عمل مىكنند. آيا حضور زنان بى حجاب در حسينيه كه مكان مقدّس محسوب مىگردد، جايز است؟
(بسمه تعالى): اين عمل جايز نمىباشد و اشتغال زنان بىحجاب در حسينيهها منافى با احترام اين اماكن بوده و موجب توهين محسوب مىگردد، والله العالم.
مقصد سيزدهم: احكام مبتلايان به ايدز
* فصل اول: انتقال دادن بيمارى ايدز
سؤال (441) آيا كسى كه مبتلا به يك بيمارى مسرى مىباشد (مانند بيمارى ايدز) واجب است از انتقال آن به ديگرى خود دارى كند و بنابر حرمت عمل ذكر شده، دليل بر آن چيست؟ با توجه به اينكه بيمارى ايدز كشنده مىباشد؟
(بسمه تعالى): واجب است كه مريض از انتقال اينگونه بيمارىها به ديگران جلوگيرى نمايد. چنانچه ادله حرمت ضرر زدن به ديگران و قرار دادن جان ديگران در معرض هلاكت بر اين حكم دلالت دارد، والله العالم.
سؤال (442) در صورتى كه جواب سؤال قبل جايز بودن عمل باشد، حكم صورتى كه عمداً اين بيمارى را به ديگران انتقال مىدهد و موجب
كشته شدن انسانهاى ديگر مىگردد، را بيان فرماييد؟ و اگر شخص انتقال دهنده كشته شود، چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه شخص مبتلا قصد كشتن ديگران را داشته باشد و قبل از اينكه شخص مبتلا به ايدز بميرد. كسانى كه مريضى را به آنها منتقل كرده، از دنيا بروند، بايد شخص انتقال دهنده قصاص شود.
و در صورتى كه خود شخص مبتلا زودتر بميرد. بايد ديهى كسانى را كه به سبب انتقال او مردهاند، از اموال او بپردازند.
اما قسمت دوم سؤال: اگر مراد شخص سؤال كننده اين است كه قبل از اينكه شخص مبتلا، بيمارى را به ديگران انتقال دهد، كشتن او جايز است يا خير؟ جواب اين است كه قتل مريض مبتلا قبل از وقوع جرم و جنايت جايز نمىباشد؛ زيرا قصاص قبل از وقوع جنايت حرام است. و دفاع از نفس هم بر قتل مبتلا قبل از حصول جرم منطبق نمىگردد، والله العالم.
سؤال (443) در صورتى كه شخص مبتلا به ايدز و يا بيمارى مسرى كشندهى ديگر براى ايجاد هرج و مرج و اشاعهى فساد در جامعه بيمارى ذكر شده را عمداً انتقال داده و يا قصد انتقال آن را داشته باشد، آيا به اين عمل عنوان مفسد فى الارض اطلاق مىشود، هر چند موجب كشتن شدن كسى نشود؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه جلوگيرى از انتقال مرضش متوقف بر كشتن او باشد قتل او جايز است. بلكه اگر جنبهى دفاع از نفس باشد، واجب است. ولى آنچه در اين مسئله مشكل است، احراز توقف مىباشد و احراز اين فرض در خارج امرى است كه تحقق آن نادر است، والله العالم.
سؤال (444) در صورتى كه شخص مبتلا به مرض ايدز قصد انتقال مرض را داشته، ولى موفق به انتقال آن به ديگران نشده است وقصد او هم از انتقال اشاعهى فحشا و فساد نبوده است، حكم اين فرض چيست؟
(بسمه تعالى): اين عمل از مصاديق تجرّى بر حرام مىباشد و احكام تجرى بر آن بار مىشود و بعيد نيست به جهت قصد اذيت مردم و واقع ساختن آنها در گرفتارى، در اين فرض مستحق تعزير هم باشد، والله العالم.
سؤال (445) در صورتى كه شخصى مبتلا به ايدز باشد، آيا در هنگام ازدواج لازم است به خانمى كه مىخواهد با او ازدواج كند، مريضى خود را اعلام كند. با توجه به اينكه مريضى ايدز به طريق عمل جنسى انتقال پيدا مىكند؟
(بسمه تعالى): اين عمل جايز نمىباشد؛ زيرا موجب ضرر زدن به ديگرى و قرار دادن او در معرض هلاكت مىباشد، والله العالم.
* فصل دوم: خيار فسخ عقد ازدواج براى كسى كه مبتلا به ايدز نمىباشد
سؤال (446) در صورتى كه يكى از دو زوج سالم بوده و ديگرى مبتلا به مرض ايدز باشد، آيا شخص سالم خيار فسخ عقد ازدواج را دارد؟
(بسمه تعالى): بعيد نيست كه مريضى ذكر شده؛ مانند مريضى جذام و برص باشد، هر چند احتياط جدايى با طلاق مىباشد، والله العالم.
سؤال (447) در صورتى كه زوجه سالم بوده و زوج مبتلا به مرض ايدز باشد، آيا مىتواند زوجه را اجبار به طلاق كند؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه حفظ جان زوجه متوقف بر اجبار شوهر در طلاق باشد، جايز است، والله العالم.
* فصل سوم: احكام متفرقه
1- ساقط شدن حق تمكين از زنى كه ايدز دارد
سؤال (448) در صورتى كه يكى از زوجين مبتلا به مرض ايدز باشد، آيا طرف سالم مىتواند از نزديكى و مقاربت جنسى خوددارى نمايد، حكم را با دليل ذكر فرماييد؟
(بسمه تعالى): بله حق دارد و دليل آن وجوب دفاع از نفس مىباشد، والله العالم.
2- شيردادن زنى كه مبتلا به ايدز است
سؤال (449) در صورتى كه مادر مبتلا به بيمارى ايدز باشد و احتمال مبتلا شدن بچه او، در صورت شير خوردن باشد، آيا وجوب شير دادن بچه كه به آن لباء گفته مىشود و غير آن ساقط مىشود؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه شيردادن بچه مورد ترس مادر باشد، مىتواند از شيردادن بچه در صورتى كه شخص ديگرى براى شيردادن باشد، امتناع كند، والله العالم.
3- آيا ايدز مرض مرگ محسوب مىشود
سؤال (450) آيا مريضى ايدز مرض موت و مرگ محسوب مىشود، با توجه به اينكه ابتلاء به اين مرض تا تحقق مرگ زمان مىبرد و گاهى اوقات ده سال طول مىكشد؟
(بسمه تعالى): مرض موت و مرگ اثرى نداشته و تصرفات شخص مريض، مانند ساير تصرفات او صحيح و نافذ مىباشد، والله العالم.
4- اطلاع دادن پزشك معالج به خانواده شخص مبتلا به ايدز
سؤال (451) در بسيارى از موارد سبب ابتلاء به مريضى ايدز مقاربت جنسى مىباشد، آيا بر پزشك واجب است كه به اشخاص ديگر مثل همسر شخص مبتلا و يا مادر و پدر او اعلام كند كه او مبتلا به ايدز بوده تا آنها از شخص مبتلا برحذر باشند و در صورتى كه اعلام ديگران از
مريضى شخص مبتلا، مستلزم متهم شدن او به حرام گردد، اعلام واجب است؟
(بسمه تعالى): بر پزشك واجب است كه به خاطر حفظ جان ديگران از اين مريضى كشنده مراتب را اعلام نمايد، ولى بايد به شكلى اعلام نمايد كه آبرو و حيثيت شخص مبتلا محفوظ بماند، به اين شكل كه به ديگران بگويد كه ابتلاى به اين مريضى اسباب متعدد داشته و منحصر به عمل جنسى حرام نمىباشد، چنانچه در بعضى از موارد ابتلاء به خاطر تزريق آمپول آلوده و اسباب ديگر بوده و در اختيار شخص مبتلا نيست، والله العالم.
مقصد چهاردهم: معالجه با اشياء حرام
* فصل اول: معالجه با تلقين دروغين
سؤال (452) در زمان ما نوعى معالجه مرسوم شده كه مبنى بر تلقين به شخص مريض مىباشد و گاهى اوقات اين نوع معالجه مشتمل بر گفتن دروغ به مريض مىباشد؛ مثل اينكه قرصى از نشاسته را به مريض مبتلا به ناراحتى اعصاب و يا افسردگى داده و به او گفته مىشود كه اين قرص از فلان مادّهى دارويى است، آيا دروغ گفتن به شخص مريض براى معالجهى او جايز است. بنابر تقدير حرمت كذب و دروغ، آيا در صورتى كه معالجه منحصر به گفتن دروغ باشد، تفاوتى در حكم دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه قرصهاى ذكر شده، براى مريض ضررى نداشته باشد، مانعى ندارد، والله العالم.
* فصل دوم: استمناء براى معالجه
سؤال (453) من مريضى هستم كه مبتلا به مرض سرعت انزال مىباشم. پزشكان با انجام بعضى از آزمايشات پزشكى به من گفتهاند كه استمناء كنم و بعضى از كارهاى ديگر را جهت بهبودى و يا كم شدن سرعت انزال انجام دهم، آيا استمناء در فرض مذكور جايز است. آيا در اين فرض مىتوان از حرف پزشكان پيروى كرد؟
(بسمه تعالى): استمناء جايز نبوده و شخص مريض مىتواند از بعضى داروهاى حلال جهت مداوا استفاده نمايد، والله العالم.
* فصل سوم: كشف حجاب در هنگام معالجه
سؤال (454) زنى كه مبتلا به بيمارى گرديده و پزشك به او گفته، براى برطرف شدن مريضى بايد حجاب را كنار بگذارد و در غير اين صورت مريضى او منجر به جنون و ديوانگى مىگردد، آيا در اين صورت كشف حجاب مجاز است؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه اضطرارى براى خروج از خانه نداشته باشد، خروج از منزل بدون حجاب جايز نيست و در صورت خروج نبايد با اجنبى برخورد داشته باشد.
سؤال (455) دخترى كه در سن چهارده سالگى مىباشد و تا به حال مواظب حجاب اسلامى خويش بوده، ولى اكنون مبتلا به بيمارى در سرش شده و با رجوع به پزشك متخصص مسلمان، پزشك به او سفارش نموده كه براى معالجهى مرضش بايد حجاب را كنار بگذارد. بعد از مدتى به پزشك ديگرى مراجعه نموده و پزشك مذكور هم همان جواب پزشك اول را داده است، اكنون با توجه به اينكه هر وقت چادر و يا روسرى را از سرش بر مىدارد، سردردش بهتر شده و يا كم مىگردد، آيا در اين صورت مىتواند اقدام به كشف حجاب نمايد؟
(بسمه تعالى): وجوب مراعات حجاب به آنچه كه در سؤال ذكر شده، برطرف نمىگردد، خصوصاً در صورتى كه مىتواند مراتب پايينتر حجاب را مراعات نموده و كمتر از منزل خارج شده و تا آنجا كه مىتواند با نامحرمان برخورد نداشته باشد، والله العالم.
* فصل چهارم: مشاهدهى فيلمهاى مبتذل جهت معالجه
سؤال (456) آيا استفاده و ديدن فيلمهاى مبتذل جهت معالجهى ناتوانى جنسى جايز است؟
(بسمه تعالى): استفاده و نگاه به آنچه كه موجب برانگيخته شدن شهوت بر حرام و ترويج فساد در جامعه مىگردد، جايز نيست، والله العالم.