2- ديهى جنين
سؤال (223) مردى به همسرش گفته، حمل خود را سقط كند. همسر هم به حرف شوهرش گوش داده و براى سقط به نزد پزشك مراجعه نموده و بچه را ساقط نموده است. اكنون ديه بر چه كسى واجب است و بايد ديه را به چه كسى پرداخت نمود. آيا در صورتى كه حمل سقط شده، داراى برادرانى باشد، ديه به آنها داده مىشود و اگر خود مادر با خوردن قرص حمل را سقط نمايد، ديه به عهدهى چه كسى است؟
(بسمه تعالى): ديه به عهدهى كسى است كه به دست او و با عمل او حمل ساقط شده است. به همين جهت در فرض اول ديه به عهدهى پزشك و در فرض دوم به عهدهى زن مىباشد، والله العالم.
سؤال (224) يكى از فاميلهاى من كه نابينا مىباشد، بچهى اوّل او نابينا بدنيا آمده و همچنين فرزند دوم او هم نابينا متولد گرديده است. او هم اكنون حامله به بچهى سوم مىباشد. پزشك متخصص او به ايشان پيشنهاد سقط حمل را داده و به اوگفته كه بچهى سوم هم نابينا بدنيا خواهد آمد.
اكنون با توجه به اينكه مدت حمل 30 روز بوده، چه كسى ضامن ديه مىباشد و در صورتى كه اين شخص از كردهى خود نادم است، چه كار كند كه در نزد خدا برئ الذمه گردد؟
(بسمه تعالى): براى زن جايز نمىباشد كه از گفتهى پزشك در اسقاط حمل پيروى كند، چنانچه جايز نيست در نزد پزشك براى عمل سقط بدن خود را ظاهر سازد و ديه به گردن كسى است كه به دست و به مباشرت او حمل ساقط مىشود، والله العالم.
3- ديهى كفار
سؤال (225) من پزشك جراح مىباشم كه مريضانى به من مراجعه نموده و گاهى اوقات به سبب اشتباه من، ديه بر من واجب مىگردد، ولى مريضانى كه به من مراجعه مىنمايند، همه از متدينين به آيين اسلام نبوده و در بين آنها از اتباع اديان ديگر هم هستند. به همين منظور من و عدّهاى از همكاران از حضرتعالى مىخواهيم كه مهمترين دينهاى غير اسلامى را ذكر نموده و بالخصوص مقدار ديهى كفار، مسيحى، صابئين، يزيدىها، سيكها، هندوها و بودايىها را مشروحاً بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): كافر غير ذمى ديه ندارد و كافر ذمى ديهاش هشتصد درهم مىباشد.
سؤال (226) مقصود از كافر حربى كه ديه ندارد، چه كسى است؟
(بسمه تعالى): كافر ذمى كه به شرايط ذمه عمل مىكند، داراى احترام و غير او كافر حربى محسوب مىگردد.
4- ديهى خنثى
سؤال (227) من پزشك جراحى هستم كه يك عمل جراحى بر روى شخصى كه خنثى بوده انجام دادهام، ولى متأسفانه به خاطر اشتباه من در عمل جراحى شخص خنثى از دنيا رفته است. لطفاً مقدار ديهى خنثى را طبق موازين شرعيه مرقوم فرماييد؟
(بسمه تعالى): ديهى خنثى مشكل عبارت است از نصف ديه مرد و نصف ديه زن، اما خنثاى غير مشكل در ديه ملحق مىشود، به هر جنسى كه شباهت بيشترى به آن جنس دارد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
قسم سوم: مسايل پزشكى جديد
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقصد اول: احكام سقط جنين
* فصل اول: احكام اسقاط جنين
سؤال (228) در چه حالى مىتوان جنين را عمداً سقط نمود؟
(بسمه تعالى): سقط جنين جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه هنوز روح در جنين دميده نشده و حمل جنين براى مادر حرجى و مشكل بوده، به شكلى كه مادر از بقاى جنين در رحم به سلامت خودش بترسد. در اين صورت فقط خود مادرمىتواند جنين را ساقط نمايد، والله العالم.
سؤال (229) در صورتى كه زنى دوقلو حامله بوده، سپس يكى از بچهها در شكم او مرده است. آيا سقط جنين مرده در صورتى كه موجب سقط جنين زنده باشد، جايز است؟
(بسمه تعالى): درصورتى كه اخراج طفل مرده با عمل جراحى و حفظ بچهى ديگر ممكن باشد، اين عمل واجب است و در صورتى كه اهل
خبره و پزشكان ماهر تشخيص دهند كه بقاء و باقى ماندن بچهى ديگر در رحم مادر منجر به مرگ مادر مىشود، در اين صورت فقط خود مادر مىتواند باخوردن دارو و يا چيزى ديگرى براى دفاع از نفس خود، طفل در شكم را ساقط نمايد. سپس بعد از مرگ جنين، پزشكان آن را در مىآورند و در غير اين صورت سقط بچهى ديگر جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه بچهى ديگر هم مثل بچهى قبلى بميرد، والله العالم.
سؤال (230) نظر مبارك شما دربارهى كسى كه جنين را سقط كرده، چيست؟ آيا بر اين عمل كفارهى قتل عمد، مانند بالغ مترتب مىگردد؟
آيا در اين مسئله عمر شخص براى جنين در جواز اسقاط و يا عدم آن معين شده است؟
آيا در شرع مقدس عذرى كه به استناد به آن بتوان جنين را سقط نمود، معين شده است؟
آيا در صورتى كه نظر شما عدم جواز باشد، اجازه مىدهيد به علمايى كه اين عمل را جايز مىدانند، رجوع شود؟
(بسمه تعالى): سقط جنين جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه باقى ماندن جنين در رحم باعث مرگ مادر شود كه در چنين صورتى فقط مادر به تنهايى مىتواند آن را سقط نمايد؛ مثل صورتى كه دارويى را بنوشد كه باعث سقط حمل شود. غير از مادر كسى