سؤال (52) عدّهاى از دانشجويان پزشكى در دانشگاه، گاهى مواقع مجبور مىشوند، جنازههايى را كه براى تشريح آورده مىشود، مس نمايند. با توجه به اينكه آنها دستهاى خود را به وسيلهى دستكشهاى مخصوص پزشكى پوشاندهاند. آيا اين مس موجب غسل مىگردد؟
(بسمه تعالى): غسل مس ميت در فرض مذكور در سؤال، واجب نمىباشد و وجوب غسل در صورتى است كه مانع و حايلى بين دست و بدن ميت نباشد، والله العالم.
سؤال (53) گاهى اوقات قسمتى از بدن بعضى از مريضانى كه مبتلا به سرطان شدهاند، جهت آزمايش به بيمارستان آورده مىشود. آيا مس عضو ذكر شده، موجب غسل مىگردد؟
(بسمه تعالى): مس كردن گوشت قطع شده از بدن انسان زنده، موجب غسل نمىگردد، والله العالم.
مقصد پنجم: احكام نجاسات
* فصل اول: احكام بعضى از نجاسات
1- ادرار
سؤال (54) در صورتى كه مكلف براى پاك شدن مجارى ادرار قرصهايى را مصرف مىكند كه مصرف آنها باعث قرمز رنگ شدن ادرار مىشود. اين مكلف بعد از ادرار استبراء به خرطات نموده و يقين كرده كه
مجراى ادرار تميز شده است ولكن گاهى اوقات مقدارى از اثر قرمزى ادرار بعد از شكستن سر آلت به روى آلت مانده و باعث قرمزى لباس مىشود. آيا اين قرمزى باعث نجاست لباس مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): هر مايعى كه بعد از استبراء از مكلف خارج شود، محكوم به طهارت مىباشد، هرچند قرمز رنگ باشد، مگر در صورتى كه يقين كند، مايع مذكور ادرار است، والله العالم.
سؤال (55) بعضى از دانشجويان پزشكى در دانشگاهها اقدام به ساختن ادرار مصنوعى مىنمايند. اين مايع ساخته شده از جهت علمى و تركيبات شيميايى هيچ فرقى با بول و ادرار انسان ندارد. آيا اين نوع از ادرار مصنوعى نجس مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): مايع مذكور و امثال آن محكوم به طهارت مىباشد، والله العالم.
2- چربى خوك
سؤال (56) آيا شستن بدن با صابونى كه در آن از چربى خوك استفاده شده، جايز است؟ در صورت استفاده، وظيفهى شخص چيست؟
خوئى (قدس سرّه): شستشو با اين صابون اشكالى ندارد، ولى بدن شخصى كه از اين صابون استفاده مىكند، نجس مىگردد.
3- الكل
سؤال (57) موادى كه جهت حفظ و تقويت رشد مو از آن استفاده مىشود، اين مواد چرب نبوده، ولى مقدارى الكل در آن وجود دارد. در صورتى كه معلوم نباشد مواد مذكور از حيوان گرفته شده يا از گياهان، آيا استفاده از آنها جايز مىباشد؟ نماز خواندن در حالى كه از موارد ذكر شده در بدن استفاده شده باشد، چه حكمى دارد؟ با توجه به اينكه مواد ذكر شده، مانع از رسيدن آب به بدن نمىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مورد سؤال، استفاده از مواد ذكر شده، اشكالى ندارد.
سؤال (58) بعضى از اهل خبره مىگويند آب انگور و يا سيبى كه در دسترس مردم مىباشد، محتوى مقدارى از الكل است. به اين معنى كه مجرد فشردن آنها باعث توليد مقدارى از الكل در آنها مىگردد، اگرچه آنها را نجوشانيده و يا از خارج به آن الكل اضافه نشود. آيا اين مقدار از الكل موجب نجاست آن مىگردد؟
(بسمه تعالى): فشردهى انگور و سيب با آنچه كه در سؤال ذكر شده، نجس نمىشود. هر چند فرض كنيم. آنچه گفته شده، صحيح باشد، والله العالم.
سؤال (59) در بسيارى از موارد ديده مىشود كه عطرها و ادكلنهايى در بازارها فروخته مىشود كه در كشورهاى غربى توليد مىشود. آيا
استفاده از آنها با توجه به اينكه معلوم نيست كه محتوى الكل هستند يا نه، چه حكمى دارد و درصورتى كه يقين داشته باشيم كه مشتمل بر الكل مىباشند. آيا استفادهى از آن جايز است و همچنين داروهايى كه مىدانيم مشتمل بر الكل مىباشد، آيا خوردن آنها حرام است؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه عطرهاى ذكر شده مشتمل بر مايعى كه انسان را مست مىكند نباشد، استفاده از آنها اشكالى ندارد.
سؤال (60) حكم استفاده از پمادها و كرمهايى كه در معالجه استفاده مىشود و محتوى الكل مىباشد، چيست؟
(بسمه تعالى): استفاده كردن و ماليدن آنها به بدن اشكالى ندارد و در صورتى كه بداند در داروهاى ذكر شده از مايعى استفاده شده كه انسان را به حسب طبيعت اوليهاش مست مىكند، بايد بدن خود را بعد از استعمال اين داروها تطهير نمايد و در صورتى كه مشتمل بر مايع مست كننده نباشد، تطهير لازم نمىباشد و همچنين در صورتى كه شك كند، مشتمل بر مايع مذكور است يا نه، تطهير لازم نيست، والله العالم.
4- خون
سؤال (61) حكم موادى كه از دهان انسان در حال عطسه به بيرون پرتاب مىشود با توجه به اينكه دندان را با طلا و يا نقره و يا با شيء خارجى ديگر پوشانده باشد و لثهها هم خونريزى دارد، چيست؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه نداند آنچه از دهان به بيرون پرتاب شده، مشتمل بر خون است، مواد و مايعات مذكوره محكوم به طهارت مىباشند و هر چيزى هم كه با مواد ذكر شده ملاقات نمايد، نجس نمىشود، والله العالم.
سؤال (62) اگر كسى بداند كه در دندان و يا دهانش خون وجود دارد، سپس شروع به شستن دندانهايش نموده و آنها را مسواك بزند و بعد از آن دوباره با دقت داخل دهان را شسته است و حتى لبهاى خود را با آب شسته تا يقين نمايد كه اثرى از نجاست در دهان و دندان و حتى لبهايش نمانده، ولى بعد از مدتى مىبيند كه مقدارى از خمير دندان در اطراف دهانش باقى مانده است. در اين صورت حوله و وسايلى كه با آنها تماس داشته، چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه نداند آنچه در اطراف دهانش باقى مانده، مشتمل بر خون است، محكوم به طهارت بوده و تماس حوله و چيزهاى ديگر باعث نجاست آنها نمىگردد، والله العالم.
سؤال (63) خونى كه بر روى پوست خشكيده و منجمد شده است، گاهى اوقات به رنگ سياهى درآمده و گاهى اوقات تقريباً به رنگ پوست در مىآيد. آيا در اين صورت پاك مىشود، با توجه به اين كه كندن آن باعث خونريزى مىشود و در صورتى كه شك كند، آيا اين زخم همان خون سابق است يا نه، اين زخم چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه خون و زخم استحاله شده باشد، محكوم به طهارت مىباشد، والله العالم.
سؤال (64) شخصى كه مبتلا به مرضى در بينى مىباشد و هنگامى كه بينى خود را مىشويد، مقدارى از خون خشك شده، همراه فضولات داخل بينى بيرون مىآيد. اكنون سؤال اين است كه حكم فضولات و اخلاطى كه بدون خون از فضاى بينى بيرون مىآيد، چيست؟ خصوصاً در حالى كه شخص مبتلا به آنفولانزا بوده و اخلاط زيادى از بينى او بدون خون بيرون مىآيد، ولى هنگامى كه آب را داخل بينى كرده و استنشاق مىكند، خون تازه بيرون مىآيد؟
(بسمه تعالى): اخلاطى كه از بينى بيرون مىآيد اگر همراه خون نباشد و به وسيلهى ملاقات با خون هم متغير نشده باشد، محكوم به طهارت مىباشد، والله العالم.
سؤال (65) دستگاهى كه به وسيلهى آن كره و روغن از شير گرفته مىشود. اين دستگاه را ده نفر استفاده كردهاند، به اين كيفيت كه شخص
اول شير خود را داخل دستگاه ريخته و بعد از اتمام، شير را خالى كرده و شخص دوم تا نفر دهم به همين ترتيب شيرهاى خود را داخل آن ريختهاند. بعد از مدتى وقتى كه دستگاه مذكور را براى شستشو باز كردهاند، مقدارى خون داخل آن ديده شده است. هماكنون تكليف شيرها وفرآوردهايى كه از اين دستگاه به دست آمده و معلوم نيست اين خون از شير آخرى است يا از شيرهاى ديگر، آيا همهى شيرها نجس مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مذكور فقط شير آخرى محكوم به نجاست مىباشد و بقيهى شيرها، همگى پاك است.
سؤال (66) آيا مواد تحليلى خون كه به تنهايى از خون جدا شده و تجزيه مىگردد مانند مولكولهاى سفيد رنگ خون يا مولكولهاى قرمز رنگ آن و يا پلاسماى خون به تنهايى محكوم به نجاست مىباشد؟ آيا عمل تحليل و جداسازى مواد تشكيل دهنده، نسبت به خون استحاله محسوب مىگردد؟ و اگر بعد از جداسازى مواد مذكور آنها را داخل كيسههاى مخصوص نموده و به جهت نياز بيماران به آنها تحويل داده شود، چه حكمى دارد؟
(بسمه تعالى): اگر بر اجزاء جدا شده و تجزيه شده، عنوان خون عرفاً صادق نباشد؛ مانند مولكولهاى سفيد رنگ و آنچه در سؤال گفته شده، محكوم به طهارت است.
5- مردار
(مسئله) جزيى كه از بدن انسان زنده جدا مىشود، حكم ميته و مردار را دارد و از حكم مذكور مواردى مانند زگيلها و جوشهايى مانند آبله و پوستهاى مختصر روى لب و زخمهايى كه هنگام بهبودى آنها رسيده و مقدار كمى از پوست كه به ريشههاى مو چسبيده و با آن جدا مىشود و مقدار مختصرى از پوست كه در هنگام خاريدن بدن جدا مىگردد و مانند اينها استثنا شده است و تمامى اين موارد استثناء شده، محكوم به طهارت است.
* فصل دوم: نجاساتى كه وجود آنها در بدن و لباس نمازگزار اشكال ندارد
اوّل: خون جراحات و زخمها و دمبلها وعوارض روى پوست در بدن و لباس نمازگزار تا زمانى كه موارد مذكور بهبود پيدا ننموده است، اشكالى براى نماز ندارد و اين حكم بنابر اقوى در صورتى است كه از بين بردن نجاست خون در بدن و يا لباس مستلزم سختى و مشقت فراوان باشد، ولى در صورتى كه مشقتى براى از بين بردن خون نباشد، از بين بردن آن از بدن و لباس واجب است و اين حكم بنابر اظهر شامل خون بواسير هم مىشود. چه بواسير ظاهر و آشكار و چه مخفى و باطن باشد و همچنين هر زخم و جراحتى، هرچند در باطن بدن بوده، ولى خون آن در خارج بدن ظاهر مىشود، مشمول حكم مذكور مىباشد.