ظلم و جنايت بر نفس محسوب مىگردد، جايز نمىباشد، ولى اگر از قبيل يك تكه پوست يا گوشت باشد، مانعى ندارد و آيا مىتواند در مقابل آن پول دريافت كند؟ بنابر ظاهر جايز است.
(مسئله) قطع عضوى از اعضاى بدن مردهى كافر براى پيوند زدن آن به داخل بدن مسلمان جايز است، چنانچه پيوند زدن عضوى از اعضاى بدن حيوان نجس النفس مثل سگ و يا خوك به بدن مانعى ندارد.
سؤال (404) آيا قطع عضوى از اعضاى انسان زنده براى پيوند در صورت رضايت او جايز است؟
(بسمه تعالى): اگر عمل پيوند بر روى خود شخص صاحب عضو باشد، مانعى نداشته و در غير اين صورت محل اشكال است، والله العالم.
عمل جراحى براى ترميم پردهى بكارت
سؤال (405) در زمان حاضر عمل جراحى انجام مىگيرد كه با آن پردهى بكارت زايل شده را ترميم مىنمايند، به اين شكل كه پزشك جراح متخصص يك پردهى مصنوعى بجاى پردهى طبيعى درست نموده و در داخل قرار مىدهد، آيا اين عمل جراحى جايز مىباشد؟
(بسمه تعالى): اين عمل به جهت اينكه مستلزم كشف عورت نزد طبيب مىباشد، جايز نيست، والله العالم.
سؤال (406) در صورتى كه پردهى بكارت من به غير طريق شرعى زايل گرديده و من براى يك بار اشتباه كردم و پردهى بكارت را از دست
دادم و اگر خانواده من بر اشتباه من اطلاع پيدا كنند، مرا مىكشند، اكنون من چه كار كنم؟ آيا مىتوانم پردهى بكارت را با عمل جراحى ترميم نمايم. حكم شرعى ترميم بكارت چيست و آيا فرقى بين زنا و غير آن در عمل مذكور وجود دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه بكارت با عملى زايل شده كه زن در آن معذور باشد، مانند پريدن و يا جستن شديد و اين امر باعث حَرَج و سختى شديد براى او بوده و باعث متهم شدن او به حرفهاى زشت و نامناسب مىشود و رفع آن اتهامات متوقف بر انجام عمل ترميم باشد، هر چند عمل ذكر شده مستلزم كشف عورت باشد، مانعى ندارد و در صورتى كه پزشك زن عمل ترميم را انجام مىدهد، رجوع به پزشك مرد بنابر احتياط واجب جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (407) در صورتى كه خانمى عمل جراحى ترميم پردهى بكارت را انجام داده باشد، آيا خانوادهاش بايد اين قضيه را به خواستگاران او بگوييد؟
(بسمه تعالى): اگر خواستگار از خانوادهى اين خانم بپرسد كه آيا او باكره است يا نه، نمىتوانند خلاف واقع چيزى بگويند، ولى اگر راجع به اين مسئله سؤالى نكنند، واجب نيست كه خانوادهى دختر ابتداءً خواستگار را با خبر كنند، والله العالم.
* فصل چهارم: عمل جراحى نقل بيضه
سؤال (408) مردى كه ازدواج نموده و تا به حال، به خاطر عيبى كه در بيضههاى او مىباشد، صاحب فرزند نشده است. در اين مورد پزشكان به او سفارش كردهاند كه عمل جراحى كاشتن و انتقال بيضهى ديگرى را بر وى انجام دهند تا او صاحب فرزند گردد، آيا اين عمل جراحى جايز است و آيا انتقال بيضهى كافر به مسلمان و يا انتقال بيضه از ميت به زنده شرعاً مانعى دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه ممكن باشد از شخص كافر و يا كسى كه محكوم به كفر مىباشد، خصيه و بيضه را گرفته و داخل پوست بيضههاى مريض مسلمان كنند به شكلى كه پوست مريض آن جزء كاشته شده را بپوشاند، مانعى ندارد و در اين مسئله فرقى بين كافر، چه زنده باشد و چه مرده، نمىباشد و در اين صورت اشكالى در نظر پزشك به عورت مريض و عورت كافر در صورتى كه التذاذى نباشد، نيست.
* فصل پنجم: استفاده از چيزهاى نجس در معالجه و عمل جراحى
سؤال (409) زنى كه مىخواهد عمل دريچهى قلب انجام دهد و اكنون در بيمارستانى در آمريكا بسترى مىباشد، پزشكان او را مخير كردهاند
كه يا از دريچهى قلب خوك براى او استفاده كنند ويا از حيوان پاكى، ولى دريچهى قلب خوك داراى دوام بيشترى مىباشد به شكلى كه اگر دريچهى حيوان پاك 10 سال كار كند، دريچهى قلب خوك 20 سال دوام دارد، آيا مىتواند از دريچهى قلب خوك در بدن خود استفاده كند؟
(بسمه تعالى): استفاده از دريچهى قلب خوك در شخص بيمار اشكالى ندارد و چون در باطن بدن قرار مىگيرد، نجاست او ضررى ندارد، والله العالم.
سؤال (410) استفاده از مادّهى انسولين براى مبتلايان به بيماريهاى قندى با توجه به اينكه اين دارو از خون خوك تهيه شده و نوع ديگر آن از خون گاو تهيه مىشود، ولى انسولينى كه از خون خوك تهيه مىشود، داراى اثر و نفع بيشترى بوده و عوارض جانبى آن هم كمتر مىباشد، آيا استفاده از اين انسولين مانعى دارد؟
خوئى (قدس سرّه): استفاده و استعمال اين انسولين از هر حيوانى گرفته شده باشد، مانعى ندارد.
* فصل ششم: احكام جداكردن بعضى از اعضاء
1- جدا كردن اعضاى مهم بدن
سؤال (411) جدا نمودن اعضاى مهم بدن براى انسان جايز نمىباشد، اعضاى مهم بدن به چه اعضايى گفته مىشود و دليل حرمت جدا كردن اين اعضاء از بدن چيست؟ آيا در مسئله نص خاص وجود دارد؟
خوئى (قدس سرّه): حرمت قطع و جداسازى اعضاى مهم بدن از موارد متعددى كه از اين عمل منع شده، استفاده مىشود و همچنين از ترخيص و تجويزى كه نسبت به اين عمل در موارد ديگر مطرح گرديده است.
تبريزى (قدس سرّه): هرچه كه به عنوان ظلم بر نفس و جنايت بر آن محسوب گردد، جايز نمىباشد و در اين حكم فرقى بين اعضاى رئيسى و غير رئيسى وجود ندارد.
سؤال (412) مقصود از اجزاء رئيسى در بدن چيست؟
خوئى (قدس سرّه): اين كلمه در مقابل قطعهاى از گوشت و يا پوست ناچيز از بدن مىباشد.
2- مواردى كه حفظ جان منوط به قطع عضو باشد
سؤال (413) آيا در مواردى كه مكلف مبتلا به مرض قند بوده و اگر پاى او را قطع نكنند، اين مرض منجر به مرگ او مىشود، ولى او اجازهى قطع پا را نمىدهد، تكليف شرعى شخص مذكور چيست؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه حفظ جان او متوقف بر بريدن پا باشد، واجب است كه جان خود را حفظ نموده و اجازه دهد پا را قطع كنند و حق ممانعت ندارد، والله العالم.
مقصد دوازدهم: بخشيدن خون و يا اعضاى بدن به ديگران
* فصل اول: بخشيدن اعضاى بدن
سؤال (414) آيا انسان مىتواند چشم خود را به انسان زندهى ديگر ببخشد؟
خوئى (قدس سرّه): جايز نمىباشد.
سؤال (415) آيا انسان مىتواند يكى از دو چشم و يا يكى از دو كليهى خود را به برادر مؤمن خود ببخشد در حالى كه امكان بى نيازى از عضو بخشيده شده وجود دارد؟
خوئى (قدس سرّه): بخشيدن يكى از دو كليه و يا اعضاى ديگر بدن كه جزء اعضاى رئيسى نمىباشد، مانعى ندارد، ولى بخشيدن يكى از دو چشم جايز نمىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): فرقى بين يكى از دو كليه و يا يكى از دو چشم در حرمت عمل مذكور نمىباشد و هر دوى آنها ظلم و جنايت بر نفس محسوب مىگردد.
سؤال (416) آيا جايز است كه انسان يكى از دو كليهى خود را براى پيوند زدن به بدن انسانى كه هر دو كليهى او مشكل دارد، ببخشد. با توجه به اينكه انسان با وجود يك كليه هم مىتواند به زندگى خود ادامه دهد و همچنين پدر و مادر مىتواند چشم و يا بعضى از اعضاى خود را به فرزندشان كه نياز مبرم به آن عضو دارد، اهدا كند. و بنابر جواز اين عمل معاوضه و معامله بر عضو جايز است؟
خوئى (قدس سرّه): بعيد نيست كه عمل ذكر شده جايز باشد. چنانچه گرفتن پول اگر به عنوان هبه معوضه باشد، مانعى ندارد؛ يعنى صاحب پول مقدارى پول به شخص هديه كند مشروط به اينكه آن شخص هم يكى از كليههاى خود را به پرداخت كنندهى پول هديه نمايد، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): جواب مسأله از جوابهاى سابق معلوم شد و گرفتن مال در مقابل عمل ذكر شده، هر چند به قيد هبه معوضه باشد، جايز نبوده واكل مال به باطل است.
سؤال (417) مؤمنى كه حيات و زندگى او متوقف بر پيوند يك كليه مىباشد و شخص ديگرى توانايى دادن يكى از كليههاى خود را به شخص مريض دارد، در فرض مذكور ديگر توانايى روزه گرفتن نخواهد داشت، آيا در اين صورت اقدام به اعطا كليه جايز است؟
خوئى (قدس سرّه): عمل مذكور مانعى ندارد، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): در مواردى كه اعطاى عضو مستلزم جنايت و ظلم بر نفس باشد، جايز بودن آن محل اشكال است و فرقى بين توانايى شخص اعطا كننده بر روزه و عدم توانايى او نمىباشد. و همچنين در صورتى كه جان مسلمانى متوقف بر اعطاء عضو باشد، والله العالم.
سؤال (418) در چه سنى انسان مىتواند كليهاش را به ديگرى عطاء نمايد و آيا شخص غير بالغ مىتواند كليهاش را با رضايت ولى شرعى خود اعطاء نمايد؟
(بسمه تعالى): عمل مذكور قابل اشكال است و بعيد نيست كه مطلقاً حرام باشد، والله العالم.
سؤال (419) آيا جايز است انسان زنده بعضى از اعضاى بدنش را كه قابل استفاده براى او نمىباشد، به انسانى كه نياز به آنها دارد، اعطاء نمايد؟ مثل شخص نابينايى كه قرنيه و شبكهى چشم او سالمند و مىخواهد آنها را به شخص ديگرى كه نياز به آنها دارد، اعطا كند. آيا مىتواند براى بعد از مرگش وصيت به اعطاء عضو نمايد و آيا اولياء شخص مذكور بعد از مرگ مجازند، به وصيت او عمل نمايند؟
(بسمه تعالى): اعطاء عضو در مواردى كه در سؤال ذكر گرديد، جايز نمىباشد و جنايت و ظلم بر نفس محسوب مىگردد.