مسح نمودن بر روى چشم، بدون شستن در وضو و غسل، كفايت نمىكند.
مقصد دوّم: غسل
* فصل اوّل: جنابت
مبحث اول: آنچه موجب جنابت مىشود
سؤال (15) براى جلوگيرى از باردارى يكى از روشهاى جديد استفاده از وسيلهاى به نام كاندوم مىباشد. آيا نزديكى با استفاده از وسيلهى ذكر شده، هر چند بدون انزال و بيرون آمدن منى باشد، موجب غسل مىشود؟
(بسمه تعالى): نزديكى به شكل مذكور در سؤال موجب غسل مىشود، هر چند منى خارج نشود، والله العالم.
مبحث دوم: غسل جبيره
سؤال (16) حكم جبيره در وضو، و در همهى غسلها غير از غسل جنابت جارى مىشود. آيا معناى اين مسئله اين است كه وظيفه در صورت عدم امكان برطرف كردن جبيره يا هر مانع ديگرى، تيمم است؟
(بسمه تعالى): آنچه كه در سؤال ذكر شده، صحيح نمىباشد. بلكه غسل جبيره درهمهى غسلها حتى غسل جنابت هم جريان دارد. فقط در
اين مسئله غسل مسح ميت مستثنى شده است. بنابر آنچه ذكر شد، وظيفهى مكلف در فرض مذكور، اگر رفع جبيره ممكن نباشد، تيمم نمىباشد و بنابر احتياط تيمم را با غسل جبيره جمع نمايد، والله العالم.
سؤال (17) اگر داخل گوش شخص جنب مرضى باشد كه آب براى آن ضرر دارد و رساندن آب در هنگام غسل به خارج گوش ممكن نمىباشد؛ مگر به مسح كردن آن محل، تا اينكه آب داخل گوش نشود. آيا اين غسل كافى است يا نياز به تيمم مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر آب را به وسيلهى دست خود به خارج گوش بريزد، به شكلى كه شستن صدق نمايد، كافى است. و مجرد مسح بادست مثل مسح سر و يا پاها در وضو در فرض مذكور كفايت نمىكند و وظيفهى شخص مذكور هم تيمم نمىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): اگر ممكن باشد، چيزى در گوش بگذارد كه آب داخل گوش نشود، بايد حتماً غسل نمايد و اگر ممكن نشد، وظيفهى شخص مذكور تيمم مىباشد.
سؤال (18) مشمع وسيلهاى است كه گاهى اوقات بر روى بعضى اعضاى بدن گذاشته مىشود تا درد آن عضو ازبين برود و يا كم شود. اكنون سؤال اين است كه آيا اين وسيله مانند داروهايى است كه بر روى
زخم و جراحت گذاشته شده، يا همانند باند و پارچهاى است كه با آن عضوى را مىبندند تا درد يا ورم آن التيام پيدا نمايد. در اين صورت اگر شخص جنب گرديد، آيا بين انجام غسل و تيمم مخير است؟
خوئى (قدس سرّه): آنچه كه از آن سؤال شده، مانند داروها و يا باندهايى است كه بر روى عضو مجروح گذاشته مىشود. در اين صورت بايد غسل جبيره نموده و اين مورد از موارد تخيير محسوب نمىگردد.
تبريزى (قدس سرّه): بنابر احتياط بايد تيمم را هم به غسل ضميمه نمايد.
سؤال (19) اگر زخم و جراحتى در روى پاى مكلف باشد واز رسيدن آب به آن بترسد. آيا غسل بر او واجب مىشود و در صورتى كه زخم با پارچهاى پوشيده شده باشد، وظيفه چيست؟
(بسمه تعالى): اگر زخم با جبيره پوشيده شده و جبيره هم پاك باشد. بايد روى آن را مسح كند. و اگر زخم پوشيده نيست و يا اينكه زخم پوشيده شده، ولى جبيره نجس باشد، بايد تيمم نمايد، والله العالم.
سؤال (20) آيا بين صورتى كه بتوان جبيره را بدون سختى ومشكل برداشت و بين صورتى كه برداشتن آن مستلزم سختى و گرفتارى است، فرقى وجود دارد؟
(بسمه تعالى): اگر رفع جبيره و برطرف كردن آن ممكن باشد، بايد آن را برداشته و وضو بگيرد. اما در صورتى كه ضررى متوجهى او
مىشود، بايد بر روى جبيره مسح نمايد و اگر اطراف زخم كه از استعمال آب ضرر مىبيند، بيشتر از مقدار متعارف باشد. بايد بنابر احتياط واجب تيمم را هم ضميمه نمايد و اگر در جمع بين وضو و تيمم وقت نماز از بين مىرود، به تيمم تنها اكتفا نمايد.
سؤال (21) اگر دارو بر روى پوست حايل باشد، چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): آلودگىهاى روى پوست كه به واسطهى استعمال دارو پيدا مىشود، حكم جبيره را دارد، والله العالم.
مبحث سوم: احكام غسل جنابت
1- حكم انسان وسواسى در غسل
سؤال (22) شخص وسواسى در غسل جنابت، چند مرتبه غسل را تكرار مىنمايد و اين عمل باعث نگرانى اطرافيان او شده است، به طورى كه آنان اين عمل را موجب ضرر و ايجاد مرض و بيمارى براى او مىدانند. آيا مىتوان براى جلوگيرى از اين ضرر او را وادار نمود كه به جاى غسل تيمم نمايد؟
(بسمه تعالى): واجب است كه به كيفيت متعارف كه ساير مكلفين غسل مىكنند، غسل نمايد و تيمم كفايت نمىكند، والله العالم.
2- احكام بطلان غسل جنابت
سؤال (23) اگر شخصى از جنابت غسل نموده و بعد از گذشت دو ساعت از غسل، در بدن خود مانعى ببيند، با توجه به سؤال حكم مسايل زير را بيان فرماييد؟
الف- اگر غسل نموده و قبل از نماز محدث گردد؟
(بسمه تعالى): در فرض مذكور غسل را اعاده نموده و بنابر احتياط واجب، وضو را هم به آن ضميمه كند.
ب- اگر غسل نموده و بعد از نماز محدث گردد؟
(بسمه تعالى): غسل و نماز را اعاده نموده و بنابر احتياط واجب وضو هم بگيرد.
ج- اگر غسل نموده و نماز خوانده، ولى محدث نشده باشد؟
(بسمه تعالى): غسل را با شستن عضوى كه مانع در آن بوده، تمام مىكند و نمازش را، اگر مىداند كه مانع و حايل قبل از نماز بوده، دوباره مىخواند.
د- اگر در اثناء غسل متوجهى مانع در اعضاء گرديد؟
(بسمه تعالى): محل مانع و حايل را بعد از برطرف كردن مانع شسته و غسل را تمام مىكند.
ه-- حكم روزه شخص مذكور در فرضهاى گذشته چيست؟
(بسمه تعالى): روزهاش صحيح مىباشد.
و- حكم اين غسل در صورت جهل قصورى و تقصيرى چيست؟
(بسمه تعالى): فرقى بين اين دو عنوان وجود ندارد.
ز- آيا وجود مانع و حايل در سر يا طرف راست و يا طرف چپ موجب فرق در مسئله مىشود؟
(بسمه تعالى): اگر مانع در سر و گردن باشد، بايد آن را شسته و شستن بدن را دوباره تكرار نمايد و اما اگر در بقيهى بدن باشد، اگر بين غسل محدث نشده، محل مانع را شسته و غسل را تمام كند، والله العالم.
* فصل دوم: حيض
سؤال (24) زنى كه تخمدان او قطع شده و بنا به گفتهى دكتر ديگر حائض نمىگردد، ولى هنوز به سن يائسگى نرسيده است، اگر خونى را با صفات و خصوصيات حيض ببيند، آيا خون مذكور حيض محسوب مىگردد يا استحاضه؟
خوئى (قدس سرّه): اگر خون مذكور خصوصيات و علايم حيض را دارا بوده و يا در ايام عادت شخص مذكور باشد، حيض محسوب مىگردد.
سؤال (25) خانمى در حيض مضطربه بوده، به صورتى كه عادت ماهيانهى او هر پنچ ماه يكبار، و گاهى در هر شش ماه يكبار مىباشد.
براى برطرف كردن اين حالت، پزشك معالج وى دارويى به اين خانم داده و به او گفته است، در اثناء استعمال اين دارو اين خانم داراى عادت ماهيانه نخواهد بود، ولى اين دارو گاهى اوقات موجب مىشود كه مايعى كم رنگ از او خارج شود. با توجه به آنچه گفته شد، جواب سؤالات زير را مرقوم فرماييد؟
الف- در صورتى كه شك داشته باشد كه مايع بيرون آمده، خون است يا خير، حكم آن چيست؟
ب- در صورتى كه يقين كند كه اين مايع خون است، آيا حيض محسوب مىگردد يا استحاضه؟
ج- به نحو كلى آيا با توجه به گفتهى پزشك كه مريض در اثناء مداوا هرگز خون حيض نمىبيند، مىتوان حكم كرد كه مايع بيرون آمده، خون استحاضه مىباشد؟
(بسمه تعالى): الف- در صورتى كه مايع خارج شده اوصاف حيض و استحاضه را ندارد و يقين به خون بودن آن هم ندارد، چيزى بر او واجب نمىباشد. در اين صورت بنابر احتياط بدن و لباسى را كه به آن مايع آلوده شده، شسته و واجب است براى نماز وضو بگيرد، والله العالم.
ب- در صورتى كه خون داراى صفات و شرايط حيض باشد، محكوم به حيض مىباشد و اگر اوصاف استحاضه را دارد،
استحاضه محسوب مىشود و در غير اين دو صورت بايد محل آلوده شده را شسته و براى نماز وضو بگيرد، والله العالم.
ج- در صورتى كه خون مذكور اوصاف و مشخصات حيض را دارا باشد يا اينكه داراى اوصاف استحاضه باشد، قول پزشك در نفى حيض يا استحاضه اعتبار ندارد، والله العالم.
سؤال (26) خانمى كه داراى عادت وقتيه و عدديه بوده است، ولى در يك ماه به خاطر استفادهى دارو، عادتش فرق كرده و عدد ايام و روزها از عادت هميشگى بيشتر شده است، اين زن در روز نهم از خون پاك شده و غسل نموده و نمازش را هم خوانده است، ولى در روز دهم خونى با مشخصات حيض از او خارج شده، آيا تمام اين خونهايى را كه ديده است، حيض محسوب مىگردد يا اينكه فقط خونهاى ايام عادت هميشگى حيض بوده و بقيه استحاضه محسوب مىشود، هرچند داراى صفات حيض باشد؟
(بسمه تعالى): اگر خون مدتش از ده روز بيشتر شود، مقدار مازاد بر ده روز استحاضه است و مقدارى كه عادت هميشگى او بوده است، حيض محسوب مىگردد و در صورتى كه خون در كمتر از ده روز قطع شود، تمام آنچه را كه ديده، حيض محسوب مىگردد، والله العالم.