بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 273

سؤال (304) حكم شرعى بارورى مصنوعى كه در زمان ما انجام مى‌شود به اين طريق كه منى مرد را گرفته و با آميختن با تخمك همسرش آن را در فضاى خارج رحم بارور نموده و بعد از مدتى نطفه‌ى بارور شده را در رحم همسرش قرار مى‌دهند، با توجه به اينكه اين حمل به وسيله نزديكى طبيعى نبوده، سؤالاتى مطرح است؟

آيا در صورتى كه نازايى باعث لطمه خوردن و افسرده شدن زوجه شود و همچنين عمل بارورى مستلزم كشف عورت زوجه در نزد پزشك خانم باشد، عمل تلقيح مصنوعى جايز است؟

(بسمه تعالى): جايز نيست كه زن عورت خود را در نزد اجنبى و نامحرم ظاهر سازد چنانچه كشف عورت در نزد پزشك زن هم جايز نيست، ولى در صورتى كه در رحم زن مرضى باشد كه معالجه‌ى آن متوقف بر كشف عورت باشد، مانعى ندارد، والله العالم.

مقصد پنجم: احكام شبيه سازى‌

سؤال (305) جهان در چندين سال گذشته شاهد يك تحول عجيب بود كه بشريت را به تعجب انداخته و باعث منقلب شدن قوانين طبيعى و مفاهيم علم بيولوژى گرديد. دانشمندان موفق شدند كه با استفاده از اجزاء منى يك انسان، انسانى كاملًا شبيه به او را بسازند و اين شبيه سازى عبارت است از گرفتن مقدارى از منى موجود در حيوان زنده كه داراى‌


صفحه 274

تمام معلومات و خصوصيات وراثتى بوده و كاشتن و بارور كردن آن در تخمكى كه خالى از آن خصوصيات وراثتى بوده و بعد از بارور كردن اين دو باهم موجودى متولد مى‌شود كه كاملًا شبيه حيوانى است كه منى او را گرفته‌اند. اكنون در اين زمينه سؤالاتى مطرح است كه اميد است، جواب فرماييد؟

1- آيا بر اين عمل حرمت وارد شده است؟

2- آيا اين نطفه منعقده فرزند شرعى مى باشد؟

3- پدر و مادر اين جنين چه كسانى هستند؟

4- آيا در اين عمل خطرى براى اجتماع بشرى از جهت شرعى به نظر مى‌رسد؟

5- آيا علماء سفارش به انجام اين عمل مى‌نمايند يا اينكه با استمرار اين عمل مخالفت نموده و آن را براى بشريت مخاطره انگيز مى‌دانند؟

(بسمه تعالى): اين عمل جايز نمى‌باشد، زيرا تمايز و اختلاف در شكل و صورت بين انسان‌ها يكى از امورى است كه خداوند طبق حكمت و مصلحت خود آن را قرار داده و اين امر براى همه‌ى اجتماعات انسانى ضرورى است. خداوند در قرآن مى‌فرمايد(وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ .....)و همچنين مى‌فرمايد(وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا)و همه اين‌ها به اين‌


صفحه 275

جهت است كه نظام عام اجتماعى در همه جاى دنيا متوقف بر اختلاف در شكل و شمايل، و خصوصيات ظاهرى مى‌باشد، اضافه بر اينكه اين امر مستلزم امور حرام ديگرى مثل كشف عورت و مباشرت با نامحرم و پديد آمدن هرج و مرج و بهم خوردن نظم اجتماعى مى‌باشد؛ مثلًا در ازدواج تشخيص زن و شوهر و محرم و نامحرم مشكل مى‌شود و همينطور در همه‌ى معاملات نمى‌توان طرفين معامله را شناخت و تشخيص دادن بايع از مشترى و موجب و قابل ممكن نمى‌شود و در موارد قضاوت‌ها وشهادت‌ها تشخيص مدعى و منكر ممكن نگشته و همچنين شناخت شخص منكر و مدعى از شهود ميسر نمى‌شود و همچنين فرق بين مالك و غير مالك و همچنين در مدرسه‌ها و ادارات دولتى و امتحاناتى كه برگزار مى‌شود موجب اختلال مى‌شود؛ زيرا مى‌تواند بدل و انسان شبيه را به جاى خودش بفرستد و با اين وسيله حقوق انسان‌ها زايل مى‌شود و در نسب و مواريث نمى‌توان فرزند را از غير فرزند تشخيص داد. نسبت‌هاى شرعيه و مواريث از بين مى‌رود. با ذكر اين امور معلوم مى‌شود كه اين عمل موجب اختلال نظم اجتماعى است، والله العالم.

سؤال (306) امروز در محافل علمى و پزشكى راجع به عمل شبيه‌سازى صحبت‌هاى زيادى مى‌شود و در اين زمينه سؤالاتى شرعى‌


صفحه 276

مطرح گرديده، آيا شبيه سازى بعضى از اعضاى انسان و حفظ و نگهدارى آنها در مواردى كه انسانهايى به آن‌ها احتياج داشته و براى معالجه‌ى آنها استفاده مى‌شود، جايز است؟

ب: در صورت جايز بودن عمل ذكر شده، آيا جواز شامل اعضاى تناسلى هم مى‌شود؟ آيا اين اعضاء منسوب به شخص خاصى مى‌باشند تا اينكه كشف و ظاهر كردن آن حرام باشد؟

د: آيا شبيه سازى انسان به اين طريق كه مقدارى از تخمك زنى را گرفته و آن را با اسپرم خود زن بارور نموده و جنينى كه درست مى‌شود، دقيقاً شبيه خود آن زن مى‌گردد. آيا انجام اين عمل جايز است؟

(بسمه تعالى): شبيه سازى اعضاى داخل مانند كبد و كليه مانعى ندارد، اما شبيه سازى اعضاى خارجى بدن قابل اشكال است، والله العالم.

ب: شبيه سازى اعضاى تناسلى كه مستلزم كشف عورت باشد، جايز نمى‌باشد، والله العالم.

د: عمل ذكر شده در سؤال جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (307) آيا عمل شبيه سازى جايز است و فرزندى كه به اين طريق متولد مى‌شود. منسوب به چه كسى است و چه نسبتى با موارد ذكر شده در ذيل دارد؟

1- اگر مقدارى از اسپرم زوج و تخمك زن باهم بارور شود.


صفحه 277

2- اگر مقدارى از اسپرم مرد اجنبى گرفته شده و در تخمك زنى قرار گيرد.

3- در صورتى كه اسپرم از يك زن و تخمك از زن ديگرى باشد.

4- اگر اسپرم و تخمك، هر دو از يك زن باشد.

5- اگر اسپرم انسانى را در تخمك حيوانى قرار دهند.

(بسمه تعالى): شبيه سازى جايز نمى‌باشد؛ زيرا موجب اختلاف و به هم ريختن و اشتباه نسبت‌ها مى‌شود، به شكلى كه موجب اختلاف و بهم خوردن نظم اجتماعى مى‌گردد و در موارد ذكر شده در شبيه سازى، آثار پدرى و فرزندى و يا برادرى و همچنين احكام نفقه و ارث جارى نمى‌شود و اين عمل جايز نيست و اگر خداى ناكرده انجام شد. در صورت حامله شدن زن، فرزند متولد شده به شوهر اين زن محرم نبوده و هيچ نسبتى با او ندارد، مگر در صورتى كه نطفه‌ى مرد با تخمك زنش در خارج بارورشده و در رحم همسرش قرار گيرد به شرط اينكه مباشر در قرار دادن نطفه در رحم زن، خود زن و يا همسرش باشد.

سؤال (308) مردى كه عقيم بوده و بچه دار نمى‌شود، آيا مى‌تواند از طريق شبيه سازى با توجه به اينكه همسرش قدرت باردارى دارد، اقدام به فرزند دارشدن كند؟


صفحه 278

(بسمه تعالى): شبيه سازى جايز نمى‌باشد؛ چون باعث هرج و مرج در اجتماع و بهم خوردن نسبتها و اختلال و بى نظمى در زندگى و اجتماع انسانى مى‌شود و در صورتى كه اين عمل انجام شود بر فرزند متولد شده، احكام شرعيه‌ى فرزند شرعى مترتب نمى‌شود و پدر شرعى بودن و يا فرزند شرعى بودن و آثار ميراث و احكام ديگر جارى نمى‌شود، والله العالم.

مقصد ششم: احكام مرگ‌

* فصل اوّل: آنچه كه مرگ به آن محقق مى‌شود

سؤال (309) پزشكان مى‌گويند كه مرگ هر انسانى با از بين رفتن قوه‌ى عاقله‌ى او محقق مى‌شود، حتى در صورتى كه قلب انسان به شكل كامل از كار نيفتاده و هنوز داراى حركت مى‌باشد. ولى عرف عادى مرگ را با از بين رفتن حركت و حيات در همه‌ى اعضاى بدن به شكل كامل مى‌داند. ولى اگر عرف هم متوجه گفته‌ى پزشكان شود، شايد نظر پزشكان را تاييد كند با توجه به آنچه گفته شد، ملاك تحقّق مرگ شرعى كدام است؟

(بسمه تعالى): ميزان و ملاك در تحقق احكام مرگ، خروج روح انسانى از بدن و باقى ماندن انسان و يا حيوان به شكل جسد محض مى‌باشد و در روايات براى مرگ شرعى آثارى ذكر گرديده و مجرد مرگ‌


صفحه 279

قوه‌ى عاقله و مغز تنها، ملاك مرگ شرعى به تنهايى نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (310) فقها و عرف عامه‌ى مردم و عرف خاص پزشكى در اينكه آيا مرگ مغزى مرگ انسان محسوب مى‌شود يا خير، اختلاف دارند. آيا در اين موضوع بايد به فقيه رجوع نمود؛ زيرا موضوعى است كه نياز به استنباط دارد و يا اينكه بايد به عرف مراجعه كرد. در صورت دوم حكم اختلافى عرف در تحديد آن را بيان فرماييد؟

(بسمه تعالى): مرگ مغزى كه همان مرگ علمى و پزشكى است، ملاك حكم شرعى نبوده و ملاك در موت، موت عرفى مى‌باشد، والله العالم.

* فصل دوم: احكام مرگ مغزى‌

سؤال (311) هنگامى كه شخصى مبتلا به مرگ مغزى شده وپزشكان از زندگى او مايوس شده‌اند و ادامه‌ى زندگى او فقط به وسيله‌ى تجهيزات پزشكى ممكن است. آيا واجب است كه پزشكان آن تجهيزات را در بدن كار گذاشته، تا او به زندگى ادامه دهد؟

(بسمه تعالى): واجب نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (312) در صورتى كه گذاشتن تجهيزات واجب نباشد و در صورتى كه اين تجهيزات گذاشته شده و با اين تجهيزات پزشكى مريض‌


صفحه 280

زندگى عرفى خود را دارد. آيا رفع و برداشتن آنها در صورتى كه منتهى به مرگ وى شود، جايز است؟

(بسمه تعالى): برداشتن جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (313) اگر شخصى دستور به برداشتن تجهيزات پزشكى از شخص متوفى به مرگ مغزى كند، بر اين عمل چه حكمى مترتب مى‌گردد؟

(بسمه تعالى): به اين عمل حكم تعزير مترتب مى‌گردد، والله العالم.

سؤال (314) در صورتى كه انسانى مبتلا به مرض كشنده‌اى مانند سرطان بوده و اين بيمارى در تمام بدنش پراكنده شده است و اكنون زندگى را با درد و مشقت فراوان سپرى مى‌كند و معالجات پزشكى هم اثرى ندارد. در صورتى كه قلب اين مريض از حركت ايستاده، آيا پزشك معالج مى‌تواند بگويد كه ديگر معالجه را ترك نموده و اقدامات پزشكى را ادامه ندهيد و اميد به رحمت خداوند داشته باشيد. در صورتى كه پزشك معالج با دستور پزشك مافوق خود اين عمل را انجام دهد، آيا حكم خاص بر عمل او مترتب مى‌گردد؟

خوئى (قدس سرّه): ادامه دادن به زندگى كسى كه حيات و زندگى او احترام دارد به وسيله‌ى معالجات پزشكى لازم است، مگر در صورتى كه اين عمل با عمل مهم‌ترى تزاحم پيدا نمايد.