(بسمه تعالى): عقد ذكر شده صحيح بوده و در صورت طلاق، زن قبل از نزديكى مستحق نصف مهر مىباشد، والله العالم.
سؤال (190) مردى با زنى ازدواج نموده كه مبتلا به بيمارى صرع مىباشد، در حالى كه قبل از عقد و هنگام عقد هم مرد متوجهى اين بيمارى نبوده و بعد از انجام نزديكى متوجهى بيمارى همسرش شده، هم اكنون مىخواهد او را طلاق دهد، چه مقدار از مهر را اين زن مستحق مىباشد؟ با توجه به اينكه پدر اين زن از بيمارى او مطلع بوده و در هنگام خواستگارى اشارهاى به آن ننموده و بيمارى دخترش را چيزى جزيى و ساده جلوه داده و اشاره به اينكه، اين مريضى صرع مىباشد، نكرده است در حالى كه اين زن در هنگام ابتلاء به اين عارضه، هرچه در دسترس او باشد، پرتاب مىكند و اگر بچهاى در مقابل او باشد، از ضرر او ايمن نبوده و به طور كلى از حال طبيعى خارج است؟
(بسمه تعالى): بر همسر واجب است كه همهى مهر زن را به او پرداخت كند، هرچند كه پدر دختر او را فريب داده باشد؛ زيرا در اين فرض زوج راضى به بقاء ازدواج با زوجه بوده و بعد از مدتى قصد طلاق دادن را نموده است، والله العالم.
سؤال (191) مردى با زنى ازدواج نموده و بعد از ازدواج، زن متوجه شده كه شوهرش مبتلا به ضعف اعصاب شديد بوده و پيوسته بايد دارو مصرف كند، اگرچه اين بيمارى به حد جنون نمىرسد كه زن حق فسخ
داشته باشد، اكنون اين زن درخواست طلاق از شوهرش را داشته و شوهر هم او را طلاق خلع نموده است. آيا جايز است كه زن اين عيب را براى مردم بيان كند، در حالى كه اين عيب يك سر مخفى و عيب پنهانى مىباشد و اگر فاش شود، مردم گمان مىكنند كه آن مرد ديوانه است؟
(بسمه تعالى): ذكر اين عيب و بيمارى براى مردم جايز نمىباشد، ولى در صورتى كه زنى بخواهد با اين مرد ازدواج كند و با همسر قبلى او مشورت كند، مىتواند عيب او را فقط براى زنى كه با او مشورت مىكند، اظهار كند و به او بگويد ازدواج با اين شخص به صلاح شما نمىباشد، والله العالم.
مقصد دوم: عقد منقطع و ازدواج موقت
* فصل اوّل: حكم عقد موقت
سؤال (192) آيا مردى كه همسر دائمى دارد، مىتواند ازدواج موقت كند، هر چند در سفر هم نبوده و همسرش سالم است؟
(بسمه تعالى): ازدواج موقت با حفظ شرايط آن كه در رسالهى عمليه آمده، مانعى ندارد، هرچند كه شخص زوجه دائمى داشته باشد، ولى در صورتى كه ارادهى ازدواج موقت با زنهاى اهل كتاب را داشته باشد، بايد از همسر مسلمان خود اجازه بگيرد، والله العالم.
* فصل دوم: اذن پدر در عقد بر باكره
سؤال (193) دختر و پسرى كه هر دو مؤمن بوده و همديگر را دوست دارند و ملتزم به احكام شرعيه مىباشند، ولى به خاطر ابتلاء پسر به يك بيمارى خطرناك، او نمىتواند به خواستگارى دختر رفته و هم اكنون به خاطر ابتلاء به يك نوع سرطان پوستى در صورت، مورد جراحى متعدد واقع شده و صورت او متورم و باعث تغيير شكل و شمايل صورت او شده است. وى هم اكنون در بيمارستان بسترى بوده و توان خواستگارى از دختر مورد علاقهى خود را ندارد و با وضعيت موجود هرگز والدين دختر اجازه ازدواج او با شخص مذكور را نخواهند داد. آيا مىتواند قبل از مرگ با دختر دلخواه خود ازدواج موقت داشته باشد؟ با توجه به اينكه دختر باكره بوده و پسر هم در حال كاملًا نامساعدى مىباشد؟ چگونه مىتوانند با هم ازدواج نمايند؟
(بسمه تعالى): در ازدواج باكره اذن و اجازهى پدر در هر دو نوع ازدواج چه دائم و چه منقطع معتبر مىباشد و حالات و شرايط طرفين براى انتخاب عقد دائم و يا موقت تاثير در حكم ندارد، والله العالم.
سؤال (194) من دختر جوانى هستم كه تا به حال ارتباط و يا ازدواج با شخصى نداشتم و در خانهى پدرى و زير سايهى پدرم بحمدالله زندگى مىكنم و تربيت عمدهى من به واسطهى مادرم بوده و پدرم به واسطهى پيرى و سن بالا نقشى در خانه ندارد و خرج زندگى و مايحتاج خود و
منزل را هم خودم تهيه مىكنم. اكنون با جوانى كه هم مذهب خودم مىباشد، آشنا شدهام و تصميم گرفتيم كه عقد ازدواج موقت جارى نماييم، آيا اجراء عقد موقت به شرط عدم دخول زوج در ضمن عقد، بدون كسب رضايت پدر جايز است؟
(بسمه تعالى): در ازدواج باكره رضايت پدر و اذن او بايد احراز شود و اين مسئله در نزد ما بنابر احتياط واجب مىباشد و شرط عدم دخول هم تاثيرى در حكم ندارد، اين در حالى است كه بسيارى از اشخاص بعد از انعقاد عقد و ايجاد انس و الفت بين آنها و زوجه به شرط مذكور عمل نمىكنند. شما بايد صبر كنيد از خداوند عالم مىخواهيم كه انشاء الله شوهر مناسبى كه متدين و دلخواه شما باشد، برايتان عنايت فرمايد، والله العالم.
خاتمه: مسايل متفرقهاى در ازدواج
1- تعريف شخص خنثى
سؤال (195) تعريف خنثى و حكم ازدواج با او را بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): خنثى بر دو قسم تقسيم مىشود، يكى آن خنثايى است كه تشخيص مرد و يا زن بودن او ممكن است. پس اگر با وجود علامات مردانگى مرد بودن او مشخص شد، احكام مردانگى بر او جارى مىشود و او مىتواند با هر زنى كه خواست، ازدواج كند و
اگر علايم و مشخصات زنانه در او نمايان شد، ملحق به زنان شده و او مىتواند شوهر كند.
قسم دوم: آن خنثايى است كه هيچ كدام از دو جنسيت در او محرز نبوده و علامات مشخصهى هيچ كدام از دو جنس را ندارد، در اين صورت نه مىتواند زن بگيرد و نه شوهر كند، والله العالم.
2- خواهرى كه به وسيلهى شير خوردن محرم مىشود
سؤال (196) زنى كه مدتى دختر خالهاش را شير داده و سبب آن مريضى و بسترى شدن مادر بچه بوده، اين زن به مدت هشت روز و شب به شكل مستمر او را شير داده است. هم اكنون مىتواند اين دختر را بعد از مدتى براى يكى از پسرانش عقد كند؟
(بسمه تعالى): اگر شير دادن شرعى تمام شده باشد، چنانچه از ظاهر سؤال استفاده مىشود. اين دختر حكم خواهر رضايى براى پسران زن شيرده را دارد و ازدواج پسرهاى زن شير ده با اين دختر جايز نمىباشد، والله العالم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
قسمت دوم: معاملات
احكام طلاق
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة