اگر علايم و مشخصات زنانه در او نمايان شد، ملحق به زنان شده و او مىتواند شوهر كند.
قسم دوم: آن خنثايى است كه هيچ كدام از دو جنسيت در او محرز نبوده و علامات مشخصهى هيچ كدام از دو جنس را ندارد، در اين صورت نه مىتواند زن بگيرد و نه شوهر كند، والله العالم.
2- خواهرى كه به وسيلهى شير خوردن محرم مىشود
سؤال (196) زنى كه مدتى دختر خالهاش را شير داده و سبب آن مريضى و بسترى شدن مادر بچه بوده، اين زن به مدت هشت روز و شب به شكل مستمر او را شير داده است. هم اكنون مىتواند اين دختر را بعد از مدتى براى يكى از پسرانش عقد كند؟
(بسمه تعالى): اگر شير دادن شرعى تمام شده باشد، چنانچه از ظاهر سؤال استفاده مىشود. اين دختر حكم خواهر رضايى براى پسران زن شيرده را دارد و ازدواج پسرهاى زن شير ده با اين دختر جايز نمىباشد، والله العالم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
قسمت دوم: معاملات
احكام طلاق
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اول: عدّه
سؤال (197) در عمل تلقيح و بارورى مصنوعى، آيا زن در صورتى كه منى متعلق به زوج خودش نبوده، بايد عده نگه دارد؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض سؤال اگر اين زن بعد از بارورى مصنوعى طلاق داده شود، بايد عدّهى طلاق را نگه دارد. و اگر عدّه جهت طلاق نباشد، بايد به خاطر بارورى مصنوعى باز عدّه نگه دارد.
سؤال (198) بنابر قول معروف بين فقها زن بايد قبل از ازدواج دوم عدّه نگه دارد و بايد در اين عدّه و مقدار آن به عادت ماهيانهى خود رجوع كند. اگر زنى داراى رحم نبوده و يا يائسه باشد، آيا عدّه بر او واجب است؟
(بسمه تعالى): عدّهى وفات 4 ماه و ده روز مىباشد و بر هر زنى كه شوهرش از دنيا رفته است واجب مىباشد، بدون اينكه در اين مسئله تفصيل باشد و اما عدّهى طلاق اگر زن مطلقه در سن زنهايى است كه بر حسب متعارف حيض مىبينند، ولى اين زن به
خاطر موانعى حيضى نمىبيند، هرچند مانع نداشتن رحم باشد، بايد سه ماه عده نگه دارد. چنانچه اين زن بايد قبل از طلاق سه ماه صبر كند، پس وقتى طلاق واقع شد، در آن صورت بعد از طلاق عدّه نگ ه دارد.
سؤال (199) در صورتى كه رحم زن را بيرون آورده باشند، آيا واجب است عدّه نگه دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه عمل نزديكى در فرض سؤال انجام شده باشد، بايد عده نگه دارد، والله العالم.
فصل دوم: وكالت در طلاق
سؤال (200) مردى كه داراى مريضى روحى و عصبى مىباشد و اقدام به ازدواج نموده، زوجهى او بعد از گذشت چند ماه از ازدواج، از بيمارى او اطلاع پيدا كرده است. اين مرد در هر سال تقريباً دو تا سه ماه دارو استفاده كرده و همسرش هم به اين حال راضى بوده، ولى بعد از حامله شدن به بچهى اول حال مرد بدتر شده، به شكلى كه هر هفته دارو مصرف مىكند و زندگى با او براى زنش سخت و دشوار شده است وهم اكنون قصد طلاق و جدايى از مرد مذكور را دارد، آيا در شرايط موجود گرفتن وكالت در طلاق از مرد كفايت مىكند و همچنين اجازهى ولى او و يا حاكم شرع كفايت در صحت طلاق مىكند؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه مرد در حال عادى و در اعتدال عقلى خود به زن وكالت در طلاق داده باشد، وكالت او صحيح مىباشد. ولى اگر در حال عصبانيت و غضب شديد وكالت داده و بعداً پشيمان شده باشد، وكالت صحيح نمىباشد، والله العالم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة