قسمت اول: عبادات
احكام طهارت
مقصد پنجم: احكام نجاسات
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقصد اول: وضو
(مسئله) اگر خارى داخل دست گردد، خارج نمودن آن هنگام وضو لازم نيست.
(مسئله) اگر مقدارى از گوشت دو دست جدا شود، بايد آنچه را كه بعد از جدا شدن گوشت ظاهر مىگردد، بشويد. و اگر آن گوشت كاملًا از دست جدا نگرديده و بواسطهى پوست رقيقى به بدن متصل است، بايد همراه دست شسته شود و لكن كندن و جدا نمودن آن براى شستن زير آن لازم نمىباشد، ولى اگر آن گوشت جز عضو حساب نشده و در عرف خارج از اعضاى وضو محسوب گردد، بنابر احتياط واجب بايد پوست را قطع نمود تا آب به عضو برسد.
(مسئله) شكافهايى كه بر اثر سرما در كف دست انسان پيدا مىشود، اگر به اندازهاى باشد كه داخل آنها ديده مىشود، بايد بنابر احتياط آب به داخل آنها برسد. و در غير اين صورت رساندن آب به آنها لازم نمىباشد
و در صورتى كه مكلف شك كند كه داخل آنها جزء ظاهر بدن است يا نه، بنابر احتياط مستحب، آب را به آنها برساند.
(مسئله) اثرى كه بعد از خوب شدن زخم بدن بر روى پوست مانده و به آن مىچسبد، در حال وضو كندن آن لازم نمىباشد و فقط شستن ظاهر آن لازم است، اگرچه كندن آن آسان باشد.
* فصل اوّل: شرايط وضو
1- يكى از شرايط وضو آن است كه مكلف مانعى از استعمال آب، مانند مرض يا تشنگى فراوانى كه او و يا انسان محترمى را به خطر اندازد، نداشته باشد.
ولى اگر با ترس از تشنگى آب را به مصرف وضو برساند، خصوصاً اگر آب را از بالاى پيشانى ريخته و از ريختن آب نيت وضو نمايد، وضوى او صحيح است.
2- يكى ديگر از شرايط وضو آن است كه مكلف بايد افعال وضو را خودش انجام دهد و اگر كسى او را در شستن و يا مسح كردن كمك نمايد به شكلى كه شستن و يا مسح را عرفاً به خود مكلف نسبت ندهند، وضو باطل مىگردد. ولى در صورت اضطرار كه شخص ديگرى مكلف را وضو مىدهد، مباشرت لازم نبوده، ولى مكلف بايد خودش نيت وضو داشته باشد و بنابر احتياط وضو دهنده هم نيت وضو بنمايد.
* فصل دوّم: حكم مسلوس و مبطون
كسى كه پيوسته از او باد خارج مىشود كه به آن مبطون گفته مىشود و يا كسى كه پيوسته از او بول و ادرار بيرون مىآيد كه به آن مسلوس گفته مىشود و اشخاصى مانند اينها، مثل كسى كه پيوسته از او مدفوع جدا مىشود در اين اشخاص چهار تصور دارد:
1- صورت اول، موردى است كه اين اشخاص در مقدارى از زمان كه براى وضو و نماز كافى است، داراى اين مرض نبوده و در آن زمان مكلف مىتواند وضو گرفته و نماز بخواند كه در اين صورت بايد صبر نمايد تا زمان مورد نظر رسيده و با وضو نمازش را بخواند.
2- صورت دوم، موردى است كه مكلف در اين مرض هرگز وقت براى نماز و وضو نداشته و يا اينكه وقتش بقدرى است كه براى وضو و نماز كافى نمىباشد؛ يعنى پيوسته از او بول و يا باد خارج شده و براى او مجالى براى وضو و نماز نمىگذارد. در اين صورت بايد وضو گرفته و نماز را بخواند و لازم نيست براى نماز دوباره وضو بگيرد، مگر اينكه حدث ديگرى مانند خواب از او صادر شود كه بايد در اين صورت دوباره وضو بگيرد.
3- صورت سوم، موردى است كه مكلف در اين مرض در اثناء نماز وقت براى وضو و مقدارى از نماز داشته باشد و تجديد وضو ولو چند مرتبه براى او سختى و دشوارى ندارد. اين شخص بايد وضو گرفته و نماز
را در وقتى كه دارد، بخواند و اگر در بين نماز مبتلا به حدثى گرديد و يا بعد از نماز مبتلا به آن شد لازم نيست وضو را تكرار نمايد هرچند احتياط در آن است كه وضو را در هنگام بروز حدث در بين نماز تكرار نمايد و همچنين بنابر احتياط بعد از نماز براى نماز بعدى دوباره وضو بگيرد.
صورت چهارم: اين صورت همان صورت سوم مىباشد با اين تفاوت كه در اين صورت تجديد وضو و اعاده آن در بين نماز براى مكلف سخت و دشوار مىباشد و در اين فرض تنها به يك وضو اكتفا نموده و تا زمانى كه محدث به حدث ديگرى مانند خواب و مثل آن نشده به همان وضو اكتفا مىنمايد هرچند احتياط در آن است كه براى هر نماز يك وضوى جدا بگيرد.
(مسئله) بنابر احتياط كسى كه پيوسته محدث مىگردد، بايد از آنچه كه بر محدث حرام است، اجتناب نمايد. اگر چه در صورتى كه نماز خواندن براى او جايز است، اظهر واجب نبودن اجتناب است.
(مسئله) بر مسلوس و مبطون واجب است كه از رسيدن نجاست به بدنشان جلوگيرى نمايند و بايد چيزى مانند كيسه همراه داشته باشند كه بول و يا مدفوع را در آن ريخته تا به لباس و بدنشان نرسد و لازم نيست كه براى هر نماز آن كيسه را تغيير دهند.
* فصل سوّم: وضوى جبيره
كسى كه در بعضى از اعضاى وضويش جبيره است (چيزى كه با آن زخم و شكستگى را مىبندند و دوايى كه روى زخم و مانند آن مىگذارند، جبيره ناميده مىشود) اگر بتواند هنگام وضو آن را برداشته و زير آن را بشويد و يا اينكه آن را در آب فرو برده و آب را به آن برساند، بايد اين كار را انجام داده و البته مراعات نمايد كه تدريجاً آب را از بالا به پايين برساند. ولى اگر به خاطر ضرر نتواند اين كار را انجام دهد، بايد روى آن جبيره را با دست مرطوب به آب وضو مسح نموده و به همان مسح اكتفا نمايد. و بنابر اقوى شستن جبيره اكتفا از مسح آن نمىكند و بايد تمام جبيره را مسح كند و مسح بعضى از آن كافى نمىباشد، مگر در صورتى كه مسح تمام جبيره ممكن نباشد. مانند صورتى كه مقدارى از آن در داخل زخم واقع شده و يا اينكه زير نخهاى جبيره مستور شده باشد.
(مسئله) جراحتهايى كه به وسيلهى باند پيچيده شده است، حكم آنها مانند جبيره مىباشد و اگر باند پيچى نشده باشد، اطراف آن بايد شسته شده و بنابر احتياط مستحب در صورت امكان روى آنها مسح شود و لازم نيست كه روى آنها پارچهاى انداخته و روى آن پارچه را مسح كنند، اگرچه اين كار احتياط مستحب است.
(مسئله) آلودگىهاى كه به وسيلهى ماليدن دارو بر روى زخم در بدن حادث مىشود، حكم جبيره را دارد، اما چيزى كه بحسب اتفاق روى بدن
چسبيده و مانع از رسيدن آب به بدن است. مانند قير و مثل آن، اگر برطرف كردن آن ممكن است، بايد برطرف شود، ولى اگر رفع آن ممكن نباشد، در صورتى كه حاجب در اعضاى تيمم نباشد، در اين صورت واجب است تيمم نمايند و اگر حاجب و مانع در اعضاى تيمم هم چسبيده باشد. بنابر اظهر وضو كافى است، اگرچه احتياط جمع نمودن بين وضو و تيمم مىباشد.
(مسئله) حكمى كه در جبيره گفته شد، اختصاص به موردى دارد كه بدن مبتلا به زخم يا جراحت يا شكستگى باشد، اما در مواردى كه عضو را به خاطر درد يا ورم عضو، به وسيلهى پارچه مىپوشاند، حكم جبيره را نداشته و اگر رساندن آب به محل مذكور ضرر دارد و يا به هر علت نمىتوان آب را به آن محل رساند، بايد تيمم كرد.
حكم جبيره اختصاص به جبيرهاى ندارد كه بعضى از عضو را گرفته باشد، بلكه اين حكم در صورتى كه جبيره همهى عضو را گرفته باشد، جارى است. چنانچه در مواردى كه همهى عضو را فراگرفته، فرقى ندارد كه عضو از اعضايى باشد كه در وضو شسته مىشود و يا مسح مىگردد، و همچنين اگر جبيره همهى اعضاى وضو را گرفته باشد.