بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 128

سؤال (111) آيا استفاده از سرم خوراكى كه حاوى آب و شكر و بعضى داروهاى ديگر مى‌باشد و به جاى آب و غذا به بيماران داده مى‌شود، باعث بطلان روزه مى‌شود؟

خوئى (قدس سرّه): بنابر احتياط واجب در حال روزه، ترك شود.

سؤال (112) آيا سرم غذايى در صورتى كه شخص روزه دار با توجه به گرسنگى نيازى چندان به غذا ندارد مبطل روزه محسوب مى‌شود. در بعضى از استفتائاتى كه شده، فرموده‌ايد بنابر احتياط واجب مفطر بوده و

بايد از آن اجتناب شود. اين در حالى است كه در استفتايى ديگرى كه بدين گونه مطرح شده است.

آيا دارويى كه جهت تغذيه به مريض از راه آمپول داده مى‌شود، براى روزه اشكال دارد يا نه، و آيا اين آمپول غذايى حكم آمپول‌هاى ديگر را دارد؟ با توجه به اينكه مواد غذايى مذكور داخل معده نگشته و از راه خون جذب بدن مى‌گردد، مانند ساير داروهايى كه به وسيله‌ى آمپولها جذب مى‌گردد؟

در جواب اين استفتاء فرموده‌ايد، داروى ذكر شده مفطر نبوده، اگرچه بنابر احتياط مستحب ترك شود. آيا جواب دوم عدول از جواب اول بوده و نظر مبارك تغيير نموده است؟


صفحه 129

خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه داروى مذكور كه جهت تقويت استفاده مى‌شود، جايگزين غذا بوده و احساس گرسنگى را در شخص از بين مى‌برد، بايد بنابر احتياط واجب از آن اجتناب گردد، هر چند داخل معده نگردد. ولى در صورتى كه جايگزين غذا در رفع گرسنگى در انسان نباشد، هرچند از طريق خون جذب بدن گردد، استفاده از آن ضررى به روزه نمى‌زند.

ششم: حكم عمل جراحى و بيهوشى براى شخص مريض‌

سؤال (113) در مواردى كه اجراى عمل جراحى بر روى انسان متوقف بر بيهوشى باشد، در صورتى كه بيهوشى مقدارى از روز و يا همه‌ى آن روز باشد، آيا روزه‌ى شخص روزه دار با اين بيهوشى اشكال پيدا مى‌كند؟

(بسمه تعالى): عمل مذكور با توجه به بيهوشى اشكالى ندارد و بنابر احتياط روزه‌ى آن روز را قضا نمايد، الله العالم.

هفتم: خون دادن شخص روزه دار

سؤال (114) آيا پرداخت خون از طريق رگ براى روزه اشكال دارد؟

(بسمه تعالى): ضررى به روزه نمى‌رساند و لكن مكروه است، والله العالم.

سؤال (115) من در ماه رمضان خون داده‌ام، آيا روزه‌ام صحيح است؟


صفحه 130

(بسمه تعالى): خون دادن در ماه رمضان و در حال روزه اشكالى ندارد و لكن مكروه مى‌باشد، والله العالم.

تذكّر: حكم حجامت در ماه رمضان، در احكام حجامت ذكر گرديده است.

* فصل دوم: در احكام افطار

مبحث اول: اشخاصى كه از روزه گرفتن معافند

1- پيرزن و پير مرد و كسى كه ذوالعطاش بوده، يعنى بايد پيوسته در روز آب بنوشد. در صورتى كه روزه گرفتن براى آنها غير ممكن باشد و يا اينكه موجب سختى و دشوارى براى آنها باشد، روزه بر آنان واجب نمى‌باشد، ولى بايد براى هر روزى كه روزه را افطار مى‌كند، يك مد طعام به فقير جهت فديه پرداخت كنند و بهتر آن است كه يك مد گندم بدهند، بلكه بنابر احتياط مستحب دو مد بدهند. و در پيرمرد و پيرزن در صورتى كه بعد از رمضان تمكن از قضا نمودن روزه پيدا نمايند. قضا كردن واجب نمى‌باشد، ولى ذوالعطاش بنابر احتياط واجب در صورت تمكن از قضا، بايد روزهايى را كه خورده، قضا نمايد.

2- زنى كه باردار بوده و زمان وضع حمل او نزديك است، در صورتى كه روزه براى خود او و يا براى بچه‌اش ضرر داشته باشد و همچنين زنى‌


صفحه 131

كه بچه شير مى‌دهد در صورتى كه روزه براى خودش و يا براى بچه ضرر داشته باشد. در هر دو صورت بايد بعد از رفع عذر، روزه‌ها را قضا نمايند. و همچنين بايد در صورتى كه باردارى و يا شيردادن فقط براى بچه ضرر داشته باشد علاوه بر قضاى روزه، براى هرروز فديه هم بدهند؛ يعنى يك مد طعام به فقير بپردازند و در مواردى كه مكلف بايد يك مد طعام پرداخت نمايد. مجرد اشباع و سير كردن فقير، هر چند به كمتر از يك مد طعام باشد، كفايت نمى‌كند.

سپس ترخيص و اجازه‌ى افطار در موارد ذكر شده، به اين معنا نيست كه مكلف بين روزه و افطار، مخير باشد. بلكه معناى آن اين است كه روزه بر اشخاص ذكر شده واجب نبوده و لازم است، آنها روزه را بخورند. حكم ذكر شده در غير از پيرزن و پيرمرد بوده و اين دو در صورتى كه هرچند با سختى روزه بگيرند. در صورتى كه روزه براى آنها ضرر نداشته باشد، روزه‌ى آنها صحيح مى‌باشد.

(مسئله) در جواز خوردن روزه براى زن شيرده، فرقى نمى‌كند كه بچه مال خود او بوده يا بچه‌ى شخص ديگرى باشد. ولى بنابر اقوى حكم ذكر شده، اختصاص به صورتى دارد كه شخص ديگرى براى شيردادن بچه پيدا نشود.

سؤال (116) خانمى كه باردار بوده و در ماه اوّل باردارى، پزشك به اوگفته، بايد روزه نگيرى. او همچنين از يك عالم درباره روزه‌اش سؤال‌


صفحه 132

نموده، عالم مذكور هم گفته است كه نبايد روزه بگيرى و اين خانم روزهايش را خورده و بعد از اتمام حمل روزهاى خود را قضا نموده است، ولى كفاره و چيزى ديگرى پرداخت نكرده است. اكنون مسئله‌اى كه اينجا مطرح شده، اين است كه پزشك معالج مسلمان نبوده و اين خانم به آن عالم نگفته است كه پزشك معالج كافر بوده، آيا اين مسئله موجب كفاره مى‌شود؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه از روزه گرفتن مى‌ترسيده و احتمال ضرر مى‌داده، هرچند اين احتمال به جهت گفته‌ى پزشك غير مسلمان بوده، كفاره بر او لازم نمى‌باشد، والله العالم.

مبحث دوم: كسانى كه افطار بر آنها جايز است‌

سؤال (117) بنابر معروف پيرزن و پير مرد مريض بايد فديه را بعد از رسيدن ماه رمضان جديد بدهند، ولى هر چند به رساله‌ى عمليه‌ى و كتاب‌هاى فقهى ديگر مراجعه كرديم، اثرى از اين مسئله نديديم، آيا آنچه كه معروف شده، صحيح مى‌باشد و در صورتى كه شخصى، فديه بر او واجب شده، بميرد و مردن او قبل از ماه رمضان جديد باشد. بايد فديه را از مال او خارج نمود يا خير؟

خوئى (قدس سرّه): بر پيرزن و پيرمرد لازم نيست كه تا رمضان جديد صبر نمايد، ولى مريض بايد صبر نمايد و اين تفصيل به جهت دليل‌


صفحه 133

خاص در مريض بوده كه اين دليل در آن دو نمى‌باشد. اما اخراج فديه بر ورثه لازم نيست، مگر در صورتى كه شخص متوفى به آن وصيت كرده باشد.

سؤال (118) در صورتى كه توانايى گرفتن روزه را نداشته باشم و بخواهم جهت هر روز يك مد طعام از جنس برنج بدهم. آيا بايد 30 مد طعام را به سى فقير جداگانه بدهم، يا مى‌توانم همه‌ى آنها را به يك فقير پرداخت نمايم؟

(بسمه تعالى): پرداخت فديه سى روز به يك فقير مانعى ندارد، والله العالم.

مبحث سوم: مواردى كه مكلف مجبور به افطار مى‌شود

سؤال (119) شخصى روزه‌دار در صورتى كه به خاطر ترس از تلف شدن و يا به خاطر سختى و دشوارى فراوان مجبور به خوردن روزه مى‌گردد، آيا بايد مانند ذوالعطاش بمقدار ضرورت اكتفا نموده و بقيه روز را امساك نمايد يا مى‌تواند به هر اندازه‌اى كه مى‌خواهد غذا بخورد و بقيه‌ى روز را هم امساك نكند؟

خوئى (قدس سرّه): شخص مذكور حكم ذوالعطاش را داشته و بايد به اندازه‌ى رفع اضطرار غذا بخورد و بايد بقيه‌ى روز را هم تا شب امساك نمايد و عملى كه روزه را باطل مى‌كند، انجام ندهد، والله العالم.


صفحه 134

تبريزى (قدس سرّه): بنابر احتياط واجب شخص مذكور حكم ذوالعطاش را دارد.

سؤال (120) در صورتى كه روزه براى شخص ضررى ندارد، ولى مجبور است كه در بين روز قرص بخورد. آيا امساك در بقيه‌ى روز بر او واجب است؟

خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه در خوردن قرص مجبور و مضطر باشد، امساك روز بر او لازم نمى‌باشد، والله العالم.

مقصد سوم: مسايل قضاى روزه‌

(مسئله) كسى كه به خاطر مريضى نتوانسته، بعضى از ايام ماه رمضان را روزه بگيرد، و قبل از آنكه از مريضى بهبود يابد، از دنيا رفته است، در اين صورت قضاى روزه‌ى آن ايام بر او واجب نمى‌شود و همچنين اگر به خاطر عذر حيض و يا نفاس نتواند روزه بگيرد و در همان ايام عادت از دنيا برود و يا آنكه بعد از اتمام ايام عادت بدون آنكه وقتى براى قضاى روزه پيدا كند، از دنيا برود، قضاى روزه بر آن زن واجب نمى‌شود.

(مسئله) در صورتى كه تمام ماه رمضان و يا بعضى از آن را به خاطر بيمارى نتواند روزه بگيرد، و اين بيمارى تا رمضان سال آينده استمرار پيدا نمايد، قضاى آن بر شخص مريض واجب نمى‌باشد، ولى بايد به جاى‌


صفحه 135

هر روز يك مدسؤال (750 گرم) غذا و طعام به شخص فقير صدقه بدهد، و اگر اين شخص روزه‌ها را قضا نمايد، كفايت از تصدّق نكرده و وظيفه‌ى صدقه دادن از او ساقط نمى‌شود.

ولى در صورتى كه به جهت عذر ديگرى غير از بيمارى موفق به گرفتن روزه نشده و آن عذر تا رمضان ديگر ادامه داشته باشد، بايد شخص صاحب عذر روزه‌هاى رمضانى را كه روزه‌اش را نگرفته، قضا نموده و بنابر احتياط واجب براى هر روز، يك مد طعام به فقير صدقه دهد.

و همچنين اگر به سبب مريضى نتوانسته روزه‌ى رمضان را بگيرد، ولى تا رمضان بعدى به خاطر مسافرت پى در پى نتوانسته قضاى آن را به جا آورد، بايد روزه‌ها را قضا كرده و براى هر روز، يك مد طعام صدقه دهد.

(مسئله) در صورتى كه تمام ماه رمضان و يا بعضى از آن را به جهت عذر و يا عمداً روزه نگرفته باشد و قضاى آن را هم با آنكه توان آن را داشته، به خاطر سهل انگارى و تنبلى نگرفته و تا رمضان بعد تأخير انداخته باشد، بايد قضاى روزه‌ى ايامى را كه خورده، بجا آورده و براى هر روز يك مد طعام صدقه بدهد و در صورتى كه قصد قضا كردن روزه‌ها را داشته، ولى قبل از رسيدن رمضان بعدى مبتلا به عذرى گرديده و نتوانسته آنها را قضا نمايد، بايد قضاى آن روزه‌ها را بجا آورده و بنابر احتياط واجب، هر روز يك مد طعام صدقه بدهد و در اين مسئله كه‌