این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقصد اول: نمازهاى روزانه
* فصل اول: وقت نمازهاى روزانه
سؤال (67) در منهاج الصالحين در بيان وقت نماز عشاء اينگونه گفته شده، (اما كسى كه به خاطر خواب، فراموشى، حيض و يا غير اين موارد، نماز را در وقت متعارف نخوانده، وقت نماز براى اين شخص تا طلوع فجر صادق امتداد دارد و به اندازهى خواندن يك نماز چهار ركعتى از آخر وقت ذكر شده، اختصاص به نماز عشا دارد) با توجه به اين مسئله حكم دو سؤال زير را بيان فرماييد؟
أ- آيا در صورتى كه زن مستحاضه بوده و احتمال مىدهد كه در نيمه شب خون استحاضه قطع مىگردد، به همين جهت نماز را تأخير مىاندازد. آيا اين تأخير جايز است؟
ب- آيا در صورتى كه در اعضاى وضو يا غسل زخم و جراحتى وجود داشته باشد و مكلف انتظار مىكشد كه آنها بهبود پيدا نمايد و احتمال مىدهد كه اين زخمها بعد از نيمه شب بهبود پيدا كند. آيا مىتواند نماز را تا نيمه شب تأخير اندازد؟
(بسمه تعالى): دو موردى كه در سؤال مطرح گرديده، از موارد اضطرار محسوب نمىگردد و در اين دو فرض، تأخير انداختن نماز تا نيمه شب جايز نمىباشد، والله العالم.
تتميم: نماز در هيچ حالى ترك نمىشود
سؤال (68) در صورتى كه مكلف مبتلا به پروستات بوده و بعد از عمل جراحى براى دفع ادرار لولهاى به آلت تناسلى شخص مذكور وصل نمودهاند تا ادرار از آن لوله، داخل كيسهاى كه به آن وصل شده است، ريخته و در آن جمع گردد كه در اين حال براى شخص مذكور امكان تطهير و شستن محل ملاقات نجاست با لولهى مذكور نمىباشد، آيا نماز در اين فرض بر مكلف واجب است؟
خوئى (قدس سرّه): نماز در فرض مذكور واجب است و در هيچ حالى نبايد نماز ترك گردد.
سؤال (69) در صورتى كه در كف دست مكلف سرم خوراكى وصل نموده و به وسيلهى آن، سرم خوراكى وارد بدن او مىشود، تكليف شخص مذكور در هنگام نماز چيست؟
(بسمه تعالى): به هر شكلى كه مىتواند، بايد نماز را بخواند، والله العالم.
سؤال (70) در صورتى كه مريض زير دستگاه تنفس مصنوعى بسترى گشته، ولى داراى درك و هوش كامل مىباشد. در فرض مذكور كه
دستگاه مذكور از تكلم مريض جلوگيرى مىكند، چگونه نماز بخواند و در صورتى كه به بازوى او سرم خوراكى وصل باشد، چگونه وضو و يا غسل نمايد؟
خوئى (قدس سرّه): در صورت اول بايد نماز را با اشاره و خطور قلبى بخواند و در فرض دوم اگر از گرفتن وضو معذور بوده و توانايى ندارد، بايد تيمم نمايد.
سؤال (71) در صورتى كه به خاطر سفارش پزشك حاذقى مريض را در بخش مخصوص بسترى كرده و به او توصيهى اكيد به استراحت مطلق شده است؛ مثل مواردى كه مريض مبتلا به كسالت قلبى است، در فرض مذكور وظيفهى نماز او چگونه است؟
خوئى (قدس سرّه): شخص مذكور در حال نشسته نماز مىخواند و براى ركوع و يا سجود اشاره مىكند، والله العالم.
* فصل دوم: شرايط نماز و اجزاى آن
1- پاكى لباس و بدن
سؤال (72) شخصى مبتلا به مرضى است كه توانايى نگهدارى ادرارش را ندارد، به همين جهت كيسهاى به خود بسته كه ادرار داخل آن جمع شود، حكم نماز اين شخص را بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه وقت كافى براى پاك كردن لباس و بدن و يا خواندن نماز را دارد، بايد به وظيفهى خود عمل نمايد و در صورتى كه وقت براى آنچه كه ذكر شد، ندارد، در هر وقتى كه مىتواند نماز بخواند، والله العالم.
سؤال (73) دندانهاى مصنوعى كه از بدن مردار يا حيوانى كه ذاتاً نجس مىباشد، ساخته شده، آيا با آنها مىتوان نماز خواند و غذا خورد؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه دندانهاى مصنوعى از مردار و يا حيوانى باشد كه نجس العين مىباشد؛ مثل سگ و يا خوك، نماز خواندن با آنها جايز نمىباشد و خوردن غذا با آنها اگر از حيوان نجس العين باشد، جايز نيست.
سؤال (74) خونى كه از لابلاى دندان در حال نماز خارج مىشود، چه حكمى دارد؟ و همچنين اگر در حال نماز خونى از دهان انسان خارج شود، آيا بايد نماز را قطع نموده و دهان را تطهير كرد؟ با توجه به اين كه بعضى اشخاص در طول ماه مبتلا به اين خونريزى بوده، به شكلى كه در بعضى مواردى دچار حرج و سختى شديد مىگردند؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه بداند آنچه خارج شده خون مىباشد، بايد آن را بيرون ريخته و بلعيدن و پايين بردن آن جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه خون به قدرى كم است كه در آب دهان مستهلك مىگردد و در صورتى كه نمىداند آنچه خارج شده است، خون
است يا نه، فرو بردن آن مشكلى ندارد و در صورتى كه خون ريزى در اثناء نماز باشد. اگر بتواند به شكلى آن را بيرون بريزد كه ظاهر لبها نجس نشود، بايد آن را بيرون بريزد و در صورتى كه ظاهر لبها نجس مىشود. اگر وقت نماز وسعت داشته باشد، بايد نماز را قطع نمود و لبها را تطهير كند و در صورتى كه وقت نماز تنگ باشد، بايد در صورت امكان در بين نماز و در صورتى كه صورت نماز به هم نخورد، لبها را تطهير نمايد و در صورت عدم امكان نماز را با همان لب نجس تمام كند، والله العالم.
سؤال (75) اگر انسانى به خاطر مرض دارويى را بر روى شكم گذاشته كه در هنگام نماز مكان دارو نجس مىباشد و اگر بخواهد محل دارو را بشويد، دارو از بين رفته و بايد دوباره داروى ديگرى بخرد و استفاده كند كه اين خريد مجدد براى او ممكن نمىباشد، آيا مىتواند با همان بدن نجس نماز را بخواند؟
(بسمه تعالى): نماز خواندن با نجاست در صورتى كه رفع نجاست از بدن براى شخص مريض سخت و دشوار باشد، مشكلى ندارد. همچنين اگر تطهير نمودن بدن از جهات ديگرى غير ازجهت ذكر شده، مستلزم حَرَج و سختى بر مكلف باشد، والله العالم.
2- قيام و ايستادن در حال نماز
(مسئله) در صورتى كه قادر به ايستادن در نماز باشد، هر چند به حالت خميده و يا به حالت باز گذاشتن دو پا، بايد ايستاده نماز بخواند و در صورت عاجز بودن از آنچه گفته شد، نشسته نماز بخواند. و در حال نشسته هم بايد كاملًا بدن صاف بوده و به چيزى تكيه نداده و طمأنينه و آرامش بدن را حفظ نمايد. به همان نحوى كه در حال ايستاده گفته شد. آنچه گفته شد، در حال امكان بوده و در صورت عدم امكان بايد تا آنجايى كه توانايى دارد، در مراعات شروط نماز تلاش نموده و اگر نتوانست نشسته نماز بخواند، به حالت خوابيده به طرف راست در حالى كه صورتش رو به قبله باشد؛ مانند شخصى كه دفن مىشود نماز بخواند و در صورت عدم امكان خوابيدن به طرف راست به طرف چپ بخوابد و در صورت عدم امكان آن به طرف قبله دراز كشيده، به شكلى كه پاهاى او رو به قبله باشد؛ مانند شخص محتضر نماز را بخواند و بنابر احتياط واجب بايد براى ركوع و سجود اشاره نمايد و بنابر احوط اولى بايد اشاره براى سجده به شكلى باشد كه سر نمازگزار بيشتر از اشاره براى ركوع پايين بيايد و در صورت عجز از اشاره با سر، با دو چشم خود اشاره كند.
(مسئله) در صورتى كه براى ايستادن در نماز توانايى داشته، ولى براى ركوع توانايى ندارد. بايد ايستاده نماز خوانده و ركوع را در حالت نشسته بجا آورد و همچنين در سجده، بايد نماز را ايستاده خوانده، و به حالت
نشسته سجده نمايد و در صورت امكان سجده در حال نشسته، بايد براى آن اشاره نمايد.
(مسئله) اگر در بعضى از اجزاء نماز قدرت بر ايستادن داشته و در بعض ديگر قادر بر آن نمىباشد، واجب است تا آنجايى كه مىتواند ايستاده نماز خوانده و در هر جاى نماز كه از ايستادن عاجز شد، بنشيند و در هر جاى نماز كه بعد از نشستن احساس كرد، قدرت بر ايستادن دارد، بايد دوباره ايستاده و نماز را ادامه دهد. لازم نيست آنچه را كه در حال نشسته خوانده، دوباره تكرار نمايد. به همين جهت اگر در حال نشسته حمد را خواند، سپس بعد از آن قدرت بر قيام پيدا نمود، بايد ايستاده، سپس به ركوع رفته و لازم نمىباشد كه قرائت را دوباره تكرار كند. آنچه كه ذكر شد مخصوص به موردى است كه وقت نماز تنگ باشد. اما در صورتى كه وقت نماز وسعت داشته باشد و در صورتى كه عذر نمازگزار تا آخر وقت ادامه داشته باشد، نماز احتياج به تكرار و اعاده ندارد. در صورتى كه عذر نمازگزار استمرار نداشته باشد. زمانى كه قرائت را در حال نشسته بجا آورد، و بعد از آن قدرت بر قيام پيدا نموده و هنوز هم به ركوع نرفته باشد، بايد دوباره قرائت را در حال قيام تكرار نمايد. در صورتى كه تكرار قيام ممكن نباشد و در صورتى كه قيام فوت شده، قيام ركنى باشد، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر قيام ركنى نباشد، تكرار لازم نمىباشد.