بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 319

سؤال (388) در صورتى كه نجات جان مسلمان متوقف بر تشريح بدن ميت مسلمان ديگر باشد و جسد كافر و يا مشكوك الاسلام در دسترس پزشكان نباشد و طريق ديگرى هم براى حفظ جان مسلمان نمى‌باشد، آيا تشريح جسد مسلمان جايز است؟

(بسمه تعالى): براى تعليم مسايل پزشكى و همچنين براى تشخيص امراض بايد جنازه‌ى ميت كافر را پيدا كنند، والله العالم.

سؤال (389) آيا قطع نمودن عضوى از اعضاى انسان زنده جهت تشريح در صورت رضايت او جايز است؟

(بسمه تعالى): قطع عضو در صورتى كه جنايت بر نفس انسان زنده باشد، هر چند با رضايت او انجام شود، جايز نمى‌باشد، والله العالم.

* فصل سوم: تشريح بدن در امور جنايى‌

سؤال (390) نظر مبارك راجع به تشريح بدن اگر به خاطر غرض و هدف عقلانى، مثل كشف جهت جرم و يا براى تعليم مسايلى طبى و پزشكى باشد، را بيان فرماييد؟

خوئى (قدس سرّه): تشريح در جسد غير مسلمان و ميت مشكوك الاسلام مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (391) اگر مرا مأمور كنند كه جنازه‌ى شخص را جهت پى بردن به نوع فوت و اينكه آيا مرگ به سبب مرض بوده و يا به سبب غير


صفحه 320

عادى، تشريح كنم. آيا مى‌توانم به اين دستور عمل نموده و جنازه را تشريح نمايم و در صورتى كه عمل جايز نباشد، وظيفه‌ى من نسبت به اين موارد كه مسئول تشريح مى‌باشم، چيست؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه ميت كافر و يا مشكوك الاسلام باشد، مانعى ندارد، ولى تشريح جنازه‌ى ميت مسلمان در صورتى كه هتك و بى احترامى نسبت به او محسوب گردد و يا اينكه موجب تاخير در تجهيز و دفن او باشد، جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (392) حكم تشريح بدن ميت در حالات مختلفى كه در ذيل مسئله گفته مى‌شود، را بيان فرماييد. (با توجه به اينكه در اين عمل هيچگونه قطع عضوى صورت نمى‌گيرد).

1- اگر تشريح به خاطر تشخيص نوع مرگ باشد كه معلوم شود، آيا مرگ عادى بوده و يا جنايى؟

2- در صورتى كه غرض فقط تحصيل معلومات پزشكى باشد؟

3- در صورتى كه علت مرگ معلوم بوده و غرض از تشريح تحصيل معلومات پزشكى و پى بردن به آثار مرض در بدن متوفى مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): تشريح جنازه‌ى مسلمان به مجرد احتمال جنايت جايز نمى‌باشد و به همين جهت در دو فرض آخر هم جايز نيست واين احكام در صورت مسلمان بودن متوفى مى‌باشد، ولى در صورتى كه كافر و يا مشكوك الاسلام باشد، مانعى ندارد.


صفحه 321

سؤال (393) در صورتى كه كيفيت مرگ ميت مجهول بوده و معلوم نيست كه با مرگ عادى فوت كرده و يا به خاطر وقوع جنايتى كه بر او وارد شده است، از دنيا رفته. آيا براى تعيين سبب فوت مى‌توان جنازه را تشريح نمود؟

(بسمه تعالى): به مجرد احتمال جنايت تشريح جنازه مسلمان جايز نمى‌باشد و در صورتى كه وقوع جنايت مسلم بوده و تشريح براى يقين به خصوصيات جنايت و يا پيدا كردن جانى، انجام شود در اين صورت تشريح مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (394) در بسيارى از موارد فوت، سبب فوت معلوم نبوده و همچنين در موارد جنايت، يقين به شخص جانى مشكل بوده و مشخص‌

شدن جنايت و يقين به جانى متوقف بر تشريح جنازه است و اگر عملًا تشريح انجام نشود ممكن است انسان بى گناهى متهم شده و آبروى او در معرض خطر قرار گيرد، آيا در فرض مذكور تشريح جايز است؟

(بسمه تعالى): به مجرد اتهام، تشريح بدن ميت مسلمان در صورتى كه موجب توهين و بى‌احترامى به ميت محسوب گردد و يا تأخير در تجهيز و دفن او حساب شود، جايز نمى‌باشد. و مجرد متهم بودن شخص به جنايت موجب ايذاء و بى‌احترامى به او نمى‌شود و تا زمانى كه جنايت به طريق شرعى ثابت نشده باشد، حق تعرض به متهم را ندارند، والله العالم.


صفحه 322

سؤال (395) در بيمارستانى در قسمت تشريح جنازه‌ى اموات، از طرف بعضى از پزشكان و يا پرستاران و يا كاركنان بيمارستان اعمال حرام و خلاف شرعى مثل نگاه به بدن زن‌هاى اجنبيه و يا لمس بدن آنها صورت مى‌گيرد. من كراراً مسئله را به آنها تذكر داده و آنها را نهى از منكر نموده‌ام، آيا مسئوليت ديگرى دارم و آيا در گناه آنها شريك مى‌باشم؟

(بسمه تعالى): بعد از آنكه وظيفه‌ى شرعى خود كه تذكر و نهى از منكر بوده، انجام داده‌ايد، ديگر مسئوليتى نداشته و در گناه آنها شريك نخواهيد بود، والله العالم.

* فصل چهارم: تشريح حيوانات‌

سؤال (396) خواهر من از مقلدين حضرتعالى بوده و در دانشگاهى از او و دوستانش مى‌خواهند كه جنازه‌ى بعضى از حيوانات را تشريح نمايند. آنان ابتداءً حيوانات ذكر شده را بيهوش نموده و به مدت چهار ساعت روى آنها كار كرده و سپس آنها جنازه‌ى حيوان را تشريح مى‌كنند و در بعضى از اوقات تشريح باعث رنج و شكنجه‌ى حيوانات مى‌شود، آيا اين عمل موجب گناه شده و آيا اين تشريح جايز است؟

(بسمه تعالى): تشريح حيوانات ذكر شده، جهت تعليم مسايل طبى مانعى ندارد، والله العالم.


صفحه 323

مقصد يازدهم: عمل‌هاى جراحى‌

* فصل اوّل: عمل‌هاى زيبا سازى بدن‌

سؤال (397) آيا عمل زيباسازى صورت مثل كوچك كردن بينى و يا بزرگ كردن آن و غير اين موارد جايز مى‌باشد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه عمل‌هاى ذكر شده، براى برطرف كردن نقصى در بدن باشد، مانعى ندارد، در صورتى كه از اجزاء ميته‌ى نجس يا حيوان نجس در جراحى صورت يا بدن استفاده نشود، والله العالم.

سؤال (398) آيا عمل‌هاى جراحى كه جهت زيبا سازى صورت، بدون اينكه صورت هيچگونه نقص و يا عيبى داشته باشد، بلكه صرفاً براى زيبايى بيشتر صورت انجام مى‌گيرد، اشكالى دارد؟

(بسمه تعالى): عمل‌هاى ذكر شده اشكالى ندارد، البته در صورتى كه در اين عمل از موادى استفاده نشود كه مانع از رسيدن آب به صورت در وضو و غسل باشد، والله العالم.

سؤال (399) حكم عمل‌هاى جراحى زيباسازى را كه در زمان حال رايج شده، بيان فرماييد؟ با توجه به اينكه اين عمل‌ها جنبه‌ى معالجه ندارد؟

خوئى (قدس سرّه): اگر مراد از عمل‌هاى زيباسازى، زيبا سازى صورت‌هاى زشت مى‌باشد، مانعى ندارد.


صفحه 324

سؤال (400) آيا عمل زيباسازى براى دخترى كه بدن او زشت مى‌باشد، جايز است؟ آيا براى پزشك اين عمل جايز است؟

خوئى (قدس سرّه): اين عمل فى حد نفسه مانعى ندارد، ولى نبايد اين عمل را، اگر مستلزم لمس و يا نظر باشد، پزشك مرد انجام دهد.

* فصل دوم: احكام تغيير جنس‌

سؤال (401) در صورتى كه بعد از آزمايشات پزشكى احراز شود كه مكلف در واقع مرد مى‌باشد، هرچند شكل ظاهرى زنانه دارد، آيا در اينحال مى‌تواند مشخصات مردانگى در بدنش را از بين ببرد و خود را يك پارچه زن قرار دهد؟ با توجه به اينكه از سنين بچگى همه به ديد دختر به او نگاه كرده و از بين بردن عوارض زنانه و الحاق به مردان براى شخص مذكور خيلى مشكل مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): مانعى ندارد.

تبريزى (قدس سرّه): اگر مستلزم در تغيير خلقت باشد، جايز نيست.

سؤال (402) آيا عمل جراحى جهت تبديل اعضاى تناسلى داخل و خارج بدن جهت تغيير مردانگى و يا زنانگى جايز است؟

(بسمه تعالى): تبديل اعضاى تناسلى مطلقاً چه در مرد و چه در زن جايز نمى‌باشد. مگر براى خنثى مشكل، والله العالم.


صفحه 325

سؤال (403) 1- آيا عمل‌هاى جراحى كه جهت تغيير جنسيت در زن و يا مرد انجام مى‌گيرد، جايز است؟

2- در احكام مانند نظر و لمس و ازدواج و مانند اين امور بايد حالت جديد شخص را ملاحظه كرد يا جنسيت سابقه را؟

(بسمه تعالى): عمل‌هاى ذكر شده جايز نمى‌باشد و اگر در موردى اين عمل بر روى شخص انجام شده باشد، بايد بين احكام زن و مرد بنابر احتياط جمع شود، مانند خنثاى مشكل، والله العالم.

* فصل سوم: احكام پيوند اعضاء

(مسئله) قطع عضوى از اعضاى ميت مسلمان مانند چشم و يا هر عضو ديگرى براى ملحق نمودن به بدن انسان زنده جايز نمى‌باشد و در جايز بودن اين عمل در صورتى كه حفظ جان مسلمان متوقف بر آن باشد و يا اينكه ميت خودش وصيت به دادن عضوى از اعضايش كرده باشد، اشكال است و همچنين در جواز پيوند عضو قطع شده به بدن زنده و ترتيب احكام بدن زنده بر عضو مقطوع، اشكال است و بنابر اظهرديه بر قطع كننده‌ى عضو در همه‌ى صور مسئله واجب مى‌شود. ولى قطع عضوى از بدن انسان براى پيوند به جاى ديگرى از بدنش اشكالى ندارد.

(مسئله) آيا قطع عضوى از اعضاى انسان زنده براى پيوند زدن آن در صورت رضايت او جايز است؟ در اين مسئله چند صورت موجود مى‌باشد. اگر عضو از اعضايى باشد مثل دست ويا پا و چشم كه قطع آنها


صفحه 326

ظلم و جنايت بر نفس محسوب مى‌گردد، جايز نمى‌باشد، ولى اگر از قبيل يك تكه پوست يا گوشت باشد، مانعى ندارد و آيا مى‌تواند در مقابل آن پول دريافت كند؟ بنابر ظاهر جايز است.

(مسئله) قطع عضوى از اعضاى بدن مرده‌ى كافر براى پيوند زدن آن به داخل بدن مسلمان جايز است، چنانچه پيوند زدن عضوى از اعضاى بدن حيوان نجس النفس مثل سگ و يا خوك به بدن مانعى ندارد.

سؤال (404) آيا قطع عضوى از اعضاى انسان زنده براى پيوند در صورت رضايت او جايز است؟

(بسمه تعالى): اگر عمل پيوند بر روى خود شخص صاحب عضو باشد، مانعى نداشته و در غير اين صورت محل اشكال است، والله العالم.

عمل جراحى براى ترميم پرده‌ى بكارت‌

سؤال (405) در زمان حاضر عمل جراحى انجام مى‌گيرد كه با آن پرده‌ى بكارت زايل شده را ترميم مى‌نمايند، به اين شكل كه پزشك جراح متخصص يك پرده‌ى مصنوعى بجاى پرده‌ى طبيعى درست نموده و در داخل قرار مى‌دهد، آيا اين عمل جراحى جايز مى‌باشد؟

(بسمه تعالى): اين عمل به جهت اينكه مستلزم كشف عورت نزد طبيب مى‌باشد، جايز نيست، والله العالم.

سؤال (406) در صورتى كه پرده‌ى بكارت من به غير طريق شرعى زايل گرديده و من براى يك بار اشتباه كردم و پرده‌ى بكارت را از دست‌