيين مي‌كند در هر شرايطي قابل دريافت است و پزشكان مديون نخواهند بود؟جواب :اگر پزشك بتواند تعيين حق طبابت را در اختيار بيمار قرار دهد بسيار خوب است ; و اگر نتواند يا نخواهد، در صورتي كه بخواهد قبل از اقدام به معالجه آن را تعيين كند بايد مقدار كار و كيفيت عمل را در نظر بگيرد و از اجحاف بپرهيزد و بجا


صفحه 44

است درباره مستمندان و تهي دستان ارفاق داشته باشد; و اگر قبلا تعيين نكرده باشد حق دريافت بيش از متعارف را ندارد; و بعيد نيست هرمبلغي كه دولت تعيين كرده باشد متعارف محسوب شود، و در اين فرض نيز بجا است ملاحظه تهي دستان را داشته باشد و اگر به طور رايگان معالجه نكند لااقل درباره آنها تخفيف قائل شود; و متوجه باشد كه روزي دهنده، خداست و قداست و معنويت امر پزشكي فوق امور مادي مي‌باشد.

دريافت پول اضافي

(66) سؤال :دريافت رشوه از بيمار توسط پزشك براي مقدم كردن يك بيمار بر ديگران چه حكمي دارد؟جواب :اگر ويزيت را با نمره مخصوص و وقت تقريبا معين گرفته باشند، تخلف از آن تضييع حق ديگران است و جايز نيست .(67) سؤال :دريافت پول از بيمار توسط دستيار پزشك براي مقدم كردن يك بيمار بر ديگران چه حكمي دارد؟جواب :حكم آن مانند دريافت پول توسط پزشك است كه در سؤال قبل بيان شد.

وجوب طبابت

(68)اگر جان بيمار در معرض خطر باشد و به علت فقر يا هر علت ديگر نتواند داروي خود را تأمين نمايد، بر پزشك و همه مسلمانان واجب كفايي است كه نسبت به تهيه دارو و تأمين هزينه درمان براي او اقدام نمايند.


صفحه 45

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 46

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 47

فصل ششم : اسرار بيماران

موارد افشاي سر

(69)در معايناتي كه پزشك روي بيماران انجام مي‌دهد گاهي متوجه سري از اسرار بيمار يا يك بيماري مسري در او مي‌شود، يا مثلا متوجه مي‌شود كه زن باردار از نطفه اجنبي حمل برداشته و... كه اگر كتمان كند به نفع بيمار و اطرافيان او خواهد بود و مفسده ها و درگيريهاي خانوادگي پيش نمي آيد اما نفع و مصلحت عمومي در آن است كه به مراجع مربوطه اطلاع داده شود; در اين صورت وظيفه پزشك اين است كه اگر حاكم شرع جامع الشرايط دستور معاينه داده باشد (يا به نمايندگي از او دستور رسيده باشد) بايد طبق دستور او نتيجه معاينه ابلاغ شود; ولي چنانچه از طرف حاكم شرع نباشد، خود پزشك بايد بين مصلحت بيمار و مصلحت طرف مقابل بيمار يا اجتماع، مهمتر را در نظر بگيرد; بنابراين اگر كتمان سر بيمار مفسده اجتماعي مهمي ندارد و از طرفي بيمار راضي به افشاي آن نيست، نبايد به كسي اطلاع دهد; ولي چنانچه كتمان سر او مفسده اجتماعي مهمي داشته باشد، مثل اينكه بيمار داراي يك مرض مسري و خطرناك است و رفت و آمد او در جامعه خطرناك خواهد بود، بايد به مراجع مربوطه اطلاع دهد.(70)در آزمايشهايي كه پيش از ازدواج صورت مي‌گيرد، اگر پزشك متوجه معتاد بودن جواني شود، چنانچه اولياي دختر با پزشك مشورت نمايند اظهار حقيقت مانع ندارد بلكه لازم است . همچنين است در مورد بيماريهاي ديگري كه امروزه موجب بحران خانوادگي مي‌شود، مانند بيماريهاي تالاسمي و سيفليس و...; و در مواردي كه بيماري براي طرف مقابل و يا جامعه خطرناك و مسري است مانند ايدز بر پزشك واجب است به اولياي دختر يا پسر و مسئولين مربوطه اطلاع دهد، هرچند آنها با پزشك مشورت نكرده باشند.


صفحه 48

(71) سؤال :اگر مداواي بيمار متوقف بر افشاي سر او باشد، آيا پزشك مي‌تواند آن را براي نزديكان بيمار يا ساير پزشكان بازگو نمايد؟جواب :اگر بيماري او مهم و خطرناك باشد اشكال ندارد; ولي بايد به مقدار ضرورت اكتفا شود.(72) سؤال :پسري قصد ازدواج دارد، آيا پزشكي كه از بيماري او اطلاع دارد مي‌تواند بيماري او را به خانواده دختر اطلاع دهد؟ اگر خانواده دختر از او مشورت بخواهند چطور؟ آيا اين حكم در مواردي كه بيماري از مواردي نيست كه موجب فسخ عقد ازدواج مي‌شود نيز جاري مي‌شود؟جواب :اگر بيماري او خطرناك و مسري باشد لازم است اطلاع دهد.(73) سؤال :اگر فردي به بيماري "ايدز" مبتلا شده باشد، وظيفه پزشك معالج او در برابر خانواده يا همسر فعلي يا همسر آينده او (اگر ازدواج نكرده باشد) چيست ؟ آيا مي‌تواند خانواده وي را در جريان امر قرار دهد؟جواب :در مفروض سؤال لازم است اطلاع دهد.(74) سؤال :با توجه به حرمت افشاي اسرار بيماران، وظيفه پزشك مطلع در برابر اين بيماري چيست ؟جواب :اگر سرايت مرض مسلم باشد بايد پزشك از باب نهي از منكر با خود بيمار صحبت كند و او را از ازدواج قبل از معالجه نهي كند; و چنانچه از معالجه قبل از ازدواج خودداري كرد وجوب اطلاع به اولياي دختر بعيد نيست .(75) سؤال :شخصي سرطان دارد و طبيب مي‌داند كه هرگونه اقدام در جهت معالجه او بي فايده است و اگر به بيمار و كسان وي اطلاع دهد گرچه ضربه روحي و صدمات رواني به آنان وارد مي‌شود اما از صرف هزينه فراوان براي معالجه او جلوگيري مي‌شود و طبيب هم مورد شكايت نسبت به كتمان بيماري قرار نمي گيرد، و اگر اطلاع ندهد اموال فراواني خرج معالجه مي‌شود كه بي فايده خواهد بود و طبيب هم مورد اعتراض واقع مي‌شود. بفرماييد با توجه به اصراري كه بيمار و خويشان او در مورد دانستن واقعيت دارند تكليف طبيب چيست ؟جواب :اعلام نظر در صورتي كه براي مريض خطر جاني نداشته باشد اشكال ندارد.