(مسئله) اگر برداشتن جبيره و شستن عضو ممكن باشد. ولى موجب از بين رفتن وقت باشد، بنابر اظهر بايد تيمم نمايد.
(مسئله) دارويى كه بر روى زخم و جراحت گذاشته مىشود، اگر با خون مخلوط شده و بر روى پوست بچسبد، به شكلى كه رفع آن بعد از بهبودى مستلزم خونريزى و يا جراحت ديگرى باشد، در اين صورت وظيفه تيمم است.
(مسئله) اگر عضو سالم بوده و لكن نجس باشد و امكان تطهير و پاك كردن آن نباشد، بايد تيمم نمايد.
(مسئله) اگر پارچهاى كه بر روى زخم گذاشتهاند، بيشتر از مقدار متعارف نباشد. لازم نيست كه آن را كم كند، چنانچه لازم نيست چيز ديگر يا پارچهى ديگرى روى آن جبيره قرار دهد؛ مگر در صورتى كه جبيره بعد از آنكه روى زخم گذاشته شد، جزيى از زخم محسوب شود كه در اين صورت بايد پارچهى ديگرى روى آن قرار داده، سپس مسح كند.
(مسئله) وضوى جبيره حدث را رفع نموده و همچنين غسل با جبيره رافع آن مىباشد.
(مسئله) شخصى كه با جبيره وضو گرفته، اگر احتمال باقى ماندن عذر خود را تا آخر وقت مىدهد، مىتواند نمازش را در اول وقت بخواند و اگر عذرش در اثناء وقت از بين رفت، نماز و وضو را اعاده بنمايد.
(مسئله) اگر به اعتقاد اينكه عضو شكستهاى دارد و آب برايش ضرر دارد، وضوى جبيره نمايد. ولى بعداً معلوم شود كه عضو شكستهاى نداشته است، وضو و غسلش صحيح نمىباشد. ولى در صورتى كه عضو واقعاً شكسته بوده، ولى بعد از وضوى جبيره معلوم شود كه استعمال آب براى عضو ضرر نداشته است، در اين صورت بنابر ظاهر وضو و غسل هر دو صحيح مىباشد و همچنين اگر به گمان اينكه آب برايش ضرر ندارد غسل نمود، سپس معلوم شد كه آب برايش ضرر داشته و وظيفهى او جبيره بوده است. در اين صورت غسل و وضو صحيح مىباشد، و همچنين در صورتى كه اعتقاد به ضررى بودن آب پيدا نموده، ولى وضو و غسل جبيره نكرده و بعداً معلوم شد كه استعمال آب برايش ضرر نداشته است، ولى صحت در فرض اخير متوقف، بر امكان قصد قربت است كه در اين صورت وضو و غسلش صحيح مىباشد.
(مسئله) در هر موردى كه مكلف شك كند، در اينكه آيا وظيفهى او وضوى جبيره است يا تيمم، بنابر احتياط واجب، بايد بين هر دو جمع نمايد.
سؤال (1) كسى در بعضى از اعضاى وضو كه بايد شسته شود، در هنگام وضو جبيره دارد. آيا لازم است كه حتماً با دست خود ظاهر جبيره را مسح كند، يا مىتواند با اشياء ديگرى مانند؛ يك قطعه ابر يا پنبه ظاهر آن را مسح كند؟
خوئى (قدس سرّه): مسح به هر وسيلهى ديگر هرچند به كف دست نباشد، كفايت مىكند، والله العالم.
سؤال (2) در بيمارستان هنگام معالجهى شكستگى در اعضاء، معمولًا چسب را به مقدار زيادترى از محل شكستگى مىزنند، به شكلى كه مقدارى از عضو سالم زير آن قرار مىگيرد، آيا مسح بر اين مقدار از جبيره كافى است؟
خوئى (قدس سرّه): اگر مقدار مازاد زيادتر از مقدار متعارف بوده و ممكن نباشد، مقدار مازاد را رفع كند و آن مقدار مازاد هم در اعضاى تيمم نباشد، بايد تيمم نمايد و در غير اين صورت بايد بين وضو و تيمم جمع كند، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): مسح بر روى مقدار مازاد، اگر متعارف و معمول باشد، چنانچه در سؤال فرض گرديده، مانعى ندارد.
سؤال (3) اگر در دست مكلف زخمى است كه با باند آن زخم را بسته و پوشانده است، ولى چون قرار گرفتن باند و يا پارچه بر روى زخم ممكن نمىباشد، مگر اينكه چند دور باند را به دور دست بپيچاند و در اين صورت مقدارى از دست كه اطراف زخم و جراحت مىباشد، طبعاً زير پارچه رفته و مستور مىشود. آيا مسح بر روى جبيره نسبت به
اطراف زخمى كه زير پارچه يا باند قرار گرفته، كفايت مىكند، يا بايد اطراف آن را هم بشويد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر مقدار مذكور بقدر متعارف در پيچيدن باند يا پارچه روى زخم باشد، حكم جبيره را داشته و مسح بر روى آن كافى است، والله العالم.
سؤال (4) اگر مقدارى از استخوان دست يا پا از آن جدا شده و يا در حال جدايى است، در اين حال جبيرهاى روى آن نهاده شده، آيا اين عضو حكم اعضاى شكسته شده در غسل و وضوى جبيره را دارد؟
خوئى (قدس سرّه): بله در فرض مذكور محل، حكم عضو شكسته شده را دارد و حكم جبيره جارى است.
سؤال (5) مكلفى كه دستش به خاطر شكستگى به گردنش آويزان شده است، اگر وظيفهاش وضو باشد، چگونه وضو بگيرد؟ و اگر وظيفهى او تيمم و يا نايب گرفتن در تيمم است، كيفيت آن را بيان فرماييد و در صورتى كه شخصى به عنوان نايب پيدا نشود، آيا با يك دست تنها، تيمم صحيح است يا خير؟
خوئى (قدس سرّه): اگر به تنهايى مىتواند وضوى جبيره بگيرد، بايد وضو بگيرد و اگر نمىتواند، بايد شخصى را نايب گرفته و به شكلى كه در رسالهى عمليه گفته شده، وضوى جبيره نمايد. و اگر از وضو
عاجز است، اگر بتواند خودش تيمم نمايد، بايد تيمم كند و اگر نتوانست، بايد نايب گرفته و به همان شكلى كه در تيمم معذور گفته شد، تيمم كند و اگر هيچ كدام برايش ممكن نباشد، با همان يكدست تيمم نمايد.
سؤال (6) شخصى مقدارى از دو دستش و يا تمام صورتش سوخته است و نمىتواند آنها را با دست مسح نموده، يا پارچه بر روى آنها بيندازد. وظيفهى اين شخص هنگام نماز چيست؟
خوئى (قدس سرّه): اگر مىتواند وضوى جبيره انجام دهد، بايد به آن اقدام نمايد و همچنين در صورت وجوب غسل، بايد غسل جبيره كند و در صورت عدم امكان استفاده از آب، به هر نحوى كه توانايى دارد، بايد تيمم نمايد.
تبريزى (قدس سرّه): در فرض مذكور اگر بتواند بعضى از مواضعى را كه آب براى آنها ضرر ندارد، بشويد. وظيفهاش رساندن آب به آنهاست و حكم وضو وغسل جبيره را نسبت به اعضاى سوخته انجام دهد و اگر تيمم را چنانچه كه فرمودند، انجام داد. بنابر احتياط واجب بعد از خوب شدن بايد نمازهايى را كه با آن تيمم خوانده، قضا كند.
سؤال (7) عمل جراحى پلاستيك كه بعضى اوقات ممكن است، مانع از غسل و وضو باشد، داراى چه حكمى است؟
خوئى (قدس سرّه): بايد مانع از رسيدن آب به بدن را، در صورت امكان در اعضاى وضو و غسل، برطرف نمايد. و اگر ممكن نشد، بايد تيمم كند و اگر مانع در اعضاى تيمم هم وجود دارد، بايد بين وضوى جبيره و تيمم جمع كند.
تبريزى (قدس سرّه): اگر رفع مانع امكان داشته باشد، بايد رفع شود و در صورت عدم امكان، اگر مانع در اعضاى وضو باشد. فقط بايد تيمم كند و درصورت وجود مانع حتى در مواضع تيمم، وضو كافى است.
* فصل چهارم: موارد جمع بين وضو و تيمم
سؤال (8) خونى كه بر روى زخم و جراحت خشك شده و برطرف كردن آن به خاطر ترس از جارى شدن خون ممكن نمىباشد. در عين حال نمىتواند پارچهاى روى آن بگذارد؛ زيرا مقدار زيادى از اطراف زخم پوشيده مىشود. وضو و غسل در چنين حالى چگونه است؟
خوئى (قدس سرّه): وظيفه در چنين حالى تيمم مىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): اگر شستن اطراف آن ممكن باشد، هر چند به اين شكل كه عضو را زير شير آب گرفته و انگشت خود را روى زخم بگذارد تا خون نيايد به شكلى كه آب همهى اطراف جراحت را احاطه نمايد، در اين صورت بين وضو و تيمم بنابر احتياط واجب
جمع نمايد و قرار دادن پارچه بر روى زخم و مسح بر آن لازم نمىباشد.
سؤال (9) زخم و جراحتى كه تدريجاً خونريزى دارد، آيا احتياج به گذاشتن جبيره دارد، يا وظيفه تيمم مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): وظيفه در فرض سؤال، تيمم مىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): اگر تطهير اطراف زخم، گرچه با گذاشتن پارچهاى بر روى زخم ممكن باشد، بايد بين وضو و تيمم جمع كند.
سؤال (10) زگيلى كه روى دست ظاهر مىشود و به خاطر آنكه آن را از عضو جدا نمايند، آن را با بندى محكم مىبندند تا اينكه تدريجاً ريشه كن شده، سپس از دست جدا شود، وظيفهى نمازگزار در حال نماز چيست؟
خوئى (قدس سرّه): اگر ممكن باشد كه بند را هنگام وضو و غسل باز نمايد، لازم است آن بند را باز كند تا اينكه آب به محل بسته شده به وسيله بند برسد و اگر از برداشتن بند معذور باشد و محل بند هم در محل مسح نباشد، مانند اطراف انگشتان، بايد تيمم نمايد و هم چنين اگر در كف دست باشد، ولى اگر در محل مسح باشد، بايد بين وضو و تيمم جمع كند.
* فصل پنجم: احكام متفرقه
اول: احكام اشيايى كه مانع رسيدن آب به پوست مىشوند
1- حكم خالكوبى در وضو و غسل
سؤال (11) حكم خال كوبى بر روى پوست كه جديداً در بلاد غرب متعارف شده، در هنگام وضو و غسل چيست؟ آيا مانع از رسيدن آب به عضو مىباشد يا نه؟ لازم به توضيح است كه اين كار به وسيله سوزنى است كه عمل خال كوبى را زير پوست انجام داده و قابل زوال و برطرف كردن نمىباشد؟
(بسمه تعالى): خال كوبى كه زير پوست انجام مىشود، مانع از رسيدن آب به پوست در وضو وغسل نمىباشد، والله العالم.
2- حكم كاشت مو در محل وضو و غسل
سؤال (12) حكم مويى كه بر روى سر كاشته مىشود و رشد و نمو داشته و بعد از كوتاه كردن دوباره رشد مىكند، در وضو وغسل چيست؟ با توجه به اينكه اين موى كاشته شده با موى مصنوعى كه چسبانده شده و هيچ رشد و نموى ندارد، فرق واضح دارد؟
(بسمه تعالى): مسح به مويى كه از قسم اول باشد، در وضو اشكالى ندارد و همچنين در غسل بايد شسته شود. اما مويى كه چسبانده شده، قابل مسح نبوده، بايد در وضو برطرف شود و در غسل هم بايد آب را به زير آن برساند و برطرف كردن آن لازم است.