بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 188

خاطر موانعى حيضى نمى‌بيند، هرچند مانع نداشتن رحم باشد، بايد سه ماه عده نگه دارد. چنانچه اين زن بايد قبل از طلاق سه ماه صبر كند، پس وقتى طلاق واقع شد، در آن صورت بعد از طلاق عدّه نگ ه دارد.

سؤال (199) در صورتى كه رحم زن را بيرون آورده باشند، آيا واجب است عدّه نگه دارد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه عمل نزديكى در فرض سؤال انجام شده باشد، بايد عده نگه دارد، والله العالم.

فصل دوم: وكالت در طلاق‌

سؤال (200) مردى كه داراى مريضى روحى و عصبى مى‌باشد و اقدام به ازدواج نموده، زوجه‌ى او بعد از گذشت چند ماه از ازدواج، از بيمارى او اطلاع پيدا كرده است. اين مرد در هر سال تقريباً دو تا سه ماه دارو استفاده كرده و همسرش هم به اين حال راضى بوده، ولى بعد از حامله شدن به بچه‌ى اول حال مرد بدتر شده، به شكلى كه هر هفته دارو مصرف مى‌كند و زندگى با او براى زنش سخت و دشوار شده است وهم اكنون قصد طلاق و جدايى از مرد مذكور را دارد، آيا در شرايط موجود گرفتن وكالت در طلاق از مرد كفايت مى‌كند و همچنين اجازه‌ى ولى او و يا حاكم شرع كفايت در صحت طلاق مى‌كند؟


صفحه 189

(بسمه تعالى): در صورتى كه مرد در حال عادى و در اعتدال عقلى خود به زن وكالت در طلاق داده باشد، وكالت او صحيح مى‌باشد. ولى اگر در حال عصبانيت و غضب شديد وكالت داده و بعداً پشيمان شده باشد، وكالت صحيح نمى‌باشد، والله العالم.


صفحه 190

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 191

قسمت دوم: معاملات‌

احكام وكالت‌


صفحه 192

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 193

(دو مسئله)

سؤال (201) زنى كه برادرش وكيل مالى وى بوده و بعد از مدتى مبتلا به بيماريى گرديده كه در بعضى موارد داراى عقل و شعور لازم نبوده و در بعضى موارد فاقد درك لازم است، آيا وكالت در موارد عدم ادراك ساقط مى‌گردد؟

تبريزى (قدس سرّه): تا زمانى كه داراى عقل و ادراك باشد، وكالت استمرار داشته و در موردى كه ادارك را از دست مى‌دهد، وكالت ساقط مى‌شود. و بايد در صورت بهبودى دوباره عقد وكالت تجديد گردد و در هر زمانى كه ادراك را از دست بدهد، وكالت ساقط مى‌گردد، والله العالم.

سؤال (202) من يك نفر از افراد خانواده هستم كه از پدرم مقدارى پول براى مخارج خانواده مى‌گرفتم، در آن زمان پدرم داراى صحت بدنى و عقلى كامل بود. ولى اكنون پدرم زمين گير شده و من درصحت عقل او شك دارم و هم اكنون در خانواده‌ى من كسانى هستند كه مستحق نفقه مى‌باشند، تكليف من الآن چيست. آيا براى تصرف در اموال پدرى و پرداخت نفقه‌ى خانواده احتياج به اجازه از شما دارم و آيا پول قبض تلفن‌


صفحه 194

از نفقات واجبه محسوب مى‌گردد، لطفاً نظر مبارك خود و مرحوم آيت الله خوئى را بيان فرماييد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه پدر بزرگ پدرى شما زنده است، بنابر احتياط واجب بايد از حاكم شرع و يا از وكيل او اجازه گرفته و در اموال پسرش تصرف نموده و نفقه‌ى خانواده‌ى پسرش را، خود و يا وكيلش پرداخت كند. و در غير اين صورت شما به وكيل اينجانب در منطقه‌ى خود مراجعه نموده، و او با وجود مصلحت به شما اجازه تصرف در اموال پدرتان را داده و شما هم مانند پدر بزرگتان مى‌توانيد، در پرداخت نفقه واجبه به خانواده از اموال پدرى استفاده نماييد و هزينه‌ى مكالمات تلفنى كه ضرورى باشد، جزء نفقه مى‌باشد، والله العالم.


صفحه 195

قسمت دوم: معاملات‌

احكام وصيت‌

فصل اول: در منجزات مريض‌

فصل دوم: در ضمان اموال شخص‌

مريض‌