بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 98

2- قيام و ايستادن در حال نماز

(مسئله) در صورتى كه قادر به ايستادن در نماز باشد، هر چند به حالت خميده و يا به حالت باز گذاشتن دو پا، بايد ايستاده نماز بخواند و در صورت عاجز بودن از آنچه گفته شد، نشسته نماز بخواند. و در حال نشسته هم بايد كاملًا بدن صاف بوده و به چيزى تكيه نداده و طمأنينه و آرامش بدن را حفظ نمايد. به همان نحوى كه در حال ايستاده گفته شد. آنچه گفته شد، در حال امكان بوده و در صورت عدم امكان بايد تا آنجايى كه توانايى دارد، در مراعات شروط نماز تلاش نموده و اگر نتوانست نشسته نماز بخواند، به حالت خوابيده به طرف راست در حالى كه صورتش رو به قبله باشد؛ مانند شخصى كه دفن مى‌شود نماز بخواند و در صورت عدم امكان خوابيدن به طرف راست به طرف چپ بخوابد و در صورت عدم امكان آن به طرف قبله دراز كشيده، به شكلى كه پاهاى او رو به قبله باشد؛ مانند شخص محتضر نماز را بخواند و بنابر احتياط واجب بايد براى ركوع و سجود اشاره نمايد و بنابر احوط اولى بايد اشاره براى سجده به شكلى باشد كه سر نمازگزار بيشتر از اشاره براى ركوع پايين بيايد و در صورت عجز از اشاره با سر، با دو چشم خود اشاره كند.

(مسئله) در صورتى كه براى ايستادن در نماز توانايى داشته، ولى براى ركوع توانايى ندارد. بايد ايستاده نماز خوانده و ركوع را در حالت نشسته بجا آورد و همچنين در سجده، بايد نماز را ايستاده خوانده، و به حالت‌


صفحه 99

نشسته سجده نمايد و در صورت امكان سجده در حال نشسته، بايد براى آن اشاره نمايد.

(مسئله) اگر در بعضى از اجزاء نماز قدرت بر ايستادن داشته و در بعض ديگر قادر بر آن نمى‌باشد، واجب است تا آنجايى كه مى‌تواند ايستاده نماز خوانده و در هر جاى نماز كه از ايستادن عاجز شد، بنشيند و در هر جاى نماز كه بعد از نشستن احساس كرد، قدرت بر ايستادن دارد، بايد دوباره ايستاده و نماز را ادامه دهد. لازم نيست آنچه را كه در حال نشسته خوانده، دوباره تكرار نمايد. به همين جهت اگر در حال نشسته حمد را خواند، سپس بعد از آن قدرت بر قيام پيدا نمود، بايد ايستاده، سپس به ركوع رفته و لازم نمى‌باشد كه قرائت را دوباره تكرار كند. آنچه كه ذكر شد مخصوص به موردى است كه وقت نماز تنگ باشد. اما در صورتى كه وقت نماز وسعت داشته باشد و در صورتى كه عذر نمازگزار تا آخر وقت ادامه داشته باشد، نماز احتياج به تكرار و اعاده ندارد. در صورتى كه عذر نمازگزار استمرار نداشته باشد. زمانى كه قرائت را در حال نشسته بجا آورد، و بعد از آن قدرت بر قيام پيدا نموده و هنوز هم به ركوع نرفته باشد، بايد دوباره قرائت را در حال قيام تكرار نمايد. در صورتى كه تكرار قيام ممكن نباشد و در صورتى كه قيام فوت شده، قيام ركنى باشد، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر قيام ركنى نباشد، تكرار لازم نمى‌باشد.


صفحه 100

(مسئله) در صورتى كه مكلف قدرت بر قيام را، تنها در يكى از دو جزء سابق و لاحق دارد؛ به اين معنى كه فقط قدرت بر ايستادن در يكى از دو جزء را داشته و هر دو را نمى‌تواند ايستاده بجا آورد، در اين صورت بايد جزء سابق و اوّل را ايستاده خوانده و دومى را نشسته بخواند، هرچند جز سابق ركن نبوده و جزء لاحق و دوم ركن باشد.

سؤال (76) در صورتى كه ايستادن در نماز متوقف بر اين باشد كه از شخصى كمك بطلبد. آيا كمك طلبيدن واجب است. و در صورتى كه شخص در ايستادن او را كمك كند، آيا نمازش صحيح مى‌باشد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه ايستادن در نماز متوقف به كمك طلبيدن از شخص ديگر و يا تكيه كردن بر ديوار و مثل آن باشد، واجب است آن را انجام داده و نمازش صحيح مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (77) در صورتى كه نمازگزار توانايى ايستادن در نماز را داشته و فقط در ركعت آخر عاجز مى‌شود. آيا بايد از ابتداء نماز را نشسته بخواند و يا اينكه بايد فقط ركعت آخر را نشسته، و بقيه را با حالت ايستاده بجا آورد؟

(بسمه تعالى): شخص مذكور بايد نماز را از ابتداء ايستاده خوانده و فقط براى ركعت آخر كه عاجز شده، بنشيند، والله العالم.

سؤال (78) عمل جراحى ديسك كمر انجام داده‌ام و پزشكان بعد از عمل جراحى دستوراتى جهت بهبودى سريع به من داده‌اند كه بعضى از


صفحه 101

آنها مربوط به نماز مى‌باشد. طبق دستور پزشك به مدت شش و يا هفت ماه بايد نماز خود را نشسته بخوانم و از هر گونه خم و يا راست شدن و حركاتى كه موجب فشار به كمر مى‌شود، ممنوع گرديده‌ام. اكنون سؤال من اين است كه اگر بر روى صندلى نشسته و براى ركوع با سر اشاره كنم و بعد از قرائت ذكر ركوع، با بستن چشم به سجده اشاره نموده و احتياطاً مهر را به پيشانى گذاشته و نماز را به اين كيفيت تمام كنم. آيا اين نماز صحيح مى‌باشد؟

(بسمه تعالى): نماز شما به اين كيفيت بايد باشد كه شما براى ركوع سر خود را مقدارى پايين آورده و براى سجود هم همين عمل را انجام دهيد، ولى در اشاره به سجده، بايد سر را مقدارى پايين‌تر بياوريد، خداوند شما را عافيت عنايت فرمايد، والله العالم.

3- احكام قرائت‌

(مسئله) خواندن سوره در نمازهاى واجب يوميه از شخص مريض و همچنين كسى كه عجله دارد و كسى كه از چيزى مى‌ترسد، كه در صورت خواندن سوره مبتلا به آن گردد و كسى كه در تنگى وقت نماز مى‌خواند، برداشته شده ولازم نمى‌باشد و بنابر احتياط مستحب دردو قسم اول بايد اقتصار نمايد. به صورتى كه خواندن سوره براى او مشقت و گرفتارى داشته باشد و بنابر اظهر وجود ضرورت عرفى در سقوط سوره كافى مى‌باشد.


صفحه 102

سؤال (79) حكم كسى كه بمدت ده سال قدرت بر صحبت كردن نداشته و نمازهايش را ترك نموده، چيست؟

(بسمه تعالى): شخص مذكور حكم انسان‌هاى لال را داشته و بايد با اشاره نمازهايش را بخواند و در صورتى كه در مدت ذكر شده، نماز را ترك كرده، لازم است، نمازهاى نخوانده را قضا نمايد، والله العالم.

4- ركوع‌

(مسئله) در صورتى كه مكلف به تنهايى قادر به ايستادن در نماز نباشد، بايد به چيزى كه او را در ايستادن كامل كمك كند تكيه دهد و در صورت عجز از آن بايد بقدر امكان ايستاده و براى ركوع در حالى كه ايستاده، اشاره نمايد و در صورتى كه امر داير شود بين اينكه نشسته ركوع نمايد و يا اينكه در حال قيام اشاره به ركوع كند بنابر اظهر بايد نشسته ركوع نمايد و بنابر اولى نماز را دوبار خوانده، يك بار با ركوع نشسته و يك بار با اشاره در حال ايستاده و در حال اشاره، بايد اشاره در صورت امكان با سر باشد و در صورت عدم امكان با بستن دو چشم، اشاره به ركوع نموده و با باز كردن آنها اشاره به تمام شدن و برخواستن از ركوع نمايد.

5- سجود

(مسئله) در صورتى كه مكلف از سجده‌ى كامل عاجز باشد، بايد بقدرى كه امكان داشته خم شود و مهر را بر روى پيشانى خود قرار دهد


صفحه 103

و ساير اعضاى را كه در سجده بايد بر زمين قرار گيرد، بر روى زمين قرار دهد. و در صورتى كه اصلًا امكان خم شدن براى او نباشد و يا اينكه بمقدارى توانايى خم شدن دارد كه با آن مقدار سجده محقق نمى‌گردد، بايد با سر خود اشاره نمايد و در صورت عدم امكان با دوچشم خود به سجده اشاره نمايد و در صورت عدم امكان بايد با دست خود به سجده اشاره كرده و در هنگام اشاره سجده را نيت نمايد و بنابر احتياط مستحب مهر را بر روى پيشانى گذاشته و اعضاى ديگر را در محل خود قرار دهد. اگر چه بنابر اظهر اين عمل آخر واجب نمى‌باشد.

(مسئله) در صورتى كه در پيشانى نمازگزار زخمى باشد كه مانع از گذاشتن پيشانى بر روى مهر است. در صورتى كه اين زخم همه‌ى پيشانى را نگرفته، بايد جاى سالم پيشانى را بر روى مهر گذاشته و سجده كند و در صورتى كه زخم تمام پيشانى را گرفته، بايد به يكى از دو گوشه‌ى پيشانى سجده كند و بنابر احتياط مستحب گوشه‌ى راست را مقدم نمايد. و بنابر احتياط واجب، بايد هم سجده به گوشه‌ى پيشانى نموده و هم سجده به چانه نمايد، هر چند اين احتياط مستلزم تكرار نماز باشد و در صورتى كه سجده به گوشه‌ى پيشانى ممكن نباشد، بايد با چانه‌ى خود سجده نموده و در صورت عدم امكان سجده با چانه، با سر خود اشاره به سجده نموده يا با چشم خود، چنانچه تفصيل آن در مسايل گذشته ذكر شد.


صفحه 104

سؤال (80) شخصى كه وظيفه‌ى او در نماز اشاره كردن بجاى سجده مى‌باشد، در صورتى كه مكان بلندى را درست نموده و مى‌تواند مهر را بر روى آن بگذارد، وظيفه‌اش در نماز چيست؟

(بسمه تعالى): بلند نمودن محل سجده و سجده كردن بر روى مكان بلندى كه مهر را بر روى آن گذاشته و بر آن سجده مى‌كند، در صورت امكان مقدم بر ايجاد اشاره مى‌باشد و شخص عاجز با تمكن از طريق دوم، وظيفه‌ى ايجاد اشاره را ندارد، والله العالم.

سؤال (81) شخصى كه پزشك به خاطر مرضى در چشم، او را از طولانى شدن سجده منع نموده، اگر به نماز جماعت حاضر شود، توانايى همراهى با امام را در همه‌ى سجده ندارد. در اين صورت آيا مى‌تواند زود تر از امام سر از سجده برداشته و در حال نشسته منتظر امام بماند. و يا اينكه بايد ديرتر از امام به سجده رفته و به اندازه‌ى مقدار واجب امام را در سجده درك نمايد؟

خوئى (قدس سرّه): با توجه به آنچه كه ذكر شده، در نماز جماعت نمى‌تواند حاضر شود و بايد نماز را به شكل فرادا بجا آورد، ولى در صورت و فرض آخر مى‌تواند اقتداء نمايد.


صفحه 105

* فصل سوم: مبطلات نماز

يكى از مبطلات نماز خروج حدث از انسان مى‌باشد و فرقى بين حدث اصغر و اكبر در اين حكم نمى‌باشد. همچنين خروج حدث در اثناء نماز چه عمدى و چه سهوى مبطل نماز بوده، ولى در صورتى كه قبل از سلام نماز سهواً از او حدثى خارج شده، در صورتى كه سلام را فراموش نموده، بنابر ظاهر نمازش صحيح بوده و حكم مذكور، يعنى مبطل بودن حدث در اثناء نماز در موارد مسلوس و مبطون و مانند اينها و مستحاضه استثناء شده است، چنانچه گذشت.

مقصد دوم: قضاى نماز

(مسئله) در صورتى كه پسر بچه بالغ و مجنون و ديوانه عاقل گردد و شخص بيهوشى به هوش آيد، در صورتى كه در اثناء وقت نماز باشد. اين اشخاص بايد نماز را، هرچند به اندازه‌ى يك ركعت از وقت نماز را درك كنند، بخوانند و در صورتى كه با فرض امكان از خواندن نماز در وقت آن را ترك كنند، بايد بعد از وقت قضا نمايند و همچنين حائض و زنى كه از نفاس پاك گرديده، در صورتى كه عذرشان در اثناء وقت نماز برطرف گردد. در صورتى كه امكان خواندن نماز براى آنها باشد، بايد نماز را در وقت آن بخوانند و در صورتى كه در وقت نتوانند نماز را بخوانند، تيمم نمايند. اگر تيمم را ترك نموده و نماز نخوانند، بايد بعد از وقت قضا