بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 212

خوئى (قدس سرّه): از جواب سابق روشن شد كه اين آزمايشات اثر شرعى نداشته و نمى‌تواند با شهود تعارض نمايد، والله العالم.

فصل دوم: اشتباهات پزشكان‌

مبحث اول: اشتباهى كه منجر به قتل مى‌شود

سؤال (209) در صورتى كه در عمل جراحى، پزشك جراح اشتباهاً بعضى از رگهاى اصلى بدن را كه سالم بوده، بريده و اين اشتباه موجب فوت مريض گرديده، لطفاً بفرماييد كه اين نوع از قتل چه قتلى محسوب گرديده و آيا او ضامن ديه‌ى مريض مى‌باشد؟

(بسمه تعالى): اگر پزشك قبل از عمل جراحى از اولياء مريض حكم مبنى بر عدم ضمانت خود در صورت اشتباه را نگرفته باشد، ضامن ديه‌ى شخص مريض مى‌باشد.

سؤال (210) پزشكى كه مريض را مورد عمل جراحى قرار داده و مريض در اثناء عمل به خاطر وخامت حالش و بدون كوتاهى پزشك معالج فوت نموده است. آيا اينگونه فوت در اثناء عمل قتل محسوب مى‌گردد و اگر قتل محسوب مى‌گردد، آيا قتل عمدى محسوب مى‌گردد و يا شبه عمد بوده و يا خطاى محض مى‌باشد؟


صفحه 213

(بسمه تعالى): اگر پزشك جراح قبل از عمل جراحى از اولياء مريض حكم عدم ضمان خويش در صورت اشتباه منجر به فوت را نگرفته باشد، ضامن ديه‌ى شخص متوفى مى‌باشد و ولى مريض، خود مريض مى‌باشد، در صورتى كه بالغ و عاقل و هوشيار باشد و اگر اين خصوصيات را ندارد، پدر او و يا جد پدرى او، ولى او محسوب مى‌گردند و در صورت عدم وجود آنها مؤمنين عادل و در صورت عدم وجود آنها ولى او، حاكم شرعى و يا وكيل او مى‌باشد.

سؤال (211) معيار و فرق بين اقسام سه گانه‌ى قتل؛ يعنى قتل عمد و يا شبه عمد و خطاى محض را بيان فرماييد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه قصد و انگيزه‌ى قتل در شخص موجود بوده و يا آلت و وسيله‌اى كه از آن استفاده نموده، عرفاً كشنده محسوب شود. قتل عمد محسوب مى‌گردد و در صورتى كه قصد و انگيزه‌ى قتل را نداشته و قصد عملى را نموده كه عرفاً كشنده نمى‌باشد، ولى اتفاقاً موجب قتل گرديده، شبه عمد گفته مى‌شود و در صورتى كه قصد و انگيزه‌ى قتل را نداشته؛ مثل اينكه تير را در كمان گذاشته، براى صيد حيوانى و طريق و راه هم محل مرور انسان نبوده، ولى اتفاقاً تير به انسان اصابت نمود، در اين صورت قتل خطاى محض گفته مى‌شود.


صفحه 214

سؤال (212) پزشكى جهت دلسوزى به حيات مريضى كه داراى مرضهاى متعدد غير قابل معالجه بوده، خاتمه داده است. آيا اين عمل فقط

موجب ديه مى‌گردد و يا موجب قصاص هم مى‌شود؟ با توجه به مورد سؤال، لطفاً جواب موارد زير را بفرماييد؟

الف- در صورتى كه مريض از پزشك درخواست خاتمه دادن به زندگيش را نكرده؟

(بسمه تعالى): پايان دادن به حيات مريض جايز نمى‌باشد، هر چند مريض از پزشك طلب كند و قتل در اين صورت عمدى محسوب مى‌گردد.

ب- مريض با نوشتن نامه و يا شفاهاً از پزشك درخواست عمل مذكور را نموده است؟

(بسمه تعالى): از جواب مسئله‌ى قبلى جواب اين مسئله ظاهر مى‌گردد.

ج- نوع قتل در صورت ذكر شده، چه نوعى از انواع قتل محسوب مى‌گردد؟

(بسمه تعالى): جواب از مسايل قبلى معلوم گرديد.

سؤال (213) آيا در صورت اشتباه پزشك و رسيدن ضرر به مريض، پزشك ضامن مى‌باشد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه از مريض و يا ولى شرعى او حكم عدم ضمان خود را در صورت اشتباه گرفته، ضامن نبوده و در غير اين صورت ضامن است، والله العالم.


صفحه 215

مبحث دوم: احكام ديات و كفارات‌

سؤال (214) اينجانب پزشك هستم و در رساله‌ى عمليه‌ى منهاج الصالحين جزء سوم در ضمن احكام ديات در مسئله‌سؤال (1168) معنا و مفهوم كلماتى مثل ارش وعاقله را نفهميدم. همچنين آيا مراد از اهل خبره كه حاكم شرع در يقين به مقدار ارش به آنان رجوع مى‌كند. همه‌ى پزشكان مى‌باشند و يا خصوص پزشكان متخصص؟ البته بحسب تخصصى كه دارند و آيا مذهب و ديانت و اعتقادات شرعى پزشك در اين موضوع دخالتى دارد؟ مستدعى است كه معناى عناوين ذكر شده را بيان فرماييد كه داراى اهميت فراوانى در حرفه‌اى پزشكى مى‌باشد؟

(بسمه تعالى): ارش يعنى مقدار تفاوت مابين سالم و معيب از هر چيزى. و عاقله به كسانى گفته مى‌شود كه با مكلف نزديكى و قرابت دارند؛ مانند فرزندان و برادران و فاميل او. و اهل خبره هم كسانى هستند كه اطلاع از قيمت و ارزش واقعى اشياء دارند.

سؤال (215) من پزشك متخصص زنان و زايمان هستم، در يك جراحى جهت اهمال و اشتباهى كه كردم، خانمى كه باكره بوده، بكارت خود را از دست داده است. آيا ديه‌ى ازاله‌ى بكارت بر من واجب مى‌شود؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه پزشك قبل از عمل جراحى از مريض و يا ولى شرعى او حكم ضامن نبودن به ديه در صورت اشتباه در


صفحه 216

معالجه را گرفته، ضامن ديه نمى‌باشد و در غير اين صورت اگر خود پزشك مباشرتاً عمل جراحى را انجام داده باشد، ضامن است.

ولى در صورتى كه معالجه‌ى به اين شكل بوده كه پزشك مصرف دارويى را براى معالجه مرضى مفيد دانسته و مريض به اختيار خودش آن دارو را مصرف نموده و موجب مرگ و يا ضررى بر او گرديده، در اين صورت پزشك ضامن نمى‌باشد و از اين جواب، جواب بسيارى از مسايل مطرح شده ظاهر مى‌شود.

سؤال (216) من پزشك متخصص اطفال مى‌باشم و مريضان من اشخاصى هستند كه به بلوغ شرعى نرسيده‌اند در بعضى اوقات به خاطر اشتباه و سهل انگارى من، بر من ديه‌ى شرعى واجب مى‌شود، آيا ديه‌ى طفل قبل از بلوغ و ديه‌ى انسان بالغ يكسان است؟

(بسمه تعالى): در مقدار ديه فرقى بين بلوغ مريض وعدم بلوغ او در صورت زنده ماندن مريض نمى‌باشد.

سؤال (217) من پزشك متخصص جراحى هستم. در يك عمل به خاطر سهل انگارى من يك مريض مجنون از دنيا رفته است. آيا پرداخت ديه‌ى شخص مجنون واجب است و آيا در وجوب ديه فرقى بين جنون ادوارى و اطباقى وجود دارد؟

(بسمه تعالى): جواب اين سؤال از جواب سؤال قبلى روشن مى‌شود.


صفحه 217

سؤال (218) من شخص مسلمانى هستم كه فرزندم را كه 20 سال از عمرش گذشته بود، براى عمل جراحى نزد پزشك غيرمسلمان بردم. اين عمل جراحى به اعتراف خود پزشك جراح به خاطر سهل انگارى او منجر به فوت فرزندم شد. آيا من حق مطالبه‌ى ديه‌ى فرزندم را در مفروض سؤال دارم. آيا دين شخص جانى در ثبوت ديه تفاوتى مى‌كند، آيا اگر دين پزشك ديه‌اى را در صورت مذكور واجب نداند، من مى‌توانم مطالبه‌ى ديه نمايم؟

(بسمه تعالى): جواب اين مسئله، در جواب سؤال‌هاى سابق گذشت.

سؤال (219) در اتاق عمل، عمل جراحى را گروهى كه متشكل از يك پزشك متخصص جراحى و پزشك متخصص بيهوشى و پزشكى كه به جراح كمك مى‌كند و كسى كه به پزشك بيهوشى كمك مى‌كند و پرستارى كه به جراح كمك مى‌كند، انجام مى‌دهد. لطفاً بفرماييد كه مباشر به قتل در صورت بروز اشتباهاتى كه در سؤال هاى زير گفته مى‌شود، چه كسى مى‌باشد؟

ا- پزشك متخصص جراح رگ سالمى را كه رگ شريانى بوده، اشتباهاً قطع نموده و اين عمل منجر به مرگ مريض شده است؟

(بسمه تعالى): جواب از جواب‌هاى گذشته معلوم مى‌گردد.


صفحه 218

ب- پزشك متخصص بيهوشى قطره‌اى را كه مخصوص بيهوشى مى‌باشد، به مقدار بيشتر از معمول به مريض داده است و اين عمل موجب مرگ مريض هنگام عمل مى‌شود؟

(بسمه تعالى): جواب از جواب‌هاى گذشه معلوم مى‌گردد.

سؤال (220) در بيمارستان‌ها به شكل معمول طريق معالجه‌ى مريضان با رجوع به گروهى است كه عبارت‌اند از: يك متخصص و يك پزشك ثابت در بيمارستان و كسى كه در داروخانه، داروها را جمع نموده و به مريض مى‌دهد و پرستارى كه عمل دادن داروها و تزريق آمپول و يا سرم را به عهده دارد، با توجه به آنچه كه ذكر شده، مباشر به قتل در موارد سؤالات زير چه كسى مى‌باشد؟

الف- موردى كه پزشك متخصص دارويى را براى مريض اشتباهاً نام مى‌برد و پزشك ثابت هم اين دارو را اعتماداً به قول پزشك متخصص نوشته و به مريض مى‌دهد، مريض هم نسخه را به داروخانه برده و از مسئول داروخانه تحويل مى‌گيرد و پرستار هم اين دارو را به مريض داده و مصرف آن منجر به فوت او مى‌شود، در اين صورت مباشر به قتل چه كسى است؟

(بسمه تعالى): جواب سؤال از جوابهاى قبلى روشن مى‌شود.

ب- در صورتى كه پزشك متخصص دارويى را براى مريض تجويز نموده، ولى پزشك عمومى در نوشتن نام داروى مورد نظر اشتباه نموده و


صفحه 219

داروى ديگرى را در نسخه نوشته است و مسئول داروخانه هم اين داروى اشتباه را به مريض داده و پرستار هم همان دارو را به مريض خورانيده است كه منجر به فوت مريض گرديده، حكم فرض مذكور را بيان فرماييد؟

(بسمه تعالى): جواب اين سؤال از جوابهاى سابق روشن مى‌شود.

1- موارد زيادتر شدن ديه و يا تبديل آن‌

سؤال (221) 1- من پزشك جراح مى‌باشم كه به عهده‌ى من ديه‌ى شرعيه آمده و من مى‌خواهم آن را با پرداخت 200 گاو بپردازم، آيا مى‌توانم 200 گاو را قيمت نموده و قيمت آن را ادا نمايم، با توجه به اينكه تهيه‌ى 200 گاو و پرداخت آن نوعاً مشكل مى‌باشد؟

(بسمه تعالى): پرداخت قيمت ديه به جاى خود آن، چنانچه در مسئله فرض گرديده، مشروط به اجازه و رضايت ولى شرعى كسى است كه جنايت بر او وارد شده و قاتل در پرداخت نوع ديه در صورتى مخير است كه قتل، قتل خطايى باشد.

2- آيا علاوه بر ديه، كفاره هم بر من واجب مى‌شود؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه قتل مستند به عمل پزشك باشد و قتل هم عمدى باشد، بر عهده‌ى او كفاره جمع ثابت مى‌شود و در صورتى كه قتل خطايى باشد، كفاره به نحو ترتب بوده؛ يعنى اگر نتوانست دو ماه روزه بگيرد، بايد شصت فقير را اطعام نمايد.