این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
قسم سوم: مسايل پزشكى جديد
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقصد اول: احكام سقط جنين
* فصل اول: احكام اسقاط جنين
سؤال (228) در چه حالى مىتوان جنين را عمداً سقط نمود؟
(بسمه تعالى): سقط جنين جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه هنوز روح در جنين دميده نشده و حمل جنين براى مادر حرجى و مشكل بوده، به شكلى كه مادر از بقاى جنين در رحم به سلامت خودش بترسد. در اين صورت فقط خود مادرمىتواند جنين را ساقط نمايد، والله العالم.
سؤال (229) در صورتى كه زنى دوقلو حامله بوده، سپس يكى از بچهها در شكم او مرده است. آيا سقط جنين مرده در صورتى كه موجب سقط جنين زنده باشد، جايز است؟
(بسمه تعالى): درصورتى كه اخراج طفل مرده با عمل جراحى و حفظ بچهى ديگر ممكن باشد، اين عمل واجب است و در صورتى كه اهل
خبره و پزشكان ماهر تشخيص دهند كه بقاء و باقى ماندن بچهى ديگر در رحم مادر منجر به مرگ مادر مىشود، در اين صورت فقط خود مادر مىتواند باخوردن دارو و يا چيزى ديگرى براى دفاع از نفس خود، طفل در شكم را ساقط نمايد. سپس بعد از مرگ جنين، پزشكان آن را در مىآورند و در غير اين صورت سقط بچهى ديگر جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه بچهى ديگر هم مثل بچهى قبلى بميرد، والله العالم.
سؤال (230) نظر مبارك شما دربارهى كسى كه جنين را سقط كرده، چيست؟ آيا بر اين عمل كفارهى قتل عمد، مانند بالغ مترتب مىگردد؟
آيا در اين مسئله عمر شخص براى جنين در جواز اسقاط و يا عدم آن معين شده است؟
آيا در شرع مقدس عذرى كه به استناد به آن بتوان جنين را سقط نمود، معين شده است؟
آيا در صورتى كه نظر شما عدم جواز باشد، اجازه مىدهيد به علمايى كه اين عمل را جايز مىدانند، رجوع شود؟
(بسمه تعالى): سقط جنين جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه باقى ماندن جنين در رحم باعث مرگ مادر شود كه در چنين صورتى فقط مادر به تنهايى مىتواند آن را سقط نمايد؛ مثل صورتى كه دارويى را بنوشد كه باعث سقط حمل شود. غير از مادر كسى
ديگر حق اين كار را ندارد و در صورتى كه مادر آن را ساقط نمود، بايد ديهى جنين را بپردازد و براى مقدار آن و مراتب جنين به رسالهى عمليه مراجعه نماييد. در صورتى كه جنين بر اثر خوردن دارو در رحم مادر بميرد، براى پزشك خارج كردن آن جايز است و اين مورد از مواردى است كه زن مىتواند، به عنوان معالجه بدن خود را به نامحرم نشان دهد، والله العالم.
1- اسقاط جنين به خاطر ترس از سلامت مادر
سؤال (231) در صورتى كه بقاى جنين در رحم مادر منجر به مخاطره افتادن زندگى مادر باشد و پزشكان سقط حمل را در اين مورد تجويز نموده باشند، آيا براى مادر سقط حمل جايز است؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه بقاء جنين منجر به مرگ مادر شود، جايز است كه خطر وارده را با سقط جنين از خود دفع نمايد و ديه به عهدهى كسى است كه سقط جنين به دست او و به فعل او محقق شده و بايد ديهى آن را به ولى شرعى جنين پرداخت نمايد، والله العالم.
سؤال (232) زنى كه حامله بوده و جنين در رحمش 4 ماهه مىباشد، ولى در اثناء حمل مبتلا به خونريزى شديد شده و اين خونريزى يك ماه است كه ادامه دارد پزشكان به او گفتهاند كه اگر حمل را سقط نكند، حيات و زندگى او به خطر مىافتد، با توجه به اينكه خود حمل هم در
خطر بوده و امكان دارد بعد از مدتى سقط شود، آيا اسقاط اين جنين جايز است؟
(بسمه تعالى): اگر بقاء جنين در رحم منجر به خطر جانى براى مادر شود، فقط براى مادر جايز است كه با خوردن دارو به حيات جنين خاتمه داده و بعد از آن، پزشكان آن را از رحم خارج سازند، والله العالم.
سؤال (233) در بعضى از موارد كه زن حامله بوده و در اثناء حمل مبتلا به عوارضى مىگردد كه بقاء حمل براى حيات او خطر دارد. در اين هنگام شوهر او به بيمارستان مراجعه نموده و به او گفته مىشود كه حفظ جان مادر و بچه هر دو ممكن نبوده و او بايد امضا بدهد كه يكى از آن دو را پزشكان از خطر مرگ نجات دهند، وظيفهى شوهر در اين حال چيست و وظيفهى شرعى پزشك معالج را هم بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): اگر شوهر بداند كه اگر عمل جراحى سقط انجام نشود، مادر و فرزندش هر دو با هم مىميرند، مىتواند نجات جان يكى از آن دو را امضا نموده و همچنين براى طبيب، حفظ جان يكى از آنها جايز است.
ولى در صورتى كه اين مسئله محرز نگردد؛ يعنى مسئله به شكلى باشد كه يكى از آن دو در اين عارضه مىميرد و ديگرى سالم مىماند، نمىتواند نجات يكى را امضاء نموده و در صورت امضاء، امضاى او فاقد اثر شرعى مىباشد. بله اگر مادر بقاء جنين را براى
زندگى خود خطرناك بداند و بقاء آن را موجب مرگ خويش ببيند، مىتواند با استعمال دارو به حيات جنين خاتمه داده و بعد از مرگ جنين، پزشكان مىتوانند آن را بيرون آورند، والله العالم.
2- اسقاط جنين به خاطر ترس از آبرو و حيثيت
سؤال (234) حكم سقط جنين در صورت ازدواج زن و عدم ازدواج او را بيان فرماييد و همچنين حكم زنى كه مرتكب زنا شده، در حالى كه ازدواج كرده و يا زنى كه مرتكب آن مىشود، در حالى كه شوهردار نمىباشد، چيست؟
(بسمه تعالى): سقط جنين مطلقاً جايز نمىباشد، ولى در صورتى كه انعقاد حمل از زنا باشد و هنوز روح در جنين دميده نشده و بقاء آن براى زن حرجى و مشكل است، اسقاط آن جايز است و در صورت دميده شدن روح، اسقاط مطلقاً جايز نبوده و زن حامله از زنا مىتواند به نقطهى دورى سفر كرده و در آنجا وضع حمل نمايد، والله العالم.
سؤال (235) آيا اسقاط جنين در مواردى كه حمل از زنا باشد و بقاء حمل براى زن حرجى و مشكل باشد، جايز است. در صورت اسقاط، ديه بر عهدهى كيست؟