بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 104

سؤال (80) شخصى كه وظيفه‌ى او در نماز اشاره كردن بجاى سجده مى‌باشد، در صورتى كه مكان بلندى را درست نموده و مى‌تواند مهر را بر روى آن بگذارد، وظيفه‌اش در نماز چيست؟

(بسمه تعالى): بلند نمودن محل سجده و سجده كردن بر روى مكان بلندى كه مهر را بر روى آن گذاشته و بر آن سجده مى‌كند، در صورت امكان مقدم بر ايجاد اشاره مى‌باشد و شخص عاجز با تمكن از طريق دوم، وظيفه‌ى ايجاد اشاره را ندارد، والله العالم.

سؤال (81) شخصى كه پزشك به خاطر مرضى در چشم، او را از طولانى شدن سجده منع نموده، اگر به نماز جماعت حاضر شود، توانايى همراهى با امام را در همه‌ى سجده ندارد. در اين صورت آيا مى‌تواند زود تر از امام سر از سجده برداشته و در حال نشسته منتظر امام بماند. و يا اينكه بايد ديرتر از امام به سجده رفته و به اندازه‌ى مقدار واجب امام را در سجده درك نمايد؟

خوئى (قدس سرّه): با توجه به آنچه كه ذكر شده، در نماز جماعت نمى‌تواند حاضر شود و بايد نماز را به شكل فرادا بجا آورد، ولى در صورت و فرض آخر مى‌تواند اقتداء نمايد.


صفحه 105

* فصل سوم: مبطلات نماز

يكى از مبطلات نماز خروج حدث از انسان مى‌باشد و فرقى بين حدث اصغر و اكبر در اين حكم نمى‌باشد. همچنين خروج حدث در اثناء نماز چه عمدى و چه سهوى مبطل نماز بوده، ولى در صورتى كه قبل از سلام نماز سهواً از او حدثى خارج شده، در صورتى كه سلام را فراموش نموده، بنابر ظاهر نمازش صحيح بوده و حكم مذكور، يعنى مبطل بودن حدث در اثناء نماز در موارد مسلوس و مبطون و مانند اينها و مستحاضه استثناء شده است، چنانچه گذشت.

مقصد دوم: قضاى نماز

(مسئله) در صورتى كه پسر بچه بالغ و مجنون و ديوانه عاقل گردد و شخص بيهوشى به هوش آيد، در صورتى كه در اثناء وقت نماز باشد. اين اشخاص بايد نماز را، هرچند به اندازه‌ى يك ركعت از وقت نماز را درك كنند، بخوانند و در صورتى كه با فرض امكان از خواندن نماز در وقت آن را ترك كنند، بايد بعد از وقت قضا نمايند و همچنين حائض و زنى كه از نفاس پاك گرديده، در صورتى كه عذرشان در اثناء وقت نماز برطرف گردد. در صورتى كه امكان خواندن نماز براى آنها باشد، بايد نماز را در وقت آن بخوانند و در صورتى كه در وقت نتوانند نماز را بخوانند، تيمم نمايند. اگر تيمم را ترك نموده و نماز نخوانند، بايد بعد از وقت قضا


صفحه 106

نمايند. ولى در صورتى كه زن حائض و يا نفسايى به خاطر تنگى وقت نتوانند با آب غسل نمايند، بايد بنابر احتياط تيمم نموده و نماز را بخوانند و لكن اگر نماز نخواندند، قضاى نماز بر آنها واجب نمى‌باشد.

(مسئله) در صورتى كه ديوانگى و يا بيهوشى به انسان دست دهد، بعد از آنكه از وقت نماز به اندازه‌اى كه بتواند نماز را درآن وقت بخواند گذشته باشد، واجب است كه بعد از وقت، اگر ممكن باشد كه نماز را با همه‌ى شرايط بجا آورد، نماز را قضا نمايد.

(مسئله) مستحب است كه انسان نافله‌هاى نماز يوميه را در صورتى كه ترك شده، قضا نمايد، بلكه قضاى همه‌ى نمازهاى مستحب در صورتى كه وقت آن گذشته و انسان موفق به انجام آنها نشده است، مستحب بوده و استحباب در صورتى كه انسان به خاطر مريضى از خواندن نوافل عاجز بوده، موكد نمى‌باشد و در صورتى كه از قضاى نمازهاى نافله عاجز باشد، مستحب است كه به خاطر هر دو ركعت يك مد طعام صدقه دهد. و در صورتى كه از اداى اين مقدار عاجز و ناتوان است، مى‌تواند عوض از نماز و نافله‌ى شب يك مد و عوض از نافله‌هاى روز يك مد ديگر صدقه دهد.

(مسئله) واجب است كسانى كه عذرى در نماز دارند، قضاى نماز را تا زمانى كه عذرشان برطرف نگشته، در صورتى كه عذر بعد از مدتى از بين مى‌رود، تأخير بيندازند. و در صورتى كه مى‌دانند، عذر در تمامى عمر با


صفحه 107

آنها بوده و مرتفع نمى‌گردد، مى‌توانند در اولين وقت ممكن اقدام به قضا نمايند. هم چنين در صورتى كه احتمال بقاء عذر و عدم ارتفاع آن را بدهد، مى‌تواند در اولين فرصت ممكن نمازش را قضا نمايد، ولى در صورتى كه خللى در اركان نماز واقع شده باشد. بايد نماز را دوباره بخواند و در صورتى كه خلل و نقص درغير اركان بوده، اعاده و تكرار نماز لازم نمى‌باشد.

سؤال (82) مريضى كه هوش خود را بوسيله مادّه‌ى بيهوش كننده به مدت طولانى از دست داده و اين ماده را پزشكان معالج داده‌اند تا بتوانند مريض مذكور را بعد از آن عمل جراحى كنند و استعمال اين دارو هم بدون اختيار مريض بوده و هيچگونه اطلاع و موافقتى نسبت به آن نداشته است. آيا براى اين مريض واجب است نمازهايى را كه نخوانده و در اين مدت ترك شده، قضا نمايد؟

خوئى (قدس سرّه): قضاى نمازهاى ذكر شده، مبنى بر احتياط مى‌باشد.

مواردى كه فرزند بزرگ‌تر، بايد نمازهاى پدر را قضا نمايد

سؤال (83) شخصى از دنيا رفته و قبل از فوت، فرزندانش او را به بيمارستان منتقل نموده‌اند، ولى در آن حالت هوش و درك كافى براى نماز نداشته و با اين حالت تقريباً دو ماه در بيمارستان بسترى بوده، آيا قضاى نمازهاى شخص مذكور بر فرزند بزرگتر واجب است، با توجه به‌


صفحه 108

اينكه بيمارستان در شهر و وطن متوفى نبوده، آيا در صورت وجوب قضا بايد نمازهاى فوت شده، به نحو تمام قضاء شود يا شكسته؟

(بسمه تعالى): نمازهايى را كه در حال بيهوشى كامل از او فوت شده، قضا ندارد.

بله در صورتى كه در اول وقت نماز هوش و درك داشته و هنوز در وطن خود بوده، سپس او را به بيمارستان برده‌اند و در آنجا بيهوش شده، بايد نمازش را به نحو تمام قضا نمايند، والله العالم.

سؤال (84) حكم مريضى كه مبتلا به بيهوشى گرديده، در نماز چيست؟ آيا بايد نماز و روزه‌ى او قضا شود؟

(بسمه تعالى): قضاى روزه و نماز كسى كه بيهوش بوده، واجب نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (85) پدرم به علت پيرى مبتلا به ضعف چشم گرديده، به شكلى كه حتى اشياء را به فاصله يك مترى نمى‌بيند، اين مسئله باعث شده كه او به خوبى نتواند وظيفه‌ى نماز را انجام داده و در بعضى موارد مبتلا به زيادى ادرار شده و در بعضى موارد به جهت مخالف قبله ايستاده و نماز مى‌خواند و توجه به تذكرات اطرافيان نمى‌كند. لطفاً وظيفه‌ى اطرافيان را بيان فرماييد؟

(بسمه تعالى): شخص مذكور بايد به هر كيفيتى كه توانايى دارد نماز بخواند و بايد پسر بزرگش در صورتى كه بداند، بعضى از


صفحه 109

نمازهاى پدرش باطل بوده، آنها را بعد از مرگ پدر قضا نمايد، والله العالم.

مقصد سوم: نماز استيجارى‌

(مسئله) اجير نمودن شخصى كه داراى عذر مى‌باشد مانند كسى كه از ايستادن عاجز بوده يا نمى‌تواند بدنش را از نجاست تطهير نمايد يا اينكه مبتلا به زخم و جبيره در بدنش باشد يا انسانى كه مسلوس بوده و يا انسانى كه با تيمم نماز مى‌خواند، براى نماز جايز نمى‌باشد، مگر اينكه شخص ديگرى كه فاقد عذر باشد، پيدا نشود. بلكه بنابر اظهر در صورتى كه اجير كسى هم نباشد. اعمالشان به نيت غير، صحيح نمى‌باشد و در صورتى كه شخص اجير از ابتداء عمل استيجارى عذرى نداشته و در اثناء داراى عذر گرديده، بايد صبر كند تا عذرش از بين رفته و بعد از آن عمل را طبق وظيفه‌ى شخص غير معذور بجا آورد.

مقصد چهارم: نماز جمعه‌

نماز جمعه واجب تخييرى است به اين معنى كه مكلف مخيّر است در روز جمعه نماز جمعه را با توجه به مراعات شرايط آن بخواند و يا اينكه‌


صفحه 110

آن را ترك نموده و نماز ظهر بخواند. و در صورتى كه نماز جمعه را با شرايط آن بخوانند، ديگر نيازى به خواندن نماز ظهر نمى‌باشد.

بعضى از شرايط وجوب نماز جمعه‌

1- مرد بودن نمازگزار، بنابراين حضور در نماز جمعه بر زنان واجب نمى‌باشد.

2- آزاد بودن، بنابراين بر عبد و بنده واجب نمى‌باشد.

3- حضور در وطن، بنابراين بر مسافر واجب نمى‌باشد.

4- سالم بودن از مرض و كورى، بنابراين بر مريض و شخص نابينا واجب نمى‌باشد.

5- پير نبودن، بنابراين بر پيرمردان واجب نمى‌باشد.

6- فاصله بين شخص نمازگزار و محل اقامه‌ى نماز جماعت بيشتراز دو فرسخ نباشد و همچنين در موردى كه حضور در نماز جمعه براى مكلف دشوار بوده و براى او حرج ايجاد كند، حضور واجب نيست، هرچند فاصله‌اش از محل نماز كمتر از دو فرسخ باشد، بلكه بعيد نيست، حضور درنماز جمعه در صورت بارش باران واجب نباشد، هر چند كه حضور براى مكلف دشوار نباشد.

تذكر: براى بدست آوردن توضيحات بيشتر راجع به احكام نماز جمعه به منهاج الصالحين ج 1 ص 189 مراجعه شود.


صفحه 111

قسمت اول: عبادات‌

احكام روزه‌