اطراف زخمى كه زير پارچه يا باند قرار گرفته، كفايت مىكند، يا بايد اطراف آن را هم بشويد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر مقدار مذكور بقدر متعارف در پيچيدن باند يا پارچه روى زخم باشد، حكم جبيره را داشته و مسح بر روى آن كافى است، والله العالم.
سؤال (4) اگر مقدارى از استخوان دست يا پا از آن جدا شده و يا در حال جدايى است، در اين حال جبيرهاى روى آن نهاده شده، آيا اين عضو حكم اعضاى شكسته شده در غسل و وضوى جبيره را دارد؟
خوئى (قدس سرّه): بله در فرض مذكور محل، حكم عضو شكسته شده را دارد و حكم جبيره جارى است.
سؤال (5) مكلفى كه دستش به خاطر شكستگى به گردنش آويزان شده است، اگر وظيفهاش وضو باشد، چگونه وضو بگيرد؟ و اگر وظيفهى او تيمم و يا نايب گرفتن در تيمم است، كيفيت آن را بيان فرماييد و در صورتى كه شخصى به عنوان نايب پيدا نشود، آيا با يك دست تنها، تيمم صحيح است يا خير؟
خوئى (قدس سرّه): اگر به تنهايى مىتواند وضوى جبيره بگيرد، بايد وضو بگيرد و اگر نمىتواند، بايد شخصى را نايب گرفته و به شكلى كه در رسالهى عمليه گفته شده، وضوى جبيره نمايد. و اگر از وضو
عاجز است، اگر بتواند خودش تيمم نمايد، بايد تيمم كند و اگر نتوانست، بايد نايب گرفته و به همان شكلى كه در تيمم معذور گفته شد، تيمم كند و اگر هيچ كدام برايش ممكن نباشد، با همان يكدست تيمم نمايد.
سؤال (6) شخصى مقدارى از دو دستش و يا تمام صورتش سوخته است و نمىتواند آنها را با دست مسح نموده، يا پارچه بر روى آنها بيندازد. وظيفهى اين شخص هنگام نماز چيست؟
خوئى (قدس سرّه): اگر مىتواند وضوى جبيره انجام دهد، بايد به آن اقدام نمايد و همچنين در صورت وجوب غسل، بايد غسل جبيره كند و در صورت عدم امكان استفاده از آب، به هر نحوى كه توانايى دارد، بايد تيمم نمايد.
تبريزى (قدس سرّه): در فرض مذكور اگر بتواند بعضى از مواضعى را كه آب براى آنها ضرر ندارد، بشويد. وظيفهاش رساندن آب به آنهاست و حكم وضو وغسل جبيره را نسبت به اعضاى سوخته انجام دهد و اگر تيمم را چنانچه كه فرمودند، انجام داد. بنابر احتياط واجب بعد از خوب شدن بايد نمازهايى را كه با آن تيمم خوانده، قضا كند.
سؤال (7) عمل جراحى پلاستيك كه بعضى اوقات ممكن است، مانع از غسل و وضو باشد، داراى چه حكمى است؟
خوئى (قدس سرّه): بايد مانع از رسيدن آب به بدن را، در صورت امكان در اعضاى وضو و غسل، برطرف نمايد. و اگر ممكن نشد، بايد تيمم كند و اگر مانع در اعضاى تيمم هم وجود دارد، بايد بين وضوى جبيره و تيمم جمع كند.
تبريزى (قدس سرّه): اگر رفع مانع امكان داشته باشد، بايد رفع شود و در صورت عدم امكان، اگر مانع در اعضاى وضو باشد. فقط بايد تيمم كند و درصورت وجود مانع حتى در مواضع تيمم، وضو كافى است.
* فصل چهارم: موارد جمع بين وضو و تيمم
سؤال (8) خونى كه بر روى زخم و جراحت خشك شده و برطرف كردن آن به خاطر ترس از جارى شدن خون ممكن نمىباشد. در عين حال نمىتواند پارچهاى روى آن بگذارد؛ زيرا مقدار زيادى از اطراف زخم پوشيده مىشود. وضو و غسل در چنين حالى چگونه است؟
خوئى (قدس سرّه): وظيفه در چنين حالى تيمم مىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): اگر شستن اطراف آن ممكن باشد، هر چند به اين شكل كه عضو را زير شير آب گرفته و انگشت خود را روى زخم بگذارد تا خون نيايد به شكلى كه آب همهى اطراف جراحت را احاطه نمايد، در اين صورت بين وضو و تيمم بنابر احتياط واجب
جمع نمايد و قرار دادن پارچه بر روى زخم و مسح بر آن لازم نمىباشد.
سؤال (9) زخم و جراحتى كه تدريجاً خونريزى دارد، آيا احتياج به گذاشتن جبيره دارد، يا وظيفه تيمم مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): وظيفه در فرض سؤال، تيمم مىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): اگر تطهير اطراف زخم، گرچه با گذاشتن پارچهاى بر روى زخم ممكن باشد، بايد بين وضو و تيمم جمع كند.
سؤال (10) زگيلى كه روى دست ظاهر مىشود و به خاطر آنكه آن را از عضو جدا نمايند، آن را با بندى محكم مىبندند تا اينكه تدريجاً ريشه كن شده، سپس از دست جدا شود، وظيفهى نمازگزار در حال نماز چيست؟
خوئى (قدس سرّه): اگر ممكن باشد كه بند را هنگام وضو و غسل باز نمايد، لازم است آن بند را باز كند تا اينكه آب به محل بسته شده به وسيله بند برسد و اگر از برداشتن بند معذور باشد و محل بند هم در محل مسح نباشد، مانند اطراف انگشتان، بايد تيمم نمايد و هم چنين اگر در كف دست باشد، ولى اگر در محل مسح باشد، بايد بين وضو و تيمم جمع كند.
* فصل پنجم: احكام متفرقه
اول: احكام اشيايى كه مانع رسيدن آب به پوست مىشوند
1- حكم خالكوبى در وضو و غسل
سؤال (11) حكم خال كوبى بر روى پوست كه جديداً در بلاد غرب متعارف شده، در هنگام وضو و غسل چيست؟ آيا مانع از رسيدن آب به عضو مىباشد يا نه؟ لازم به توضيح است كه اين كار به وسيله سوزنى است كه عمل خال كوبى را زير پوست انجام داده و قابل زوال و برطرف كردن نمىباشد؟
(بسمه تعالى): خال كوبى كه زير پوست انجام مىشود، مانع از رسيدن آب به پوست در وضو وغسل نمىباشد، والله العالم.
2- حكم كاشت مو در محل وضو و غسل
سؤال (12) حكم مويى كه بر روى سر كاشته مىشود و رشد و نمو داشته و بعد از كوتاه كردن دوباره رشد مىكند، در وضو وغسل چيست؟ با توجه به اينكه اين موى كاشته شده با موى مصنوعى كه چسبانده شده و هيچ رشد و نموى ندارد، فرق واضح دارد؟
(بسمه تعالى): مسح به مويى كه از قسم اول باشد، در وضو اشكالى ندارد و همچنين در غسل بايد شسته شود. اما مويى كه چسبانده شده، قابل مسح نبوده، بايد در وضو برطرف شود و در غسل هم بايد آب را به زير آن برساند و برطرف كردن آن لازم است.
3- حكم رنگ جوهر و مركب در وضو و غسل
سؤال (13) حكم وضو هنگامى كه به دست يا بعضى از اعضاى وضو، مركب يا جوهر خودكار اصابت نموده باشد، چيست؟ آيا برطرف كردن آن لازم است؟ و در صورت عدم امكان برطرف كردن آن، وظيفه چيست؟
(بسمه تعالى): برطرف كردن رنگ از اعضاى وضو لازم نمىباشد، ولى برطرف كردن آنچه كه جرميت داشته و مانع از رسيدن آب باشد، واجب است، والله العالم.
دوّم: حكم عدم قدرت بر شستن اعضاى وضو
سؤال (14) اگر در داخل چشم انسان مرضى باشد كه نمىتواند روى چشم را بشويد، ولى مىتواند روى چشم را با دست مرطوب مسح كند، آيا اين مسح كفايت از شستن مىكند يا بايد تيمم نمايد؟ همچنين اگر مرضى در گوش يا دهان و غير اين اعضا باشد كه توان شستن آنها را ندارد، وظيفه در غسل و وضو را بيان فرماييد؟
خوئى (قدس سرّه): ريختن آب و شستن در فرض مذكور لازم نمىباشد، بلكه اگر آب را هر چند، به شكل مسح نمودن با دست مرطوب بر روى چشم برساند، كافى است.
تبريزى (قدس سرّه): اگر ممكن باشد كه چشمهايش را بسته و روى چشم را بشويد، لازم است اين كار را انجام دهد. در غير اين صورت مجرد
مسح نمودن بر روى چشم، بدون شستن در وضو و غسل، كفايت نمىكند.
مقصد دوّم: غسل
* فصل اوّل: جنابت
مبحث اول: آنچه موجب جنابت مىشود
سؤال (15) براى جلوگيرى از باردارى يكى از روشهاى جديد استفاده از وسيلهاى به نام كاندوم مىباشد. آيا نزديكى با استفاده از وسيلهى ذكر شده، هر چند بدون انزال و بيرون آمدن منى باشد، موجب غسل مىشود؟
(بسمه تعالى): نزديكى به شكل مذكور در سؤال موجب غسل مىشود، هر چند منى خارج نشود، والله العالم.
مبحث دوم: غسل جبيره
سؤال (16) حكم جبيره در وضو، و در همهى غسلها غير از غسل جنابت جارى مىشود. آيا معناى اين مسئله اين است كه وظيفه در صورت عدم امكان برطرف كردن جبيره يا هر مانع ديگرى، تيمم است؟
(بسمه تعالى): آنچه كه در سؤال ذكر شده، صحيح نمىباشد. بلكه غسل جبيره درهمهى غسلها حتى غسل جنابت هم جريان دارد. فقط در
اين مسئله غسل مسح ميت مستثنى شده است. بنابر آنچه ذكر شد، وظيفهى مكلف در فرض مذكور، اگر رفع جبيره ممكن نباشد، تيمم نمىباشد و بنابر احتياط تيمم را با غسل جبيره جمع نمايد، والله العالم.
سؤال (17) اگر داخل گوش شخص جنب مرضى باشد كه آب براى آن ضرر دارد و رساندن آب در هنگام غسل به خارج گوش ممكن نمىباشد؛ مگر به مسح كردن آن محل، تا اينكه آب داخل گوش نشود. آيا اين غسل كافى است يا نياز به تيمم مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر آب را به وسيلهى دست خود به خارج گوش بريزد، به شكلى كه شستن صدق نمايد، كافى است. و مجرد مسح بادست مثل مسح سر و يا پاها در وضو در فرض مذكور كفايت نمىكند و وظيفهى شخص مذكور هم تيمم نمىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): اگر ممكن باشد، چيزى در گوش بگذارد كه آب داخل گوش نشود، بايد حتماً غسل نمايد و اگر ممكن نشد، وظيفهى شخص مذكور تيمم مىباشد.
سؤال (18) مشمع وسيلهاى است كه گاهى اوقات بر روى بعضى اعضاى بدن گذاشته مىشود تا درد آن عضو ازبين برود و يا كم شود. اكنون سؤال اين است كه آيا اين وسيله مانند داروهايى است كه بر روى