(بسمه تعالى): در صورتى كه آنچه ساخته مىشود، به شكل ناقص از موجود زنده بوده و هيئت و شكل كامل آن نباشد، مانعى ندارد، والله العالم.
6- معالجه در بلاد كفر
سؤال (532) حكم معالجه و مداواى بيمار در اماكنى كه اهل آنها از كفار بوده، مانند لندن در صورتى كه دولت هزينه و مبلغ درمان را كاملًا پرداخت نموده و همچنين هزينهى بليط هواپيما و مخارج هتل و به شكل كلى همهى مخارج سفر درمانى را پرداخت كند، چيست؟
(بسمه تعالى): تا زمانى كه اين عمل مستلزم حرام ومحذور شرعى نباشد، مانعى ندارد، والله العالم.
7- ويار در زنهاى باردار
سؤال (533) سؤال راجع به عادت ويار مىباشد كه در زنهاى باردار حاصل مىشود. آيا روايتى راجع به آن وارد شده يا نه؟ و آيا آن يك امر حقيقى و حتمى است كه انسان كه بر اساس آن خلق شده و در صورتى كه حقيقى است، حكمت و علت آن چيست؟ آيا راهى براى برطرف كردن آن وجود دارد؟
(بسمه تعالى): اين مسئله جنبهى شرعى نداشته، با توجه به اينكه اين عادت در همهى زنهاى باردار ديده نمىشود. در صورتى كه زن به خاطر اين
مسئله ميلى به غذاى حلالى پيدا نمود، مىتواند آن را بخورد، والله العالم.
8- باقى ماندهى غذاى مؤمن شفاست
سؤال (534) باقى ماندهى غذاى انسان و حيوانات، هركدام بر حسب طهارت، كراهت و نجاست چه حكمى دارد و باقى ماندهى غذاى مؤمن چگونه مىباشد؟
(بسمه تعالى): باقى ماندهى غذا در همهى حيوانات حلال و پاك مىباشد، مگر باقىماندهى غذاى خوك و سگ و كافرى كه اهل كتاب نباشد، هر چند بنابر احتياط مستحب بايد از باقى ماندهى غذاى كافر اهل كتاب هم اجتناب شود. بله باقى ماندهى حيواناتى كه خوردن گوشت آنها حرام مىباشد، غير از گربه مكروه مىباشد. اما باقى ماندهى غذاى مؤمن شفا بوده، بلكه در بعضى از روايات فرمودهاند كه شفاى هفتاد درد در آن است.
9- معالجه با دعاهايى كه به گردن آويزان مىكنند
سؤال (535) از امام صادق (ع) سؤال شده، راجع به آنچه كه مردم به گردن خود آويزان كرده و يا به همراه دارند كه مشتمل بر دعا و يا اسماء متبركه است. آيا اين امور تقدير خداوند را عوض مىكند. امام (ع)
فرمودند؟ (اين عملها تقدير خداست) لطفاً معناى اين جمله را بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): مراد از اين جمله اين است كه خداوند در اين اشياء تاثيرى قرار داده و بلاى مقدر را به واسطهى آنها رفع مىكند، چنانچه در دعا و كارهاى نيك و ثواب، خداوند اين اثر را قرار داده و اين اثرى را كه خداوند در اين امور قرار داده، از مقدرات پروردگار مىباشد، والله العالم.
10- معالجه با توسل به اهل بيت (عليهم السلام)
سؤال (536) من مريضى هستم كه پزشكان از معالجهى من عاجز و ناتوانند. خواهشمندم كه دعا و يا ذكر و عبادتى كه از اهل بيت (عليهم السلام) براى معالجه رسيده است، بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): توسل به اهل بيت (عليهم السلام) در برطرف شدن مشكلات و سختىها و رفع بلاها و گرفتارىها نفع فراوان داشته و اين ذوات مقدسه نزديكترين و مفيدترين وسايل براى تقرب و نزديكى به خدا مىباشند و ما و همهى مؤمنين مأموريم كه در همهى شئون زندگى به آن بزرگان پناه برده و توسل پيدا كنيم، خداوند شما را شفا و عافيت عنايت فرمايد.
سؤال (537) من دانشجوى رشتهى پزشكى بوده و مبتلا به يك مريضى وراثتى مىباشم كه به آن كم خونى شديد گفته مىشود، در اين زمينه خواستم كه دارويى ضد ويروس وباى كبدى استفاده نمايم، كه البته قبل از آن بايد يك آزمايش پزشكى انجام مىدادم. بعد از آزمايش معلوم شده كه من مبتلا به وباى كبد از نوع (ب) آن نمىباشم، ولى بعد از آزمايش معلوم شد كه متاسفانه مبتلا به ويروس ديگرى از نوع (ج) مىباشم كه به وسيله خون اين ويروس منتقل مىگردد و گاهى اوقات ممكن است از راه استفاده مسواك و شانه در صورتى كه آلوده به خون شود، اين ويروس منقل گردد. مسئلهاى كه مرا خيلى ناراحت نموده، اين است كه مادرم از اين قضيه باخبر نبوده و نمىدانم كه به او چه بگويم. مادر و پدرم و برادرانم مرا سالم و صحيح مىدانند و از اين قضيه خبرى ندارند. لطفاً براى اين مشكل من نصيحت و موعظهاى بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): از خداوند عافيت و صحت كامل را براى شما مسئلت مىكنم كه او شفا دهندهى مريضان است. شما بايد براى معالجهى خود و شفاى از اين مرض متوسل به اهل بيت (عليهم السلام) گرديده و به آن ذوات مقدسه پناه ببريد كه آنها بهترين وسيله براى تقرب به خداى متعال بوده و در رفع مشكلات توسل به آنها تنها راه است و بر شما واجب نيست كه مريضى خود را به مادر خود بگوييد؛ چون اميد است كه خداوند شما را شفا و عافيت عنايت كند، والله المعين.
تفسير اين جزء از آيهى شريفه(كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ وَ قِيلَ مَنْ راقٍ)را بيان فرماييد؟
آيا آنچه در بعضى از روايات اهل بيت (عليهم السلام) وارد شده كه مضمون آنها تاكيد به قرائت دعا و يا برداشتن بعضى از حرزها جهت رسيدن به امنيت و رفع بيمارى و بدست آوردن شفا مىباشد، صحيح است؟ چگونه بين اين روايات و بين لزوم مراجعه به پزشك و استفاده از اسباب طبيعى در رفع مريضىها بايد جمع نمود؟
(بسمه تعالى): (وقيل من راق) اين جمله كلام آدمىزاد و انسان است هنگامى كه به حالت احتضار و مرگ مىرسد. او در اين حال همه چيز را فراموش نموده و فقط به فكر نفس خود مىباشد. در اين حالت با عجز و ناتوانى مىگويد (من راق) چه كسى مرا شفاء و صحت مىدهد و (ظن انه الفراق) او در اين حال يقين مىكند كه وقت فراق و جدايى از دنيا رسيده و بايد ازخويشان و نزديكانش جدا شود و اين يقين به مرگ و رفتن از دنيا منافات ندارد، با اينكه خداوند او را شفا داده و دوباره صحت و عافيت را به او به خاطر توسل خانواده و يا دوستان و نزديكان و يا به دعاى خودش عنايت فرمايد و آنچه كه در دعاى اهل بيت در خواندن دعا و يا استفادهى بعضى از احراز وارد شده، همه از باب اقتضاء بوده و تاثير آنها به شكل تاثير علت تامه نمىباشد؛ زيرا چه بسا آنچه كه
انسان طلب مىكند به صلاح او نبوده و خداوند به خاطر عدم مصلحتى دعاى او را مستجاب نمىكند و شفا گرفتن با ساير داروها بيشتر از شفايى كه خداوند در قرآن فرموده (و فيه شفاءٌ للناس) نمىباشد. پس مراجعه و رجوع به پزشك معالج به اين احتمال است كه خداوند ارادهى شفاى مريض را با مراجعه به پزشك فرموده، پس در صورتى كه دعا كند و يا مراجعه به پزشك نموده و يا به ائمه (عليهم السلام) توسل نمايد، خداوند او را شفا مىدهد، انشاء الله، والله العالم.
دعاى توسل
كلامى از مرحوم آيت الله العظمى تبريزى (قدس سرّه) راجع به خواندن دعاى توسل:
(بسمه تعالى): همهى مضامين دعاى توسل در نزد ما ثابت بوده و اين دعا هرگز محتاج به سند نمىباشد، خواندن آن دعا مصداق بارز آيهى شريفه (وابتغوا اليه الوسيله) مىباشد و ما وسيلهاى را نزديكتر به خداوند از اهل بيت نمىشناسيم با توجه به اينكه اين دعا را مرحوم علامهى مجلسى نقل نموده و آن را به ائمه (عليهم السلام) نسبت داده است. اضافه بر آنكه اين دعا يكى از مهمترين ادعيه در برطرف شدن حاجات مىباشد كه مورد تجربه هم واقع شده است و هيچ يك از
مؤمنين و متدينين نبايد در آن شك نمايند، والله الهادى الى سواء سبيل.
دعاى توسلى كه در بحار الانوار ذكر شده است.
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل على محمد وآل محمد
اللهم انى اسئلك واتوجه اليك بنبيك نبى الرحمة محمد صلى الله عليه و آله وسلم، يا ابا القاسم، يا رسول الله، يا امام الرحمة، يا سيدنا و مولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهاً عندالله، اشفع لنا عندالله. يا ابا الحسن، يا اميرالمومنين، يا على ابن ابى طالب، يا حجة الله على خلقه، يا سيدنا ومولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهاً عندالله، اشفع لنا عندالله. يا فاطمة الزهراء، يا بنت محمد، يا قرة عين الرسول، يا سيدتنا ومولاتنا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهة عندالله اشفعى لنا عندالله. يا ابا محمد يا حسن ابن على، ايها المجتبى، يابن رسول الله، يا حجة الله على خلقه، يا سيدنا ومولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهاً عندالله، اشفع لنا عندالله. يا ابا عبدالله، يا حسين ابن على،
ايها الشهيد، يابن رسول الله، يا حجة الله على خلقه، يا سيدنا ومولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهاً عندالله، اشفع لنا عندالله. يا اباالحسن، يا على بن الحسين، يا زين العابدين، يابن رسول الله، يا حجة الله على خلقه، يا سيدنا ومولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهاً عندالله، اشفع لنا عندالله. يا ابا جعفر، يا محمد ابن على، ايها الباقر يابن رسول الله، يا حجة الله على خلقه، يا سيدنا ومولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهاً عندالله، اشفع لنا عندالله. يا ابا عبدالله، يا جعفر ابن محمد، ايها الصادق، يابن رسول الله، يا حجة الله على خلقه، يا سيدنا ومولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهاً عندالله، اشفع لنا عندالله. يا اباالحسن، يا موسى ابن جعفر، ايها الكاظم، يابن رسول الله، يا حجة الله على خلقه، يا سيدنا ومولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهاً عندالله، اشفع لنا عندالله. يا اباالحسن، يا على ابن موسى، ايها الرضا، يابن رسول الله، يا حجة الله على خلقه، يا سيدنا ومولانا، انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك الى الله، وقدمناك بين يدى حاجاتنا، يا وجيهاً عندالله، اشفع لنا عندالله.