5- مردار
(مسئله) جزيى كه از بدن انسان زنده جدا مىشود، حكم ميته و مردار را دارد و از حكم مذكور مواردى مانند زگيلها و جوشهايى مانند آبله و پوستهاى مختصر روى لب و زخمهايى كه هنگام بهبودى آنها رسيده و مقدار كمى از پوست كه به ريشههاى مو چسبيده و با آن جدا مىشود و مقدار مختصرى از پوست كه در هنگام خاريدن بدن جدا مىگردد و مانند اينها استثنا شده است و تمامى اين موارد استثناء شده، محكوم به طهارت است.
* فصل دوم: نجاساتى كه وجود آنها در بدن و لباس نمازگزار اشكال ندارد
اوّل: خون جراحات و زخمها و دمبلها وعوارض روى پوست در بدن و لباس نمازگزار تا زمانى كه موارد مذكور بهبود پيدا ننموده است، اشكالى براى نماز ندارد و اين حكم بنابر اقوى در صورتى است كه از بين بردن نجاست خون در بدن و يا لباس مستلزم سختى و مشقت فراوان باشد، ولى در صورتى كه مشقتى براى از بين بردن خون نباشد، از بين بردن آن از بدن و لباس واجب است و اين حكم بنابر اظهر شامل خون بواسير هم مىشود. چه بواسير ظاهر و آشكار و چه مخفى و باطن باشد و همچنين هر زخم و جراحتى، هرچند در باطن بدن بوده، ولى خون آن در خارج بدن ظاهر مىشود، مشمول حكم مذكور مىباشد.
(مسئله) همانگونه كه خون مذكور اشكالى در نماز ايجاد نمىكند. همچنين مايع زرد رنگى كه گاهى اوقات از زخم و جراحت بيرون آمده و با خون آغشته مىگردد، در بدن و در لباس نمازگزار مشكلى ايجاد نمىكند. همچنين حكم ذكر شده، شامل دارويى كه مكلف آن را بر روى زخم و جراحت مىگذارد و آن دارو با خون آغشته مىشود، مىگردد و در صورتى كه بدن عرق كرده، و عرق در موضع زخم و جراحت باشد و با خون آن ملاقات نمايد، مشمول حكم ذكر شده مىباشد و اگر محل عرق كرده، در جايى از بدن باشد كه مىتوان آن را با پارچه پوشاند و از عرق كردن آن جلوگيرى كرد. بنابر احتياط مستحب آن محل را با پارچه و يا دستمالى ببندد.
(مسئله) در صورتى كه جراحات و زخمهاى بدن متعدد باشد، ولى چون نزديك هم هستند در عرف مردم آن را يك زخم مىدانند. در اين مورد حكم يك زخم را دارد؛ بنابراين اگر مقدارى از اين زخم بهبود پيدا نمود، شستن آن تا زمانى كه همهى آن بهبود پيدا ننموده، لازم نمىباشد.
(مسئله) در صورتى كه مكلف شك كند، خونى كه در بدن و يا لباس اوست از خونى است كه در مسايل بالا ذكر شد يا خون ديگرى است، بايد از آن اجتناب نمايد.
مورد دوم: خونى كه در بدن و لباس نمازگزار كمتر از گردى درهم بغلى باشد و حكم مذكور مختص به خونى است كه خون حيوان نجس
العين و خون مردار و خون حيوانى كه خوردن گوشت آن حرام است، نباشد و در موارد مذكوره بايد از آن اجتناب گردد و بنابر احتياط واجب خون حيض و نفاس و استحاضه و مايعى كه با خون ملاقات نموده و متنجس شده است ملحق به اين خونها مىشود، و حكم خون در مسئله ذكر شده را ندارد و بايد از آن اجتناب شود.
(مسئله) در صورتى كه خون از يك طرف لباس به طرف ديگر سرايت كند. يك خون محسوب مىگردد، ولى در صورتى كه از لباس به آستر آن سرايت نمايد، دو خون محسوب مىگردد و بايد ملاحظه نمود كه اگر مجموع آنچه كه به لباس و آستر رسيده، كمتر از درهم بغلى باشد. اجتناب لازم نيست و اگر بيشتر شد، بايد از آن اجتناب نمود.
(مسئله) در صورتى كه خون به لباس رسيده و يا با چيز ديگرى مانند آن ملاقات نمايد، بايد از آن اجتناب نمود.
(مسئله) در صورتى كه در مقدار خونى كه به لباس رسيده، مردد گردد، كه آيا كمتر از درهم بغلى است يا بيشتر، بايد از آن اجتناب نمايد و در صورتى كه مقدار خون كمتر باشد، ولى مكلف شك كند كه آيا خونى است كه اجتناب از آن لازم نيست يا از خونهايى است كه بايد از آن اجتناب شود، در اين صورت اجتناب از خون مذكور لازم نمىباشد و در صورتى كه بعد از نماز بفهمد، خون مذكور از خونهايى است كه بايد از آنها اجتناب شود، خواندن دوبارهى نماز لازم نمىباشد.
(مسئله) بنابر احتياط واجب در تشخيص مقدار درهم، بايد به مقدار گردى سر انگشت سبابه اكتفا نمايد.
قسمت اول: عبادات
احكام نماز
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقصد اول: نمازهاى روزانه
* فصل اول: وقت نمازهاى روزانه
سؤال (67) در منهاج الصالحين در بيان وقت نماز عشاء اينگونه گفته شده، (اما كسى كه به خاطر خواب، فراموشى، حيض و يا غير اين موارد، نماز را در وقت متعارف نخوانده، وقت نماز براى اين شخص تا طلوع فجر صادق امتداد دارد و به اندازهى خواندن يك نماز چهار ركعتى از آخر وقت ذكر شده، اختصاص به نماز عشا دارد) با توجه به اين مسئله حكم دو سؤال زير را بيان فرماييد؟
أ- آيا در صورتى كه زن مستحاضه بوده و احتمال مىدهد كه در نيمه شب خون استحاضه قطع مىگردد، به همين جهت نماز را تأخير مىاندازد. آيا اين تأخير جايز است؟
ب- آيا در صورتى كه در اعضاى وضو يا غسل زخم و جراحتى وجود داشته باشد و مكلف انتظار مىكشد كه آنها بهبود پيدا نمايد و احتمال مىدهد كه اين زخمها بعد از نيمه شب بهبود پيدا كند. آيا مىتواند نماز را تا نيمه شب تأخير اندازد؟
(بسمه تعالى): دو موردى كه در سؤال مطرح گرديده، از موارد اضطرار محسوب نمىگردد و در اين دو فرض، تأخير انداختن نماز تا نيمه شب جايز نمىباشد، والله العالم.
تتميم: نماز در هيچ حالى ترك نمىشود
سؤال (68) در صورتى كه مكلف مبتلا به پروستات بوده و بعد از عمل جراحى براى دفع ادرار لولهاى به آلت تناسلى شخص مذكور وصل نمودهاند تا ادرار از آن لوله، داخل كيسهاى كه به آن وصل شده است، ريخته و در آن جمع گردد كه در اين حال براى شخص مذكور امكان تطهير و شستن محل ملاقات نجاست با لولهى مذكور نمىباشد، آيا نماز در اين فرض بر مكلف واجب است؟
خوئى (قدس سرّه): نماز در فرض مذكور واجب است و در هيچ حالى نبايد نماز ترك گردد.
سؤال (69) در صورتى كه در كف دست مكلف سرم خوراكى وصل نموده و به وسيلهى آن، سرم خوراكى وارد بدن او مىشود، تكليف شخص مذكور در هنگام نماز چيست؟
(بسمه تعالى): به هر شكلى كه مىتواند، بايد نماز را بخواند، والله العالم.
سؤال (70) در صورتى كه مريض زير دستگاه تنفس مصنوعى بسترى گشته، ولى داراى درك و هوش كامل مىباشد. در فرض مذكور كه