مقصد يازدهم: عملهاى جراحى
* فصل اوّل: عملهاى زيبا سازى بدن
سؤال (397) آيا عمل زيباسازى صورت مثل كوچك كردن بينى و يا بزرگ كردن آن و غير اين موارد جايز مىباشد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه عملهاى ذكر شده، براى برطرف كردن نقصى در بدن باشد، مانعى ندارد، در صورتى كه از اجزاء ميتهى نجس يا حيوان نجس در جراحى صورت يا بدن استفاده نشود، والله العالم.
سؤال (398) آيا عملهاى جراحى كه جهت زيبا سازى صورت، بدون اينكه صورت هيچگونه نقص و يا عيبى داشته باشد، بلكه صرفاً براى زيبايى بيشتر صورت انجام مىگيرد، اشكالى دارد؟
(بسمه تعالى): عملهاى ذكر شده اشكالى ندارد، البته در صورتى كه در اين عمل از موادى استفاده نشود كه مانع از رسيدن آب به صورت در وضو و غسل باشد، والله العالم.
سؤال (399) حكم عملهاى جراحى زيباسازى را كه در زمان حال رايج شده، بيان فرماييد؟ با توجه به اينكه اين عملها جنبهى معالجه ندارد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر مراد از عملهاى زيباسازى، زيبا سازى صورتهاى زشت مىباشد، مانعى ندارد.
سؤال (400) آيا عمل زيباسازى براى دخترى كه بدن او زشت مىباشد، جايز است؟ آيا براى پزشك اين عمل جايز است؟
خوئى (قدس سرّه): اين عمل فى حد نفسه مانعى ندارد، ولى نبايد اين عمل را، اگر مستلزم لمس و يا نظر باشد، پزشك مرد انجام دهد.
* فصل دوم: احكام تغيير جنس
سؤال (401) در صورتى كه بعد از آزمايشات پزشكى احراز شود كه مكلف در واقع مرد مىباشد، هرچند شكل ظاهرى زنانه دارد، آيا در اينحال مىتواند مشخصات مردانگى در بدنش را از بين ببرد و خود را يك پارچه زن قرار دهد؟ با توجه به اينكه از سنين بچگى همه به ديد دختر به او نگاه كرده و از بين بردن عوارض زنانه و الحاق به مردان براى شخص مذكور خيلى مشكل مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): مانعى ندارد.
تبريزى (قدس سرّه): اگر مستلزم در تغيير خلقت باشد، جايز نيست.
سؤال (402) آيا عمل جراحى جهت تبديل اعضاى تناسلى داخل و خارج بدن جهت تغيير مردانگى و يا زنانگى جايز است؟
(بسمه تعالى): تبديل اعضاى تناسلى مطلقاً چه در مرد و چه در زن جايز نمىباشد. مگر براى خنثى مشكل، والله العالم.
سؤال (403) 1- آيا عملهاى جراحى كه جهت تغيير جنسيت در زن و يا مرد انجام مىگيرد، جايز است؟
2- در احكام مانند نظر و لمس و ازدواج و مانند اين امور بايد حالت جديد شخص را ملاحظه كرد يا جنسيت سابقه را؟
(بسمه تعالى): عملهاى ذكر شده جايز نمىباشد و اگر در موردى اين عمل بر روى شخص انجام شده باشد، بايد بين احكام زن و مرد بنابر احتياط جمع شود، مانند خنثاى مشكل، والله العالم.
* فصل سوم: احكام پيوند اعضاء
(مسئله) قطع عضوى از اعضاى ميت مسلمان مانند چشم و يا هر عضو ديگرى براى ملحق نمودن به بدن انسان زنده جايز نمىباشد و در جايز بودن اين عمل در صورتى كه حفظ جان مسلمان متوقف بر آن باشد و يا اينكه ميت خودش وصيت به دادن عضوى از اعضايش كرده باشد، اشكال است و همچنين در جواز پيوند عضو قطع شده به بدن زنده و ترتيب احكام بدن زنده بر عضو مقطوع، اشكال است و بنابر اظهرديه بر قطع كنندهى عضو در همهى صور مسئله واجب مىشود. ولى قطع عضوى از بدن انسان براى پيوند به جاى ديگرى از بدنش اشكالى ندارد.
(مسئله) آيا قطع عضوى از اعضاى انسان زنده براى پيوند زدن آن در صورت رضايت او جايز است؟ در اين مسئله چند صورت موجود مىباشد. اگر عضو از اعضايى باشد مثل دست ويا پا و چشم كه قطع آنها
ظلم و جنايت بر نفس محسوب مىگردد، جايز نمىباشد، ولى اگر از قبيل يك تكه پوست يا گوشت باشد، مانعى ندارد و آيا مىتواند در مقابل آن پول دريافت كند؟ بنابر ظاهر جايز است.
(مسئله) قطع عضوى از اعضاى بدن مردهى كافر براى پيوند زدن آن به داخل بدن مسلمان جايز است، چنانچه پيوند زدن عضوى از اعضاى بدن حيوان نجس النفس مثل سگ و يا خوك به بدن مانعى ندارد.
سؤال (404) آيا قطع عضوى از اعضاى انسان زنده براى پيوند در صورت رضايت او جايز است؟
(بسمه تعالى): اگر عمل پيوند بر روى خود شخص صاحب عضو باشد، مانعى نداشته و در غير اين صورت محل اشكال است، والله العالم.
عمل جراحى براى ترميم پردهى بكارت
سؤال (405) در زمان حاضر عمل جراحى انجام مىگيرد كه با آن پردهى بكارت زايل شده را ترميم مىنمايند، به اين شكل كه پزشك جراح متخصص يك پردهى مصنوعى بجاى پردهى طبيعى درست نموده و در داخل قرار مىدهد، آيا اين عمل جراحى جايز مىباشد؟
(بسمه تعالى): اين عمل به جهت اينكه مستلزم كشف عورت نزد طبيب مىباشد، جايز نيست، والله العالم.
سؤال (406) در صورتى كه پردهى بكارت من به غير طريق شرعى زايل گرديده و من براى يك بار اشتباه كردم و پردهى بكارت را از دست
دادم و اگر خانواده من بر اشتباه من اطلاع پيدا كنند، مرا مىكشند، اكنون من چه كار كنم؟ آيا مىتوانم پردهى بكارت را با عمل جراحى ترميم نمايم. حكم شرعى ترميم بكارت چيست و آيا فرقى بين زنا و غير آن در عمل مذكور وجود دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه بكارت با عملى زايل شده كه زن در آن معذور باشد، مانند پريدن و يا جستن شديد و اين امر باعث حَرَج و سختى شديد براى او بوده و باعث متهم شدن او به حرفهاى زشت و نامناسب مىشود و رفع آن اتهامات متوقف بر انجام عمل ترميم باشد، هر چند عمل ذكر شده مستلزم كشف عورت باشد، مانعى ندارد و در صورتى كه پزشك زن عمل ترميم را انجام مىدهد، رجوع به پزشك مرد بنابر احتياط واجب جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (407) در صورتى كه خانمى عمل جراحى ترميم پردهى بكارت را انجام داده باشد، آيا خانوادهاش بايد اين قضيه را به خواستگاران او بگوييد؟
(بسمه تعالى): اگر خواستگار از خانوادهى اين خانم بپرسد كه آيا او باكره است يا نه، نمىتوانند خلاف واقع چيزى بگويند، ولى اگر راجع به اين مسئله سؤالى نكنند، واجب نيست كه خانوادهى دختر ابتداءً خواستگار را با خبر كنند، والله العالم.
* فصل چهارم: عمل جراحى نقل بيضه
سؤال (408) مردى كه ازدواج نموده و تا به حال، به خاطر عيبى كه در بيضههاى او مىباشد، صاحب فرزند نشده است. در اين مورد پزشكان به او سفارش كردهاند كه عمل جراحى كاشتن و انتقال بيضهى ديگرى را بر وى انجام دهند تا او صاحب فرزند گردد، آيا اين عمل جراحى جايز است و آيا انتقال بيضهى كافر به مسلمان و يا انتقال بيضه از ميت به زنده شرعاً مانعى دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه ممكن باشد از شخص كافر و يا كسى كه محكوم به كفر مىباشد، خصيه و بيضه را گرفته و داخل پوست بيضههاى مريض مسلمان كنند به شكلى كه پوست مريض آن جزء كاشته شده را بپوشاند، مانعى ندارد و در اين مسئله فرقى بين كافر، چه زنده باشد و چه مرده، نمىباشد و در اين صورت اشكالى در نظر پزشك به عورت مريض و عورت كافر در صورتى كه التذاذى نباشد، نيست.
* فصل پنجم: استفاده از چيزهاى نجس در معالجه و عمل جراحى
سؤال (409) زنى كه مىخواهد عمل دريچهى قلب انجام دهد و اكنون در بيمارستانى در آمريكا بسترى مىباشد، پزشكان او را مخير كردهاند
كه يا از دريچهى قلب خوك براى او استفاده كنند ويا از حيوان پاكى، ولى دريچهى قلب خوك داراى دوام بيشترى مىباشد به شكلى كه اگر دريچهى حيوان پاك 10 سال كار كند، دريچهى قلب خوك 20 سال دوام دارد، آيا مىتواند از دريچهى قلب خوك در بدن خود استفاده كند؟
(بسمه تعالى): استفاده از دريچهى قلب خوك در شخص بيمار اشكالى ندارد و چون در باطن بدن قرار مىگيرد، نجاست او ضررى ندارد، والله العالم.
سؤال (410) استفاده از مادّهى انسولين براى مبتلايان به بيماريهاى قندى با توجه به اينكه اين دارو از خون خوك تهيه شده و نوع ديگر آن از خون گاو تهيه مىشود، ولى انسولينى كه از خون خوك تهيه مىشود، داراى اثر و نفع بيشترى بوده و عوارض جانبى آن هم كمتر مىباشد، آيا استفاده از اين انسولين مانعى دارد؟
خوئى (قدس سرّه): استفاده و استعمال اين انسولين از هر حيوانى گرفته شده باشد، مانعى ندارد.
* فصل ششم: احكام جداكردن بعضى از اعضاء
1- جدا كردن اعضاى مهم بدن
سؤال (411) جدا نمودن اعضاى مهم بدن براى انسان جايز نمىباشد، اعضاى مهم بدن به چه اعضايى گفته مىشود و دليل حرمت جدا كردن اين اعضاء از بدن چيست؟ آيا در مسئله نص خاص وجود دارد؟
خوئى (قدس سرّه): حرمت قطع و جداسازى اعضاى مهم بدن از موارد متعددى كه از اين عمل منع شده، استفاده مىشود و همچنين از ترخيص و تجويزى كه نسبت به اين عمل در موارد ديگر مطرح گرديده است.
تبريزى (قدس سرّه): هرچه كه به عنوان ظلم بر نفس و جنايت بر آن محسوب گردد، جايز نمىباشد و در اين حكم فرقى بين اعضاى رئيسى و غير رئيسى وجود ندارد.
سؤال (412) مقصود از اجزاء رئيسى در بدن چيست؟
خوئى (قدس سرّه): اين كلمه در مقابل قطعهاى از گوشت و يا پوست ناچيز از بدن مىباشد.
2- مواردى كه حفظ جان منوط به قطع عضو باشد
سؤال (413) آيا در مواردى كه مكلف مبتلا به مرض قند بوده و اگر پاى او را قطع نكنند، اين مرض منجر به مرگ او مىشود، ولى او اجازهى قطع پا را نمىدهد، تكليف شرعى شخص مذكور چيست؟