* فصل دوم: خيار فسخ عقد ازدواج براى كسى كه مبتلا به ايدز نمىباشد
سؤال (446) در صورتى كه يكى از دو زوج سالم بوده و ديگرى مبتلا به مرض ايدز باشد، آيا شخص سالم خيار فسخ عقد ازدواج را دارد؟
(بسمه تعالى): بعيد نيست كه مريضى ذكر شده؛ مانند مريضى جذام و برص باشد، هر چند احتياط جدايى با طلاق مىباشد، والله العالم.
سؤال (447) در صورتى كه زوجه سالم بوده و زوج مبتلا به مرض ايدز باشد، آيا مىتواند زوجه را اجبار به طلاق كند؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه حفظ جان زوجه متوقف بر اجبار شوهر در طلاق باشد، جايز است، والله العالم.
* فصل سوم: احكام متفرقه
1- ساقط شدن حق تمكين از زنى كه ايدز دارد
سؤال (448) در صورتى كه يكى از زوجين مبتلا به مرض ايدز باشد، آيا طرف سالم مىتواند از نزديكى و مقاربت جنسى خوددارى نمايد، حكم را با دليل ذكر فرماييد؟
(بسمه تعالى): بله حق دارد و دليل آن وجوب دفاع از نفس مىباشد، والله العالم.
2- شيردادن زنى كه مبتلا به ايدز است
سؤال (449) در صورتى كه مادر مبتلا به بيمارى ايدز باشد و احتمال مبتلا شدن بچه او، در صورت شير خوردن باشد، آيا وجوب شير دادن بچه كه به آن لباء گفته مىشود و غير آن ساقط مىشود؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه شيردادن بچه مورد ترس مادر باشد، مىتواند از شيردادن بچه در صورتى كه شخص ديگرى براى شيردادن باشد، امتناع كند، والله العالم.
3- آيا ايدز مرض مرگ محسوب مىشود
سؤال (450) آيا مريضى ايدز مرض موت و مرگ محسوب مىشود، با توجه به اينكه ابتلاء به اين مرض تا تحقق مرگ زمان مىبرد و گاهى اوقات ده سال طول مىكشد؟
(بسمه تعالى): مرض موت و مرگ اثرى نداشته و تصرفات شخص مريض، مانند ساير تصرفات او صحيح و نافذ مىباشد، والله العالم.
4- اطلاع دادن پزشك معالج به خانواده شخص مبتلا به ايدز
سؤال (451) در بسيارى از موارد سبب ابتلاء به مريضى ايدز مقاربت جنسى مىباشد، آيا بر پزشك واجب است كه به اشخاص ديگر مثل همسر شخص مبتلا و يا مادر و پدر او اعلام كند كه او مبتلا به ايدز بوده تا آنها از شخص مبتلا برحذر باشند و در صورتى كه اعلام ديگران از
مريضى شخص مبتلا، مستلزم متهم شدن او به حرام گردد، اعلام واجب است؟
(بسمه تعالى): بر پزشك واجب است كه به خاطر حفظ جان ديگران از اين مريضى كشنده مراتب را اعلام نمايد، ولى بايد به شكلى اعلام نمايد كه آبرو و حيثيت شخص مبتلا محفوظ بماند، به اين شكل كه به ديگران بگويد كه ابتلاى به اين مريضى اسباب متعدد داشته و منحصر به عمل جنسى حرام نمىباشد، چنانچه در بعضى از موارد ابتلاء به خاطر تزريق آمپول آلوده و اسباب ديگر بوده و در اختيار شخص مبتلا نيست، والله العالم.
مقصد چهاردهم: معالجه با اشياء حرام
* فصل اول: معالجه با تلقين دروغين
سؤال (452) در زمان ما نوعى معالجه مرسوم شده كه مبنى بر تلقين به شخص مريض مىباشد و گاهى اوقات اين نوع معالجه مشتمل بر گفتن دروغ به مريض مىباشد؛ مثل اينكه قرصى از نشاسته را به مريض مبتلا به ناراحتى اعصاب و يا افسردگى داده و به او گفته مىشود كه اين قرص از فلان مادّهى دارويى است، آيا دروغ گفتن به شخص مريض براى معالجهى او جايز است. بنابر تقدير حرمت كذب و دروغ، آيا در صورتى كه معالجه منحصر به گفتن دروغ باشد، تفاوتى در حكم دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه قرصهاى ذكر شده، براى مريض ضررى نداشته باشد، مانعى ندارد، والله العالم.
* فصل دوم: استمناء براى معالجه
سؤال (453) من مريضى هستم كه مبتلا به مرض سرعت انزال مىباشم. پزشكان با انجام بعضى از آزمايشات پزشكى به من گفتهاند كه استمناء كنم و بعضى از كارهاى ديگر را جهت بهبودى و يا كم شدن سرعت انزال انجام دهم، آيا استمناء در فرض مذكور جايز است. آيا در اين فرض مىتوان از حرف پزشكان پيروى كرد؟
(بسمه تعالى): استمناء جايز نبوده و شخص مريض مىتواند از بعضى داروهاى حلال جهت مداوا استفاده نمايد، والله العالم.
* فصل سوم: كشف حجاب در هنگام معالجه
سؤال (454) زنى كه مبتلا به بيمارى گرديده و پزشك به او گفته، براى برطرف شدن مريضى بايد حجاب را كنار بگذارد و در غير اين صورت مريضى او منجر به جنون و ديوانگى مىگردد، آيا در اين صورت كشف حجاب مجاز است؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه اضطرارى براى خروج از خانه نداشته باشد، خروج از منزل بدون حجاب جايز نيست و در صورت خروج نبايد با اجنبى برخورد داشته باشد.
سؤال (455) دخترى كه در سن چهارده سالگى مىباشد و تا به حال مواظب حجاب اسلامى خويش بوده، ولى اكنون مبتلا به بيمارى در سرش شده و با رجوع به پزشك متخصص مسلمان، پزشك به او سفارش نموده كه براى معالجهى مرضش بايد حجاب را كنار بگذارد. بعد از مدتى به پزشك ديگرى مراجعه نموده و پزشك مذكور هم همان جواب پزشك اول را داده است، اكنون با توجه به اينكه هر وقت چادر و يا روسرى را از سرش بر مىدارد، سردردش بهتر شده و يا كم مىگردد، آيا در اين صورت مىتواند اقدام به كشف حجاب نمايد؟
(بسمه تعالى): وجوب مراعات حجاب به آنچه كه در سؤال ذكر شده، برطرف نمىگردد، خصوصاً در صورتى كه مىتواند مراتب پايينتر حجاب را مراعات نموده و كمتر از منزل خارج شده و تا آنجا كه مىتواند با نامحرمان برخورد نداشته باشد، والله العالم.
* فصل چهارم: مشاهدهى فيلمهاى مبتذل جهت معالجه
سؤال (456) آيا استفاده و ديدن فيلمهاى مبتذل جهت معالجهى ناتوانى جنسى جايز است؟
(بسمه تعالى): استفاده و نگاه به آنچه كه موجب برانگيخته شدن شهوت بر حرام و ترويج فساد در جامعه مىگردد، جايز نيست، والله العالم.
سؤال (457) آيا زوجين مىتوانند از عمل جنسى خود فيلم بردارى نموده و خودشان نگاه نمايند تا اينكه در امر جنسى مبتلا به سرد مزاجى نگردند؟
(بسمه تعالى): اين مسئله چون گاهى اوقات باعث انتشار آن و قرار گرفتن آن در دست ديگران مىباشد و باعث ترويج فساد مىشود، جايز نمىباشد. ولى نگاه كردن به بدن يكديگر در آينه و يا آب صاف و مانند اينها مانعى ندارد، ولى مكروه است، والله العالم.
سؤال (458) در صورتى كه مرد و يا زن از سرد مزاجى جنسى خود رنج مىبرند، آيا مىتوانند به فيلمهاى مبتذل نگاه نمايند و بنابر فرض حرمت عمل ذكر شده، در صورتى كه زوجه مجبور باشد، به اين فيلمها به خاطر تهديد همسرش با ضرب و يا طلاق نگاه كند. آيا در اين فرض عمل ذكر شده جايز است؟
(بسمه تعالى): مشاهدهى فيلمهاى مبتذل مطلقاً جايز نمىباشد، چون باعث ترويج فساد در جامعه مىگردد و زوجه در مورد مذكور مىتواند نگاه نمايد، ولى حواس خود را متمركز در فيلم نكند، تا به شهوت نيفتد، والله العالم.
* فصل پنجم: معالجه با موسيقى
سؤال (459) آيا موسيقى كه انسان را به تحريك انداخته و به رقص و پايكوبى وا مىدارد، حرام است. آيا موسيقى كه انسان را به نشاط آورده و در درمان بعضى از بيماريهاى عصبى استفاده شده و مورد سفارش پزشكان قرار مىگيرد، حرام است؟
(بسمه تعالى): شنيدن موسيقى لهوى جايز نيست و اگر غنا هم مشتمل بر كلام باطل باشد، شنيدن آن جايز نبوده و اگر مشتمل بر كلام حق باشد، بنابر احتياط واجب شنيدن آن مجاز نمىباشد، والله العالم.
* فصل ششم: معالجه با جادو، جن و طلسم
سؤال (460) آيا مراجعه به كسانى كه از طريق ارتباط با جن و شياطين مريضى مردم را كشف نموده و براى مداواى آن دستوراتى مىدهند، جايز است؟ آيا عمل به دستورات اين گروه مثل دستور به از بين بردن بعضى از اموال مثل شكستن تخم مرغ و يا مثل آن، جهت رفع سحر و يا جن جايز است؟ آيا سربريدن حيوان و ماليدن آن به بدن براى معالجه جايز است؟
خوئى (قدس سرّه): هيچكدام از امور ذكر شده، جايز نمىباشد.
سؤال (461) آيا كسانى كه ادعا دارند، مىتوانند جن زدگى و امثال آنها را مداوا نمايند، مجازند براى مداواى جن زدگى به عورت شخص
مبتلا نگاه كنند و آيا مىتوانند به بدن و يا عورت زنان نامحرم جهت تشخيص جن زدگى و مداواى آن نگاه كنند؟
(بسمه تعالى): نگاه كردن و كشف عورت در مورد ذكر شده، در سؤال خالى از اشكال نمىباشد، والله العالم.
سؤال (462) آيا ياد گرفتن سحر و جادو براى باطل كردن سحر جايز مىباشد و در صورتى كه مصلحت مهمترى، مانند حفظ جان كسى بر آن متوقف باشد، چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه حفظ جان و نفس محترمى متوقف بر تعلّم و يادگيرى آن باشد، مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (463) در صورتى كه شخص، به وسيله سحر ديگران به ضرر افتاده، آيا مىتواند براى رفع ضرر از سحر استفاده نمايد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه رفع ضرر متوقف بر آن باشد، مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (464) آيا استفاده از طلسمات براى از بين بردن تاثير سحر جايز است، آيا اين موضوع در روايات ائمه وارد گرديده است؟
(بسمه تعالى): هر موردى كه از قبيل سحر و جادو بوده و يا از قبيل توسل به شياطين باشد و موجب ايجاد اثرى در انسان گردد، حرام است، والله العالم.