بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 234

ب- سقط در اين فرض با همه‌ى اقسامش جايز نمى‌باشد، والله العالم.

تبريزى (قدس سرّه): ب- سقط در صورت قبل از دميده شدن روح، مانعى ندارد.

سؤال (239) زنى كه بچه‌اى ناقص را بدنيا آورده و اكنون به بچه‌ى دوم باردار است. پزشكان به او گفته‌اند كه اگر بچه‌ى دوم سالم بدنيا آيد، مى‌توان به كمك مواد خونى بچه‌ى دوم نقص بچه‌ى اول را از بين برد و اگر دومى ناقص باشد، در صورت حمل به بچه‌ى سوم، اگر حمل سوم سالم باشد، مى‌تواند با مواد خونى او نقص دو بچه‌ى ناقص اول را از بين برد. اكنون سؤال اين است كه آيا سقط حمل دوم با توجه به احتمال ناقص بودن آن جايز است؟

(بسمه تعالى): سقط مطلقاً جايز نمى‌باشد، چه حمل كامل باشد و چه ناقص، والله العالم.

سؤال (240) خانمى كه باردار بوده و بعد از آزمايش‌ها و عكس‌هاى متعددى كه پزشكان از حمل او داشته‌اند، به اين نتيجه رسيده‌اند كه حمل او از حيث عقلى و جسمى ناقص بوده و اين حمل به اصطلاح (منگول) مى‌باشد، آيا سقط جنين با توجه به آنچه گفته شد، جايز است؟

(بسمه تعالى): سقط حمل توسط زن باردار جايز نبوده، چنانچه نمى‌تواند براى سقط خود را در اختيار شخص ديگرى قرار دهد، والله العالم.


صفحه 235

سؤال (241) خانم بارداى كه با آزمايشات متعدد پزشكى و عكس بردارى‌هاى متعدد معلوم شده كه جنين داخل رحم او ناقص بوده و قسمت فوقانى سر را ندارد، اطباء و پزشكان به او سفارش كرده‌اند كه براى جلوگيرى از تولد بچه و گرفتاريهاى بعد از آن، جنين را سقط نمايد. لطفاً حكم شرعى سقط را در مسئله ذكر شده بيان فرماييد. خدواند مسلمين را از بركات شما محروم نفرماييد؟

(بسمه تعالى): اسقاط جنين جايز نبوده و در صورتى كه هنوز روح در آن دميده شده و باقى ماندن جنين در رحم براى مادر حرجى و مشكل باشد و موجب خوف مادر و ترس او از سلامت جسمى‌اش باشد، فقط خود مادر مى‌تواند اقدام به سقط نمايد، والله العالم.

سؤال (242) من و همسرم داراى كم خونى شديد و خطرناك مى‌باشيم كه به آن تالاسمى گفته مى‌شود و همسرم با توجه به ژن مذكور باردار گرديده و پزشكان وجود اين ژن را در فرزنددار شدن او خطرناك دانسته و ابتلاى جنين به اين عارضه را جدى دانسته‌اند. علم پزشكى در زمان ما با پيشرفت‌هايى كه داشته، توان تشخيص ابتلا جنين به اين ژن را داشته و خطر اين ژن براى فرزند به حدى است كه او را بعد از تولد مبتلا به بيمارى‌هاى مختلف و خطرناك مى‌كند كه بطور كلى فرزند مبتلا به اين بيمارى، زندگى پر مشقت و پر زحمتى را خواهد داشت. اكنون سؤالاتى‌


صفحه 236

با توجه به موارد ذكر شده مطرح گرديده، كه اميدواريم جواب آنها را مشروحاً بيان فرماييد؟

سؤال اول: آيا زوجين مى‌توانند بعد از تشخيص مبتلا بودن جنين به اين بيمارى، او را سقط نمايند؟

سؤال دوم: آيا سقط جنين قبل از دميده شدن روح جايز است و اساساً چه زمانى روح دميده مى‌شود؟

سؤال سوم: بر اساس پيشرفت‌هاى علم پزشكى، پزشكان مى‌توانند، نطفه‌ى منعقد شده را در فضايى خارج رحم نگه داشته و با اين عمل نطفه‌ى منعقد از منى مرد و زن را از اول در خارج رحم پرورش داده و آزمايشات پزشكى را بر روى آن انجام مى‌دهند. آيا سقط جنين نطفه‌ى منعقد شده‌اى كه در خارج رحم توليد شده، جايز است. آيا اين آزمايشات و آنچه علم پزشكى جديد در خارج رحم انجام مى‌دهد، جايز است؟

خوئى (قدس سرّه): اسقاط جنين چه بعد از ولوج روح و چه قبل از آن جايز نمى‌باشد، هر چند معلوم شود كه مبتلا به مرض مذكور است.

تبريزى (قدس سرّه): آزمايشات ذكر شده، فى حد نفسه مانعى ندارد، چنانچه قرار ندادن نطفه‌ى منعقد در خارج رحم، در داخل رحم اشكالى ندارد، ولى براى زن جايز نمى‌باشد كه بدن و عورت خود را در نزد اجنبى ظاهر سازد، ولى اگر شوهرش پزشك باشد و اين عمل را انجام دهد، مانعى ندارد و آنچه كه در سؤال ذكر شده، مجوز


صفحه 237

براى كشف عورت در نزد پزشك اجنبى نمى‌باشد و كشف عورت براى زن در مواردى جايز است كه در رحم او مرضى باشد كه علاج آن مستلزم كشف عورت باشد و همچنين كشف عورت مرد براى گرفتن نطفه از او در مقامى كه جاى معالجه و مداوا نباشد، جايز نيست، والله العالم.

4- اسقاط جنين به خاطر سختى تربيت بچه‌

سؤال (243) آيا سقط جنين براى مادر در ماه‌هاى اول باردارى به خاطر سختى بچه‌دارى و مشكل بودن تربيت او جايز است؟

(بسمه تعالى): سقط جنين در فرض مذكور جايز نمى‌باشد، والله العالم.

5- اسقاط جنين به خاطر اجبار شوهر

سؤال (244) در صورتى كه شوهر همسرش را وادار و مجبور به سقط جنين نمايد به شكلى كه او را مجبور به طلاق و يا سقط نمايد، زن مى‌تواند سقط جنين نمايد؟

(بسمه تعالى): اكراه همسر براى سقط جنين بر شوهر حرام است و اين كار اجبار كردن همسر بر فعل حرام است، و اجبار زوج موجب جواز سقط جنين نمى‌شود، والله العالم.


صفحه 238

* فصل دوم: كشتن جنين‌

1- عمل پاكسازى رحم در صورت شك در باردارى‌

سؤال (245) همسرم يقين به باردارى نداشته و در حمل سابقش به خاطر مبتلا بودن همسر به بيمارى التهاب كليه‌ى راست و سنگ كليه در

كليه‌ى چپ به سر حد مرگ رسيد. با توجه به اينكه او بايد پيوسته دارو مصرف نموده و زير اشعه برود، آيا عمل پاكسازى رحم به خاطر وجود احتمال جنين و نطفه، جايز است؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه زن مبتلا به مرضى است كه باقى ماندن جنين در رحم او، برايش ضرر داشته باشد، سقط جنين مشكوك، بلكه جنينى كه وجودش در رحم مسلم بوده و هنوز روح در او دميده نشده، جايز است و جواز اين سقط قبل از اكمال چهار ماه از عمر جنين مى‌باشد، والله العالم.

2- كشتن يكى از دو فرزند چسبيده به يكديگر در رحم براى نجات ديگرى‌

سؤال (246) در بعضى از حالات دو حمل به هم چسبيده و در بعضى از اعضاء بدن مثل قلب مشتركند در اين حال پزشكان براى حفظ جان يكى از آنها مجبورند ديگرى را از بين ببرند در اين صورت، آيا شرعاً قتل ديگرى جايز است. وظيفه‌ى پزشك در اين حال چيست؟


صفحه 239

(بسمه تعالى): قتل هيچكدام جايز نمى‌باشد، بلكه پزشك بايد صبر نمايد تا قضا و قدر خداوند راجع به آنها معلوم شود، والله العالم.

3- كشتن جنينى كه از راه بارورى مصنوعى به وجود آمده‌

سؤال (247) در زمان حاضر بعضى از پزشكان منى مرد و همسرش را با هم مخلوط نموده و در فضايى خارج از رحم، آنها را بارور نموده و جنين تشكيل مى‌دهند. اين جنين مبدأ پيدايش بشر بوده و گاهى بر اثر تركيب منى زوج و زوجه عدّه‌ى زيادى از جنين‌ها بوجود مى‌آيد، آيا جادادن همه‌ى اين جنين‌ها در رحم مادر واجب است و آيا حفظ يك جنين و كشتن بقيه جايز است. آيا در صورت جايز نبودن قتل اين جنينها، ديه بر پزشك واجب مى‌شود؟

خوئى (قدس سرّه): در فرض سؤال تلف كردن اين جنينها مانعى ندارد و قتل جنين در صورتى حرام است كه جنين در رحم مادر بوده و در صورت انعقاد در فضاى خارج رحم، اتلاف آن حرمتى ندارد، والله العالم.

تبريزى (قدس سرّه): و همچنين ديه هم ندارد.

خاتمه: زمان دميدن شدن روح‌

سؤال (248) چه زمانى روح در جنين دميده مى‌شود و در چه زمانى به خاطر مرض مادر، سقط جنين جايز مى‌شود؟


صفحه 240

(بسمه تعالى): روح بعد از تمام شدن چهار ماه از عمر جنين در آن دميده مى‌شود و سقط جنين بعد از منعقد شدن نطفه، هرچند با گذشت چند لحظه از انعقاد آن باشد، جايز نمى‌باشد، والله العالم.

مقصد دوم: جلوگيرى از باردارى‌

* فصل اول: حكم جلوگيرى از باردارى‌

سؤال (249) آيا كنترل و تحديد نسل جهت بهتر شدن تربيت فرزندان و به خاطر اغراض ديگر جايز است؟

(بسمه تعالى): استفاده كردن از داروهاى ضد باردارى در صورتى كه موجب ضرر مهمى نباشد، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (250) آيا زن مى‌تواند بدون اجازه‌ى شوهرش قرص ضد باردارى مصرف كند؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه مصرف قرص‌هاى ذكر شده باعث نازايى دايمى شود، جايز نيست. ولى در صورتى كه زن داراى بچه بوده و از قرص‌هاى ضد حمل براى مدت معينى استفاده كند مانعى ندارد، هرچند شوهر راضى نباشد، والله العالم.

سؤال (251) آيا شوهر مى‌تواند همسرش را مجبور به نازايى كند، بدون اينكه زوجه راضى باشد؟


صفحه 241

خوئى (قدس سرّه): مرد حق ندارد، همسرش را مجبور به نازايى نمايد، والله العالم.

سؤال (252) آيا اقدام به عمل جلوگيرى از باردارى، با توجه به اينكه مستلزم كشف عورت در نزد پزشك مى‌باشد، مانند بستن لوله و بستن رحم و طرق ديگر جايز است، آيا فرقى بين مورد اضطرار و غير آن وجود دارد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه زن مريض باشد و مرض او مانع از باردارى باشد و علاج متوقف بركشف عورت در نزد پزشك باشد اشكالى ندارد، والله العالم.

سؤال (253) در بسيارى از موارد در حرام بودن جلوگيرى از باردارى و يا حلال بودن آن عناوينى مانند (اگر حمل حرجى و شاق باشد) ديده مى‌شود، مقصود از دو كلمه حرج و مشقت را در اين عناوين بيان فرماييد؟

(بسمه تعالى): معناى حرج و مشقت اين است كه زن داراى ضعف مفرط بوده و يا مرضى دارد كه با وجود آن، زن تحمل و توانايى حمل را ندارد و در بعضى از موارد چه بسا موجب هلاكت زن شود، والله العالم.