بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 198

بيشتر نبوده و در صورت بيشترى بايد ورثه‌ى او اجازه دهند، ضعيف مى‌باشد.

(مسئله) اگر مريض اقرار كند كه به گردن او عين يا دينى براى ورثه يا غير از آنها مى‌باشد، در صورتى اين اقرار قابل قبول است كه مريض امين و راستگو باشد و اگر شخص مريض متهم به كذب باشد، فقط به اندازه‌ى ثلث مالش، به اقرارش عمل مى‌شود. اين در صورتى است كه اقرار كننده در مرضى باشد كه منجر به فوت او شود، اما اگر شخص اقرار كننده سالم و يا مرضش قابل علاج باشد، از اصل مال اين مقدار از اقرار خارج مى‌شود، اگرچه مريض متهم به كذب باشد.

(مسئله) اگر در وصيت بگويد اين مال بعد از مرگم وقف باشد، و يا امثال اين تعابير كه ايقاع را معلق و مشروط به مرگ مى‌كند، اين شكل از وصيت باطل بوده و اثرى ندارد، هر چند ورثه آن را اجازه دهند.

(مسئله) انشايى كه مشروط به مرگ مى‌باشد، در دو صورت صحيح است.

1- انشاء ملكيت كه به آن وصيت تمليكى مى‌گويند و يا انشاء ولايت، چنانچه در موارد وصيت عهديه مى‌باشد.

2- انشاء عتق و آزادى عبد كه به آن تدبير گفته مى‌شود و در غير اين صورت از موارد ديگر انشاء صحيح نمى‌باشد.


صفحه 199

(مسئله) اگر بگويد اين مال را بعد از مرگم فروختم و يا اجاره دادم و يا معامله و يا وقف نمودم، باطل بوده و عبارات مذكور اثرى ندارد و حكم وصيت به بيع و يا وقف جارى نمى‌گردد. بنابراين بر ورثه واجب نمى‌باشد كه مال مذكور را بعد از مرگش بفروشند و يا وقف كنند، مگر اينكه از ظاهركلامش استفاده شود كه مراد او وصيت به بيع و يا وقف مى‌باشد كه در اين صورت وصيت صحيح بوده و بايد به آن عمل گردد.

(مسئله) اگر به شخص بدهكار بگويد كه بعد ازمرگم تو را برى الذمه كردم و ورثه‌ى او هم بعد از مرگش اجازه دادند، در اين فرض ذمه‌ى مديون از دين پاك مى‌گردد و اجازه‌ى ورثه درحقيقت چشم پوشى از حقّشان بوده و ابراء ذمه‌ى بدهكار از طرف آنها محسوب مى‌گردد.

فصل دوم: در ضمان اموال مريض‌

سؤال (203) اگر فرزندى با پدرش در سفرى همراهى نمايد، در اين سفر پدر توانايى انجام كارهاى خود را نداشته و فرزند به خاطر لال بودن پدر و فقد درك و شعور لازم متكفل كارهاى او شده است. آنها در سفر به مكانى مى‌رسند كه تا مقصد اصلى آنان فاصله‌ى زيادى بوده و فرزند براى مراعات حال پدر با اينكه ماشين سوارى هم بوده، قصد مى‌كند كه پدر را با هواپيما به مقصد برساند، او مقدارى پول به شخصى مى‌دهد كه آنان با هواپيما به مقصد برسند، ولى شخص مذكور بعد از گرفتن پول به وعده‌ى‌


صفحه 200

خود عمل نكرده و پول را هم برنمى‌گرداند. اكنون سؤال اين است، با توجه به اينكه تهيه‌ى هواپيما به خاطر حال نامناست پدر ضرورى بوده و فرزند هم امكان دسترسى به حاكم شرعى، براى استجازه در تصرف پول پدر را نداشته، آيا در مقابل پول هدر رفته، فرزند ضامن پدر مى‌باشد.

و در صورتى كه فرزند به خاطر مراعات امر پدر مجبور به اين سفر شده، آيا مى‌تواند اجرت خدمات خود و خانواده‌اش را از اموال پدر بردارد و آيا پدر در مقابل اين خدمات ضامن فرزند مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): در مفروض سؤال، فرزند مقدارى از مال پدر را به گمان اينكه صرف آن مال به صلاح پدر مى‌باشد، تلف نموده و مصلحت هم حاصل نشده است ودرمقابل مال تلف شده ضامن مى‌باشد: اما اخذ و گرفتن اجرت خدماتى كه خود و خانواده‌اش داشته‌اند، در صورتى كه واقعاً او و خانواده‌اش خدماتى به پدر كرده و در اين خدمات از اول قصد گرفتن اجرت داشته‌اند، مستحق اجرة المثل مى‌باشند.

تبريزى (قدس سرّه): در صورتى كه پدر از فرزند و خانواده‌اش خواسته كه او را در سفر همراهى كنند و پدرهم مى‌دانسته، آنان نفقه‌ى سفر را ندارند. بايد هزينه و نفقه‌ى سفر آنان را پرداخت نمايد و اگر در مسئله سوار شدن هواپيما فرزند سهل انگارى نموده، ضامن است و در غير اين صورت ضمانت ندارد. ولى در صورتى كه پدر از


صفحه 201

فرزندش درخواست نكرده، فرزند به ميل خود و براى اينكه پدرشان تنها سفر نكند، همراه او رفته است. نفقه‌ى سفر به عهده‌ى خود او بوده و درصورتى كه او و خانواده‌اش از اول قصد گرفتن اجرت از پدر را داشته و قصد شان خدمت مجانى نبوده، مستحق اجرة المثل مى‌باشند و در اين صورت فرزند ضامن پولى است كه در اجرت هواپيما تلف نموده، چه مسامحه كرده باشد و چه نكرده باشد.


صفحه 202

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 203

قسمت دوم: معاملات‌

احكام هديه و نذر و عهد


صفحه 204

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 205

سؤال (204) فرزندم مريض گرديد و براى معالجه‌ى او مقدارى از كمك‌هاى مردم را جمع نمودم. بعد از پايان معالجه و با توجه به اينكه فرزندم از دنيا رفته، مقدارى از كمك‌هاى مردم هنوز باقى مانده است. آيا باقى مانده‌ى كمك‌ها مال من مى‌باشد؟ با توجه به اينكه من در مدت معالجه‌ى فرزندم از شغل خود كه روضه‌خوانى و وعظ و تبليغ مى‌باشد، به طور كلى محروم بوده و تا آنجا كه يكى از وكلاى شما مجلسى منعقد نموده و به مردم مؤمن گفته است كه آيا فكرى براى اين خطيب سيدالشهداء كه مشغول معالجه‌ى فرزندش بوده و مدتى است، نتوانسته منبر برود، نموده‌ايد. با توجه به كلمات اين شخص مردم مؤمن مقدارى براى معالجه‌ى فرزندم كمك نموده‌اند، حكم باقى مانده‌ى اين كمك را بفرماييد؟

(بسمه تعالى): اگر مردم پولها را به خود شما داده‌اند و شما هم آنها را قبض كرده‌ايد، همه‌ى پولها مال شماست، هر چند براى معالجه‌ى فرزند شما داده باشند و اگر پولها را براى فرزند مريض شما داده‌اند و