* فصل دوم: دزدى و سرقت در بيمارستان
سؤال (524) شخصى از بيمارستانى، بعضى از لوازم پزشكى را از روى جهل برداشته است و اكنون كه متوجه حرمت اين عمل شده، همهى آن لوازم از بين رفته است. وظيفهى شخص مذكور چيست؟
(بسمه تعالى): اين عمل جايز نبوده و بايد به بيمارستان برگردانده شود و در صورت تلف شدن آنها، بايد قيمت آنها را در زمان از بين رفتن آنها محاسبه نموده و آنها را در صورتى كه بيمارستان خصوصى است، به مسئولين بيمارستان پرداخت كند.
سؤال (525) بعضى از اشخاص هر روز به بيمارستانها مراجعه كرده و با نسخهى پزشك و با حيلههاى ديگر مواد دارويى را با قيمت ناچيز گرفته و بعد از مدتى آنها را خارج بيمارستان با مبالغ بيشترى مىفروشند واين عمل در برخى موارد موجب محروم ماندن بيماران بسترى شده، در بيمارستان مىگردد.
الف- حكم شرعى اين عمل را بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه احتياج به داروهاى ذكر شده ندارد، گرفتن دارو و فروش آن جايز نمىباشد.
ب- آيا عمل پزشكى كه نسخههاى اين اشخاص را مىنويسد، جايز است؟
(بسمه تعالى): دادن نسخه و سفارش دارو فقط براى مريض جايز مىباشد.
ج- حكم فروش اين داروها چيست؟
(بسمه تعالى): حرام است.
خاتمه: مسايل متفرقه
سؤال (526) دخترى كه 20 سال سن داشته و كرولال مىباشد. او در بعضى اوقات در عقايد خود شك نموده و نسبت به حقانيت مذهب شيعه دچار ترديد مىگردد، اين حالت گاهى اوقات منتهى به شك در معاد و يا توحيد و اصول اعتقادى ديگر مىگردد. وظيفهى اطرافيان اين دختر چيست؟
(بسمه تعالى): شكى كه براى اين دختر پيدا مى شود، با توجه به حالى كه او دارد، موجب ارتداد او نمىشود و شما و اطرافيان او، بايد با وسايل و راههايى كه در خور حال اين دختر مىباشد، او را مطلع ساخته و شك و ترديد او را زايل سازيد، والله العالم.
1- حكم طرد و جدا ساختن اولاد
سؤال (527) من پدر دوازده فرزند مىباشم كه آنها از دو مادر بوده و اكنون به خاطر كثرت عايله مبتلا به مشكلات فراوانى در زمينههاى متعدد گرديدم. با توجه به كثرت آنها سيطره و نفوذ يك پدر موفق را بر آنها نداشته و متاسفانه بعضى از آنها مبتلا به بيمارى جسمى و روحى
گرديدهاند. با توجه به اينكه خود من هم مريض شده و مدتها مشغول معالجه هستم، آيا مجاز هستم كه آنها را از خانه و زندگى خويش طرد كنم؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه طرد و بيرون نمودن آنها از منزل باعث واقع شدن آنها در مفاسد وانحرافات باشد و چنانچه نوعاً هم اينگونه فرزندان در صورت طرد خانواده مبتلا به انحراف مىشوند، طرد جايز نمىباشد و شما وظيفه داريد با نصيحت مداوم وپند دادن آنها را ارشاد نموده و در صورت عدم تاثير با تهديد به امرى كه در ارشاد آنها نافع باشد، آنها را متوجه به درستكارى و نيكوكارى نماييد و از خداوند هم كمك طلبيده و استمداد نماييد.
2- نيكى به پدر و مادر مريض
سؤال (528) بعضى از فرزندان مادرشان را كه مبتلا به اختلال حواس شده و در سنين بالا به سر مىبرد در سراى سالمندان كه مسيحيان ساختهاند و در آنجا سالمندان مسيحى نگهدارى مىشوند، برده و او را به اين مركز سپردهاند، آيا فرزندان ديگر وظيفهى شرعى دارند كه مادر را از مركز مذكور بيرون آورده، تا مادرشان در معرض ديد نامحرمان نباشد؟
(بسمه تعالى): اين عمل موجب هتك و بىاحترامى به زن مؤمنه است و جايز نيست، هرچند كه مادر اختلال حواس داشته باشد و بر
فرزندان اين مادر واجب است كه او را حفظ نموده و مراعات حال او را نمايند تا اينكه خداوند تقدير خودش را در حق اين مادر ظاهر سازد و فرزندان در اين عمل اجر و ثواب زيادى را تحصيل نموده و اين عمل مصداق بارز نيكى و احسان به مادر محسوب مىگردد، والله العالم.
3- حكم قمه زنى
سؤال (529) نظر مبارك شما راجع به قمه زنى چيست و آيا قمه زنى جزء شعائر حسينيه محسوب مىگردد؟
(بسمه تعالى): طبق آنچه از روايات معتبره استفاده مىشود، جزع بر حضرت سيدالشهداء (ع) مطلوب و مستحب مىباشد و اين استحباب شامل عزادارى و جزع بر اهل بيت آن حضرت، مثل حضرت ابى الفضل و خواهر بزرگش حضرت زينب (عليها السلام) و حضرت على اكبر و غير اين بزرگواران از اهل بيت آن حضرت مىگردد و همچنين گريه و عزادارى در مصايب ساير معصومين و امامان بزرگوار و وجود مقدّس صديقهى طاهره (عليها السلام) مطلوب و مستحب است و در صورتى كه عنوان جزع بر بعضى از مصاديق، هر چند در بعضى از بلاد صحيح باشد، در استحباب شرعى آن عمل كفايت مىكند، والله الهادى الى سواء السبيل.
4- قرض گرفتن از بانك جهت معالجه
سؤال (530) شخص مبتلا به سرطان شده و پزشكان مرگ او را نزديك تشخيص دادهاند. در اين هنگام عدّهاى از نزديكان اين شخص به او سفارش كردهاند كه مبلغى وام از بانك برداشته تا بعد از خودش فرزندان يتيم او به سختى زندگى مبتلا نشوند و با توجه به اينكه بعضى از بانكهاى موجود در مملكت سعودى بقيهى وام را در صورت فوت شخص مقرض به ورثهى او بخشيده و مابقى را طلب نمىنمايند، آيا اين عمل و گرفتن وام براى شخص مذكور جايز است؟
(بسمه تعالى): گرفتن وام از بانكهاى دولتى جهت بدست آوردن مجهول المالك مانعى ندارد، والله العالم.
5- ساختن متكّاهاى پزشكى به شكل اسباب بازى
سؤال (531) آيا ساختن متكّاهاى پزشكى كه شكل و تركيب ظاهرى آنها به وسيلهى كامپيوتر، به شكل اتوماتيك و به شكل اسباب بازى اطفال ساخته مىشود و گاهى اوقات به شكل خيالى يك موجود زنده مىباشد، جايز است. در صورت حرمت اين عمل، آيا وجهى شرعى براى حلال قراردادن اين عمل وجود دارد. با توجه به اينكه من و بعضى از رفقاى من در ساخت اين وسيله شريك هستيم؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه آنچه ساخته مىشود، به شكل ناقص از موجود زنده بوده و هيئت و شكل كامل آن نباشد، مانعى ندارد، والله العالم.
6- معالجه در بلاد كفر
سؤال (532) حكم معالجه و مداواى بيمار در اماكنى كه اهل آنها از كفار بوده، مانند لندن در صورتى كه دولت هزينه و مبلغ درمان را كاملًا پرداخت نموده و همچنين هزينهى بليط هواپيما و مخارج هتل و به شكل كلى همهى مخارج سفر درمانى را پرداخت كند، چيست؟
(بسمه تعالى): تا زمانى كه اين عمل مستلزم حرام ومحذور شرعى نباشد، مانعى ندارد، والله العالم.
7- ويار در زنهاى باردار
سؤال (533) سؤال راجع به عادت ويار مىباشد كه در زنهاى باردار حاصل مىشود. آيا روايتى راجع به آن وارد شده يا نه؟ و آيا آن يك امر حقيقى و حتمى است كه انسان كه بر اساس آن خلق شده و در صورتى كه حقيقى است، حكمت و علت آن چيست؟ آيا راهى براى برطرف كردن آن وجود دارد؟
(بسمه تعالى): اين مسئله جنبهى شرعى نداشته، با توجه به اينكه اين عادت در همهى زنهاى باردار ديده نمىشود. در صورتى كه زن به خاطر اين
مسئله ميلى به غذاى حلالى پيدا نمود، مىتواند آن را بخورد، والله العالم.
8- باقى ماندهى غذاى مؤمن شفاست
سؤال (534) باقى ماندهى غذاى انسان و حيوانات، هركدام بر حسب طهارت، كراهت و نجاست چه حكمى دارد و باقى ماندهى غذاى مؤمن چگونه مىباشد؟
(بسمه تعالى): باقى ماندهى غذا در همهى حيوانات حلال و پاك مىباشد، مگر باقىماندهى غذاى خوك و سگ و كافرى كه اهل كتاب نباشد، هر چند بنابر احتياط مستحب بايد از باقى ماندهى غذاى كافر اهل كتاب هم اجتناب شود. بله باقى ماندهى حيواناتى كه خوردن گوشت آنها حرام مىباشد، غير از گربه مكروه مىباشد. اما باقى ماندهى غذاى مؤمن شفا بوده، بلكه در بعضى از روايات فرمودهاند كه شفاى هفتاد درد در آن است.
9- معالجه با دعاهايى كه به گردن آويزان مىكنند
سؤال (535) از امام صادق (ع) سؤال شده، راجع به آنچه كه مردم به گردن خود آويزان كرده و يا به همراه دارند كه مشتمل بر دعا و يا اسماء متبركه است. آيا اين امور تقدير خداوند را عوض مىكند. امام (ع)
فرمودند؟ (اين عملها تقدير خداست) لطفاً معناى اين جمله را بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): مراد از اين جمله اين است كه خداوند در اين اشياء تاثيرى قرار داده و بلاى مقدر را به واسطهى آنها رفع مىكند، چنانچه در دعا و كارهاى نيك و ثواب، خداوند اين اثر را قرار داده و اين اثرى را كه خداوند در اين امور قرار داده، از مقدرات پروردگار مىباشد، والله العالم.
10- معالجه با توسل به اهل بيت (عليهم السلام)
سؤال (536) من مريضى هستم كه پزشكان از معالجهى من عاجز و ناتوانند. خواهشمندم كه دعا و يا ذكر و عبادتى كه از اهل بيت (عليهم السلام) براى معالجه رسيده است، بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): توسل به اهل بيت (عليهم السلام) در برطرف شدن مشكلات و سختىها و رفع بلاها و گرفتارىها نفع فراوان داشته و اين ذوات مقدسه نزديكترين و مفيدترين وسايل براى تقرب و نزديكى به خدا مىباشند و ما و همهى مؤمنين مأموريم كه در همهى شئون زندگى به آن بزرگان پناه برده و توسل پيدا كنيم، خداوند شما را شفا و عافيت عنايت فرمايد.