(بسمه تعالى): آنچه كه در حال خواب وارد شكم مىشود، ضررى به صحت روزه نمىرساند، ولى در حال بيدارى بايد از رسيدن آب به شكم جلوگيرى نمايد. و در صورتى كه مقدارى از آب داخل شكم شد، بقيهى روز را بايد امساك نموده؛ يعنى عملى كه روزه را باطل مىكند، انجام نداده و بعداً روزهى آن روز را قضا نمايد، والله العالم.
دوم: استفراغ عمدى
اگر استفراغ به خاطر ضرورتى باشد؛ مثل معالجه و مانند آن، براى روزهدار مانعى ندارد و همچنين استفراغ غير اختيارى اشكالى ندارد.
(مسئله) اگر در شب غذايى بخورد كه خوردن آن در روز موجب استفراغ مىگردد، در صورتى كه قصد استفراغ در روز را داشته باشد، روزهاش باطل مىشود. و در صورتى كه قصد استفراغ ندارد، بنابر اظهر روزه باطل نمىشود و در اين مسئله فرقى بين واجب معين و غير معين نمىباشد و همچنين فرقى نيست، بين صورتى كه بيرون آوردن آنچه خورده، منحصر به استفراغ باشد يا نباشد.
سوم: باقى ماندن بر جنابت عمداً
(مسئله) در صورتى كه شخص جنب به خاطر مرض و غير آن قدرت بر غسل كردن ندارد، بايد قبل از فجر تيمم نمايد و در صورتى كه تيمم
انجام ندهد، روزهاش باطل است و در صورت تيمم نمودن بنابر احتياط، بايد تا طلوع فجر بيدار بماند.
چهارم: احتقان به مايعات
احتقان به اشياء جامد و همچنين به اشيايى كه داخل شكم مىشود و لكن از راه حلق نبوده و صدق خوردن و آشاميدن هم به آنها نمىشود، مانعى ندارد؛ مانند دارويى كه در رحم استفاده مىشود يا داخل گوش ريخته مىشود و يا در چشم و مواضع ديگر استفاده شده و در بعضى موارد داخل شكم مىشود. و هم چنين اگر شخصى روزهدار مورد اصابت چاقو و نيزه و امثال آنها واقع شود كه وسيلهى مذكور داخل شكم او مىشود، ولى در صورتى كه براى رسيدن غذا به معده راه ديگرى غير از حلق درست كرده باشند و از آن راه غذا را به معده برسانند، بعيد نيست كه خوردن و آشاميدن بر آن صدق كرده و در اين صورت روزه باطل شود و همچنين اگر به خاطر استنشاق آبى از راه بينى داخل شكم شود و در صورتى كه آب و يا غذا وارد بدن شده، ولى داخل معده نگردد. در اين صورت بايد بنابر احتياط واجب آن عمل را ترك نمايد، مانند سرم غذا كه در زمان ما متعارف است. ولى داخل نمودن دارو بوسيلهى آمپولى كه به دست يا پا مىزنند، اشكالى ندارد و همچنين قطرهاى كه در چشم و يا گوش مىريزند.
سؤال (105) دارويى كه خانمها براى معالجهى بعضى از امراض خود استفاده مىكنند و آن را داخل مجراى رحم قرار مىدهند، آيا ضررى به صحت روزه مىرساند؟
(بسمه تعالى): استفاده از اين داروها ضررى به روزه نمىرساند، والله العالم.
سؤال (106) مفهوم تنقيه در احكام روزه چيست؟
(بسمه تعالى): معناى آن داخل نمودن آب و يا مايع ديگر از پشت انسان، به بدن است.
حكم داخل كردن دوربين عكسبردارى از طريق دهان به معده
سؤال (107) آيا داخل نمودن تجهيزات عكس بردارى و مانند آن داخل بدن، جهت عكس بردارى از معده موجب بطلان روزه مىشود؟
(بسمه تعالى): داخل نمودن وسايل ذكر شده، در صورتى كه فقط براى عكسبردارى باشد، مانعى نداشته و روزه صحيح مىباشد، والله العالم.
پنجم: استفاده از آمپول در روزه
1- حكم آمپولى كه جهت معالجه استفاده مىشود
سؤال (108) آيا استفاده از آمپولهاى مختلف (غذايى و يا بيهوشكننده و يا دارويى) روزه را باطل مىكند.
(بسمه تعالى): استفاده از آمپولهايى كه به نحو تزريق در عضو مىباشد و جنبهى دارويى دارد، اشكالى ندارد. ولى استفاده از آمپولهاى كه موجب بيهوشى مىشود، هرچند مدت بيهوشى كم باشد، قابل اشكال است، والله العالم.
سؤال (109) آيا تزريق آمپول موجب باطل شدن روزه مىشود؟ و آيا فرقى بين آمپول دارويى و آمپول تقويتى وجود دارد، در صورت اشكال، آيا تزريق در دست و يا پا فرقى دارد؟
(بسمه تعالى): تزريق آمپول در ماه رمضان چه دارويى و چه تقويتى مشكلى ندارد و در حكم ذكر شده، فرقى بين تزريق از دست و يا پا وجود ندارد. البته بايد توجه شود كه شخص مريض با تفاصيلى كه در رسالهى عمليه گفته شده، روزه بر او واجب نمىباشد، والله العالم.
2- حكم آمپولى كه جهت تغذيه در مريض استعمال مىشود (آمپول و سرم غذايى)
سؤال (110) استفاده از آمپولهاى تقويتى و غذايى مانند (ب 12) و (ب كمپلكس) در حال روزه چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): ضررى به روزه نمىرساند، والله العالم.
سؤال (111) آيا استفاده از سرم خوراكى كه حاوى آب و شكر و بعضى داروهاى ديگر مىباشد و به جاى آب و غذا به بيماران داده مىشود، باعث بطلان روزه مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): بنابر احتياط واجب در حال روزه، ترك شود.
سؤال (112) آيا سرم غذايى در صورتى كه شخص روزه دار با توجه به گرسنگى نيازى چندان به غذا ندارد مبطل روزه محسوب مىشود. در بعضى از استفتائاتى كه شده، فرمودهايد بنابر احتياط واجب مفطر بوده و
بايد از آن اجتناب شود. اين در حالى است كه در استفتايى ديگرى كه بدين گونه مطرح شده است.
آيا دارويى كه جهت تغذيه به مريض از راه آمپول داده مىشود، براى روزه اشكال دارد يا نه، و آيا اين آمپول غذايى حكم آمپولهاى ديگر را دارد؟ با توجه به اينكه مواد غذايى مذكور داخل معده نگشته و از راه خون جذب بدن مىگردد، مانند ساير داروهايى كه به وسيلهى آمپولها جذب مىگردد؟
در جواب اين استفتاء فرمودهايد، داروى ذكر شده مفطر نبوده، اگرچه بنابر احتياط مستحب ترك شود. آيا جواب دوم عدول از جواب اول بوده و نظر مبارك تغيير نموده است؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه داروى مذكور كه جهت تقويت استفاده مىشود، جايگزين غذا بوده و احساس گرسنگى را در شخص از بين مىبرد، بايد بنابر احتياط واجب از آن اجتناب گردد، هر چند داخل معده نگردد. ولى در صورتى كه جايگزين غذا در رفع گرسنگى در انسان نباشد، هرچند از طريق خون جذب بدن گردد، استفاده از آن ضررى به روزه نمىزند.
ششم: حكم عمل جراحى و بيهوشى براى شخص مريض
سؤال (113) در مواردى كه اجراى عمل جراحى بر روى انسان متوقف بر بيهوشى باشد، در صورتى كه بيهوشى مقدارى از روز و يا همهى آن روز باشد، آيا روزهى شخص روزه دار با اين بيهوشى اشكال پيدا مىكند؟
(بسمه تعالى): عمل مذكور با توجه به بيهوشى اشكالى ندارد و بنابر احتياط روزهى آن روز را قضا نمايد، الله العالم.
هفتم: خون دادن شخص روزه دار
سؤال (114) آيا پرداخت خون از طريق رگ براى روزه اشكال دارد؟
(بسمه تعالى): ضررى به روزه نمىرساند و لكن مكروه است، والله العالم.
سؤال (115) من در ماه رمضان خون دادهام، آيا روزهام صحيح است؟
(بسمه تعالى): خون دادن در ماه رمضان و در حال روزه اشكالى ندارد و لكن مكروه مىباشد، والله العالم.
تذكّر: حكم حجامت در ماه رمضان، در احكام حجامت ذكر گرديده است.
* فصل دوم: در احكام افطار
مبحث اول: اشخاصى كه از روزه گرفتن معافند
1- پيرزن و پير مرد و كسى كه ذوالعطاش بوده، يعنى بايد پيوسته در روز آب بنوشد. در صورتى كه روزه گرفتن براى آنها غير ممكن باشد و يا اينكه موجب سختى و دشوارى براى آنها باشد، روزه بر آنان واجب نمىباشد، ولى بايد براى هر روزى كه روزه را افطار مىكند، يك مد طعام به فقير جهت فديه پرداخت كنند و بهتر آن است كه يك مد گندم بدهند، بلكه بنابر احتياط مستحب دو مد بدهند. و در پيرمرد و پيرزن در صورتى كه بعد از رمضان تمكن از قضا نمودن روزه پيدا نمايند. قضا كردن واجب نمىباشد، ولى ذوالعطاش بنابر احتياط واجب در صورت تمكن از قضا، بايد روزهايى را كه خورده، قضا نمايد.
2- زنى كه باردار بوده و زمان وضع حمل او نزديك است، در صورتى كه روزه براى خود او و يا براى بچهاش ضرر داشته باشد و همچنين زنى
كه بچه شير مىدهد در صورتى كه روزه براى خودش و يا براى بچه ضرر داشته باشد. در هر دو صورت بايد بعد از رفع عذر، روزهها را قضا نمايند. و همچنين بايد در صورتى كه باردارى و يا شيردادن فقط براى بچه ضرر داشته باشد علاوه بر قضاى روزه، براى هرروز فديه هم بدهند؛ يعنى يك مد طعام به فقير بپردازند و در مواردى كه مكلف بايد يك مد طعام پرداخت نمايد. مجرد اشباع و سير كردن فقير، هر چند به كمتر از يك مد طعام باشد، كفايت نمىكند.
سپس ترخيص و اجازهى افطار در موارد ذكر شده، به اين معنا نيست كه مكلف بين روزه و افطار، مخير باشد. بلكه معناى آن اين است كه روزه بر اشخاص ذكر شده واجب نبوده و لازم است، آنها روزه را بخورند. حكم ذكر شده در غير از پيرزن و پيرمرد بوده و اين دو در صورتى كه هرچند با سختى روزه بگيرند. در صورتى كه روزه براى آنها ضرر نداشته باشد، روزهى آنها صحيح مىباشد.
(مسئله) در جواز خوردن روزه براى زن شيرده، فرقى نمىكند كه بچه مال خود او بوده يا بچهى شخص ديگرى باشد. ولى بنابر اقوى حكم ذكر شده، اختصاص به صورتى دارد كه شخص ديگرى براى شيردادن بچه پيدا نشود.
سؤال (116) خانمى كه باردار بوده و در ماه اوّل باردارى، پزشك به اوگفته، بايد روزه نگيرى. او همچنين از يك عالم درباره روزهاش سؤال